WEBVTT

00:06.486 --> 00:08.613
‏‫یه بچه روی دیوارت گریه می‌کنه؟‬

00:08.696 --> 00:11.533
‏‫- نه، توی دیواره!‬
‏‫- فهمیدم.‬

00:16.371 --> 00:18.748
‏‫ایستگاه ۱۱۳ رسید به آپارتمان‌های میپل.‬
‏‫کجا بریم؟‬

00:18.831 --> 00:20.917
‏‫طبقهٔ چهارم. تماس‌گیرنده بروس بلاکه.‬

00:21.000 --> 00:23.503
‏‫فقط حواستون باشه،‬
‏‫انگار یه کم گیجه.‬

00:23.586 --> 00:24.629
‏‫یعنی چطور گیج؟‬

00:24.712 --> 00:27.340
‏‫می‌گه یه بچه داخل دیوارش گریه می‌کنه.‬

00:27.423 --> 00:29.193
‏‫شاید صدای همسایه‌هاست.‬
‏‫ازشون پرسیدی؟‬

00:29.217 --> 00:31.135
‏‫مشکل همینه؛ واحد کناری خالیه.‬

00:31.219 --> 00:32.971
‏‫چه ماجرای جالبی می‌شه!‬

00:33.054 --> 00:37.433
‏‫می‌خواستم چرت بزنم،‬
‏‫ولی گریهٔ بچه بند نمی‌اومد.‬

00:38.059 --> 00:40.853
‏‫پاهام یه مشکلی دارن.‬

00:40.937 --> 00:44.816
‏‫دیشب نصف شب بیدار بودم.‬

00:47.193 --> 00:49.404
‏‫خب، الان صدایی نمی‌شنوم.‬

00:49.487 --> 00:52.240
‏‫تا دو دقیقه پیش یک‌سره گریه می‌کرد.‬

00:52.323 --> 00:54.492
‏‫شاید موشی گیر افتاده.‬
‏‫اینجا موش دارین؟‬

00:54.575 --> 00:57.078
‏‫موش لعنتی نیست، فهمیدی؟‬

00:57.161 --> 00:59.706
‏‫آقا، برای بی‌قراری پاهاتون‬
‏‫دارویی مصرف می‌کنین؟‬

00:59.789 --> 01:00.999
‏‫آره، که چی؟‬

01:01.082 --> 01:04.877
‏‫گاهی داروهای محرک دوپامین‬
‏‫باعث توهم می‌شن.‬

01:08.590 --> 01:10.842
‏‫- بگو تو هم می‌شنوی!‬
‏‫- آره، می‌شنوم.‬

01:10.925 --> 01:13.469
‏‫گفتم که! توی دیواره.‬

01:16.973 --> 01:18.850
‏‫راست می‌گه، اون توئه.‬

01:18.933 --> 01:21.060
‏‫- باورم نمی‌شه! چطوری؟‬
‏‫- وای، خدای من!‬

01:21.144 --> 01:24.147
‏‫این درست مثل همون نجاتیه‬
‏‫که باک تعریف می‌کرد!‬

01:24.230 --> 01:25.815
‏‫بعد مسابقات آتش‌نشانی، توی بار.‬

01:25.898 --> 01:28.043
‏‫به اونا هم زنگ زدن‬
‏‫برای بچه‌ای توی دیوار؟‬

01:28.067 --> 01:29.569
‏‫- آره.‬
‏‫- درش آوردن؟‬

01:29.652 --> 01:30.838
‏‫- آره.‬
‏‫- بچه زنده موند؟‬

01:30.862 --> 01:32.572
‏‫- آره!‬
‏‫- چطوری درش آوردن؟‬

01:33.573 --> 01:35.908
‏‫اون... اونا رفتن... بعدش...‬

01:35.992 --> 01:37.744
‏‫اون شب حسابی نوشیده بودیم.‬

01:39.203 --> 01:40.413
‏‫کسی شمارهٔ باک رو داره؟‬

01:44.959 --> 01:47.837
‏‫سلام رایان، الان یکم سرم شلوغه.‬

01:47.920 --> 01:49.922
‏‫باک، همون ماجرای آتشفشان؟‬

01:50.006 --> 01:51.424
‏‫آره، همون آتشفشان.‬

01:51.507 --> 01:54.969
‏‫ببین، اگه پای مرگ و زندگی وسط نیست،‬
‏‫واقعاً باید برم...‬

01:55.053 --> 01:58.306
‏‫چرا، هست! یه نوزاد توی دیوار گیر کرده.‬

01:58.389 --> 02:00.075
‏‫داریم فکر می‌کنیم چطور درش بیاریم.‬

02:00.099 --> 02:01.184
‏‫شوخی می‌کنی؟‬

02:01.267 --> 02:02.727
‏‫کاش شوخی بود.‬

02:02.810 --> 02:05.355
‏‫خب، به احتمال زیاد،‬

02:05.438 --> 02:07.148
‏‫نوزاد توی لوله‌های فاضلابه.‬

02:07.231 --> 02:10.651
‏‫اول باید آب کل ساختمون رو قطع کنین،‬

02:10.735 --> 02:12.445
‏‫- و مطمئن بشین...‬
‏‫- کسی سیفون نمی‌کشه.‬

02:13.154 --> 02:15.948
‏‫نواک، آب اصلی رو ببند.‬
‏‫بلو، دوربین حرارتی رو بیار.‬

02:16.032 --> 02:19.827
‏‫مرکز، به ساکنان طبقات‬
‏‫پنجم و ششم خبر بدین.‬

02:19.911 --> 02:22.181
‏‫هیچ‌کس سیفون نکشه‬
‏‫یا ماشین ظرف‌شویی روشن نکنه.‬

02:22.205 --> 02:26.042
‏‫چشم فرمانده. دیانا، لورل،‬
‏‫به ساکنان زنگ بزنین.‬

02:26.125 --> 02:28.729
‏‫- باک، واقعاً تلفنی حرف می‌زنی؟‬
‏‫- فرمانده، مهمه.‬

02:28.753 --> 02:30.755
‏‫گدازهٔ واقعی داره‬
‏‫از برادوی میاد طرفمون!‬

02:30.838 --> 02:33.466
‏‫- چی مهم‌تر از اینه؟‬
‏‫- بچه‌های ۱۱۳ نشویلن.‬

02:33.549 --> 02:35.093
‏‫یه نوزاد توی دیوار گیر کرده.‬

02:35.968 --> 02:37.553
‏‫باز هم نوزاد توی لوله؟ محاله!‬

02:37.637 --> 02:40.223
‏‫آره. ایستگاه ۱۱۳، فرمانده هان هستم.‬

02:40.306 --> 02:42.058
‏‫- سلام بچه‌ها.‬
‏‫- سلام.‬

02:42.141 --> 02:44.686
‏‫دارم روش نجات بابی رو براشون می‌گم.‬

02:44.769 --> 02:45.770
‏‫شما به کارتون برسین.‬

02:45.853 --> 02:47.438
‏‫موفق باشین، ایستگاه ۱۱۳.‬

02:47.522 --> 02:50.233
‏‫خب، حالا باید دیوار رو باز کنین.‬

02:50.316 --> 02:52.694
‏‫هر کاری می‌کنین، تبر دست نگیرین.‬

02:52.777 --> 02:54.821
‏‫آخه کی برای نجات بچه تبر برمی‌داره؟‬

02:54.904 --> 02:56.698
‏‫خب، من نزدیک بود این کار رو بکنم.‬

02:56.781 --> 02:58.032
‏‫بابی جلوم رو گرفت.‬

02:58.116 --> 02:59.992
‏‫البته اون موقع تازه‌کار بودم!‬

03:00.076 --> 03:02.453
‏‫بچه اینجاست. تیلور،‬

03:02.537 --> 03:05.415
‏‫- اینجا و پایینش رو علامت بزنیم.‬
‏‫- چشم.‬

03:07.208 --> 03:09.419
‏‫بلو، ابزار لوله رو بیار.‬
‏‫رای، اره کجاست؟‬

03:09.502 --> 03:11.546
‏‫- بیاین بچه رو نجات بدیم.‬
‏‫- حله.‬

03:11.629 --> 03:14.465
‏‫بچه‌ها، اگه تجربهٔ ما ملاک باشه،‬

03:15.049 --> 03:16.801
‏‫یکی بهتره مادر بچه رو پیدا کنه.‬

03:16.884 --> 03:19.095
‏‫تمام نیروهای آزاد پلیس‬
‏‫ساختمون رو بگردن.‬

03:19.178 --> 03:22.098
‏‫دنبال زن تازه‌زایمان‌کرده‌ای هستیم‬
‏‫که هویتش مشخص نیست؛‬

03:22.181 --> 03:24.976
‏‫احتمالاً مرتبط با جرم ۳۹-۱۲-۱۰۱.‬

03:28.438 --> 03:31.023
‏‫مرکز، واحد ۳-۱۲۶ در راهه.‬

03:31.107 --> 03:32.775
‏‫سر کوچه‌ام، مأموریت ۱۰-۲۴ داشتم.‬

03:32.859 --> 03:34.152
‏‫دریافت شد، ۳-۱۲۶.‬

03:34.235 --> 03:36.395
‏‫آتش‌نشون‌ها طبقهٔ چهارم‬
‏‫دارن لوله رو باز می‌کنن.‬

03:36.446 --> 03:37.447
‏‫دارم میام.‬

03:38.221 --> 03:43.521
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

03:44.412 --> 03:45.955
‏‫خب، بااحتیاط. آروم.‬

03:47.331 --> 03:49.731
‏‫خوبه. این لولهٔ اصلی‬
‏‫فاضلاب ساختمونه.‬

03:52.420 --> 03:53.463
‏‫همین‌جا.‬

03:53.546 --> 03:55.173
‏‫معجزه‌ست که بچه غرق نشده.‬

03:55.256 --> 03:57.216
‏‫رفلکس شیرجه احتمالاً‬
‏‫از ریه‌هاش محافظت کرده،‬

03:57.300 --> 03:59.594
‏‫تا موقع افتادن، آب زیادی تنفس نکنه.‬

03:59.677 --> 04:01.387
‏‫چطور بچه توی لوله جا شده؟‬

04:01.471 --> 04:03.139
‏‫احتمالاً خیلی نارس به دنیا اومده.‬

04:03.222 --> 04:05.725
‏‫- آره، یا لوله... بفرما، مرسی رای.‬
‏‫- خواهش.‬

04:06.267 --> 04:09.812
‏‫فرمانده، یه آتش‌نشون می‌خوام‬
‏‫برای پیدا کردن مادر کمکم کنه.‬

04:09.896 --> 04:12.315
‏‫من میام، اگه اشکالی نداره.‬

04:12.398 --> 04:13.524
‏‫نه، خوبه.‬

04:13.608 --> 04:14.859
‏‫مانیتور لایف‌پک رو بیار.‬

04:18.863 --> 04:22.116
‏‫- پتک درشکن هم بیار.‬
‏‫- واسه چی؟‬

04:22.200 --> 04:24.660
‏‫متهم به قتل عمدِ نافرجام‬
‏‫همیشه در رو باز نمی‌کنه.‬

04:28.247 --> 04:30.249
‏‫همین کافیه.‬

04:30.333 --> 04:32.043
‏‫- آروم، آروم!‬
‏‫- بذارش روی میز.‬

04:33.461 --> 04:36.130
‏‫چیزی نیست عزیزم.‬
‏‫حسابی اون تو گیر کرده.‬

04:38.841 --> 04:40.521
‏‫چطور نوزاد رو از لوله دربیاریم؟‬

04:41.469 --> 04:43.429
‏‫خب، برای ما روان‌کننده جواب داد.‬

04:43.513 --> 04:45.640
‏‫- یادم رفت هنوز پشت خطی.‬
‏‫- ایدهٔ خوبیه باک!‬

04:45.723 --> 04:48.226
‏‫همین رو می‌خواستم بگم.‬
‏‫بلو، روان‌کننده رو بده.‬

04:57.944 --> 04:59.612
‏‫آتش‌نشون‌ها دارن بچه رو نجات می‌دن.‬

05:00.363 --> 05:01.781
‏‫فرمانده هارت، چه خبر؟‬

05:01.864 --> 05:04.904
‏‫بچه رو از دیوار درآوردیم،‬
‏‫ولی هنوز توی لوله‌ست.‬

05:05.326 --> 05:07.912
‏‫خبر خوب خانم،‬
‏‫طبقهٔ چهارم بچه رو پیدا کردن.‬

05:07.995 --> 05:09.831
‏‫نه، شما متوجه نیستین!‬

05:09.914 --> 05:12.458
‏‫الان صدای گریه‌ش رو‬
‏‫از دیوار خونهٔ خودم می‌شنوم.‬

05:12.542 --> 05:13.584
‏‫- همین الان؟‬
‏‫- گوش بدین.‬

05:17.046 --> 05:18.047
‏‫کدوم طبقه هستین؟‬

05:18.130 --> 05:21.133
‏‫- دوم، واحد ۲۱۲.‬
‏‫- وای نه!‬

05:21.217 --> 05:24.720
‏‫فرمانده هارت، یه گروه دیگه‬
‏‫بفرستین واحد ۲۱۲.‬

05:24.804 --> 05:28.099
‏‫- چرا؟‬
‏‫- چون فکر کنم این مادر،‬

05:28.182 --> 05:29.809
‏‫دوقلو زاییده!‬

05:33.896 --> 05:36.023
‏‫همهٔ لوله‌های فاضلاب‬
‏‫به رایزر اصلی وصل می‌شن.‬

05:36.107 --> 05:38.317
‏‫پس مادر باید توی یکی‬
‏‫از دو طبقهٔ بالا باشه.‬

05:40.069 --> 05:42.989
‏‫آتش‌نشانی نشویل!‬
‏‫آتش‌نشانی!‬

05:43.072 --> 05:44.365
‏‫در رو باز کنین، پلیس مترو!‬

05:45.116 --> 05:46.450
‏‫- سلام.‬
‏‫- جایی آتیش گرفته؟‬

05:46.534 --> 05:48.911
‏‫نه، زن بارداری اینجا زندگی می‌کنه؟‬

05:48.995 --> 05:50.496
‏‫- چی؟ نه، چرا؟‬
‏‫- باشه.‬

05:50.580 --> 05:52.558
‏‫نگران نباشین، فقط سیفون نکشین.‬

05:52.582 --> 05:55.459
‏‫- پلیس! در رو باز کنین.‬
‏‫- چه خبره؟‬

05:55.543 --> 05:58.504
‏‫زن جوونی اینجا زندگی می‌کنه؟‬

05:58.588 --> 06:00.047
‏‫نه، فقط من و گربه‌هام.‬

06:00.131 --> 06:01.841
‏‫دنبال یه زن باردار می‌گردیم،‬

06:01.924 --> 06:04.385
‏‫احتمالاً یه دختر نوجوان‬
‏‫با پدر و مادر خیلی مذهبی.‬

06:04.468 --> 06:05.511
‏‫آتش‌نشانی نشویل!‬

06:05.595 --> 06:08.264
‏‫همهٔ خانواده‌های این طبقه رو می‌شناسم.‬
‏‫طبقهٔ شش همچین کسی نیست.‬

06:09.891 --> 06:11.934
‏‫رایان، بقیه رو ول کن.‬
‏‫بریم طبقهٔ پنج.‬

06:12.018 --> 06:13.227
‏‫و سیفون هم نکشین.‬

06:14.645 --> 06:16.105
‏‫دیوار از این طرفه.‬

06:17.440 --> 06:20.651
‏‫سلام، بهتره پسرتون رو‬
‏‫ببرین اتاق دیگه. بلو؟‬

06:21.402 --> 06:23.112
‏‫بیا بریم «بلویی» ببینیم. بیا.‬

06:24.322 --> 06:25.948
‏‫صداتو می‌شنوم، کوچولو.‬

06:29.368 --> 06:31.579
‏‫کجایی؟‬

06:31.662 --> 06:33.706
‏‫اینجا. علامت بزن، بلو.‬

06:36.709 --> 06:39.003
‏‫فرمانده، می‌خوام آروم بکشمش بیرون.‬

06:39.587 --> 06:42.089
‏‫ادامه بده، ادامه بده.‬

06:42.173 --> 06:44.401
‏‫سرش پیداست!‬
‏‫گرفتمش، ادامه بده.‬

06:44.425 --> 06:46.510
‏‫- یه کم دیگه.‬
‏‫- آفرین، همین‌طوره.‬

06:46.594 --> 06:49.013
‏‫سلام! انگار یه پسر کوچولو داریم.‬

06:50.139 --> 06:51.515
‏‫آره، خودشه.‬

06:51.599 --> 06:53.059
‏‫سلام، کوچولوی من.‬

06:53.809 --> 06:55.853
‏‫- سلام عزیزم.‬
‏‫- حالش چطوره؟‬

06:56.479 --> 06:58.814
‏‫فکر کنم حدود ۲۸هفته‌ایه.‬

06:58.898 --> 07:02.526
‏‫آب بدنش کمه و سرده،‬
‏‫ولی خودش نفس می‌کشه‬

07:02.610 --> 07:04.028
‏‫و ضربان قلبش هم ثابته.‬

07:04.111 --> 07:05.946
‏‫امیدوارم قلش هم همین‌طور باشه.‬

07:07.365 --> 07:08.491
‏‫بجنبین.‬

07:10.701 --> 07:13.287
‏‫چیزی نیست کوچولو،‬
‏‫اومدیم نجاتت بدیم.‬

07:13.829 --> 07:15.748
‏‫اون‌قدر ریزه که شاید بتونم‬
‏‫آروم بیرون بکشمش.‬

07:15.831 --> 07:18.250
‏‫لطفاً حوله آماده کنین.‬

07:19.835 --> 07:21.837
‏‫- آروم بلو، بااحتیاط.‬
‏‫- گرفتی‌ش؟‬

07:22.630 --> 07:23.631
‏‫بیا بیرون عزیزم.‬

07:24.215 --> 07:26.550
‏‫سلام شیرینم. خب، بخوابونش.‬

07:26.634 --> 07:27.968
‏‫گوشی پزشکی.‬

07:30.513 --> 07:33.274
‏‫به‌سختی نفس می‌کشه.‬
‏‫انگار راه تنفسش بسته‌ست.‬

07:34.392 --> 07:35.518
‏‫مکونیوم؛ اولین مدفوع نوزاد.‬

07:35.601 --> 07:39.146
‏‫احتمالاً موقع تولد وارد دهنش شده‬
‏‫و توی لوله به ریه‌ش رفته.‬

07:39.230 --> 07:41.357
‏‫پوآر ساکشن بدین. ممنون.‬

07:49.824 --> 07:51.367
‏‫زود باش کوچولو.‬

07:51.450 --> 07:54.328
‏‫آفرین. خوب شد. خب.‬

07:55.913 --> 07:58.165
‏‫راکسی، بچهٔ دوم هم سالم و امنه.‬

07:58.249 --> 08:00.084
‏‫چه عالی! بچهٔ ما هم همین‌طور.‬

08:00.793 --> 08:02.336
‏‫شنیدی کوچولو؟‬

08:02.420 --> 08:04.922
‏‫وای، حالا من دارم گریه می‌کنم!‬

08:05.005 --> 08:06.298
‏‫آفرین بچه‌ها.‬

08:06.382 --> 08:08.426
‏‫- ممنون بابت کمکت باک.‬
‏‫- هی رای!‬

08:09.301 --> 08:11.637
‏‫- مادر بچه‌ها پیدا شد؟‬
‏‫- داریم می‌گردیم.‬

08:12.346 --> 08:15.433
‏‫- آتش‌نشانی نشویل!‬
‏‫- پلیس! در رو باز کنین!‬

08:17.727 --> 08:20.271
‏‫- آتش‌نشانی!‬
‏‫- پلیس مترو، باز کنین!‬

08:20.354 --> 08:22.481
‏‫خونه‌به‌خونه می‌گردیم،‬
‏‫ولی کسی جواب نمی‌ده.‬

08:22.565 --> 08:23.941
‏‫باشه، به گشتن ادامه بدین.‬

08:25.067 --> 08:26.444
‏‫آتش‌نشانی نشویل!‬

08:26.527 --> 08:27.862
‏‫پلیس! باز کنین!‬

08:28.988 --> 08:30.239
‏‫آتش‌نشانی نشویل!‬

08:30.906 --> 08:32.616
‏‫- چیه؟‬
‏‫- زن جوونی اینجا زندگی می‌کنه؟‬

08:33.159 --> 08:35.119
‏‫- کاش می‌کرد!‬
‏‫- باشه.‬

08:40.708 --> 08:41.917
‏‫پلیس مترو! در رو باز کنین.‬

08:42.001 --> 08:43.335
‏‫رایان، بیا اینجا.‬

08:45.046 --> 08:47.548
‏‫خودشه. در رو بشکن.‬

08:47.631 --> 08:49.508
‏‫- این یکی؟ چرا؟‬
‏‫- حس ششمم می‌گه.‬

08:49.592 --> 08:52.261
‏‫- فقط با حدس نمی‌تونم در رو بشکنم.‬
‏‫- ولی من می‌تونم!‬

08:55.723 --> 08:57.600
‏‫پلیس! داریم میایم داخل!‬

08:59.935 --> 09:01.020
‏‫روگ!‬

09:05.399 --> 09:07.693
‏‫لیدیا، اینجایی؟‬

09:16.577 --> 09:17.578
‏‫لیدیا؟‬

09:19.080 --> 09:21.290
‏‫رایان! زود بیا!‬

09:27.088 --> 09:29.090
‏‫دکتر، مادر رو پیدا کردیم، واحد ۵۲۰.‬

09:29.173 --> 09:30.424
‏‫خون‌ریزی خیلی شدیدی داره.‬

09:30.508 --> 09:33.260
‏‫برانکارد لازم داریم؛‬
‏‫من هم سرم وصل می‌کنم.‬

09:33.344 --> 09:36.722
‏‫متیل‌ارگونووین بزنین‬
‏‫و اکسی‌توسین وریدی بدین.‬

09:36.806 --> 09:39.433
‏‫با خون کامل داریم میایم.‬
‏‫تیلور، بیا واحد ۵۲۰.‬

09:39.517 --> 09:40.518
‏‫چشم.‬

09:40.601 --> 09:42.645
‏‫خوبه، مشکلی نیست. اینو بگیر.‬

09:42.728 --> 09:43.854
‏‫گرفتمت.‬

09:52.488 --> 09:53.781
‏‫فشارش بده.‬

09:56.784 --> 09:58.536
‏‫هی، هی!‬

09:59.787 --> 10:00.996
‏‫صدام رو می‌شنوی؟‬

10:01.747 --> 10:04.458
‏‫سلام! هی!‬

10:06.794 --> 10:08.170
‏‫خواهش می‌کنم به پدر و مادرم نگین.‬

10:08.963 --> 10:10.131
‏‫نمی‌دونستم باردارم.‬

10:10.714 --> 10:12.299
‏‫واقعاً هیچ خبری نداشتی؟‬

10:12.383 --> 10:15.469
‏‫حالم خوب نبود،‬
‏‫ولی فکر نمی‌کردم...‬

10:15.553 --> 10:19.056
‏‫فقط یه بار رابطه داشتیم.‬
‏‫دوست‌پسر سابقم می‌گفت همه...‬

10:19.140 --> 10:20.766
‏‫ما برای قضاوت نیومدیم.‬

10:21.809 --> 10:23.185
‏‫خدا خودش منو قضاوت کرده.‬

10:24.019 --> 10:25.563
‏‫هر دوتاشون مرده به دنیا اومدن.‬

10:27.523 --> 10:28.524
‏‫نه.‬

10:29.191 --> 10:30.484
‏‫زنده‌ان.‬

10:31.443 --> 10:32.444
‏‫چی؟‬

10:33.195 --> 10:34.196
‏‫زنده‌ان؟‬

10:34.280 --> 10:35.948
‏‫آتش‌نشون‌ها هر دو رو نجات دادن.‬

10:36.031 --> 10:37.658
‏‫- معجزه‌ست.‬
‏‫- وای خدای من...‬

10:38.450 --> 10:40.119
‏‫بهشون بگین خیلی متأسفم.‬

10:40.744 --> 10:42.621
‏‫واقعاً فکر نمی‌کردم زنده بمونن.‬

10:42.705 --> 10:43.831
‏‫بهشون بگین...‬

10:43.914 --> 10:45.875
‏‫لیدیا؟ لیدیا!‬

10:45.958 --> 10:46.959
‏‫لیدیا؟‬

10:48.210 --> 10:50.963
‏‫نه لیدیا، پیشمون بمون، باشه؟‬

10:51.046 --> 10:52.691
‏‫- چی شده؟‬
‏‫- خون‌ریزی شدیدی داره.‬

10:52.715 --> 10:54.568
‏‫دکتر، فوراً اون خون کامل رو بیار!‬

10:54.592 --> 10:57.112
‏‫- یه کیسه سرم دیگه وصل می‌کنیم.‬
‏‫- الان می‌رسیم.‬

11:02.766 --> 11:03.809
‏‫خون کامل آوردم!‬

11:03.893 --> 11:04.977
‏‫اینجا!‬

11:07.229 --> 11:10.149
‏‫اون کیسه رو همچنان بالا نگه دار.‬

11:10.232 --> 11:12.860
‏‫تاکی‌کاردی داره؛ فشارش شش روی چهاره.‬

11:12.943 --> 11:15.905
‏‫به‌سختی نبضش رو پیدا می‌کنیم‬
‏‫و هنوز خون‌ریزی داره.‬

11:19.742 --> 11:22.161
‏‫فایده نداره، خون‌ریزی قطع نمی‌شه.‬

11:23.704 --> 11:25.039
‏‫بچه‌ها رو بیارین.‬

11:32.546 --> 11:34.506
‏‫- کجا بذاریمشون؟‬
‏‫- روی سینهٔ مادرشون.‬

11:34.590 --> 11:35.799
‏‫باشه.‬

11:35.883 --> 11:37.676
‏‫تماس پوست با پوست می‌خوایم.‬

11:37.760 --> 11:40.763
‏‫اکسی‌توسین آزاد می‌شه، رحم منقبض‬
‏‫و خون‌ریزی قطع می‌شه.‬

11:48.437 --> 11:51.440
‏‫زود باش مامان، چشماتو باز کن.‬

12:03.077 --> 12:05.537
‏‫داره جواب می‌ده!‬
‏‫آره، نبض برگشت.‬

12:05.621 --> 12:06.997
‏‫زود باش دختر، زود باش.‬

12:12.211 --> 12:13.504
‏‫این پسرهای خودتن.‬

12:14.463 --> 12:15.547
‏‫نگاهشون کن.‬

12:16.423 --> 12:17.841
‏‫با پسرها آشنا شو.‬

12:17.925 --> 12:20.094
‏‫لیدیا، با پسرت آشنا شو.‬

12:20.177 --> 12:21.679
‏‫بچه‌های خودتن.‬

12:23.889 --> 12:25.099
‏‫علائم حیاتیت خوبه، لیدیا.‬

12:25.182 --> 12:26.622
‏‫یعنی حالشون خوب می‌شه؟‬

12:26.684 --> 12:28.435
‏‫باید یه مدتی‬
‏‫بخش مراقبت نوزادان بمونن،‬

12:28.519 --> 12:31.855
‏‫ولی مثل مادرشون مبارزن.‬

12:33.482 --> 12:36.151
‏‫- لیدیا؟ لیدیا!‬
‏‫- مامان؟‬

12:36.235 --> 12:38.112
‏‫- بابا؟‬
‏‫- تو باردار بودی؟‬

12:38.195 --> 12:41.073
‏‫- قسم می‌خورم خبر نداشتم! ببخشین.‬
‏‫- عزیزم!‬

12:41.156 --> 12:42.366
‏‫لطفاً ازم متنفر نشین.‬

12:42.449 --> 12:45.202
‏‫وای عزیزم، مگه می‌شه؟‬
‏‫ما خیلی دوستت داریم.‬

12:45.286 --> 12:46.537
‏‫خیلی زیاد.‬

12:48.330 --> 12:50.541
‏‫خب، کلی چیز هست که باید حل کنیم.‬

12:50.624 --> 12:53.711
‏‫ولی اول این فرشته‌های کوچولو رو ببینین.‬

12:55.254 --> 12:57.732
‏‫بهتره توی راه بیمارستان‬
‏‫درباره‌ش حرف بزنین.‬

12:57.756 --> 12:59.556
‏‫- می‌تونین باهاشون برین.‬
‏‫- خیلی ممنون!‬

12:59.591 --> 13:00.718
‏‫خواهش می‌کنم.‬

13:07.516 --> 13:09.518
‏‫بعضی پرونده‌ها آدم رو درگیر می‌کنن، نه؟‬

13:09.601 --> 13:10.644
‏‫آره، واقعاً.‬

13:11.645 --> 13:13.522
‏‫به‌خصوص وقتی به زندگی خودت شبیه باشن.‬

13:16.317 --> 13:17.651
‏‫فکر می‌کنی ازش شکایت بشه؟‬

13:17.735 --> 13:20.279
‏‫نه، قصد مجرمانه نداشته.‬

13:21.196 --> 13:24.867
‏‫برای وقوع جرم،‬
‏‫آگاهی و نیت مجرمانه لازمه.‬

13:27.202 --> 13:28.454
‏‫اون بالا عالی کار کردی.‬

13:30.331 --> 13:32.041
‏‫- زیر فشار عالی هستی.‬
‏‫- تو هم.‬

13:32.791 --> 13:34.335
‏‫از کجا فهمیدی خونهٔ خودشه؟‬

13:35.127 --> 13:36.712
‏‫اکلیل روی پادری بود.‬

13:37.921 --> 13:40.257
‏‫هر جا اکلیل باشه،‬
‏‫دختر نوجوون هم هست!‬

13:41.175 --> 13:42.426
‏‫یا رقاص استریپتیز!‬

13:44.928 --> 13:45.971
‏‫اکلیل!‬

13:47.264 --> 13:48.390
‏‫نابغه‌ای!‬

13:54.772 --> 13:56.440
‏‫می‌دونم حرفم عجیب به نظر میاد،‬

13:56.523 --> 14:00.277
‏‫ولی کنجکاوم بدونم اخیراً‬
‏‫تماس اضطراری عجیب یا بی‌دلیلی‬

14:00.360 --> 14:03.072
‏‫داشتین یا نه.‬

14:03.155 --> 14:05.240
‏‫یعنی به‌جز دوقلوهایی‬
‏‫که توی دیوار گیر کرده بودن؟‬

14:05.324 --> 14:06.867
‏‫اون که حسابی عجیب بود!‬

14:06.950 --> 14:09.912
‏‫آره، منظورم چیزیه‬
‏‫که بیشتر... رنگ‌وبوی کتاب مقدس داره.‬

14:10.496 --> 14:12.265
‏‫آها، می‌خوای بدونی تماس‌های دیگه‌ای‬

14:12.289 --> 14:14.208
‏‫مرتبط با اون مجرم مرموز داشتیم،‬

14:14.291 --> 14:16.293
‏‫همونی که زنبورهای قاتل‬
‏‫و سیل خون رو راه انداخت؟‬

14:16.376 --> 14:19.838
‏‫آره. حس می‌کنم‬
‏‫خیلی زود دوباره حمله می‌کنه.‬

14:22.591 --> 14:25.469
‏‫رایان؟ الو؟‬

14:25.552 --> 14:28.313
‏‫- خاله کمی، بعداً زنگ بزنم؟‬
‏‫- حتماً عزیزم، زنگ بزن.‬

14:29.181 --> 14:30.307
‏‫پسرم، یادت نره که‬

14:30.390 --> 14:33.268
‏‫تو ستوان آتش‌نشانی هستی،‬
‏‫نه افسر پلیس!‬

14:33.352 --> 14:34.603
‏‫بله قربان، فقط...‬

14:35.521 --> 14:39.233
‏‫مدام یاد مظنونی می‌افتم‬
‏‫که آیات انجیل رو جا می‌ذاره.‬

14:39.316 --> 14:41.068
‏‫- مظنون ناشناس؟‬
‏‫- بهش می‌گن «آن‌ساب».‬

14:41.151 --> 14:43.487
‏‫می‌دونم یعنی چی!‬
‏‫از کی این کلمه رو یاد گرفتی؟‬

14:45.155 --> 14:48.325
‏‫پادکست «خفه‌کنندهٔ استتن‌آیلند» رو‬
‏‫گوش می‌دم؛ محشره!‬

14:48.408 --> 14:50.178
‏‫می‌دونی روگ چطور‬
‏‫پرونده رو رمزگشایی کرد؟‬

14:50.202 --> 14:51.411
‏‫نه، برام مهم هم نیست،‬

14:51.495 --> 14:53.223
‏‫چون شلنگ وسط‬
‏‫محوطهٔ ماشین‌هام مونده‬

14:53.247 --> 14:55.528
‏‫و تو به‌جای جمع‌کردنش،‬
‏‫کارآگاه‌بازی درمیاری.‬

14:56.291 --> 14:58.103
‏‫حواست رو جمع کن، ستوان. فهمیدی؟‬

14:58.127 --> 14:59.128
‏‫بله قربان.‬

15:04.007 --> 15:05.384
‏‫بلو، یه جا رو تمیز نکردی.‬

15:06.844 --> 15:07.928
‏‫بلو!‬

15:08.554 --> 15:09.805
‏‫ببخشید.‬

15:09.888 --> 15:12.117
‏‫داشتم پادکست‬
‏‫قاتل استتن‌آیلند رو گوش می‌دادم.‬

15:12.141 --> 15:14.309
‏‫- حسابی مضطربم کرده.‬
‏‫- وای خدای من!‬

15:14.393 --> 15:17.646
‏‫ترسی که اون موقع نیویورک‬
‏‫تجربه کردیم رو زنده می‌کنه.‬

15:17.729 --> 15:19.666
‏‫رسیدین به جایی که روگ می‌فهمه‬

15:19.690 --> 15:22.526
‏‫قاتل از خونهٔ خود قربانی‌ها‬
‏‫بهشون زنگ می‌زده؟‬

15:22.609 --> 15:23.819
‏‫تنم لرزید!‬

15:23.902 --> 15:25.571
‏‫- هیس! داستان رو لو نده!‬
‏‫- نه!‬

15:25.654 --> 15:27.030
‏‫هنوز به اون‌جاش نرسیدم.‬

15:27.114 --> 15:29.283
‏‫همه‌تون این پادکست مسخره رو گوش می‌دین؟‬

15:29.366 --> 15:30.367
‏‫- آره.‬
‏‫- حتماً گوش بده!‬

15:30.450 --> 15:31.827
‏‫نه، ممنون!‬

15:32.619 --> 15:34.163
‏‫ولی واقعاً خیلی خوبه.‬

15:39.168 --> 15:41.211
‏‫سلام! از جلسهٔ گروه برگشتم.‬

15:42.963 --> 15:43.964
‏‫دان؟‬

15:49.428 --> 15:51.138
‏‫این‌طوری غافلگیرم نکن!‬

15:51.221 --> 15:53.348
‏‫ببخشید. چی گوش می‌دی؟‬

15:53.432 --> 15:56.351
‏‫یه پادکست که همهٔ همکارام‬
‏‫عاشقش شدن.‬

15:56.435 --> 15:58.103
‏‫جدی؟ دربارهٔ چیه؟‬

15:59.021 --> 16:00.522
‏‫خفه‌کنندهٔ استتن‌آیلند.‬

16:00.606 --> 16:02.149
‏‫پرونده‌ایه که...‬

16:02.232 --> 16:04.484
‏‫آهان، روگ حلش کرد.‬
‏‫اون رو خیلی دوست دارم.‬

16:05.360 --> 16:07.881
‏‫- قبلاً گوشش دادی؟‬
‏‫- آره، رایان معرفی کرد.‬

16:07.905 --> 16:09.114
‏‫معلومه!‬

16:10.199 --> 16:12.993
‏‫- همه‌چی روبه‌راهه؟‬
‏‫- آره، خوبم.‬

16:13.076 --> 16:15.245
‏‫دانی، من سال‌هاست می‌شناسمت؛‬

16:15.329 --> 16:17.414
‏‫فکت اون‌قدر سفته‬
‏‫که انگار قفل شده!‬

16:18.165 --> 16:20.959
‏‫بیا آخر شب یه نوشیدنی بخوریم‬
‏‫و حرف بزنیم.‬

16:21.043 --> 16:25.005
‏‫راستش دارم شراب رو کم می‌کنم،‬
‏‫ولی باهات حرف می‌زنم.‬

16:25.088 --> 16:27.716
‏‫به‌به! آقای طرفدار سلامتی!‬

16:28.342 --> 16:30.677
‏‫آخر تصمیم گرفتی‬
‏‫داروی جی‌ال‌پی‌وان مصرف کنی؟‬

16:30.761 --> 16:32.596
‏‫نه، به روش قدیمی پیش می‌رم.‬

16:32.679 --> 16:35.057
‏‫- با نظم و انضباط.‬
‏‫- تحسینت می‌کنم.‬

16:37.059 --> 16:38.310
‏‫چی ناراحتت کرده؟‬

16:40.395 --> 16:42.022
‏‫رایان... این روزها...‬

16:42.981 --> 16:44.542
‏‫سر کار تمرکز نداره.‬

16:44.566 --> 16:47.569
‏‫همش حواسش پرته،‬
‏‫انگار ذهنش یه جای دیگه‌ست.‬

16:47.653 --> 16:49.404
‏‫این که شبیه پسرمون نیست.‬

16:49.488 --> 16:51.615
‏‫نه، نیست.‬

16:51.698 --> 16:54.284
‏‫یهو آتش‌نشونی دیگه‬
‏‫براش کافی نیست؛ انگار...‬

16:55.369 --> 16:57.454
‏‫از ماجرای زنبورهای قاتل به بعد،‬

16:57.537 --> 17:01.124
‏‫بیشتر دلش می‌خواد‬
‏‫کارآگاه کلمبو باشه.‬

17:01.208 --> 17:04.169
‏‫کارآگاه کلمبو یا کارآگاه روگ؟‬

17:05.212 --> 17:06.505
‏‫فکر می‌کنی حسودی می‌کنم؟‬

17:07.130 --> 17:09.091
‏‫اصلاً حسودی نمی‌کنم!‬

17:11.009 --> 17:12.528
‏‫باشه، شاید یه کم حسودیم بشه،‬

17:12.552 --> 17:15.152
‏‫ولی از بس رایان‬
‏‫روگ رو مثل قهرمان می‌پرسته!‬

17:15.722 --> 17:17.391
‏‫دیگه واقعاً شورش رو درآورده.‬

17:17.474 --> 17:18.517
‏‫آره.‬

17:19.351 --> 17:20.727
‏‫درد داره، نه؟‬

17:21.603 --> 17:25.274
‏‫وقتی کس دیگه‌ای توجه‬
‏‫کسی رو که دوست داری جلب می‌کنه.‬

17:29.403 --> 17:31.780
‏‫آره، درد داره.‬

17:33.907 --> 17:36.368
‏‫طبیعیه که آدم ناراحت بشه.‬

17:37.160 --> 17:41.456
‏‫راستش روگ خوش‌لباسه،‬
‏‫تازه‌وارده و جذابه...‬

17:41.540 --> 17:43.750
‏‫- باشه، فهمیدم!‬
‏‫- باهوش و خوش‌قیافه هم هست.‬

17:43.834 --> 17:49.298
‏‫منظورم اینه که روگ‬
‏‫می‌تونه همهٔ این‌ها باشه،‬

17:49.381 --> 17:51.049
‏‫ولی پدر رایان نیست.‬

17:51.925 --> 17:56.847
‏‫شاید فعلاً حواس رایان‬
‏‫رفته سمت اون، ولی ببین...‬

17:56.930 --> 17:59.975
‏‫هیچ‌کس توی دل رایان جای تو رو نمی‌گیره.‬

18:00.851 --> 18:02.227
‏‫ممنون که این رو گفتی.‬

18:03.228 --> 18:05.606
‏‫و توی دل من هم‬
‏‫هیچ‌کس جای تو رو نمی‌گیره.‬

18:08.150 --> 18:09.860
‏‫ممنون که این رو گفتی.‬

18:13.405 --> 18:16.366
‏‫- خب...‬
‏‫- آره، خب...‬

18:18.285 --> 18:20.287
‏‫شاید دوست داری یه...‬

18:21.830 --> 18:23.915
‏‫شب بخیر، دان.‬

18:27.794 --> 18:29.963
‏‫شب بخیر.‬

18:36.470 --> 18:37.596
‏‫ببخشید؟‬

18:37.679 --> 18:41.767
‏‫در خروج پیشین، بلاها رو فرستادن‬
‏‫تا نابودم کنن.‬

18:41.850 --> 18:44.895
‏‫این بار من بلاها رو‬
‏‫به سمت شما برمی‌گردونم.‬

18:44.978 --> 18:46.980
‏‫این انتقام منه.‬

18:47.064 --> 18:48.482
‏‫خودتی، مگه نه؟‬

18:48.565 --> 18:50.275
‏‫من فرعونم.‬

18:50.359 --> 18:52.235
‏‫نشویل، عمورهٔ جدیده.‬

18:52.319 --> 18:55.238
‏‫دُمَلی که باید نیشتر بخوره.‬

18:55.322 --> 18:59.618
‏‫به شهر فرمان می‌دم‬
‏‫طمع، شهوت و غرورش رو کنار بذاره.‬

19:00.243 --> 19:03.914
‏‫من فقط اپراتور اورژانسم.‬
‏‫نمی‌تونم شهر رو عوض کنم.‬

19:03.997 --> 19:06.583
‏‫اما می‌تونی به همهٔ امدادگرا دستور بدی‬

19:06.667 --> 19:08.502
‏‫که در مأموریتم دخالت نکنن.‬

19:08.585 --> 19:11.755
‏‫این اولین و آخرین هشدارمه.‬

19:11.838 --> 19:14.966
‏‫صبر کن! می‌گن نابغه‌ای.‬

19:15.759 --> 19:18.220
‏‫هیچ‌کس نمی‌فهمه‬
‏‫چطور اون حمله‌ها رو ترتیب دادی.‬

19:18.845 --> 19:20.222
‏‫چطوری انجامشون دادی؟‬

19:20.305 --> 19:24.434
‏‫- الو؟‬
‏‫- الهام الهی دارم.‬

19:32.526 --> 19:35.696
‏‫صبر کن! می‌گن نابغه‌ای.‬

19:35.779 --> 19:38.532
‏‫هیچ‌کس نمی‌فهمه‬
‏‫چطور اون حمله‌ها رو ترتیب دادی.‬

19:38.615 --> 19:39.825
‏‫چطوری انجامشون دادی؟‬

19:40.659 --> 19:41.827
‏‫الو؟‬

19:43.495 --> 19:46.123
‏‫الهام الهی دارم.‬

19:50.502 --> 19:52.587
‏‫راستی، کارت عالی بود.‬

19:52.671 --> 19:55.048
‏‫بااینکه تهدیدت می‌کرد‬
‏‫خونسردی خودت رو حفظ کردی،‬

19:55.132 --> 19:57.718
‏‫و با تعریف ازش‬
‏‫پشت خط نگهش داشتی.‬

19:57.801 --> 20:01.430
‏‫ممنون؛ می‌خواستم وقت بخرم‬
‏‫تا سیستم تماس رو ردیابی کنه.‬

20:01.513 --> 20:03.557
‏‫قبل از اپراتوری، پلیس بودی؟‬

20:03.640 --> 20:05.142
‏‫تهیه‌کنندهٔ موسیقی بودم.‬

20:05.225 --> 20:07.811
‏‫- نشویل دیگه!‬
‏‫- آره.‬

20:07.894 --> 20:09.479
‏‫رد تماس رو گرفتین؟‬

20:09.563 --> 20:11.773
‏‫نه، تازه از سایبرسایت استفاده می‌کنیم.‬

20:11.857 --> 20:14.651
‏‫یادم نمیاد آخرین بار کی‬
‏‫نتونسته بود تماس رو ردیابی کنه.‬

20:14.735 --> 20:18.321
‏‫مهارت فنی‌ش به‌اندازهٔ‬
‏‫خودبزرگ‌بینی‌ش فوق‌العاده‌ست.‬

20:18.405 --> 20:20.323
‏‫معلومه که قصد داره‬
‏‫دوباره حمله کنه.‬

20:20.407 --> 20:22.743
‏‫- باید جلوش رو بگیریم.‬
‏‫- داریم تلاش می‌کنیم.‬

20:23.326 --> 20:25.412
‏‫ولی همیشه یه قدم ازمون جلوتره.‬

20:26.455 --> 20:28.248
‏‫- گفتین از سایبرسایت استفاده می‌کنین؟‬
‏‫- آره.‬

20:28.790 --> 20:31.334
‏‫تونستین فیلترهای صوتی‬
‏‫صدای اون رو حذف کنین؟‬

20:31.418 --> 20:33.170
‏‫نه، لایه‌هاش خیلی پیچیده‌ان.‬

20:33.253 --> 20:37.340
‏‫ممکنه مردی چهل‌ساله باشه‬
‏‫یا دختری پونزده‌ساله.‬

20:37.424 --> 20:40.427
‏‫صداهای محیطی طرف تماس رو‬
‏‫جدا کردین؟‬

20:40.510 --> 20:42.763
‏‫شاید سرنخی از مکانش پیدا بشه.‬

20:42.846 --> 20:45.849
‏‫مکانش معلوم نشد،‬
‏‫اما یه چیزی به گوشم خورد.‬

20:45.932 --> 20:47.851
‏‫ببینین درست قبل از قطع تماس‬
‏‫چه صدایی میاد.‬

20:49.352 --> 20:51.521
‏‫الهام الهی دارم.‬

20:53.523 --> 20:54.941
‏‫همین! شنیدین؟‬

20:56.109 --> 20:57.444
‏‫آره.‬

20:57.527 --> 20:58.695
‏‫می‌شناسینش؟‬

20:58.779 --> 21:00.071
‏‫نه، فقط سه تا نته.‬

21:00.155 --> 21:01.448
‏‫سه نت از یه آهنگ معروف!‬

21:01.531 --> 21:04.326
‏‫همه‌مون تهیه‌کنندهٔ موسیقی نبودیم!‬

21:04.409 --> 21:06.787
‏‫- اسم آهنگ چیه؟‬
‏‫- باشه، گوش کنین. بذار...‬

21:12.918 --> 21:14.211
‏‫«تو چقدر ازخودراضی هستی»؟‬

21:16.588 --> 21:17.881
‏‫فکر می‌کنی معنی خاصی داره؟‬

21:17.964 --> 21:20.050
‏‫- قطعاً!‬
‏‫- چی؟‬

21:21.968 --> 21:23.220
‏‫الان می‌فهمیم.‬

21:27.182 --> 21:30.227
‏‫سلام ملت مکس! من زایانم‬
‏‫از گروه چهار سوارکار مکس.‬

21:30.310 --> 21:32.854
‏‫اینجا مجموعهٔ «پلکان تا ده»ـه‬
‏‫که توش یادتون می‌دیم‬

21:34.648 --> 21:38.068
‏‫برای رسیدن به ظاهر بی‌نقص‬
‏‫هر کاری لازم شد بکنین؛‬

21:38.151 --> 21:39.611
‏‫فکتون رو زاویه‌دار کنین،‬

21:39.694 --> 21:42.280
‏‫موهاتون رو جوری درست کنین‬
‏‫که مثل یه سوپرچد باشین،‬

21:42.364 --> 21:43.365
‏‫و پوستتون رو شاداب کنین.‬

21:43.448 --> 21:47.577
‏‫امروز برندهٔ خوش‌شانس مسابقه‬
‏‫به برنامهٔ روزمرهٔ ما می‌پیونده‬

21:47.661 --> 21:49.955
‏‫و شب رو توی خونهٔ مکس می‌مونه.‬

21:50.038 --> 21:51.081
‏‫بیا تو!‬

21:51.164 --> 21:53.250
‏‫بزن بریم داداش، بزن بریم!‬

21:57.003 --> 21:58.603
‏‫چرا می‌گی برندهٔ مسابقه‌ام؟‬

22:01.883 --> 22:04.719
‏‫چون از گفتن «پسرعموی زشتم»‬
‏‫کمتر خجالت می‌کشم.‬

22:05.512 --> 22:07.472
‏‫- می‌خوای ارتقا پیدا کنی یا نه؟‬
‏‫- آره.‬

22:08.098 --> 22:09.266
‏‫تا بقیه دوستم داشته باشن.‬

22:10.058 --> 22:11.978
‏‫وقتی کارمون تموم بشه،‬
‏‫عاشقت می‌شن.‬

22:12.435 --> 22:14.187
‏‫باشه، شروع کنیم.‬

22:18.024 --> 22:20.569
‏‫بابت مشکلات فنی معذرت.‬
‏‫برگشتیم!‬

22:20.652 --> 22:22.946
‏‫- اسمت چیه پسر؟‬
‏‫- جاسپر.‬

22:23.029 --> 22:25.198
‏‫نه، نه. این اسم جواب نمی‌ده.‬

22:25.282 --> 22:27.200
‏‫هیچ دختری دوست نداره‬
‏‫یه جاسپر رو انتخاب کنه.‬

22:27.284 --> 22:29.911
‏‫اسمی می‌خوای که‬
‏‫قدرت و سلطه رو نشون بده.‬

22:29.995 --> 22:31.121
‏‫سال راست می‌گه.‬

22:31.204 --> 22:33.290
‏‫از الان تو می‌شی...‬

22:34.332 --> 22:35.834
‏‫بریکس!‬

22:35.917 --> 22:38.587
‏‫- آجر؟‬
‏‫- نه، «بریکس»!‬

22:38.670 --> 22:40.547
‏‫بریکس، با دو تا ایکس!‬

22:40.630 --> 22:42.507
‏‫اسمت رو چی گفتی؟‬

22:42.591 --> 22:45.218
‏‫- بریکس!‬
‏‫- به‌به، بریکس!‬

22:45.302 --> 22:47.721
‏‫می‌دونی بهترین مزیت‬
‏‫عضویت توی گروهمون چیه؟‬

22:47.804 --> 22:49.723
‏‫وقتی مثل ما روی ظاهر کار کنی،‬

22:49.806 --> 22:51.933
‏‫دیگه لازم نیست‬
‏‫محصولی از جیب بخری.‬

22:52.726 --> 22:56.354
‏‫بهترین شرکت‌های دنیا‬
‏‫برات هدیه می‌فرستن.‬

22:58.815 --> 23:00.442
‏‫این کرم صورت، مال شرکت سرومه.‬

23:00.525 --> 23:03.361
‏‫ترتینوئین با درجهٔ پزشکی داره‬
‏‫و زبری پوست رو صاف می‌کنه.‬

23:03.445 --> 23:06.197
‏‫اولین چیزی که دخترا می‌بینن‬
‏‫خط فک مرده.‬

23:06.823 --> 23:09.534
‏‫چکش برات سخته؟‬
‏‫پس عضلات فکت رو تقویت کن!‬

23:10.744 --> 23:13.663
‏‫این نوشیدنی کراتین داره‬
‏‫تا عضله‌هات بیشتر بشه.‬

23:15.916 --> 23:17.125
‏‫باید بدنت خشک باشه، بریکس.‬

23:17.208 --> 23:18.418
‏‫نباید مثل چوب‌کبریت باشی.‬

23:18.501 --> 23:20.754
‏‫بدن خشک! رمز زندگی همینه.‬

23:25.675 --> 23:27.677
‏‫برای همین این کارها رو می‌کنیم، داداش.‬

23:27.761 --> 23:29.679
‏‫این دختر جذابه‬
‏‫همین الان بهم پیام خصوصی داده.‬

23:29.763 --> 23:32.223
‏‫فکت رو قوی نگه داری،‬
‏‫از این پیام‌ها می‌گیری.‬

23:33.391 --> 23:36.144
‏‫خونهٔ مکس... خونهٔ مکس...‬

23:36.227 --> 23:39.606
‏‫این سرم تقویتیِ شرکت ای‌سی‌اس‌او۲‬
‏‫فوراً صورتت رو شاداب می‌کنه.‬

23:39.689 --> 23:41.274
‏‫خونهٔ مکس...‬

23:41.358 --> 23:43.693
‏‫این ماسک کلاژن‬
‏‫از دوستانمون توی لاستروس لبز،‬

23:43.777 --> 23:46.321
‏‫شب تا صبح‬
‏‫پوست صورت رو عمیقاً آبرسانی می‌کنه.‬

23:46.404 --> 23:48.073
‏‫خوب استراحت کنین، ملت مکس!‬

23:48.156 --> 23:51.326
‏‫فردا بیاین تا‬
‏‫بریکس جدید رو رونمایی کنیم.‬

23:51.409 --> 23:52.577
‏‫شب بخیر.‬

24:08.426 --> 24:09.844
‏‫شب بخیر، خوش‌تیپ.‬

24:19.604 --> 24:20.689
‏‫صبح بخیر، خوش‌تیپ.‬

24:52.804 --> 24:54.681
‏‫از این طرف. نمی‌دونم چی شد.‬

24:54.764 --> 24:56.141
‏‫فکر کنم مرده باشن.‬

24:59.477 --> 25:01.604
‏‫این خونه رو می‌شناسم. خونهٔ مکسه.‬

25:01.688 --> 25:02.772
‏‫دنبال‌شون می‌کنم.‬

25:02.856 --> 25:04.399
‏‫بلو، هوای محیط رو اندازه بگیر.‬

25:04.482 --> 25:07.027
‏‫امروز صبح همه‌شون بیرون اومدن‬
‏‫و تنشون پر از زخم بود.‬

25:07.110 --> 25:09.070
‏‫راکس، همه رو معاینه کنیم.‬
‏‫همه دستکش دست کنن.‬

25:09.112 --> 25:10.572
‏‫همه رو به مانیتور لایف‌پک وصل کنین.‬

25:12.240 --> 25:14.159
‏‫نفس و نبض نداره.‬

25:14.826 --> 25:16.161
‏‫مرده، دکتر.‬

25:17.328 --> 25:18.413
‏‫این یکی هم مرده.‬

25:18.496 --> 25:21.291
‏‫نه! خدای من، سال!‬

25:21.374 --> 25:24.135
‏‫- بلو، نتیجه چیه؟‬
‏‫- چهار گاز پاکن. هوا سالمه.‬

25:24.169 --> 25:26.129
‏‫- پس یه چیز دیگه باعثش شده.‬
‏‫- این‌ها دُمَلن.‬

25:27.297 --> 25:30.008
‏‫آقا؟ هی! صدام رو می‌شنوین؟‬

25:30.091 --> 25:31.092
‏‫آقا، بیدار شین.‬

25:31.176 --> 25:33.053
‏‫دکتر، این یکی نفس می‌کشه.‬

25:33.136 --> 25:34.947
‏‫تبش حدود ۴۰٫۵ درجه‌ست.‬
‏‫بدنش می‌سوزه.‬

25:34.971 --> 25:36.282
‏‫کمپرس سرد بذارین،‬

25:36.306 --> 25:38.516
‏‫و ۳۰ میلی‌گرم تورادول بدین‬
‏‫تا تبش پایین بیاد.‬

25:39.350 --> 25:41.061
‏‫راکس، می‌دونی چی می‌تونه باشه؟‬

25:41.144 --> 25:42.520
‏‫مطمئن نیستم.‬

25:42.604 --> 25:47.734
‏‫یه جور عفونت با تب شدید‬
‏‫که آخرش اندام‌ها رو از کار می‌اندازه.‬

25:48.693 --> 25:51.696
‏‫- دیشب کجا خوابیدی؟‬
‏‫- کنار اون.‬

25:52.363 --> 25:53.948
‏‫تماس پوست با پوست داشتین؟‬

25:54.032 --> 25:55.116
‏‫آره.‬

25:55.617 --> 25:56.618
‏‫خیلی زیاد.‬

25:57.786 --> 26:00.038
‏‫وای خدا! منم می‌میرم؟‬

26:00.121 --> 26:01.956
‏‫نه، بعیده مسری باشه.‬

26:02.040 --> 26:03.249
‏‫از کجا می‌دونی؟‬

26:04.000 --> 26:05.919
‏‫پایین دُمَل‌ها قرمزه، می‌بینی؟‬

26:06.002 --> 26:09.798
‏‫اگه مسری بود چرک زرد یا سفید داشت،‬
‏‫ولی این‌ها آبکی‌ان.‬

26:09.881 --> 26:12.801
‏‫می‌دونی چی خوردن؟‬
‏‫دارو یا ماده‌ای مصرف کردن؟‬

26:12.884 --> 26:15.345
‏‫نه، سال رو تازه‬
‏‫دیشب برای اولین بار دیدم.‬

26:15.428 --> 26:17.847
‏‫توی پیام خصوصی بهش پیام دادم.‬

26:17.931 --> 26:19.224
‏‫کاش هیچ‌وقت نمی‌اومدم.‬

26:19.307 --> 26:21.202
‏‫تیلور، ببرش بیرون‬
‏‫تا معاینه بشه.‬

26:21.226 --> 26:23.061
‏‫بیا عزیزم، چیزی نیست.‬

26:23.144 --> 26:25.772
‏‫کمپرس سرد جواب داده.‬
‏‫تبش به ۳۹٫۵ رسیده.‬

26:25.855 --> 26:27.357
‏‫زود باش آقا، چشمات رو باز کن.‬

26:27.440 --> 26:29.840
‏‫بهش سرم و دگزامتازون وصل کنین.‬

26:31.111 --> 26:35.198
‏‫آقا، باید بدونیم چی مصرف کردین‬
‏‫تا درست درمانتون کنیم.‬

26:39.786 --> 26:41.663
‏‫- بریکس...‬
‏‫- گفت «آجر»؟‬

26:41.746 --> 26:43.182
‏‫«بریکس» اسم یه نوع مواده؟‬

26:43.206 --> 26:44.582
‏‫اون... اون... اون...‬

26:44.666 --> 26:45.875
‏‫پسرعمومه.‬

26:45.959 --> 26:47.919
‏‫بریکس یه آدمه؟ کجاست؟‬

26:48.002 --> 26:50.672
‏‫- مجبورش کردیم بیرون بخوابه.‬
‏‫- آمادهٔ انتقالش کنین.‬

26:50.755 --> 26:52.507
‏‫بقیه دنبال این بریکس بگردیم.‬

26:54.342 --> 26:55.718
‏‫بریکس؟‬

26:55.802 --> 26:56.928
‏‫بریکس؟‬

26:57.887 --> 26:59.305
‏‫بلو، اینجاست!‬

26:59.389 --> 27:00.807
‏‫پسر، صدای من رو می‌شنوی؟‬

27:02.934 --> 27:04.144
‏‫به لایف‌پک وصلش کن.‬

27:04.227 --> 27:05.478
‏‫کمکم کنین.‬

27:05.562 --> 27:08.002
‏‫کمکت می‌کنیم،‬
‏‫ولی باید بگی چی مصرف کردی.‬

27:11.860 --> 27:14.445
‏‫دارو یا ماده‌ای خوردی؟‬

27:14.529 --> 27:17.282
‏‫- اکسیژن ۷۰، تب ۴۰ درجه.‬
‏‫- باشه.‬

27:17.365 --> 27:19.117
‏‫باید تبش رو بیاریم پایین.‬

27:19.200 --> 27:20.660
‏‫کمپرس سرد بذار.‬

27:21.369 --> 27:24.581
‏‫۳۰ میلی‌گرم تورادول تزریق می‌کنم.‬

27:24.664 --> 27:27.041
‏‫نمی‌فهمم، اگه مریضه‬
‏‫چرا بدنش دُمَل نداره؟‬

27:31.337 --> 27:33.774
‏‫صدای خس‌خس انسدادی می‌شنوم.‬
‏‫راه هواییش بسته شده.‬

27:33.798 --> 27:35.466
‏‫نمی‌تونم نفس بکشم.‬

27:39.846 --> 27:41.014
‏‫دهنت رو باز می‌کنی؟‬

27:43.808 --> 27:46.519
‏‫اونم دُمَل داره،‬
‏‫ولی داخل بدنشه.‬

27:46.603 --> 27:48.323
‏‫دهن و نای‌ش پر از دُمَله.‬

27:49.230 --> 27:51.584
‏‫داخلشون پر از مایعه.‬
‏‫برای همین نمی‌تونه نفس بکشه.‬

27:51.608 --> 27:53.711
‏‫- باید تخلیه‌شون کنیم.‬
‏‫- خفه نمی‌شه؟‬

27:53.735 --> 27:55.194
‏‫اینجاست که تو کمک می‌کنی.‬

27:59.115 --> 28:00.491
‏‫فقط طاقت بیار پسر.‬

28:00.575 --> 28:01.743
‏‫می‌دونم درد داره.‬

28:01.826 --> 28:03.036
‏‫- بلو، آماده باش.‬
‏‫- آماده‌ام.‬

28:03.119 --> 28:04.162
‏‫دارم دُمَل رو باز می‌کنم.‬

28:06.789 --> 28:09.334
‏‫بلو، ساکشن!‬

28:09.417 --> 28:11.169
‏‫نزدیکیم، چیزی نمونده.‬

28:11.252 --> 28:12.420
‏‫فقط طاقت بیار.‬

28:13.254 --> 28:15.924
‏‫باید کمی بیشتر تخلیه کنم.‬
‏‫یکی دیگه رو باز می‌کنم.‬

28:16.007 --> 28:18.760
‏‫تکون نخور.‬

28:18.843 --> 28:20.887
‏‫چیزی نمونده بریکس.‬
‏‫یه ذره دیگه.‬

28:23.723 --> 28:25.099
‏‫یه کم بیشتر.‬

28:26.643 --> 28:28.144
‏‫خب، ساکشن رو بردار.‬

28:30.813 --> 28:32.106
‏‫حالا چطوره؟‬

28:32.190 --> 28:34.275
‏‫خیلی، خیلی بهترم.‬

28:35.568 --> 28:36.694
‏‫ممنون.‬

28:38.071 --> 28:39.614
‏‫پس تو باید بریکس باشی.‬

28:40.365 --> 28:41.532
‏‫نه.‬

28:41.616 --> 28:42.742
‏‫دیگه نه.‬

28:44.160 --> 28:45.453
‏‫من جاسپرم.‬

28:48.623 --> 28:49.791
‏‫راکس، برای انتقال آماده‌ست.‬

28:49.874 --> 28:51.501
‏‫توی ایستگاه می‌بینیمتون.‬

28:51.584 --> 28:53.586
‏‫عالی بود بچه‌ها. مراقب باشین.‬

28:57.340 --> 28:59.968
‏‫فرمانده؟ فکر کنم بد نباشه‬
‏‫به مرکز بی‌سیم بزنم.‬

29:00.927 --> 29:02.767
‏‫بگم روگ رو بفرستن اینجا.‬

29:02.804 --> 29:04.389
‏‫چرا؟ پلیس همین الان رسید.‬

29:04.472 --> 29:06.766
‏‫- بلاهای کتاب مقدس؛ دُمَل‌ها.‬
‏‫- خب؟‬

29:06.849 --> 29:09.394
‏‫حسم می‌گه کار همون مجرمه.‬

29:09.477 --> 29:11.771
‏‫رایان، ما آتش‌نشونیم،‬
‏‫نه کارآگاه.‬

29:11.854 --> 29:13.648
‏‫اصلاً چیزی به اسم‬
‏‫«مجرم خودمون» نداریم.‬

29:14.315 --> 29:17.026
‏‫وظیفه‌مون رفع خطر،‬
‏‫کمک به آسیب‌دیده‌ها و رفتنه.‬

29:17.110 --> 29:19.790
‏‫منم همین رو می‌گم!‬
‏‫خطر رو رفع نکردیم، بابا.‬

29:19.862 --> 29:22.365
‏‫نمی‌دونیم چی مریضشون کرده.‬

29:22.448 --> 29:25.177
‏‫اگه مدرکی جا مونده باشه،‬
‏‫نمی‌خوام یه پلیس معمولی خرابش کنه.‬

29:25.201 --> 29:27.429
‏‫بسه دیگه!‬
‏‫ما مسئول جمع‌آوری مدرک نیستیم.‬

29:27.453 --> 29:29.956
‏‫- پسرم، باید نگران حالت باشم؟‬
‏‫- بابت چی؟‬

29:30.039 --> 29:32.542
‏‫این علاقهٔ یهویی‬
‏‫به کار پلیسی،‬

29:32.625 --> 29:34.335
‏‫و وسواست نسبت به روگ!‬

29:34.419 --> 29:35.628
‏‫من وسواس روگ ندارم!‬

29:37.797 --> 29:39.716
‏‫بلو؟‬

29:40.341 --> 29:41.634
‏‫من به روگ وسواس دارم؟‬

29:42.301 --> 29:44.679
‏‫- خب، زیاد ازش حرف می‌زنی.‬
‏‫- ممنون!‬

29:44.762 --> 29:46.723
‏‫ولی یارو باحاله.‬

29:46.806 --> 29:49.142
‏‫نابغه‌ست، بدنش هم عضلانیه.‬

29:49.225 --> 29:50.385
‏‫حتماً تستوسترون می‌زنه؟‬

29:50.435 --> 29:51.561
‏‫نه، از خودش پرسیدم.‬

29:51.644 --> 29:54.188
‏‫می‌گه پپتید مصرف می‌کنه؛‬
‏‫بقیه‌ش رژیم و ورزشه.‬

29:54.272 --> 29:56.816
‏‫جدی؟ پس روگ ذاتاً‬
‏‫تستوسترون بالایی داره.‬

29:56.899 --> 30:00.903
‏‫هر کی یه بار دیگه اسم روگ رو بیاره،‬
‏‫کل هفته مستراح می‌شوره!‬

30:01.738 --> 30:02.947
‏‫دربارهٔ چی حرف می‌زنین؟‬

30:03.614 --> 30:04.615
‏‫روگ.‬

30:04.699 --> 30:06.576
‏‫نمی‌دونستم مرکز خبرت کرده.‬

30:06.659 --> 30:10.621
‏‫نکرده، ولی از بی‌سیم شنیدم‬
‏‫چند نفر دُمَل‌های مرموز دارن.‬

30:10.705 --> 30:11.998
‏‫فکر کردم کار همون مجرمه.‬

30:13.875 --> 30:16.002
‏‫عقل‌های بزرگ مثل هم فکر می‌کنن.‬

30:16.085 --> 30:17.295
‏‫میاین یا نه؟‬

30:17.378 --> 30:18.379
‏‫می‌تونیم؟‬

30:19.881 --> 30:20.882
‏‫باشه.‬

30:21.632 --> 30:24.635
‏‫بلو، بار زدن تجهیزات رو تموم کن.‬

30:24.719 --> 30:26.054
‏‫یعنی... چشم فرمانده!‬

30:26.137 --> 30:27.221
‏‫ممنون.‬

30:34.353 --> 30:36.522
‏‫«نشویل دُمَلیه که باید نیشتر بخوره.»‬

30:36.606 --> 30:40.401
‏‫این رو یه تماس‌گیرندهٔ ناشناس‬
‏‫دو روز پیش به اورژانس گفت.‬

30:40.485 --> 30:41.861
‏‫شوخی می‌کنی!‬

30:41.944 --> 30:45.323
‏‫قبل قطع تماس هم چند نت اول‬
‏‫آهنگ «تو چقدر ازخودراضی هستی» پخش کرد.‬

30:46.032 --> 30:48.826
‏‫- حالا سه اینفلوئنسر مُردن.‬
‏‫- پس کار خودشه.‬

30:49.744 --> 30:52.955
‏‫گفت این بلاها انتقامشن.‬
‏‫حالا سؤال اینه:‬

30:53.039 --> 30:54.290
‏‫سلاح قتل چی بوده؟‬

30:54.957 --> 30:57.627
‏‫احتمالاً یه عامل بیماری‌زای‬
‏‫خیلی سریع‌الاثر.‬

30:57.710 --> 31:00.254
‏‫گفتی این بچه‌ها‬
‏‫هر مکملی که فکر کنی مصرف می‌کنن.‬

31:00.338 --> 31:01.672
‏‫شاید یه مکمل آلوده خوردن.‬

31:01.756 --> 31:03.591
‏‫دقیقاً فکر منم همینه، فرمانده.‬

31:05.051 --> 31:06.260
‏‫پس به نظرت چی شده؟‬

31:07.845 --> 31:09.263
‏‫موادشون رو آلوده کرده؟‬

31:09.347 --> 31:11.724
‏‫توی خونهٔ اینفلوئنسرها؟ محاله.‬

31:11.808 --> 31:13.267
‏‫همه‌جا دوربین دارن.‬

31:13.893 --> 31:16.604
‏‫نمی‌خواد خطر دیده‌شدن‬
‏‫توی پخش زنده رو قبول کنه.‬

31:21.234 --> 31:22.568
‏‫پس چطوری این کار رو کرده؟‬

31:26.656 --> 31:28.241
‏‫یه هدیهٔ مجانی می‌فرسته براشون.‬

31:28.324 --> 31:30.785
‏‫باید همهٔ این محصولات‬
‏‫جمع‌آوری و آزمایش بشن.‬

31:30.868 --> 31:31.994
‏‫چشم قربان، همین الان.‬

31:35.623 --> 31:38.334
‏‫کرم پوست از شرکتی به اسم سروم.‬

31:40.211 --> 31:42.588
‏‫ماسک صورت از لاستروس لبز.‬

31:47.135 --> 31:49.679
‏‫سرم تقویتی شرکت ای‌سی‌اس‌او۲.‬

31:50.346 --> 31:52.807
‏‫خودشه! همین همه رو کشته.‬

31:57.019 --> 31:58.020
‏‫آره.‬

32:09.782 --> 32:10.867
‏‫این یه صفحه از کتاب مقدسه.‬

32:10.950 --> 32:12.326
‏‫از کجا فهمیدی؟‬

32:12.410 --> 32:14.078
‏‫خب؟‬

32:15.913 --> 32:17.707
‏‫ای‌سی‌اس‌او۲؛ «اِکسودوس»!‬

32:18.541 --> 32:19.709
‏‫یعنی کتاب خروج.‬

32:20.418 --> 32:22.170
‏‫خروج، باب نهم، آیهٔ دهم.‬

32:23.045 --> 32:25.590
‏‫«خاکستر کوره را برداشتند‬
‏‫و در برابر فرعون ایستادند.»‬

32:26.340 --> 32:28.217
‏‫موسی خاکستر را در هوا پاشید.‬

32:29.260 --> 32:32.221
‏‫«و بر تن انسان و حیوان‬
‏‫دُمَل و تاول پدید آمد.»‬

32:33.472 --> 32:34.473
‏‫دُمَل!‬

32:36.642 --> 32:38.102
‏‫شمّ خوبی داری پسر.‬

32:42.523 --> 32:43.733
‏‫فرمانده.‬

32:45.568 --> 32:46.928
‏‫باید برگردیم ایستگاه.‬

32:46.986 --> 32:48.826
‏‫فقط یه چیز دیگه هست‬
‏‫که می‌خوام بگم.‬

32:53.242 --> 32:57.079
‏‫شهرداری امشب برای همهٔ امدادگرا‬
‏‫هشدار صادر می‌کنه.‬

32:58.080 --> 33:00.958
‏‫فرعون به اورژانس گفته هرکس‬
‏‫توی کارش دخالت کنه،‬

33:01.042 --> 33:02.126
‏‫گرفتار خشمش می‌شه.‬

33:02.210 --> 33:06.797
‏‫تا اینجا گروه تو‬
‏‫دو قربانی دیگه‌ش رو نجات داده.‬

33:06.881 --> 33:08.591
‏‫یعنی ممکنه بیاد سراغ ما؟‬

33:08.674 --> 33:11.552
‏‫می‌گم پشت سرتون رو بپایین.‬

33:12.470 --> 33:17.141
‏‫این مرد هم نابغه‌ست، هم جسور‬
‏‫و معلومه کینه‌ای هم هست.‬

33:28.236 --> 33:29.528
‏‫- سلام.‬
‏‫- سلام.‬

33:29.612 --> 33:33.491
‏‫- می‌خوای بخوابی؟‬
‏‫- آره، له شدم. راستی...‬

33:33.574 --> 33:34.927
‏‫تو قطرهٔ چشمم رو برنداشتی؟‬

33:34.951 --> 33:37.828
‏‫ای وای، آره!‬
‏‫این گرده‌ها چشمم رو نابود کرده بود.‬

33:37.912 --> 33:40.307
‏‫- یادم رفت برگردونمش.‬
‏‫- اشکالی نداره.‬

33:40.331 --> 33:43.292
‏‫ولی حالا که اتاق خواب‌هامون جداست،‬

33:43.376 --> 33:46.671
‏‫بهتره وسایلمون هم جدا باشه.‬
‏‫می‌فهمی چی می‌گم؟‬

33:46.754 --> 33:50.091
‏‫اتفاقاً منم می‌خواستم‬
‏‫در همین‌باره حرف بزنیم.‬

33:50.174 --> 33:53.261
‏‫فکر می‌کنم فعلاً باید‬
‏‫جدا خوابیدن رو متوقف کنیم.‬

33:53.344 --> 33:57.390
‏‫دانی، خودت می‌دونی هنوز‬
‏‫کلی کار روی رابطه‌مون مونده.‬

33:57.473 --> 34:00.101
‏‫موضوع صمیمیت نیست؛ امنیته.‬

34:01.519 --> 34:05.022
‏‫ظاهراً یه قاتل‬
‏‫توی نشویل آزاد می‌چرخه.‬

34:05.106 --> 34:06.983
‏‫چه جور قاتلی؟‬

34:07.066 --> 34:09.402
‏‫همون مجرمی که روگ‬
‏‫هفتهٔ پیش سر صبحانه ازش گفت.‬

34:09.485 --> 34:10.965
‏‫همونی که زنبورهای قاتل رو رها کرد.‬

34:11.028 --> 34:12.905
‏‫- پس روگ راست می‌گفت.‬
‏‫- ظاهراً آره.‬

34:12.989 --> 34:15.825
‏‫طرف به خودش می‌گه «فرعون».‬

34:15.908 --> 34:17.743
‏‫با اورژانس تماس گرفته،‬

34:17.827 --> 34:20.467
‏‫گفته هر امدادگری‬
‏‫بخواد جلوش رو بگیره، می‌کشه.‬

34:20.496 --> 34:24.208
‏‫باید فرض کنیم‬
‏‫خانواده‌هامون هم در خطرن.‬

34:24.292 --> 34:27.920
‏‫جرئت داره بیاد اینجا!‬
‏‫با کلت اسمیت‌ووسونم روبه‌رو می‌شه.‬

34:28.004 --> 34:30.965
‏‫بلایث، طرف خیلی حسابگره‬
‏‫و آزارگر هم هست.‬

34:31.674 --> 34:34.194
‏‫حداقل تا وقتی دستگیرش نکردن،‬
‏‫بهتره کنار هم باشیم؛‬

34:34.218 --> 34:35.636
‏‫به‌خصوص شب‌ها.‬

34:36.512 --> 34:39.682
‏‫ممنون، ولی من‬
‏‫بلدم از خودم مراقبت کنم.‬

34:42.018 --> 34:43.144
‏‫اگه به من احتیاج داشتی...‬

34:43.227 --> 34:44.895
‏‫می‌دونم کجا پیدات کنم.‬

35:14.634 --> 35:15.760
‏‫- رایان.‬
‏‫- سلام.‬

35:15.843 --> 35:17.053
‏‫بیا تو.‬

35:17.887 --> 35:18.888
‏‫عجب!‬

35:19.639 --> 35:21.390
‏‫اینجا واقعاً...‬

35:22.933 --> 35:24.185
‏‫خیلی قشنگه.‬

35:24.935 --> 35:27.813
‏‫نمی‌دونستم با حقوق پلیسی‬
‏‫می‌شه همچین جایی خرید.‬

35:27.897 --> 35:31.484
‏‫می‌شه؛ فقط باید اول‬
‏‫آپارتمانت توی سوهو رو بفروشی.‬

35:32.485 --> 35:35.029
‏‫- نوشیدنی می‌خوری؟‬
‏‫- هر چی خودت می‌خوری.‬

35:35.112 --> 35:37.198
‏‫پس شیک پروتئین!‬

35:41.202 --> 35:43.788
‏‫ممنون که گفتی بیام.‬

35:43.871 --> 35:45.790
‏‫می‌خواستم یه کم از تجربت استفاده کنم.‬

35:45.873 --> 35:49.168
‏‫هر وقت برای پرونده‌ای سرنخ پیدا کنی،‬
‏‫قدمت روی چشم.‬

35:51.420 --> 35:55.633
‏‫چیزی دربارهٔ‬
‏‫مظنون ناشناسمون فهمیدی؟‬

35:58.427 --> 36:00.888
‏‫آره، ولی باید بدونی‬

36:01.639 --> 36:04.350
‏‫بعضی چیزها رو می‌تونم بگم‬
‏‫و بعضی‌ها رو نه.‬

36:04.433 --> 36:05.935
‏‫می‌فهمم.‬

36:07.144 --> 36:08.396
‏‫هر چی می‌تونی بگو.‬

36:11.107 --> 36:12.983
‏‫به خودش می‌گه «فرعون».‬

36:13.067 --> 36:14.110
‏‫فرعون؟‬

36:15.653 --> 36:18.197
‏‫فکر می‌کردم موسی بلاها رو‬
‏‫برای مجازات فرعون فرستاده.‬

36:18.280 --> 36:21.450
‏‫به قول خودش، این انتقام اونه.‬

36:21.992 --> 36:23.411
‏‫مأموریتی الهی!‬

36:23.911 --> 36:25.246
‏‫ازش پروفایل روان‌شناختی ساختی؟‬

36:25.788 --> 36:28.100
‏‫اون پروفایلی که برای‬
‏‫خفه‌کنندهٔ استتن‌آیلند ساختی،‬

36:28.124 --> 36:29.166
‏‫اون دیگه...‬

36:30.000 --> 36:31.043
‏‫واقعاً محشر بود.‬

36:31.877 --> 36:33.087
‏‫مو رو از ماست کشیدی بیرون.‬

36:34.004 --> 36:36.382
‏‫حتی مدل سدان آبیِ جدیدش رو‬
‏‫درست حدس زدی.‬

36:36.465 --> 36:38.134
‏‫پادکست رو گوش کردی.‬

36:38.217 --> 36:39.260
‏‫دو بار!‬

36:41.637 --> 36:44.348
‏‫فرعون توهم خدایی داره.‬

36:44.432 --> 36:47.518
‏‫اینکه صفحات کتاب مقدس رو‬
‏‫به‌عنوان امضاش جا می‌ذاره،‬

36:47.601 --> 36:49.770
‏‫یعنی احتمالاً قبلاً مذهبی بوده،‬

36:50.354 --> 36:52.481
‏‫ولی بعداً از کلیسا بریده.‬

36:52.565 --> 36:53.983
‏‫برای همینه این‌همه خشم داره.‬

36:54.066 --> 36:56.819
‏‫حالا با وارونه‌کردن نمادهای مذهبی‬
‏‫لذت می‌بره.‬

36:56.902 --> 36:59.423
‏‫برای همین اسم شخصیت شرور داستان رو‬
‏‫برای خودش انتخاب کرده.‬

36:59.447 --> 37:00.531
‏‫دقیقاً.‬

37:01.365 --> 37:07.079
‏‫روش کارش نشون می‌ده‬
‏‫مهندسی یا ساخت‌وساز بلده.‬

37:08.289 --> 37:11.625
‏‫احتمالاً تحصیلات عالی‬
‏‫شیمی یا زیست‌شناسی هم داره.‬

37:15.004 --> 37:17.631
‏‫فهمیدی چطور اون اینفلوئنسرها رو‬
‏‫دچار دُمَل کرده؟‬

37:17.715 --> 37:23.137
‏‫سرم تزریقی غلظت ۲۰۰درصدی‬
‏‫ویبریو ولنیفیکوس داشته.‬

37:23.220 --> 37:27.099
‏‫باکتری مرگ‌باری که‬
‏‫توی صدف خام پیدا می‌شه.‬

37:27.183 --> 37:28.684
‏‫می‌تونه اندام‌ها رو از کار بندازه.‬

37:28.768 --> 37:30.603
‏‫پس طرف ضریب هوشی خیلی بالایی داره.‬

37:30.686 --> 37:32.062
‏‫فراتر از حد تصور.‬

37:33.063 --> 37:35.357
‏‫صحنه‌های پیچیده طراحی می‌کنه،‬

37:35.441 --> 37:38.486
‏‫بدون اینکه ردی از خودش‬
‏‫یا حتی دی‌ان‌ای به جا بذاره.‬

37:40.154 --> 37:41.739
‏‫هیچ‌وقت شبیهش رو ندیدم.‬

37:41.822 --> 37:43.702
‏‫پس یه نابغه‌ست‬
‏‫که از مسیح بدش میاد؟‬

37:43.783 --> 37:46.285
‏‫دربارهٔ خورهٔ درس بودنش مطمئن نیستم.‬

37:47.077 --> 37:49.580
‏‫با اعتمادبه‌نفس عجیبی عمل می‌کنه.‬

37:50.498 --> 37:53.334
‏‫شرط می‌بندم خوش‌برخورد باشه.‬

37:53.417 --> 37:55.586
‏‫حتی خوش‌قیافه.‬

37:55.669 --> 37:58.464
‏‫- دست‌کم چهل‌ساله، شاید بیشتر.‬
‏‫- چرا این‌طور فکر می‌کنی؟‬

37:58.547 --> 38:00.525
‏‫بیشتر این آدما‬
‏‫از جوونی شروع می‌کنن، نه؟‬

38:00.549 --> 38:01.634
‏‫آره.‬

38:02.718 --> 38:07.097
‏‫ولی وقتی به اورژانس زنگ زد،‬
‏‫به خاله‌ات گفت نشویل عمورهٔ جدیده.‬

38:07.807 --> 38:10.184
‏‫این نشون می‌ده‬
‏‫تصویر آرمانی‌ش از شهر،‬

38:10.267 --> 38:12.061
‏‫نشویلِ قبل از رونق سال ۲۰۱۰ـه؛‬

38:12.144 --> 38:14.730
‏‫وقتی کوچیک‌تر بود‬
‏‫و زندگی آروم‌تر می‌گذشت.‬

38:14.814 --> 38:17.149
‏‫همون نشویل رو می‌خواد پس بگیره.‬

38:17.233 --> 38:18.526
‏‫فوق‌العاده‌ست!‬

38:18.609 --> 38:21.570
‏‫فقط یه مشت حدسه‬
‏‫که شهود به هم چسبونده.‬

38:23.531 --> 38:24.740
‏‫همین همه‌ش بود؟‬

38:26.200 --> 38:28.720
‏‫- هر چی می‌تونستم بگم.‬
‏‫- چیزهای محرمانه چی؟‬

38:28.744 --> 38:30.120
‏‫ببخش رفیق.‬

38:30.204 --> 38:32.122
‏‫گفتن بیشترش خلاف مقرراته.‬

38:32.206 --> 38:34.142
‏‫بی‌خیال، تو که‬
‏‫اهل رعایت مقررات نیستی.‬

38:34.166 --> 38:36.085
‏‫اسم خودتم «روگ»ـه، محض رضای خدا!‬

38:43.551 --> 38:45.654
‏‫یه چیزی نشونت می‌دم،‬
‏‫ولی نباید به کسی بگی؛‬

38:45.678 --> 38:46.804
‏‫حتی به پدرت.‬

38:46.887 --> 38:48.639
‏‫- تحقیقات هنوز ادامه داره.‬
‏‫- قول می‌دم.‬

38:51.141 --> 38:54.353
‏‫این صفحهٔ کتاب مقدسه‬
‏‫که توی خونهٔ مکس پیدا شد.‬

38:54.436 --> 38:57.439
‏‫حروف‌چینی و فونت درشت این صفحات‬
‏‫دقیقاً با صفحه‌های بقیهٔ پرونده‌ها یکیه.‬

38:57.523 --> 38:59.483
‏‫درست همون‌هاست.‬

38:59.567 --> 39:02.570
‏‫- پس همه از یه انجیلن؟‬
‏‫- فکر کنم انجیل شخصیه.‬

39:03.153 --> 39:05.656
‏‫امشب با نینهیدرین‬
‏‫اثر انگشت‌هاش رو ظاهر کردیم.‬

39:05.739 --> 39:07.283
‏‫اثری پیدا کردین؟‬

39:07.366 --> 39:09.994
‏‫بیشتر از هشت تا؛‬
‏‫مشکل همینه.‬

39:11.495 --> 39:12.746
‏‫ده‌ها اثر هست.‬

39:12.830 --> 39:15.666
‏‫ولی چون روی هم افتادن،‬
‏‫هیچ‌کدوم قابل شناسایی نیستن.‬

39:16.876 --> 39:18.627
‏‫انگار داره مسخره‌مون می‌کنه.‬

39:18.711 --> 39:21.881
‏‫این‌همه اثر گذاشته‬
‏‫تا بی‌خودی دور خودمون بچرخیم.‬

39:25.593 --> 39:26.594
‏‫نمی‌دونم.‬

39:27.177 --> 39:28.262
‏‫چی؟‬

39:29.471 --> 39:31.849
‏‫شاید خودش اولین نفری نبوده‬
‏‫که به کتاب دست زده.‬

39:33.142 --> 39:35.644
‏‫یعنی اگه کتاب رو‬
‏‫توی یه جای عمومی پیدا کرده باشه؟‬

39:36.353 --> 39:39.106
‏‫مثلاً کتابخونه یا کلیسا.‬

39:42.109 --> 39:45.279
‏‫وقتی این حرف‌ها رو می‌زنی،‬

39:46.196 --> 39:48.073
‏‫فکر می‌کنم شاید‬
‏‫شغلت رو اشتباه انتخاب کردی.‬

40:10.137 --> 40:11.722
‏‫چی کار می‌کنی؟ بهت گفتم...‬

40:11.805 --> 40:14.534
‏‫می‌دونم گفتی محافظ نمی‌خوای،‬
‏‫ولی اگه سراغت بیاد،‬

40:14.558 --> 40:16.158
‏‫باید از سد هر دومون رد بشه.‬

40:17.102 --> 40:18.479
‏‫احمقی!‬

40:18.562 --> 40:22.066
‏‫می‌دونی خوابیدن روی صندلی‬
‏‫چقدر برای کمرت ضرر داره؟‬

40:23.150 --> 40:24.568
‏‫ارزشش رو داره.‬

40:24.652 --> 40:26.528
‏‫تو خیلی لجبازی! لجباز!‬

40:26.612 --> 40:28.322
‏‫مثل قاطر لجبازی!‬

40:34.745 --> 40:36.789
‏‫بهتر شد؟‬

40:37.498 --> 40:38.499
‏‫شب بخیر.‬

41:20.124 --> 41:21.810
‏‫گوش کن کمی،‬
‏‫می‌دونم چه شرایط سختی داری.‬

41:21.834 --> 41:25.087
‏‫هر وقت ترسیدی، تصور کن‬
‏‫صدای فرعون این شکلیه:‬

41:25.170 --> 41:27.464
‏‫فرمانم رو اجرا کن‬
‏‫وگرنه آخرالزمان رو نازل می‌کنم!‬

41:30.009 --> 41:31.844
‏‫چه خل‌وچلی تو!‬

41:40.352 --> 41:42.229
‏‫هشدار داده بودم چه اتفاقی می‌افته.‬

41:43.397 --> 41:44.982
‏‫این شماره رو از کجا آوردی؟‬

41:45.065 --> 41:46.984
‏‫هیچ جا از دستم در امان نیستی.‬

41:47.067 --> 41:49.361
‏‫نه محل کارت، نه خونه‌ات.‬

41:49.445 --> 41:50.779
‏‫می‌بینمت، کمی.‬

41:50.863 --> 41:52.114
‏‫داری تهدیدم می‌کنی؟‬

41:52.197 --> 41:54.324
‏‫دو تا از اون انگل‌های ظاهرپرست‬

41:54.408 --> 41:58.120
‏‫امروز از مجازاتی که حقشون بود‬
‏‫جون سالم به در بردن؛ چون کمک فرستادی.‬

41:58.203 --> 41:59.872
‏‫همیشه هم کمک می‌فرستم،‬

41:59.955 --> 42:02.541
‏‫چون قسم خوردم‬
‏‫هر طور می‌تونم به مردم کمک کنم.‬

42:02.624 --> 42:05.419
‏‫ببینیم بعد از بلای بعدی‌ام‬
‏‫چقدر شجاع می‌مونی؛‬

42:05.502 --> 42:07.421
‏‫بزرگ‌ترین بلای من!‬

42:07.504 --> 42:08.797
‏‫چه نقشه‌ای داری؟‬

42:09.757 --> 42:12.801
‏‫فرعون، می‌خوای چه کار کنی؟‬

42:12.885 --> 42:16.346
‏‫«خدا گفت نور باشد؛‬
‏‫و نور پدید آمد.»‬

42:16.430 --> 42:18.766
‏‫من می‌گم «تاریکی باشد»،‬

42:18.849 --> 42:21.435
‏‫و تاریکی پدید خواهد آمد.‬

42:21.521 --> 42:28.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

42:28.051 --> 42:38.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com
