WEBVTT

00:00.213 --> 00:10.350
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:10.375 --> 00:15.375
،قوی‌تر از همیشه باشید
.ایران آزاد نزدیکه

00:15.400 --> 00:25.400
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:26.240 --> 00:33.240
مترجم: اشکان هیدی

00:34.830 --> 00:36.000
‫تأثیرگذاران
‫نوشتهٔ ادوارد لوسی-اسمیت

00:37.350 --> 00:39.077
‫هر چه دوست دارم نقاشی می‌کنم، هر
‫وقت دوست دارم، و هر کجا دوست دارم.

00:40.500 --> 00:41.573
‫مردی از برادفورد
‫در میان نخبگان جهان

00:43.300 --> 00:44.367
‫هنرمند پاپ‌آرت، ترک وطن کرد

00:45.400 --> 00:46.433
‫کالیفرنیا از نگاه هاکنی

00:47.600 --> 00:48.600
‫به‌وقت مهمانی!

00:49.200 --> 00:50.200
‫نگاهی دوباره به پسر طلایی دنیای هنر

00:50.600 --> 00:52.100
‫زندگی استودیوییِ
‫هنرمند در میان درختان

00:54.600 --> 00:55.600
‫هاکنی، خوش‌گذرانِ دهه شصتی در آستانه شهرت

00:57.800 --> 00:59.800
‫رهایی از اخلاقیات ریاضت‌طلبانه

01:01.000 --> 01:02.000
‫وقتی ناراحتم، به کار پناه می‌برم

01:03.500 --> 01:04.500
!فاجعه‌ای از هاکنی

01:07.000 --> 01:08.000
‫یک دهه با آثار هاکنی

01:10.000 --> 01:20.000
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:25.200 --> 01:29.200
«شالاپ بزرگ‌تر»

02:59.000 --> 03:02.000
‫ژوئن ۱۹۷۳ - ژنو

03:14.191 --> 03:17.940
‫چطوری می‌تونم جو
‫رو توصیف کنم؟ اون...

03:20.031 --> 03:22.190
‫اون قدبلنده.

03:23.784 --> 03:26.655
‫تقریباً هم‌قد منه.

03:27.830 --> 03:30.072
‫اون خوش‌تیپه.

03:31.667 --> 03:34.586
‫رنگ پوستش شبیه منه.

03:36.464 --> 03:40.379
‫اون شوخ‌طبعه.

03:42.344 --> 03:44.800
‫چون دارم به شوخی‌هات می‌خندم.

03:46.181 --> 03:48.008
‫اون...

03:49.059 --> 03:50.886
‫...جذابه.

03:53.272 --> 03:55.099
‫و...

03:56.525 --> 03:58.352
‫دیگه چی؟

03:58.485 --> 04:02.270
‫اون هنرمنده. تصمیم گرفتم
‫که تو هنرمند باشی، جو.

04:02.406 --> 04:04.779
‫کی این تصمیم رو گرفتی؟

04:06.118 --> 04:08.953
‫- امروز بعدازظهر.
‫- این درست نیست.

04:09.955 --> 04:12.079
‫چرا، فکر می‌کنی قبل‌تر
‫تصمیمش رو گرفتم؟

04:12.207 --> 04:14.912
‫آره، وقتی گفتم
‫از کارت خوشم میاد.

04:17.462 --> 04:23.833
‫نه، بهت میگم کی واقعاً تصمیم
‫گرفتم. شنبه‌شبِ گذشته توی پاریس بود.

04:24.553 --> 04:27.127
‫- چی بود؟
‫- تماشا کردنت.

04:28.098 --> 04:31.182
‫منظورم اینه که، یکم نشئه
‫بودیم، ولی تماشا کردنت

04:31.310 --> 04:35.225
‫بدو بدو کردنت، اول از
‫همه، تمیز کردن اون اتاق.

04:35.647 --> 04:37.474
‫که خیلی خنده‌داره.

04:37.607 --> 04:41.392
‫ولی بعدش، جوری که عکسا رو
‫آوردی بیرون تا بهم نشون بدی.

04:42.362 --> 04:46.360
‫و متوجه شدم که...

04:48.160 --> 04:52.786
‫نمیدونم، متوجه شدم اونا برات یکم بیشتر
‫از چیزی که فکر می‌کردم ارزش دارن.

04:53.498 --> 04:58.837
‫اونا برات بیشتر از گل‌های
‫روی میز ارزش داشتن.

05:04.342 --> 05:06.169
‫اینو فهمیدم.

05:07.500 --> 05:11.266
‫ژوئن ۱۹۷۳ - شمال کنسینگتون
‫لندن

05:25.071 --> 05:28.689
‫هیچ‌کس مثل من توی
‫نقاشی‌هاش بهش کمک نکرد.

05:29.993 --> 05:31.950
‫نمیدونم کجاست.

05:33.204 --> 05:36.704
‫دوران خیلی قشنگی
‫داشتیم. من، اوزی و دیوید.

05:38.710 --> 05:40.786
‫ما همیشه با هم بودیم.

05:42.463 --> 05:45.216
‫وقتی اوزی با سیلیا ازدواج
‫کرد، هیچی عوض نشد.

05:47.260 --> 05:50.013
‫این پیتر بود که
‫واقعاً خوشحالش کرد.

05:50.972 --> 05:52.799
‫واقعاً عاشقش کرد.

05:53.766 --> 05:56.969
‫اون خیلی زیبا بود،
‫مثل یه خدای یونانی.

06:00.440 --> 06:02.350
‫من نمیدونم.

06:02.483 --> 06:06.351
‫همیشه اون شب یادشونه،
‫تو ردیف جلو تو نمایش اوزی.

06:06.487 --> 06:08.397
‫اون، پیتر، سیلیا.

06:09.200 --> 06:12.366
‫می ۱۹۷۱ - دو سال قبل

06:13.200 --> 06:15.492
‫مجموعهٔ کوروم ۱۹۷۱

06:15.500 --> 06:19.027
‫اجرای زنده در کاخ سلطنتی
‫عضوی از گروه رادلی | جادوی سیاه

09:12.004 --> 09:13.831
‫اوزی! آفرین!

09:37.947 --> 09:39.774
‫یا عیسی مسیح!

10:08.185 --> 10:10.012
‫تموم شد.

10:10.854 --> 10:14.307
‫دیشب بهم زنگ زد و گفت
‫پیتر داره ترکش می‌کنه.

10:17.319 --> 10:19.644
‫اونجا باید خیلی
‫اوضاع سنگین باشه.

10:23.158 --> 10:25.068
‫همیشه امیدوار بودم
‫تا ابد دووم بیاره.

10:40.259 --> 10:44.505
‫وقتی عشق به فنا میره،
‫بیشتر از دو نفر عذاب می‌کشن.

13:17.206 --> 13:19.116
‫دیوید؟ کجایی؟

13:20.834 --> 13:23.124
‫چرا اینجا نیستی؟
‫آخه یه عده منتظرن،

13:23.253 --> 13:25.875
‫تو قرار بود طرح‌ها
‫رو برام بیاری.

13:26.799 --> 13:28.625
‫ای بابا، دیوید.

13:30.344 --> 13:33.511
‫دیگه به اندازه‌ی کافی بنّاها اونجا
‫بودن، منم به مردم قول طرح‌ها رو دادم.

13:33.639 --> 13:35.465
‫قرار بود اینجا باشن.

13:36.225 --> 13:39.392
‫تا فردا نمی‌تونی
‫بیاریشون؟ معرکه‌ست.

13:40.270 --> 13:42.346
‫چند تا میاری؟

13:44.066 --> 13:46.106
‫از دست تو پسر.

13:46.234 --> 13:49.687
‫این‌قدر حواست پرت چیزای
‫مختلفه که هیچ‌وقت کارت تموم نمیشه.

13:51.615 --> 13:54.699
‫خیله‌خب. حالا هر
‫چی؛ امشب می‌بینمت؟

13:55.744 --> 13:58.497
‫باشه، خیله‌خب.
‫باشه دیو. خداحافظ.

15:29.500 --> 15:31.847
‫پیتر شلسینگر

16:32.357 --> 16:34.184
‫- الو؟
‫- سیلیا.

16:45.078 --> 16:48.163
‫اوزی این‌ورا پیداش
‫نشده، حالش هم بد بود.

16:48.290 --> 16:52.038
‫مسئله اینه که اوزی طاقت
‫مریضی یا افسردگی رو نداره.

16:52.669 --> 16:55.457
‫می‌ذاره میره. میره
‫طنجه، یا مشغول کار میشه.

16:56.381 --> 16:59.501
‫خیلی هم عالیه، ولی همه‌ش
‫میفته گردن من و سیلیا.

17:01.178 --> 17:03.004
‫اوه، نه!

17:03.138 --> 17:05.214
‫سلام عزیزم.

17:05.348 --> 17:07.887
‫- بند شلوار.
‫- دقیقاً همونیه که لازم داریم.

17:08.018 --> 17:10.308
‫ببین پتی، این همه
‫بند شلوار رنگی.

17:10.771 --> 17:12.763
‫راستش قبلاً اینا رو ندیده بودم.

17:12.898 --> 17:15.389
‫اینا مال دیوید و من و سیلیاست.

17:15.525 --> 17:17.732
‫این یکی دکمه داره.

17:18.570 --> 17:20.397
‫قراره از اونا
‫استفاده کنیم؟ باشه.

17:20.530 --> 17:23.449
‫آره، بعضی‌هاشون
‫گیره دارن. ببین، راحته.

17:24.242 --> 17:26.117
‫چطوری؟

17:26.953 --> 17:28.863
‫خیلی کلافه‌ام. تقریباً
‫همه‌ش تموم شده،

17:28.997 --> 17:31.750
‫چون این سه تا مونده به آخره.

17:31.875 --> 17:33.750
‫دو تای دیگه هم باید انجام بدم.

17:35.503 --> 17:37.414
‫و قراره خیلی قشنگ بشه.

17:37.547 --> 17:39.422
‫این قشنگه.

17:40.008 --> 17:42.048
‫یکی دو تا لباس توی راهرو دیدم

17:42.177 --> 17:44.169
‫و واقعاً فوق‌العاده بودن.

17:44.304 --> 17:46.214
‫آره، باید اون یکی رو
‫ببرم خونه برای سیلیا.

17:48.141 --> 17:50.550
‫آره، دیگه کار زیادی نداره.

17:50.685 --> 17:52.560
‫دیگه تمومه.

17:54.939 --> 17:56.766
‫این قشنگه.

17:58.526 --> 18:00.436
‫می‌خوام ببرمش خونه برای سیلیا.

18:00.570 --> 18:03.275
‫- الان؟ الان باید بریم؟
‫- او‌هوم. آره.

18:12.498 --> 18:15.369
‫کارم همینه. باید برای درمان

18:15.960 --> 18:17.787
‫برم کالیفرنیا.

18:18.379 --> 18:20.289
‫مثل یه آب‌گرم در نظر بگیرش.

18:25.845 --> 18:28.170
‫آره. حالا چی می‌تونیم بزنیم؟

18:30.725 --> 18:33.264
‫- چی، الان؟
‫- نه، منظورم اونجا بود.

18:33.394 --> 18:36.147
‫اگه... اگه داری میری برای درمان.

18:36.564 --> 18:38.391
‫خب...

18:39.108 --> 18:40.935
‫نمیدونم.

18:47.366 --> 18:49.608
‫نه، من... فکر کنم...

18:49.744 --> 18:52.117
‫موضوع اینه که همیشه فکر می‌کنم

18:52.913 --> 18:55.287
‫نوستالژی یه جورایی یه ذره

18:57.043 --> 19:01.503
‫منحطانه است، یه جورایی، ولی با این
‫حال همیشه برمی‌گردم به همون جاها.

19:01.630 --> 19:05.628
‫می‌بینم که همیشه میرم به...

19:07.553 --> 19:11.468
‫منظورم اینه که، همیشه
‫میرم کالیفرنیا یا تو فرانسه‌ام.

19:11.599 --> 19:14.138
‫همیشه میرم به همون جاها.

19:14.268 --> 19:16.095
‫تمایل دارم که...

19:17.187 --> 19:20.854
‫خیلی وقته که به یه
‫جای واقعاً متفاوت نرفتم.

19:20.983 --> 19:22.810
‫منظورم اینه که، به جز...

19:23.485 --> 19:26.570
‫- رفتی کورسیکا.
‫- ...ژاپن. مطمئن نیستم اون یه...

19:26.989 --> 19:30.240
‫هرچند فکر نمی‌کنم اون‌قدرها
‫هم متفاوت بوده باشه.

19:31.618 --> 19:34.157
‫و برگشتن به...

19:35.497 --> 19:38.914
‫فکر کنم برگشتن به
‫کالیفرنیا برای کار...

19:40.252 --> 19:45.412
‫نمیدونم، یه چیزی در موردش
‫هست که آدم رو پس میزنه.

19:45.966 --> 19:49.584
‫و بعد یه چیزی هم در موردش
‫هست که خیلی هیجان‌انگیزه.

19:50.762 --> 19:51.878
‫چون حتماً تغییر کرده.

19:52.014 --> 19:53.840
‫حدس می‌زنم

19:53.974 --> 19:57.722
‫که تو این چهار سالی
‫که از اونجا رفتم،

19:57.853 --> 20:00.059
‫واقعاً خیلی تغییر کرده.

20:01.481 --> 20:03.522
‫خب، پس این یه درمانه.

20:04.985 --> 20:08.484
‫میشه درمان حسابش کرد، چون با خودت
‫میگی: «دیگه هیچ‌وقت نمی‌خوام برگردم.»

20:08.613 --> 20:12.315
‫یا اینکه می‌مونی، و گمان
‫نمی‌کنم من هیچ‌وقت موندنی بشم.

20:12.993 --> 20:14.868
‫- اونجا تجربه جدیدی داشتی؟
‫- حتی وقتی ازش خوشم می‌اومد،

20:14.995 --> 20:17.403
‫هیچ‌وقت حس نکردم که
‫می‌خوام بمونم. زنده‌اش کن.

20:20.542 --> 20:22.369
‫همم.

20:22.752 --> 20:26.252
‫میدونی، فکر کنم اون
‫خیال‌پردازی دیگه کاملاً تموم شده.

20:27.340 --> 20:29.167
‫تو این‌طور فکر می‌کنی؟

20:29.301 --> 20:31.175
‫- مطمئن نیستم.
‫- نمیدونم. نمیدونم،

20:31.303 --> 20:33.129
‫چون هیچ‌وقت اونجا نبودم.

20:33.263 --> 20:36.514
‫کاش متقاعد می‌شدم
‫که همه‌اش تموم شده.

20:37.892 --> 20:39.767
‫- من که نیستم.
‫- خب...

24:05.300 --> 24:08.813
‫سپتامبر ۱۹۷۱

26:24.027 --> 26:26.233
‫مک‌تولیپس قراره گل‌های لالۀ

26:26.404 --> 26:29.323
‫تو گلدون‌های چوبی لاکی
‫کوچیکم، حسابی بزرگ بشه.

26:29.616 --> 26:31.443
‫میک این‌طوری گفت.

26:31.576 --> 26:33.783
‫شاید درختا خیلی بزرگن.

26:34.454 --> 26:36.744
‫می‌تونیم ببریمشون و
‫شاخه‌هاشون رو بفروشیم.

26:36.873 --> 26:39.993
‫که با لاله‌ها ست بشن. خب،
‫میک این‌طوری فکر می‌کنه.

26:41.628 --> 26:45.875
‫خب، به نظر من که خیلی قشنگن،
‫برام مهم نیست هر ننه قمری چی می‌گه.

27:02.232 --> 27:04.058
‫نمی‌دونم.

27:04.192 --> 27:07.894
‫وقتی عشق به فنا میره،
‫بیشتر از دو نفر عذاب می‌کشن.

27:16.287 --> 27:18.114
‫سلام!

27:25.880 --> 27:28.040
‫باز داشتی به موهات می‌رسیدی؟

27:28.925 --> 27:30.800
‫خب...

27:30.927 --> 27:34.344
‫بایستی چند تا تیکه دیگه رو
‫پیش دیوید درست می‌کردم.

27:38.601 --> 27:41.888
‫- یه عکس بگیرم؟
‫- باشه. آره.

27:53.115 --> 27:55.108
‫پس باید بیام و نقاشی رو ببینم.

27:55.243 --> 27:57.484
‫- می‌دونم، هنوز ندیدیش.
‫- می‌دونم.

28:01.832 --> 28:05.499
‫- موهاش رو توش نقاشی کردی؟
‫- نه چندان خوب. چون راستش،...

28:05.628 --> 28:08.119
‫- عکس خوبی ازش نداشتم.
‫- اوه.

28:09.173 --> 28:11.664
‫خب، واقعاً باید
‫زود بیام سر بزنم.

28:12.635 --> 28:14.841
‫همش وعده، همش وعید.

28:30.778 --> 28:33.317
‫- موهای اونم درست کردی؟
‫- آره.

28:35.115 --> 28:37.275
‫یه ساله موهاش رو کوتاه نکرده.

28:38.869 --> 28:41.075
‫فقط تهشون موخوره می‌گیره.

28:43.791 --> 28:45.617
‫خب...

28:49.671 --> 28:51.878
‫خب، چه شکلی شده پس؟

28:54.510 --> 28:56.883
‫- منظورت اونجاست؟
‫- اومم.

28:57.012 --> 29:00.049
‫فکر کنم اتاق نشیمن خیلی دلگیره.

29:00.182 --> 29:02.803
‫من که میگم مثل دخمه می‌مونه.

29:05.103 --> 29:06.978
‫ولی،...

29:09.149 --> 29:12.601
‫فکر کنم باید همه‌اش رو
‫داغون کنه. تو چی فکر می‌کنی؟

29:14.363 --> 29:16.487
‫خب، تا حالا بارها داغون شده.

29:16.615 --> 29:19.901
‫خب...

29:20.869 --> 29:24.368
‫آره، به نظرم واقعاً باید اون
‫فرش رو از اون اتاق جمع کنن.

29:24.498 --> 29:26.657
‫یا همه‌اش رو قهوه‌ای کنن.

29:27.626 --> 29:29.618
‫این بهترین کاره.

29:29.753 --> 29:31.580
‫می‌دونم.

29:31.713 --> 29:35.925
‫گفتم مشکل از پرده‌هاست.
‫به نظرم خیلی...

29:36.051 --> 29:38.210
‫- سنگینن.
‫- ...طبقه متوسطی‌ان.

29:40.263 --> 29:42.304
‫یه جورایی.

29:42.432 --> 29:45.007
‫ولی اون گفت بدون
‫اونا خیلی بد میشه.

29:45.143 --> 29:47.100
‫گفت اصلاً نمی‌تونی
‫همچین کاری کنی،

29:47.229 --> 29:50.313
‫چون اون... کرکره‌ها
‫واقعاً افتضاح به نظر میان.

29:50.815 --> 29:53.520
‫- پرده‌ها؟ قبلاً عاشق پرده‌ها بود.
‫- آره.

29:57.489 --> 30:00.608
‫خب، قطعاً باید عوضش کنه،

30:00.742 --> 30:03.744
‫چون الان یه جورایی

30:04.788 --> 30:06.662
‫شبیه اتاق انتظار شده.

30:06.790 --> 30:08.664
‫و بهتره اون خانوم
‫کوچولو رو بیاره،

30:08.792 --> 30:11.496
‫و همه اون گیاه‌های قشنگ
‫رو دور هم جمع کنه.

30:11.628 --> 30:13.455
‫آقای پنجه‌سبز.

30:14.297 --> 30:16.706
‫ولی فکر نکنم هیچ‌وقت،
‫یه جورایی، بره تو نخش.

30:16.841 --> 30:19.546
‫فکر کنم بره، اگه همه‌مون...

30:20.887 --> 30:23.640
‫فکر نمی‌کنی وقت تلف کردنه؟

30:26.309 --> 30:28.219
‫خب، دوست داره بقیه
‫دوسش داشته باشن.

30:28.353 --> 30:30.477
‫ولی این‌طور نیست،
‫واسه همین نگرانش می‌کنه.

30:30.605 --> 30:32.764
‫و دوست داره مردم بیان اونجا.

30:32.899 --> 30:35.473
‫و می‌دونه که همه‌مون
‫خیلی سخت‌گیریم،

30:36.152 --> 30:38.561
‫و عشقِ مدهای کوچولوایم.

30:38.696 --> 30:40.523
‫و واسه همین،

30:41.282 --> 30:44.402
‫اگه دوستاش اونجا رو
‫دوست نداشته باشن، و اون...

30:44.535 --> 30:46.695
‫نمی‌دونم، فکر کنم به
‫خاطر همون انجامش بده.

30:46.829 --> 30:48.656
‫اومم.

30:49.457 --> 30:51.616
‫نه، اون... فکر نکنم الان شبا

30:51.751 --> 30:53.875
‫از نشستن اونجا لذت ببره.

30:58.500 --> 31:01.373
‫اکتبر ۱۹۷۱

34:13.100 --> 34:16.225
‫نوامبر ۱۹۷۱

34:32.428 --> 34:34.338
‫- الو.
‫- سلام دیو. هنری‌ام.

34:53.866 --> 34:55.693
‫- چه خبر رفیق؟
‫- چطوری؟

35:20.142 --> 35:24.270
‫یه دوره‌ای که افسرده بودم.

35:24.396 --> 35:26.223
‫روی... روی نقاشی تأثیر گذاشت؟

35:26.356 --> 35:28.183
‫خب...

35:28.317 --> 35:31.769
‫من که این‌طور فکر نمی‌کنم.
‫مو این‌طوری فکر می‌کنه. یه کم.

35:35.991 --> 35:38.660
‫می‌دونستم... حس می‌کنم
‫وقتایی هست که یه کم...

35:38.785 --> 35:41.573
‫واقعاً به عنوان یه هنرمند
‫توی لندن احساس تنهایی می‌کنم.

35:42.706 --> 35:47.001
‫چون حقیقت اینه که واقعاً

35:47.127 --> 35:51.422
‫هنرمندای خیلی کمی هستن
‫که شبیه من کار کنن...

35:51.548 --> 35:56.210
‫منظورم اینه که، هنرمندای خیلی کمی
‫واقعاً به ایده‌هایی که من دارم علاقه دارن.

35:58.471 --> 36:00.382
‫در مورد نیویورک جدی هستی؟

36:00.515 --> 36:02.971
‫آره، فکر کنم... می‌دونی،
‫تو همین پنج دقیقه‌ی گذشته

36:03.101 --> 36:05.177
‫خودم رو قانع کردم.

36:05.312 --> 36:07.553
‫فکر کنم واقعاً این کار رو بکنم.

36:07.689 --> 36:10.607
‫من... می‌دونی، می‌خواستم
‫زودتر از اینا برم...

36:10.734 --> 36:13.688
‫یعنی، قصدم این
‫بود که ژانویه برم،

36:13.820 --> 36:15.647
‫و بعد نظرم عوض شد.

36:15.780 --> 36:17.607
‫بعدش جدی به فکر
‫رفتن به پاریس افتادم.

36:17.741 --> 36:19.567
‫- اومم.
‫- برم پاریس، واسه دو سه ماه.

36:19.701 --> 36:22.489
‫بعد با خودم گفتم، "اوه، صبر کن،
‫تنها چیزی که نصیبم می‌شه غذاشه."

36:22.620 --> 36:24.447
‫منظورم اینه که، اونجا
‫نمی‌تونم با کسی حرف بزنم.

36:24.581 --> 36:26.407
‫اگه می‌خوای بری پاریس،
‫باید سنگین نقاشی کنی،

36:26.541 --> 36:28.451
‫و... و همه‌ی اون کارایی
‫که اونا می‌کنن رو انجام بدم.

36:28.585 --> 36:31.954
‫ولی بعدش، دقیقه‌ی
‫نود، تصمیم گرفتم...

36:32.547 --> 36:34.504
‫خب، یه بخشیش به خاطر این
‫بود که فقط تو نخ اون عکسا بودم،

36:34.632 --> 36:37.385
‫تصمیم گرفتم نرم نیویورک و...

36:37.510 --> 36:39.716
‫ولی فکر کنم وقتی اینا
‫رو تموم کنم، شاید...

36:39.846 --> 36:42.005
‫یکی از چیزای جالب درباره‌ی
‫رفتن به نیویورک اینه که

36:42.140 --> 36:45.888
‫باید با ادوارد هاپر و چارلز
‫شیلر و میلتون ایوری رقابت کنی.

36:46.019 --> 36:49.601
‫کسایی که با نیویورک به عنوان... به
‫عنوان یه درون‌مایه برخورد کردن...

36:49.731 --> 36:51.557
‫- اینو می‌دونم.
‫-...یه جوری که

36:51.691 --> 36:53.518
‫هیچ‌کس واقعاً کالیفرنیای
‫جنوبی رو نقاشی نکرده.

36:53.651 --> 36:56.320
‫تو الان نقاش
‫کالیفرنیای جنوبی هستی،

36:56.446 --> 36:59.732
‫و نیویورک سابقه‌ی طولانی‌ای
‫تو سوژه نقاشی شدن داره.

36:59.866 --> 37:02.321
‫و دلم می‌خواد ببینم چیکار
‫می‌کنی... با اون چیکار می‌کنی.

37:05.955 --> 37:08.873
‫و احتمالاً تهش روزی هشت نه
‫ساعت تو نیویورک کار می‌کنی،

37:09.000 --> 37:11.870
‫و بعدش... و بعدش، می‌ری
‫کلاب‌گردی، یا هر چی که هست.

37:12.003 --> 37:16.499
‫ببین، من... واقعاً
‫دلم می‌خواد، دوباره.

37:16.632 --> 37:18.507
‫یعنی، دلم می‌خواد...

37:18.634 --> 37:20.461
‫حقیقتش اینه که، من واقعاً...

37:20.594 --> 37:22.587
‫یعنی، واقعاً از نقاشی لذت می‌برم.

37:22.722 --> 37:24.714
‫واقعاً از اینکه فقط یه
‫گوشه کار کنم لذت می‌برم.

37:26.350 --> 37:28.177
‫آره، فکر کنم برم.

37:29.186 --> 37:31.346
‫حق با توئه. باید برم.

37:35.000 --> 37:38.054
‫دسامبر ۱۹۷۱

38:02.970 --> 38:04.797
‫از وقتی هنری رفته اروپا

38:04.930 --> 38:08.466
‫اون دست به اون نقاشی استخر نزده.
‫الان دیگه فقط انگار داریم وقت تلف می‌کنیم.

38:18.861 --> 38:20.687
‫این رو کجا کشیدی، پاتریک؟

38:20.821 --> 38:25.151
‫یه شب تو زیرزمینِ خیابون منچستر.

38:25.284 --> 38:27.110
‫نمای قشنگیه.

38:27.244 --> 38:29.071
‫مثلاً قراره عاشق هم باشن.

38:35.460 --> 38:40.704
‫اوه، من... اون یکی رو
‫هفته‌ی پیش تو ونیز کشیدم.

38:41.216 --> 38:43.043
‫- هفته‌ی پیش؟
‫- آره.

38:43.176 --> 38:45.003
‫- هفته‌ی پیش اونجا بودی؟
‫- آره.

38:45.137 --> 38:48.423
‫راستش دو تا بوم کوچیک داشتم

38:48.557 --> 38:51.345
‫و اونا رو رو به روی
‫هم آوردم، می‌دونی؟

38:51.476 --> 38:52.722
‫با چوب‌پنبه‌های کوچیکی که
‫توشون پونز فرو شده بود...

38:52.853 --> 38:55.807
‫- اوه، آره، می‌دونم.
‫-...که اون سوراخای وحشتناک رو درست می‌کنه.

38:55.939 --> 38:59.226
‫اون... می‌دونی، اثر سفیدی
‫که اونجا روی دریا گذاشتی؟

38:59.359 --> 39:00.687
‫آره.

39:00.819 --> 39:03.310
‫- اول بوم سفید رو گذاشتی بمونه.
‫- آره.

39:03.446 --> 39:05.273
‫- بعدش روش سفید زدی...
‫- آره.

39:05.407 --> 39:07.233
‫...وقتی رهاش کردی.

39:07.951 --> 39:10.241
‫- اون...
‫- بوم کاملاً خاکستریه.

39:10.996 --> 39:13.404
‫- اوه، منظورت اولِ کاره؟
‫- آره.

39:14.290 --> 39:17.873
‫اون... به نظرم خیلی
‫تاثیرگذاره. عاشقشم.

39:18.878 --> 39:22.829
‫جوری که انجام شده. با اینکه
‫دریا اون بالا عجیب به نظر می‌رسه،

39:22.966 --> 39:24.876
‫خیلی تاثیرگذاره.

39:25.635 --> 39:28.304
‫عاشق حس و حالشم. مثل...

39:28.847 --> 39:30.673
‫فکر کنم یه کم شبیه
‫کارای سارجنت هم هست.

39:30.807 --> 39:32.634
‫- از سارجنت خوشت می‌آد؟
‫- چقدر عالی. آره، خوشم می‌آد.

39:51.077 --> 39:55.205
‫فکر می‌کنی بتونی تا ساعت
‫۱۱ منو برسونی اداره گذرنامه؟

39:55.331 --> 39:57.787
‫اه، ساعت ۱۱، آره. آره.

39:57.917 --> 39:59.744
‫من الان...

39:59.877 --> 40:02.796
‫الان دارم میرم به...

40:03.965 --> 40:09.553
‫کیه؟ جیمی آستور، برای
‫دیدن اون نقاشی پاتریک.

40:09.679 --> 40:11.589
‫نقاشی من از پاتریک.

40:11.722 --> 40:13.846
‫چرا... چرا داری میری اونو ببینی؟

40:14.433 --> 40:16.260
‫من فقط...

40:17.228 --> 40:19.601
‫راستش فقط فکر کردم که...

40:20.439 --> 40:22.729
‫الان برم یه نگاه دیگه بهش
‫بندازم. مطمئن نیستم چرا.

40:22.858 --> 40:24.982
‫فقط فکر کردم،...

40:25.111 --> 40:29.108
‫بعدش می‌خوام برم پیش
‫سیلیا. این کار رو می‌کنم.

40:29.240 --> 40:31.067
‫میریم... سر راه پیاده‌ت می‌کنم.

40:31.200 --> 40:33.027
‫باشه، حتماً.

40:34.578 --> 40:36.785
‫خب دیوید، باهام صادق باش.

40:36.914 --> 40:39.749
‫من نگرانم، سیلیا هم نگرانه.

40:40.709 --> 40:42.999
‫قراره تو نیویورک بمونی؟

40:43.129 --> 40:46.213
‫چون اون مکالمه‌ای که
‫با هنری داشتی رو شنیدم.

40:46.507 --> 40:48.334
‫نه.

40:49.301 --> 40:51.710
‫- نه.
‫- مطمئنی نه؟

40:52.763 --> 40:54.590
‫نه. یعنی، نمی‌مونم.

40:54.723 --> 40:57.642
‫نه، اونجا نمی‌مونم.
‫نمی‌تونم اونجا بمونم.

40:58.227 --> 41:00.054
‫واقعاً.

41:00.187 --> 41:02.014
‫- اوم.
‫- نگران نباش.

41:02.147 --> 41:04.022
‫باشه.

41:04.149 --> 41:06.060
‫می‌دونی چقدر آدمِ
‫الکی‌نگرانی هستم.

43:16.250 --> 43:19.884
‫مارس ۱۹۷۲

47:16.852 --> 47:18.679
‫جیمی.

47:18.812 --> 47:20.639
‫مارک، این طرف.

47:21.440 --> 47:23.730
‫درد داشت.

47:23.859 --> 47:25.769
‫اوه، امروز اینجا توی
‫استخر حال نمیده؟

47:25.903 --> 47:27.777
‫خر تب میکنه.

47:27.905 --> 47:30.064
‫گفتی اسمت چی بود؟ پیتر؟

47:30.199 --> 47:32.440
‫سلام.

47:32.576 --> 47:34.486
‫دوست داری با ما بازی کنی؟

48:46.232 --> 48:48.059
‫بیاین این طرف.

49:51.589 --> 49:54.210
‫پیتر! پیتر!

52:18.901 --> 52:21.523
‫وقتی دیدم چیکار
‫کرده، زبونم بند اومد.

52:21.654 --> 52:23.896
‫منظورم اینه که، سه
‫هفته تا نیویورک مونده.

52:25.741 --> 52:27.568
‫هرچند، داشتم فکر می‌کردم.

52:27.702 --> 52:30.786
‫طرح‌های پلنگی،
‫یوزپلنگ‌ها، این دفعه ایده منه.

52:30.913 --> 52:33.322
‫می‌تونه قشنگ بشه و
‫واقعاً خوب از آب دربیاد.

52:33.833 --> 52:37.084
‫می‌تونن دو فوت ارتفاع داشته
‫باشن و با شن قهوه‌ای تموم بشن

52:37.211 --> 52:39.038
‫تا یه بافت عالی پیدا کنن.

52:42.758 --> 52:44.585
‫البته، میک نمی‌خواست چیزی بدونه.

52:48.180 --> 52:51.467
‫این ایده دیوونه‌وار رو داره که
‫دوباره نقاشی استخر رو بکشه.

52:52.727 --> 52:56.262
‫خب، منظورم اینه که، کازمین میگه همین
‫الانشم واقعاً به اندازه کافی نقاشی موجوده.

52:57.106 --> 52:59.859
‫ولی مثل قدیما داره
‫خیلی جدی پیش میره.

53:00.234 --> 53:03.437
‫تونی ریچاردسون رو راضی کرده که
‫استخرش رو تو جنوب فرانسه بهمون قرض بده.

53:03.600 --> 53:06.600
‫چهار روز بعد

53:13.122 --> 53:16.124
‫اون روی عکس‌هاش خیلی حساسه.

53:16.250 --> 53:18.492
‫اگه یکی رو جا
‫می‌ذاشتم، زود می‌فهمید.

53:20.496 --> 53:28.089
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

53:29.430 --> 53:31.304
‫جان خیلی خوب بود.

53:31.432 --> 53:33.887
‫دو روز تمام، با شورتش شیرجه
‫می‌زد تو، بدون هیچ حرفی.

53:34.017 --> 53:35.844
‫و اونم هی عکس می‌گرفت.

53:38.897 --> 53:40.854
‫بعدش سرش خورد به کف
‫و مجبور شدیم جلوشو بگیریم.

53:44.862 --> 53:46.819
‫ولی از دستم راضی نیست.

53:48.031 --> 53:49.858
‫قرار نیست از من استفاده کنه.

53:51.618 --> 53:53.908
‫خب، فکر کنم من
‫فقط یه جایگزین بودم.

53:54.037 --> 53:55.948
‫میگه موهام خوب نیست.

53:58.917 --> 54:00.910
‫خب، به نظر من که همه‌شون قشنگن.

54:02.170 --> 54:05.504
‫میگه تا ۱۰ روز دیگه
‫می‌تونه دوباره ردیفش کنه...

54:05.632 --> 54:07.839
‫که بتونه آقای کت‌صورتی رو بیاره.

55:37.557 --> 55:39.383
‫خانم‌ها و آقایان،

55:39.517 --> 55:43.515
‫به مسابقه‌ی دختر شایسته‌ی
‫جهان، سال ۱۹۷۲ خوش اومدین.

55:46.065 --> 55:50.193
‫همه‌مون خیلی خوش‌شانسیم
‫که امشب اینجاییم،

55:50.319 --> 55:55.113
‫و این فرصت رو داریم
‫که زنده و از نزدیک،

55:55.241 --> 55:58.195
‫زیباترین دخترهای دنیا رو ببینیم.

55:58.327 --> 56:03.286
‫برگزارکننده‌ها یه سال تمام
‫کل دنیا رو زیر و رو کردن

56:03.416 --> 56:06.417
‫تا زیباروهای مناسبی رو
‫برای مسابقه‌ی امشب پیدا کنن.

56:12.424 --> 56:14.251
‫و حالا نوبت می‌رسه
‫به دختر شایسته‌ی هاکنی.

56:14.385 --> 56:17.802
‫بله خانم‌ها و آقایان،
‫دختر شایسته‌ی هاکنی.

56:18.180 --> 56:21.679
‫فوق‌العاده نیست؟
‫فوق‌العاده نیست؟

56:23.477 --> 56:26.348
‫توی یه بالن به دنیا اومده...

56:26.480 --> 56:28.390
‫...محل اقامت ثابتی نداره.

56:33.445 --> 56:36.364
‫اون لباسش رو یه شاهکار
‫گل‌گلی توصیف می‌کنه

56:36.490 --> 56:41.781
‫که با پارچه‌ای با بافت درشت، کار دست
‫بومی‌های تریستان دا کونا، دوخته شده.

56:41.912 --> 56:44.533
‫تریستان دا کونا،
‫خانم‌ها و آقایان.

56:45.165 --> 56:48.831
‫و حالا خانم‌ها و آقایان،
‫دختر شایسته‌ی میفر.

56:48.961 --> 56:52.330
‫خدای من، عکاس‌ها
‫دارن دورش جمع می‌شن.

56:53.674 --> 56:56.082
‫چه دختر دوست‌داشتنی‌ای.
‫دامنش رو زد بالا!

56:56.218 --> 56:58.045
‫دامنش رو زد بالا!

56:58.178 --> 57:00.053
‫داره به همه نشون می‌ده...

57:02.349 --> 57:04.176
‫داره می‌آد.

57:04.309 --> 57:09.220
‫خانم‌ها و آقایان، می‌خوام
‫میس‌سی‌سی‌پی رو بهتون معرفی کنم.

57:13.110 --> 57:14.936
‫چه دختر دوست‌داشتنی‌ای.

57:27.124 --> 57:32.201
‫گفته می‌شه اون یکی از تنها
‫زن‌های ۲۱ ساله‌ی ریش‌داره

57:32.337 --> 57:34.247
‫که امروزه توی این کشور
‫وجود داره، خانم‌ها و آقایان.

57:34.381 --> 57:37.085
‫لطفاً یه دست مرتب
‫برای میس‌سی‌سی‌پی بزنین.

57:47.268 --> 57:49.843
‫و حالا خانم‌ها و آقایان،

57:49.979 --> 57:52.435
‫لحظه‌ای که همه‌تون منتظرش بودین.

57:52.565 --> 57:55.400
‫با کمال افتخار

57:56.361 --> 57:57.440
‫اعلام می‌کنم

57:58.154 --> 58:01.357
‫که دختر شایسته‌ی جهان ۱۹۷۲

58:02.867 --> 58:06.569
‫اهل یورکشایره. دختر
‫شایسته‌ی یورکشایر!

58:09.165 --> 58:12.167
‫داره روی تختش می‌شینه.

58:13.002 --> 58:16.834
‫مطمئنم که برای همه‌تون سخته

58:16.965 --> 58:18.791
‫که جلوی اشکتون رو بگیرین

58:18.925 --> 58:22.757
‫توی این لحظه‌ی بسیار
‫بسیار احساسی و قشنگ.

58:22.971 --> 58:27.799
‫دختر شایسته‌ی یورکشایر امشب
‫باید خیلی خیلی خوشحال باشه.

58:28.518 --> 58:31.270
‫اینم از این، داره
‫تاج رو می‌ذاره سرش.

58:31.979 --> 58:33.854
‫این، خانم‌ها و آقایان،

58:33.981 --> 58:40.648
‫احتمالاً یکی از بزرگترین لحظاتیه که یه
‫دختر جوون می‌تونه توی کل زندگیش داشته باشه.

59:48.931 --> 59:50.758
‫فقط یه بار دیگه بهم نگاه کن.

01:02:14.575 --> 01:02:16.402
‫-سلام.
‫- منم مو.

01:02:25.878 --> 01:02:27.705
‫در مورد اومدن به نیویورک چی؟

01:02:27.838 --> 01:02:29.713
‫چرا نمی‌تونی بیای؟

01:02:30.758 --> 01:02:32.585
‫چون نمی‌تونم.

01:02:32.718 --> 01:02:35.471
‫اوه، اگه می‌تونستی
‫بیای خیلی بهتر می‌شد.

01:02:35.596 --> 01:02:37.636
‫یه دوست کوچولو.

01:02:37.765 --> 01:02:40.256
‫می‌دونم. همه‌ی
‫اون بچه‌ کوچولوها.

01:02:40.934 --> 01:02:43.639
‫نه، واقعاً الان نمی‌تونم بیام.

01:02:45.522 --> 01:02:50.102
‫اون هنوز چیزی نمی‌گه و
‫چشم بهم بزنی وقت رفتنه.

01:04:23.745 --> 01:04:25.737
‫خودت که می‌دونی اونجا
‫چطوری از راه به در می‌شی.

01:04:25.872 --> 01:04:29.075
‫همه‌ی شب‌گردی‌هات توی کلاب‌ها
‫و کار خیلی کمی که انجام می‌شه.

01:04:29.208 --> 01:04:32.293
‫خب، راستش خیلی وقته که
‫نرفتم، واقعاً، واسه همین، اوم...

01:04:32.420 --> 01:04:34.295
‫دقیقاً واسه همینه
‫که دارم بهت می‌گم.

01:04:34.422 --> 01:04:36.000
‫و به هر حال من دیگه
‫دارم می‌رم نیویورک.

01:04:36.132 --> 01:04:38.671
‫من نیویورک رو به اندازه‌ی
‫کالیفرنیا دوست ندارم.

01:04:41.012 --> 01:04:43.218
‫نه، برمی‌گردم.

01:04:45.183 --> 01:04:47.508
‫بدم می‌آد هی در مورد نیاز
‫به کار کردن بهت پیله کنم،

01:04:47.643 --> 01:04:50.681
‫اونم درست وقتی که یه سری کار رو
‫برای نمایشگاه اونجا تموم کردی، اما...

01:04:51.731 --> 01:04:56.061
‫از لیستم اینجا خبر داری که
‫هر از گاهی بهش سر می‌زنم.

01:04:56.194 --> 01:04:59.527
‫یه عالمه آدم منتظر
‫نقاشی‌ها هستن،

01:04:59.655 --> 01:05:02.490
‫و با سرعت فعلی، سالی
‫حدود شش تا گیرمون می‌آد.

01:05:06.829 --> 01:05:08.704
‫خب، خیلی بده، نه؟

01:05:08.831 --> 01:05:11.405
‫منظورم اینه که، چیکار
‫کنم؟ چیکار می‌تونم بکنم؟

01:05:11.542 --> 01:05:13.583
‫خب، اوم...

01:05:14.879 --> 01:05:17.287
‫فکر کنم اونایی که خیلی طول
‫می‌کشن باعث می‌شن عقب بیفتی،

01:05:17.423 --> 01:05:19.832
‫که بدترین جنبه‌شه.

01:05:19.967 --> 01:05:21.794
‫منظورم اینه، مثل
‫نقاشی پیتر، که...

01:05:21.927 --> 01:05:23.802
‫ولی از چی عقبم می‌ندازه؟

01:05:23.929 --> 01:05:27.049
‫منظورم فقط اینه که، شش
‫ماه وقت صرف کار می‌کنی

01:05:28.017 --> 01:05:30.887
‫قبل از اینکه به چیزی
‫که هدفت بوده برسی.

01:05:32.104 --> 01:05:35.770
‫خب، منظورم اینه که،
‫واقعاً این چه اشکالی داره؟

01:05:37.318 --> 01:05:39.939
‫خب، اغلب به نظر می‌رسه
‫خودت رو هم ناراحت می‌کنه.

01:05:40.070 --> 01:05:44.068
‫منظورم اینه که، تو واقعاً از اون شش
‫ماهی که روی نقاشی کار کردی لذت نبردی.

01:05:46.410 --> 01:05:49.198
‫آره، ولی بعدش توی دو
‫هفته دوباره انجامش دادم.

01:05:49.330 --> 01:05:52.414
‫کاملاً درسته، که همون
‫بخشیه که بیشتر یادت می‌مونه.

01:05:52.875 --> 01:05:54.702
‫آره، ولی منظورم اینه که
‫نمی‌تونی... نمی‌تونستی...

01:05:54.835 --> 01:05:57.208
‫نمی‌تونستم توی
‫اون مدت انجامش بدم

01:05:57.337 --> 01:06:00.339
‫-مگه اینکه همه‌ی اون وقت رو سرش تلف می‌کردی...
‫- آره.

01:06:00.466 --> 01:06:02.791
‫...روی اون یکی.
‫منظورم اینه که همه‌ش...

01:06:02.926 --> 01:06:05.335
‫منظورم اینه که اون یه دونه
‫نقاشی که دو هفته طول کشید

01:06:05.471 --> 01:06:08.009
‫-در واقع شش ماه و دو هفته طول کشید.
‫- آره، کاملاً درسته.

01:06:09.850 --> 01:06:11.677
‫چیزی که می‌خوام
‫بگم، دیوید، اینه که

01:06:12.019 --> 01:06:15.518
‫نگرانی اصلیم اینه که کی
‫قراره یه نمایشگاه داشته باشم.

01:06:17.149 --> 01:06:19.059
‫یادم نمی‌آد آخرین
‫بار کی یکی داشتیم.

01:06:19.192 --> 01:06:21.683
‫البته، نمایشگاه
‫وایت‌چپل رو داشتیم.

01:06:21.820 --> 01:06:24.525
‫ولی توی اون فقط
‫یه نقاشی جدید بود.

01:06:25.198 --> 01:06:27.191
‫نمایشگاه طراحی داشتیم،
‫نمایشگاه چاپ داشتیم.

01:06:27.326 --> 01:06:29.152
‫ولی توی لندن نمایشگاهی نداشتیم

01:06:29.286 --> 01:06:31.991
‫از نقاشی‌هات توی
‫گالری از وقتی که...

01:06:33.040 --> 01:06:35.910
‫از وقتی که نمایشگاه یک
‫شتک بزرگتر برگزار شد.

01:06:37.043 --> 01:06:40.211
‫تو نمی‌دونی چه فشاری روی منه
‫از طرف آدمایی که بدشون میاد از

01:06:41.131 --> 01:06:45.426
‫این ایده که عکس‌های جدیدت
‫که خیلی مشتاق دیدنشون هستن،

01:06:46.845 --> 01:06:49.135
‫ندیده از این کشور خارج بشن.

01:06:49.890 --> 01:06:51.716
‫ولی اونا همش میان
‫و مدام ازم می‌پرسن

01:06:51.850 --> 01:06:54.685
‫که کی قراره نمایشگاه برگزار
‫بشه، کی می‌تونن یکی بخرن.

01:06:57.439 --> 01:07:00.357
‫وقتی می‌بینم داری میری
‫و... کار خیلی سخت میشه.

01:07:02.652 --> 01:07:06.401
‫دقیقاً نمی‌فهمم چطوری داری برای
‫کار و وقتت برنامه‌ریزی می‌کنی.

01:07:08.616 --> 01:07:11.570
‫من... فکر کنم دیگه برم. باشه؟

01:07:44.027 --> 01:07:45.984
‫- سخت میشه.
‫- تو می‌تونستی بخوابی

01:07:46.112 --> 01:07:48.900
‫حتی وسط اجرای
‫«لا بوهم» با اون صدای بلند.

01:07:49.657 --> 01:07:51.614
‫خب، دیشب توی اپرا
‫همین کار رو کردم.

01:07:51.743 --> 01:07:55.788
‫داشتی موقع سونات
‫آپاسیوناتا خرناس می‌کشیدی.

01:07:55.913 --> 01:07:58.583
‫در واقع، گند زدی بهش برای ما.

01:07:59.542 --> 01:08:02.745
‫ولی در مورد موسیقی‌ش بهت
‫گفتم. اصلاً گوش موسیقیایی نداره.

01:08:03.546 --> 01:08:05.622
‫کاملاً کرِ موسیقیه.

01:08:06.549 --> 01:08:10.132
‫و یه روز یکشنبه‌ای،

01:08:11.554 --> 01:08:14.722
‫با همه‌ی برادرام و
‫مادرم نشسته بودم،

01:08:15.516 --> 01:08:19.182
‫دور میز، و داشتیم
‫ناهار می‌خوردیم،

01:08:19.687 --> 01:08:21.562
‫و یه برنامه داشتن، اسمش چی بود؟

01:08:21.689 --> 01:08:24.607
‫«محبوب‌های خانواده» یا یه
‫همچین چیزی که آهنگ پخش می‌کرد،

01:08:24.734 --> 01:08:27.569
‫و پدرم می‌دونست که...

01:08:28.571 --> 01:08:31.406
‫ما می‌دونستیم که اون خودش رو

01:08:31.532 --> 01:08:34.569
‫طرفدار شماره یک
‫چارلی چاپلین می‌دونست

01:08:35.452 --> 01:08:37.363
‫توی انگلیس.

01:08:37.496 --> 01:08:41.743
‫و توی رادیو، داشتن مارش
‫عروسی مندلسون رو پخش می‌کردن.

01:08:41.876 --> 01:08:43.702
‫خیلی رمانتیک.

01:08:43.836 --> 01:08:46.126
‫و مادرم بهش نگاه کرد و گفت،

01:08:46.255 --> 01:08:48.960
‫«اوه، کنت، این رو یادت میاد؟»

01:08:49.633 --> 01:08:52.089
‫و اون به همه‌ی ما نگاه کرد، همون‌طور
‫که ما بهش نگاه می‌کردیم و می‌گفتیم،

01:08:52.928 --> 01:08:56.796
‫«اوه، یادت میاد؟» و اون نگاه
‫کرد... معلوم بود که فکر می‌کرد،

01:08:56.932 --> 01:08:59.222
‫«آها، دارن سعی
‫می‌کنن مچم رو بگیرن.»

01:08:59.351 --> 01:09:02.519
‫واسه همین نگاهی انداخت
‫و بلند شد، رفت سمت رادیو،

01:09:02.646 --> 01:09:06.229
‫و این‌طوری با دقت
‫بهش گوش داد و گفت،

01:09:06.442 --> 01:09:08.933
‫«اوه، آره، این
‫لایم‌لایتِ چارلی چاپلینه.»

01:09:14.366 --> 01:09:18.993
‫فقط... این رو یادمه،
‫وقتی خیلی جوون بودم،

01:09:19.121 --> 01:09:21.660
‫اولین باری که فهمیدم،

01:09:21.790 --> 01:09:24.246
‫پدرم یه ذره عجیبه

01:09:24.376 --> 01:09:26.500
‫ولی در واقع خیلی
‫شفاف فکر می‌کرد.

01:09:26.628 --> 01:09:30.674
‫و ما یه میز بیلیارد داشتیم،
‫از اون میز بیلیاردایی

01:09:30.799 --> 01:09:32.674
‫که می‌ذاریش روی یه میز معمولی

01:09:32.801 --> 01:09:34.711
‫و بعد وقتی بازی بیلیاردت
‫تموم شد برش می‌داری.

01:09:34.845 --> 01:09:37.549
‫البته کوچیک بود، چون توی یه
‫خونه‌ی خیلی نقلی زندگی می‌کردیم،

01:09:37.681 --> 01:09:41.133
‫ولی به نظر می‌رسید می‌خواد
‫میز بیلیارد رو بفروشه،

01:09:41.268 --> 01:09:43.676
‫و این قضیه باید درست
‫بعد از جنگ بوده باشه.

01:09:43.812 --> 01:09:45.639
‫ما تلفن نداشتیم.

01:09:45.772 --> 01:09:49.438
‫و دارم راه میرم... و من
‫فقط حدود شش، هفت سالم بود،

01:09:49.568 --> 01:09:52.059
‫و دارم توی خیابون راه میرم،

01:09:52.195 --> 01:09:55.944
‫درست کنار مدرسه، یه
‫کیوسک تلفن کوچیک هست

01:09:56.533 --> 01:09:59.570
‫و پدرم کنار کیوسک تلفن نشسته بود

01:09:59.703 --> 01:10:01.577
‫روی یه صندلی راحتی

01:10:01.705 --> 01:10:04.244
‫و اون شبیه یه جور...

01:10:04.958 --> 01:10:08.209
‫مثل یه تصویر سوررئالیستی.
‫منظورم یه مرد تو خیابونه،

01:10:08.336 --> 01:10:11.255
‫شبیه یه اتاق پذیرایی بود،
‫رو این صندلی نشسته بود.

01:10:11.381 --> 01:10:15.462
‫و با خودم گفتم: «خدای من،
‫این واقعاً عجیبه، خیلی غریبه.»

01:10:15.593 --> 01:10:19.591
‫واسه همین گفتم: «داری چیکار
‫می‌کنی رو این صندلی راحتی نشستی؟»

01:10:19.931 --> 01:10:23.680
‫و اون گفت: «اوه، دارم
‫میز بیلیارد رو می‌فروشم.»

01:10:23.810 --> 01:10:25.850
‫«یه آگهی تو روزنامه
‫دادم که می‌گفت،»

01:10:25.979 --> 01:10:30.973
‫«میز بیلیارد فروشی، بین ساعت ۶
‫تا ۷ با این شماره تماس بگیرین.»

01:10:31.359 --> 01:10:34.562
‫و شماره هم مال باجه
‫تلفن بیرون مدرسه بود.

01:10:34.696 --> 01:10:38.029
‫پس به جای اینکه فقط اونجا وایسه،
‫این صندلی رو با چرخ آورده بود

01:10:38.157 --> 01:10:40.364
‫تا اونجا که بیرون بشینه.

01:10:42.287 --> 01:10:44.161
‫اوم...

01:11:47.268 --> 01:11:49.094
‫سیلیا!

01:11:51.188 --> 01:11:53.015
‫سیلیا!

01:11:55.651 --> 01:11:57.478
‫سیلیا!

01:12:00.364 --> 01:12:02.191
‫سیلیا!

01:21:18.700 --> 01:21:22.983
‫می ۱۹۷۲ - نیویورک

01:21:23.630 --> 01:21:27.083
‫جزیره‌ی منهتن ۱۳.۲ مایل طولشه.

01:21:28.177 --> 01:21:31.428
‫تو پهن‌ترین قسمتش، دو
‫مایل و نیم عرض داره.

01:21:31.555 --> 01:21:34.675
‫تو باریک‌ترین قسمتش
‫هم نه‌-دهم مایله.

01:21:34.808 --> 01:21:37.643
‫جمعیت تو جزیره
‫حدود دو میلیون نفره.

01:21:39.396 --> 01:21:41.306
‫اون واقعاً مرموزه.

01:21:44.151 --> 01:21:46.476
‫می‌دونم نمایشگاه داره.

01:21:46.612 --> 01:21:48.901
‫ولی هیچ‌وقت نگران
‫نمایشگاه نبوده.

01:21:54.161 --> 01:21:56.486
‫اون هنریه.

01:21:56.621 --> 01:21:58.863
‫می‌دونم، اون راضیش
‫کرده اینجا بمونه.

01:22:07.841 --> 01:22:11.009
‫اگه سیلیا اینجا بود
‫خیلی قشنگ می‌شد، نه؟

01:22:12.179 --> 01:22:14.171
‫آره، آره.

01:22:14.306 --> 01:22:17.010
‫هرچند، فکر نمی‌کنم... مسئله اینه که،
‫فکر نمی‌کنم از نیویورک خوشش بیاد.

01:22:17.142 --> 01:22:20.262
‫وقتی اومد واقعاً زیاد
‫از اینجا خوشش نیومد.

01:22:20.896 --> 01:22:22.722
‫- چقدر موند؟
‫- یه هفته.

01:22:22.856 --> 01:22:27.352
‫به نظرش اینجا یه کم زشته و
‫همه خیلی بدتیپ به نظر میومدن.

01:22:28.278 --> 01:22:30.769
‫از نظر اون به اندازه‌ی
‫کافی استایل نداشتن.

01:22:30.905 --> 01:22:34.987
‫حق با اونه، اون بهم گوشزد کرد.
‫من واقعاً قبلاً متوجهش نشده بودم.

01:22:35.118 --> 01:22:37.443
‫من زیاد به لباس‌ها توجه نمی‌کنم.

01:22:38.621 --> 01:22:41.291
‫- ولی، فکر می‌کنی...
‫- زیاد این‌ور اون‌ور می‌رفت؟

01:22:41.416 --> 01:22:43.207
‫...واقعاً می‌اومد؟

01:22:43.334 --> 01:22:45.327
‫خب، نه. یه چیزی می‌گفت.

01:22:45.462 --> 01:22:47.336
‫اوزی فکر می‌کرد اگه
‫می‌رفت خیلی خوب می‌شد.

01:22:47.464 --> 01:22:49.456
‫چرا پیشنهاد ندیم اوزی بیاد، هان؟

01:22:49.591 --> 01:22:51.667
‫- عالی می‌شه.
‫- بهش زنگ بزنیم؟

01:22:51.801 --> 01:22:52.750
‫آره.

01:22:54.304 --> 01:22:56.759
‫بهش زنگ می‌زنم، ببینم چی می‌گه.

01:22:56.890 --> 01:22:58.847
‫و البته، ممکنه بی‌پول
‫باشن، نمی‌دونم.

01:22:58.975 --> 01:23:01.430
‫هیچ‌وقت نمی‌تونم
‫بفهمم بی‌پولن یا نه.

01:24:20.170 --> 01:24:23.881
‫یکنواخت و جنون‌آمیز

01:24:25.000 --> 01:24:27.380
‫فرزانگان

01:25:26.955 --> 01:25:31.001
‫واقعاً یه کم بهتر از اونی
‫که فکر می‌کردم به نظر میان.

01:25:31.126 --> 01:25:33.415
‫اوه، به نظر من همه‌شون قشنگن.

01:25:39.342 --> 01:25:42.462
‫حیف شد سیلیا نیومد، حتماً
‫دوست داشت این رو ببینه.

01:25:43.263 --> 01:25:47.558
‫اوه، می‌دونم. دیگه نباید بهش
‫اشاره کنی. واقعاً حس بدی دارم.

01:25:48.184 --> 01:25:50.308
‫همین که یادآوریش میکنی، بیخیال.

01:25:54.524 --> 01:25:57.727
‫خب، حالا می‌خوای
‫چیکار کنی؟ اینجا می‌مونی؟

01:25:57.861 --> 01:26:00.696
‫خب، نه، راستش فکر
‫کنم برگردم پیش هنری.

01:26:01.197 --> 01:26:02.942
‫خب، فکر کنم دیگه برم.

01:26:03.074 --> 01:26:06.740
‫- اول باید یه نفر رو ببینی.
‫- باشه.

01:26:06.869 --> 01:26:08.696
‫- پس اونجا می‌بینمت.
‫- باشه.

01:26:09.289 --> 01:26:11.115
‫فعلاً خداحافظ.

01:27:30.869 --> 01:27:32.696
‫هنری

01:27:35.416 --> 01:27:37.242
‫هنری

01:27:47.886 --> 01:27:49.713
‫هنری.

01:30:56.740 --> 01:30:59.196
‫می‌خوام از نیویورک برم.

01:30:59.743 --> 01:31:03.409
‫دو ماهه اینجا زندگی می‌کنم،
‫دو ماه برای نیویورک خیلی زیاده.

01:31:03.538 --> 01:31:05.947
‫خداحافظ، این رو هم من نوشتم.

01:31:06.583 --> 01:31:08.790
‫- گوش کن، گوش کن، خواهش می‌کنم.
‫- دارم گوش می‌دم.

01:31:08.919 --> 01:31:12.039
‫باشه. چطور می‌تونستم بگم؟

01:31:15.133 --> 01:31:16.960
‫کجا می‌خوای بری؟

01:31:17.260 --> 01:31:21.425
‫خب، احتمالاً برم
‫ایبیزا یا شاید مکه.

01:31:22.265 --> 01:31:24.092
‫یا برم ایران.

01:31:24.643 --> 01:31:28.213
‫یه جایی که مردم بتونن آزاد باشن!

01:31:28.313 --> 01:31:31.896
‫- تا حالا کالیفرنیا بودی؟
‫- آره، کالیفرنیا بودم.

01:31:32.025 --> 01:31:34.564
‫- خوشت اومد؟
‫- از کالیفرنیا متنفرم.

01:31:35.487 --> 01:31:38.357
‫به نظرم اونا خیلی تلاش
‫می‌کنن که واقعی به نظر بیان

01:31:38.490 --> 01:31:40.566
‫توی واقعیتی که
‫هیچ‌وقت وجود نداشته.

01:31:42.118 --> 01:31:45.535
‫واسه همین تا حد
‫مرگ منو می‌ترسونه.

01:31:45.664 --> 01:31:48.618
‫به جز وقتایی که،
‫می‌دونی، هنرمندا

01:31:48.750 --> 01:31:51.289
‫توی صحنه دور هم
‫جمع می‌شن و... می‌دونی.

01:31:51.419 --> 01:31:54.706
‫حتی اون موقع هم همه حس می‌کنن
‫دیوارها دارن بهشون نزدیک می‌شن.

01:31:55.423 --> 01:31:57.250
‫- تا حالا فرانسه بودی؟
‫- واقعاً قشنگه.

01:31:57.383 --> 01:32:00.053
‫- اوه، آره، عاشق فرانسه‌ام.
‫- تو از فرانسه خوشت نمیاد؟

01:32:00.178 --> 01:32:01.210
‫اوه، واقعاً عاشق فرانسه‌ام.

01:32:01.346 --> 01:32:03.173
‫- اوه، من فرانسه رو دوست دارم.
‫- قشنگه،

01:32:03.556 --> 01:32:05.965
‫ولی زندگی اونجا خیلی
‫متفاوته. منظورم اینه که...

01:32:06.100 --> 01:32:07.133
‫سخته؟

01:32:07.268 --> 01:32:08.680
‫- نه، متفاوته.
‫- متفاوت.

01:32:08.811 --> 01:32:10.852
‫حتی توی خیابون هم متفاوته.

01:32:11.481 --> 01:32:14.483
‫و مرداش خوش‌تیپن،
‫فقط... اوه، فرانسه...

01:32:14.609 --> 01:32:16.601
‫بهت می‌گم کجا
‫مرداش واقعاً خوش‌تیپن.

01:32:16.736 --> 01:32:18.942
‫- کجا؟
‫- ایتالیا، تا حالا ایتالیا بودی؟

01:32:19.072 --> 01:32:21.563
‫نه، شنیدم هستن ولی
‫هیچ‌وقت ایتالیا نرفتم.

01:32:22.450 --> 01:32:26.235
‫این رو بهت بگم،
‫اونجا استاندارد...

01:32:28.081 --> 01:32:32.078
‫نمی‌دونم، اگه یه عدد در نظر
‫بگیری، اگه نیویورک ۱۰۰ باشه،

01:32:32.668 --> 01:32:34.495
‫توی ایتالیا ۱۰۰۰ـه.

01:32:35.630 --> 01:32:40.505
‫استاندارد مردا باورنکردنیه.
‫منظورم اینه که خیلی خوش‌تیپن.

01:33:36.565 --> 01:33:40.397
‫نه، فکر نکنم ربطی به رمانتیک
‫بودن یا این‌جور چیزا داشته باشه.

01:33:40.527 --> 01:33:42.687
‫نمی‌دونم، واقعاً
‫هیچ ایده‌ای ندارم.

01:33:42.863 --> 01:33:46.446
‫فقط عجیبه که تا الان زنگ
‫نزده یا یه سری بهم نزده.

01:33:46.575 --> 01:33:48.532
‫منظورم اینه که، شاید
‫می‌خواد تنها باشه،

01:33:48.660 --> 01:33:51.034
‫ولی حتی اون موقع هم
‫می‌تونست یه چیزی بگه.

01:33:51.830 --> 01:33:54.535
‫چی؟ آره، آره.

01:33:55.751 --> 01:33:57.993
‫آره، خب، فکر نمی‌کنم
‫کاری کرده باشم، نه.

01:33:58.128 --> 01:33:59.326
‫منظورم اینه که، در
‫هر صورت می‌گفت،

01:33:59.463 --> 01:34:01.954
‫یعنی، اکثر اوقات به
‫اندازه‌ی کافی صادقه، مگه نه؟

01:34:02.090 --> 01:34:03.917
‫چی؟

01:34:42.547 --> 01:34:44.374
‫اوزی؟

01:34:48.011 --> 01:34:49.838
‫فکر کنم باید بیای خونه.

01:34:54.309 --> 01:34:56.385
‫خب، دیو غیبش زده.

01:34:58.855 --> 01:35:00.682
‫نه.

01:35:02.400 --> 01:35:04.227
‫نه.

01:35:07.947 --> 01:35:09.774
‫خب، فکر کنم توفیر داشت

01:35:10.617 --> 01:35:12.443
‫اگه اینجا بودی.

01:35:17.373 --> 01:35:19.200
‫باشه.

01:35:20.126 --> 01:35:22.119
‫خیلی زود می‌بینمت. خداحافظ.

01:37:11.653 --> 01:37:13.646
‫ایر فرانس ورودِ

01:37:13.780 --> 01:37:16.900
‫پرواز شماره ۳۰۸ خود
‫را از پاریس، اعلام می‌کند.

01:39:07.000 --> 01:39:17.000
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:39:18.195 --> 01:39:20.022
‫خب،

01:39:21.031 --> 01:39:22.942
‫حدس می‌زنم دیگه وقتِ خداحافظیه.

01:39:38.299 --> 01:39:40.125
‫فریدلندر.

01:39:41.594 --> 01:39:43.420
‫در خدمتم خانم؟

01:39:44.096 --> 01:39:46.552
‫مایلم ازتون تشکر کنم.

01:39:47.391 --> 01:39:50.309
‫واسه تمام کارهایی که
‫وقتی نامزدم نبود برام کردین

01:39:51.895 --> 01:39:54.019
‫خودم رو خیلی مدیونتون می‌دونم.

01:39:55.899 --> 01:39:58.901
‫واقعاً خوشحالم که
‫تونستم کمکی بکنم.

01:40:11.790 --> 01:40:15.373
‫- پیتر. تنهایی؟
‫- آره.

01:40:15.752 --> 01:40:18.790
‫- می‌خوای بیای اینجا یه چیزی بنوشیم؟
‫- راستش نه، فکر نکنم بیام.

01:40:19.381 --> 01:40:21.208
‫عه، باشه پس.

01:40:22.467 --> 01:40:24.543
‫داری نقاشی می‌کشی؟ حله.

01:40:25.512 --> 01:40:27.339
‫چه خوب.

01:40:27.472 --> 01:40:29.881
‫قشنگه. باید بیام ببینمش.

01:40:30.726 --> 01:40:32.552
‫باشه پس.

01:40:32.686 --> 01:40:34.513
‫آره، خداحافظ.

01:41:21.647 --> 01:41:26.781
‫از ورای تصویر

01:42:08.550 --> 01:42:10.430
‫ژوئن ۱۹۷۳ - ژنو

01:42:12.076 --> 01:42:13.903
‫- هیچ‌وقت اون...
‫- دیدمش، آره.

01:42:22.378 --> 01:42:24.253
‫خیلی قشنگ بود.

01:42:24.380 --> 01:42:26.622
‫- آره.
‫- یادمه گفتم: «خدای من.

01:42:26.757 --> 01:42:28.667
‫«من نقاشی که این
‫رو کشیده می‌شناسم.»

01:42:29.468 --> 01:42:31.592
‫و می‌دونستم اون طرف
‫فکر می‌کنه دارم دروغ می‌گم.

01:42:32.555 --> 01:42:34.512
‫راستش همیشه قصدم اینه که
‫خرت و پرت‌ها رو نگه دارم،

01:42:34.640 --> 01:42:37.642
‫ولی آخرش هیچ‌وقت این
‫کار رو نمی‌کنم. می‌ذارم برن.

01:42:37.768 --> 01:42:40.521
‫- خیلی خلی.
‫- می‌دونم، واقعاً پشیمون می‌شم.

01:42:40.646 --> 01:42:42.852
‫باید بهترین‌ها رو
‫واسه خودت نگه داری.

01:42:42.982 --> 01:42:45.521
‫می‌دونی، مثل پالوماهای پالوما.

01:42:48.904 --> 01:42:51.692
‫خب، من تمام طراحی‌های
‫مادرم رو نگه می‌دارم.

01:42:52.241 --> 01:42:55.907
‫حق با توئه. به هر حال فکر
‫کنم باید اون رنگیه رو نگه داری.

01:42:56.954 --> 01:42:58.781
‫همه‌شون رو نگه می‌دارم.

01:43:00.332 --> 01:43:03.535
‫نگه می‌دارم. می‌خوام
‫کلی کارهای دیگه انجام بدم.

01:43:08.882 --> 01:43:10.341
‫با اون‌هایی که از پیتره
‫می‌خوای چیکار کنی؟

01:43:10.467 --> 01:43:12.709
‫- می‌خوای بفروشیشون یا نگهشون داری؟
‫- پیتر.

01:43:12.845 --> 01:43:16.297
‫فکر کنم همه‌ی اون
‫طراحی‌های پیتر رو دور بریزم.

01:43:18.517 --> 01:43:20.344
‫آره.

01:43:27.750 --> 01:43:35.750
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:43:40.800 --> 01:43:46.800
به‌یاد یکی از رنگ‌های دوران ما
(۱۹۳۷-۲۰۲۶) «دیوید هاکنی»

01:43:47.240 --> 01:43:53.240
مترجم: اشکان هیدی
