WEBVTT

00:03.566 --> 00:05.550
دزدکی نگاه می‌کنی، نه؟-
نه، نگاه می‌کنم-

00:05.575 --> 00:07.953
داره دزدکی نگاه می‌کنه-
خیلی‌خب، بلو، چشماتو باز کن-

00:10.469 --> 00:11.631
خب؟-
چی؟-

00:11.656 --> 00:14.178
این برای منه؟-
آره. خوشت میاد؟-

00:14.202 --> 00:17.872
‫خوشم میاد؟ عاشقشم. یه موستانگ 66
‫دقیقاً مثل همونی که داشتم

00:18.044 --> 00:19.051
...ولی

00:19.076 --> 00:20.267
‫ نمی‌تونم اینو قبول کنم

00:20.291 --> 00:22.102
‫بی‌خیال. اونا وضعشون خوبه

00:22.126 --> 00:23.159
‫رایان

00:23.184 --> 00:24.461
‫ببین، تو ماشین خودتو فدا کردی

00:24.486 --> 00:26.482
‫و تقریباً جونت رو هم گذاشتی
‫تا نشویل رو امن نگه داری

00:26.507 --> 00:28.943
تو لیاقتش رو داری-
آره. می‌خواستیم یه جدیدشو برات بگیریم-

00:28.967 --> 00:31.532
‫اما هیچ‌کدوم به دلمون ننشست
می‌دونم ‫چقدر اون قدیمیه رو دوست داشتی

00:31.557 --> 00:32.634
‫آره درسته

00:32.659 --> 00:36.248
‫آره، برای همینم بابات کل ایالت رو
‫گشت تا دقیقاً همون مدل رو پیدا کنه

00:36.273 --> 00:38.530
‫آره، این عروسک تو ممفیس ‫منتظر تو بود

00:38.555 --> 00:40.519
‫در حد نوه، تقریباً

00:40.937 --> 00:42.795
‫باورم نمیشه این‌همه ‫به زحمت افتادین

00:43.105 --> 00:45.750
‫اوه. تولدت مبارک، بلو‫
‫آخی

00:45.775 --> 00:47.043
‫تولدت مبارک، بلو

00:47.068 --> 00:48.754
‫تولدت مبارک!
‫‫تولدت مبارک!

00:48.778 --> 00:50.446
‫تولدت مبارک

00:51.322 --> 00:53.717
‫یالا دیگه. بیاید‫ مهمونی رو شروع کنیم!

00:59.789 --> 01:01.558
‫تیلور، بازم پروسکو می‌خوای؟

01:01.582 --> 01:04.521
‫معلومه که آره. مرسی‫
‫بفرما، نوش جون

01:04.546 --> 01:08.107
‫آره. مرسی، مامان‫
‫هی. آره. خواهش می‌کنم

01:08.131 --> 01:09.225
‫سم

01:09.467 --> 01:11.278
اوه، ‫راستش، من نمی‌خورم

01:11.303 --> 01:13.553
‫چی؟ از کِی تا حالا؟
تو که عاشق پروسکو بودی

01:14.345 --> 01:17.283
‫راستش... از وقتی که... فقط تازگیا...
‫باعث میشه ترش کنم

01:17.307 --> 01:18.391
‫ببخشید

01:20.476 --> 01:23.980
خیلی‌خب. راکس، بازم بریزم؟-
آره-

01:26.524 --> 01:27.585
‫ حالت چطوره؟

01:28.934 --> 01:29.951
‫ممنون، بلایث

01:30.903 --> 01:33.356
‫خب. کی باعث شده این‌طوری نیشت باز باشه؟

01:33.864 --> 01:35.053
‫نیشم باز نیست

01:35.872 --> 01:37.683
‫فقط یه چرت‌وپرت بود که النا پیامک کرد

01:37.708 --> 01:38.708
!اوه

01:38.985 --> 01:41.619
‫صبرکن، داری با
‫گلواپ بای النا پیام‌بازی می‌کنی؟

01:42.389 --> 01:44.969
درباره چی پیام می‌دین؟-
آره، راکس. درباره چی پیام می‌دین؟-

01:46.169 --> 01:49.523
پس النا ادعا می‌کنه که مرغ تند مامان، بال‌های
تندتری نسبت به رستوران فرانک آتیشی داره

01:49.547 --> 01:50.816
که مشخصاً چرت میگه-
نه-

01:50.840 --> 01:52.905
‫مسخره‌ست. رستوران فرانک
فلفل‌های خیلی تند به کار می‌بره

01:52.930 --> 01:54.820
‫ما به معنای واقعی
چند تا تماس‌ 911 در موردش داشتیم

01:54.844 --> 01:56.744
‫مرسی. منم دقیقاً همینو بهش گفتم

01:56.769 --> 01:58.531
‫حالا منو به چالش مسابقه چشایی دعوت کرده

01:58.556 --> 02:00.546
آم... ‫می‌دونی این شبیه چیه

02:00.571 --> 02:01.705
‫یه قرار

02:03.529 --> 02:04.650
‫قرار نیست

02:04.675 --> 02:05.735
!هوم

02:06.022 --> 02:09.643
‫شما دوتا دارین یه زمانی رو هماهنگ می‌کنین
‫که بیرون از اینجا با هم غذا بخورین

02:10.385 --> 02:14.427
‫اولاً، اصلاً قرار نیست از اینجا ‫برم
ثانیاً، فقط مرغه

02:15.042 --> 02:16.042
اوهوم

02:16.550 --> 02:18.259
‫فقط مرغه

02:18.284 --> 02:20.150
‫خب، یکی که صددرصد نیشش بازه

02:21.094 --> 02:22.914
راکسی قرار داره-
دلم می‌خواد ببینمش-

02:23.471 --> 02:24.746
‫خدای من

02:39.304 --> 02:40.929
‫می‌دونی این بدون قنده، نه؟

02:41.996 --> 02:44.202
‫آره. فقط فکر کنم گرسنه نیستم

02:44.227 --> 02:46.163
‫خب، نوشیدنی می‌خوای؟

02:46.187 --> 02:49.083
‫آخه، متصدی بار می‌تونه ‫یه سری
کوکتل‌های کم‌قند خیلی عالی درست کنه

02:49.301 --> 02:50.467
ممنون نمی‌خورم

02:53.361 --> 02:54.935
‫و بازم ممنون، بچه‌ها

02:56.228 --> 02:57.706
‫بابت همه این کارا و ماشین. من...

02:57.731 --> 02:59.189
...‫معلومه. البته. ولی

02:59.867 --> 03:02.578
‫تو-تو مطمئنی خوبی؟
‫‫آره، عالی‌ام

03:04.872 --> 03:07.542
‫چون می‌دونی، اگه خوب نیستی هم
‫مشکلی نیست. این مهمونی توئه

03:08.913 --> 03:10.443
‫فقط کل روز از مامانم خبری نداشتم

03:10.963 --> 03:13.004
‫از اینکه مهمونی رو اینجا گرفتی شاکیه

03:13.837 --> 03:15.898
‫میشه این‌طور گفت. اون...

03:15.923 --> 03:17.551
‫یه جورایی منو از خونه انداخت بیرون

03:18.208 --> 03:21.407
‫خیلی متأسفم، من می‌دونم
‫ما... ما خیلی سخت گرفتیم،

03:21.431 --> 03:23.826
‫ولی قصد نداشتیم
‫میونه شما دوتا رو به هم بزنیم

03:23.850 --> 03:25.160
‫تقصیر شماها نیست

03:26.253 --> 03:28.575
‫توی عصبانیت یه چیزی پیش اومد،
‫و مطمئنم که کوتاه میاد

03:29.689 --> 03:31.107
‫ولی هنوز ازش خبری نشده

03:32.150 --> 03:34.169
‫این اولین باریه که ‫روز تولدم بهم زنگ نزده

03:34.193 --> 03:35.944
‫این واقعاً ناراحتم می‌کنه، عزیزم

03:36.687 --> 03:37.710
‫ولی می‌دونی چیه،

03:38.453 --> 03:40.063
اگه ‫می‌خوای باهاش حرف بزنی،

03:40.867 --> 03:42.535
‫تلفن یه وسیله دوطرفه‌ست

03:47.045 --> 03:49.195
"بلو"

03:50.637 --> 04:00.021
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

04:00.051 --> 04:04.021
... :: تـرجمه از     سعیـد پردیـس :: ...

04:13.122 --> 04:16.370
اینکه خیلی مسخره‌ست چون
‫النا کاملاً ازش خوشش میاد

04:16.395 --> 04:19.906
‫و اگه یه وعده غذایی برنامه‌ریزی‌شده‌ست،
‫پس در واقع یه قراره

04:25.113 --> 04:26.218
‫خوبی، بی؟

04:26.680 --> 04:27.741
‫آره

04:27.766 --> 04:31.078
‫من تازه یه موستانگ 66 کاملاً
بازسازی‌شده گرفتم‫ دیگه از چی باید بنالم؟

04:31.103 --> 04:33.498
‫می‌دونم از اینکه
‫مامانت بهت زنگ نزده دلخوری

04:33.523 --> 04:35.630
‫و اشکالی نداره که
‫تو روز تولدت ناراحت باشی

04:35.655 --> 04:37.964
ناراحت نیستم، عصبانی‌ام

04:37.989 --> 04:39.729
‫کاملاً هم حق داری عصبانی باشی

04:39.754 --> 04:44.204
‫چقدر کینه‌ایه که تا ‫دقیقاً
همون کاری که می‌خواد رو نمی‌کنم

04:44.228 --> 04:47.104
‫مثل آشغال منو می‌اندازه ‫تو خیابون؟
کی این کارو می‌کنه؟

04:47.591 --> 04:49.593
‫دروغ نمیگم، واقعاً حرکت گندیه

04:50.001 --> 04:51.854
‫یعنی، اگه یه موقعیت اضطراری داشتم چی؟

04:52.089 --> 04:54.363
‫اصلاً می‌فهمید؟
‫اصلاً براش مهم بود؟

04:54.388 --> 04:55.946
‫مطمئنم که براش مهم بود

04:55.971 --> 04:58.045
‫ مطمئن نیستم
حتی ‫جواب پیام‌هام رو هم نداده

04:58.069 --> 05:00.196
‫در مورد اینکه
کِی برگردم ‫خونه و وسایلم رو بردارم

05:00.811 --> 05:02.747
پیام‌هام رو می‌خونه
ولی جواب نمی‌ده، پسر خودش

05:04.199 --> 05:07.168
‫چرا نمی‌ذاری ‫حلش کنم؟
من می‌تونم باهاش تماس بگیرم

05:07.960 --> 05:09.202
‫این مشکل تو نیست

05:09.540 --> 05:11.405
‫اینم جزو وظایف ‫دوست‌دختر بودنه

05:11.864 --> 05:13.427
‫خب، ممنون، عزیزم

05:14.252 --> 05:16.712
‫ متنفرم از اینکه
هنوزم ‫چقدر روم تسلط داره

05:17.505 --> 05:19.632
‫نمی‌تونم تحمل کنم
که گذاشتم امروز رو خراب کنه

05:19.894 --> 05:21.968
‫مادرا می‌تونن سایه سنگینی داشته باشن

05:22.418 --> 05:24.694
‫گاهی اوقات یه کم طول می‌کشه
‫تا از زیر سایه‌شون بیای بیرون

05:24.719 --> 05:29.688
‫ولی امروز هنوز تموم نشده،
‫هنوزم می‌تونیم اوضاع رو عوض کنیم

05:32.197 --> 05:35.440
یه‌دفعه همه‌چیز به سمت بهتر شدن رفت-
خفه شو-

05:40.611 --> 05:43.104
‫اگه قراره چتر بشی اینجا،
‫باید یه پیام هماهنگی بهم بدی

05:43.129 --> 05:45.300
ببخشید-
خیالی نیست-

05:45.324 --> 05:47.177
شرمنده-
تولدت مبارک، بلو-

05:47.201 --> 05:48.428
‫ممنون، جِیلن

05:48.452 --> 05:49.972
‫امیدوارم روز خوبی باشه

05:49.996 --> 05:51.038
‫مرسی

05:51.622 --> 05:53.324
‫شب بخیر!
‫‫شب بخیر

05:55.118 --> 05:56.698
‏911، مشکلتون چیه؟

05:57.084 --> 05:59.142
"زن سابقم تو دردسر افتاده! باید کمکش کنین"

05:59.167 --> 06:02.468
"آدرسش اه... 91... 913 گارفیلده"

06:02.493 --> 06:05.168
باید این کارو بکنین"
"همین الان باید آمبولانس بفرستین

06:05.193 --> 06:06.587
‫فکر کنم داره می‌میره

06:06.612 --> 06:08.786
‫خیلی‌خب آقا
یه نفس عمیق بکشین، ‫اسمتون چیه؟

06:08.811 --> 06:10.993
‫برایان. برایان ویلیامز

06:11.017 --> 06:13.475
‫زن سابقم اسمش وراست، ورا هافمن

06:13.500 --> 06:15.427
‫سلام برایان. من کَمی هستم. چی شده؟

06:16.072 --> 06:17.072
‫نمی‌دونم

06:17.097 --> 06:19.767
‫نمی‌دونین؟ منظورتون چیه که "نمی‌دونم"؟

06:20.205 --> 06:23.072
‫فکر کنم یکی تو خونه‌ی وراست
‫یه مزاحم یا سارق

06:23.328 --> 06:24.581
‫چرا این حرف رو می‌زنین؟

06:24.606 --> 06:27.199
همین الان اونجا بودم-
با اون تو خونه بودین؟-

06:27.691 --> 06:28.752
‫ولی من رفتم

06:28.777 --> 06:31.088
‫خیلی‌خب، گفتین
اون تو پلاک 913 خیابون گارفیلده؟

06:31.113 --> 06:34.040
‫بله، درسته
الان دارم ‫با ماشین برمی‌گردم اونجا

06:34.642 --> 06:36.810
‫پلیس اعزام بشه به گارفیلد 913

06:36.834 --> 06:40.588
‫گوش به زنگ باشین، احتمالاً درگیری
و ضرب‌وجرح ‫در قبال ورا هافمن در حال وقوعه

06:41.018 --> 06:42.688
‫مفهومه، واحد 267 پلیس در حال حرکته

06:42.713 --> 06:44.336
‫میگم اورژانس هم همون نزدیکیا مستقر بشه

06:45.072 --> 06:46.153
‫کمک تو راهه

06:46.177 --> 06:48.697
‫خب، برایان، فکر می‌کنی ‫بهش حمله شده؟

06:48.721 --> 06:51.849
‫بله، بهم زنگ زد
و طوری جیغ می‌کشید ‫انگار داره می‌میره،

06:51.874 --> 06:53.374
‫ولی نفهمیدم چی میگه

06:53.399 --> 06:54.928
‫اما بعدش یهو ساکت شد

06:54.953 --> 06:58.017
‫واسه همین پشت خط نگهش داشتم و
وصلش کردم به شما، ‫تا بتونین باهاش حرف بزنین

06:58.042 --> 06:59.329
‫تا بتونین بهش کمک کنین

06:59.354 --> 07:01.148
‫منظورتون اینه که اونم ‫همین الان پشت خطه؟

07:01.173 --> 07:03.962
‫بله، ولی الان ساکته. بیش از حد ساکته

07:03.986 --> 07:05.411
‫ورا، صدامو می‌شنوی؟

07:08.047 --> 07:09.762
‫ورا، خودتی؟

07:10.505 --> 07:13.133
‫اگه صدامو می‌شنوی
فقط طاقت بیار، ‫داریم میایم پیشت

07:15.581 --> 07:18.084
‫مرکز، واحد 267 پلیس رسید به موقعیت

07:18.668 --> 07:21.829
‫پلیس، گوش به زنگ باشین
مهاجم ‫ممکنه هنوز داخل خونه باشه

07:22.127 --> 07:23.367
‫مفهومه، مرکز

07:24.763 --> 07:25.895
‫سلام، جِیلن

07:25.920 --> 07:28.096
‫مرکز گفت ممکنه داخل خونه
‫درگیری فیزیکی در جریان باشه

07:28.121 --> 07:30.002
‫شماها همین‌جا بمونین
تا من خونه رو پاک‌سازی کنم

07:30.027 --> 07:31.659
‫باشه، موفق باشی

07:32.223 --> 07:33.439
‫مراقب باش، جِی

07:36.560 --> 07:37.971
‫پلیس! در خونه رو باز کنین!

07:41.440 --> 07:42.779
‫پلیس! در رو باز کنین!

07:43.888 --> 07:45.169
‫می‌تونم کمکتون کنم، جناب سروان؟

07:45.194 --> 07:47.070
‫یه تماس 911 در مورد ضرب‌وجرح داشتیم

07:47.618 --> 07:49.250
‫ما وسط جلسه تفسیر کتاب مقدسیم

07:50.738 --> 07:52.677
‫اینجا گارفیلد 913ـه؟
‫‫بله قربان

07:52.702 --> 07:54.073
‫کسی به اسم ورا هافمن اینجاست؟

07:54.098 --> 07:55.605
‫خونه‌ی ورا اون‌ور خیابونه

07:56.072 --> 07:58.684
‫همون خونه‌ای که ستون‌های سفید داره‫
‫ممنون

07:58.708 --> 08:01.293
‫مرکز، آدرس رو اشتباه اومدیم‫
‫چی؟

08:01.585 --> 08:04.690
‫همین الان بهمون گفتن ورا هافمن
‫تو گارفیلد 932 زندگی می‌کنه، نه 913

08:04.714 --> 08:07.083
‫داریم میریم اونجا
خونه رو اشتباه اومدیم. پشت سر من بیاید

08:08.259 --> 08:11.313
‫برایان، گفتی 913 یا 932؟

08:11.987 --> 08:13.031
برایان؟

08:13.500 --> 08:14.516
‫لعنتی

08:16.232 --> 08:18.252
‫اینجا 932ـه. شماها همین‌جا بمونین

08:18.277 --> 08:19.490
‫پلیس نشویل!

08:20.467 --> 08:21.587
ورا، خونه‌ای؟

08:24.101 --> 08:25.162
‫مرکز، در بازه

08:25.187 --> 08:27.022
‫واحد 267 داره وارد خونه میشه

08:29.155 --> 08:31.013
‫مفهومه، دارم از روی دوربین لباست نگاه می‌کنم

08:55.431 --> 08:56.700
‫اینجا خون هست

09:03.856 --> 09:05.917
‫واحد امداد 113، همین الان اینجا بهتون نیاز دارم

09:05.941 --> 09:07.002
‫مفهومه، اومدیم تو

09:07.026 --> 09:08.944
‫من دم در وایمیستم تا اتاق رو امن نگه دارم

09:12.698 --> 09:13.884
‫خدای من

09:13.908 --> 09:15.510
‫خانم، صدامون رو می‌شنوی؟

09:15.534 --> 09:17.465
‫تِی، وصلش کن به دستگاه لایف‌پک

09:17.490 --> 09:19.403
‫مرکز، به نظر می‌رسه قربانی دچار

09:19.428 --> 09:21.942
‫چندین ضربه چاقو
به ناحیه گردن و قفسه سینه شده

09:21.967 --> 09:24.478
احتمالاً با چاقویی از تخته گوشت‌کوبی خودش

09:24.502 --> 09:25.645
‫خدا

09:25.669 --> 09:29.061
‫ضربان قلب 125ـه. فشار خون 53 روی 25

09:29.086 --> 09:31.562
‫رفته تو شوک هیپوولمیک. خون زیادی از دست داده

09:31.587 --> 09:33.219
‫رگش رو بگیر
سرم رو با حداکثر سرعت وصل کن

09:34.695 --> 09:35.877
‫دارم وارد می‌کنم

09:37.973 --> 09:39.516
‫دکتر، داره به هوش میاد

09:40.643 --> 09:43.187
‫بر... بر...

09:43.771 --> 09:45.624
...بر-
هی، ورا-

09:46.639 --> 09:48.543
‫هی. ما اینجاییم تا کمکت کنیم

09:49.756 --> 09:51.643
‫فشارش داره میفته. نبضش رو حس نمی‌کنم

09:51.668 --> 09:53.095
‫شروع ماساژ قلبی

09:56.971 --> 09:58.828
‫یالا ورا. طاقت بیار

10:03.707 --> 10:04.875
‫یالا دیگه

10:08.629 --> 10:10.840
نبضش رو چک کن-
هیچی. خطش صاف شد-

10:11.340 --> 10:13.790
‫لعنتی. ادامه ماساژ قلبی

10:14.277 --> 10:16.097
‫یالا ورا. به خاطر من به هوش بیا

10:17.179 --> 10:19.815
‫مامان؟ مامان، چرا در بازه؟

10:19.840 --> 10:21.550
مامان، چه خبره اینجا؟-
جلو نیا-

10:25.487 --> 10:27.498
‫مامان. مامان!

10:27.523 --> 10:28.584
‫چیزی نیست، آروم باش

10:28.609 --> 10:30.486
‫مامان!

10:33.876 --> 10:35.382
‫امروز روز خیلی بدی بود

10:36.003 --> 10:38.064
‫بزرگ‌ترین کابوسم سر کار به سرم اومد

10:39.014 --> 10:40.870
‫کلی از ضربه‌های روحی قدیمیم رو زنده کرد

10:41.495 --> 10:45.249
‫خوشحال میشیم برامون تعریف کنی
‫یعنی اگه خودت مایل باشی

10:46.549 --> 10:51.397
‫خب، یه مردی با 911 تماس گرفت و گفت
‫که به زن سابقش حمله شده

10:51.422 --> 10:54.306
‫در واقع خودش با اون زن پشت خط بود
وصلش کرد به تماس ما

10:54.331 --> 10:56.844
‫خدای من. پس می‌تونستی صداشو بشنوی؟

10:57.540 --> 11:00.876
‫آره. منم نیروهای امداد رو فرستادم برای کمک،

11:00.901 --> 11:03.887
‫اما تماس‌گیرنده آدرس رو اشتباه بهم داده بود

11:04.156 --> 11:07.204
‫آدرس خونه زن سابقش رو؟ مشکوکه

11:07.229 --> 11:08.470
‫آره، همین‌طوره

11:08.898 --> 11:10.575
‫با این حال، اشتباه از من بود

11:10.600 --> 11:12.084
‫چرا اشتباه تو باشه؟

11:12.109 --> 11:14.399
‫باید آدرسش رو توی سیستم خودم چک می‌کردم

11:14.424 --> 11:16.283
‫و فقط به حرف تماس‌گیرنده اعتماد نمی‌کردم

11:16.308 --> 11:18.519
‫اگه این کارو کرده بودم
شاید به موقع می‌رسیدن بالاسرش

11:19.256 --> 11:20.824
‫خب، جراحاتش چقدر عمیق بود؟

11:21.905 --> 11:22.906
‫خیلی بد

11:23.651 --> 11:26.780
‫پس تهش فرقی هم نمی‌کرد
احتمالاً توفیری به حالش نداشت

11:27.504 --> 11:28.802
‫خب، هیچ‌وقت نمی‌فهمیم

11:31.201 --> 11:34.138
‫فکر اینکه اون زن بیچاره اونجا افتاده بوده،

11:34.443 --> 11:37.176
‫و چشم‌انتظار کمکی بوده که خیلی دیر رسیده

11:39.576 --> 11:41.367
‫منو دقیقاً یاد شوهرم انداخت

11:42.047 --> 11:43.780
وقتی که چیزی پرید تو گلوش

11:44.652 --> 11:46.464
‫و تنها کاری که از دستم برمی‌اومد دعا کردن بود

11:46.489 --> 11:49.158
‫که یه نفر به موقع از اون در بیاد تو و نجاتش بده

11:50.707 --> 11:51.708
‫و...

11:53.168 --> 11:54.171
‫ببخشید

11:55.530 --> 11:58.040
‫نه، راحت باش. عجله نکن

11:59.949 --> 12:01.575
‫اسم اون زن ورا بود

12:03.369 --> 12:06.580
‫ازش یه خواهر و یه دختر 17 ساله یادگار مونده

12:08.712 --> 12:11.014
‫و نمی‌تونم از فکرشون بیام بیرون

12:13.925 --> 12:16.565
‫مراسم ختمش فرداست
و هرچقدر هم که عجیب به نظر برسه

12:16.590 --> 12:17.967
‫دارم فکر می‌کنم که برم

12:19.272 --> 12:20.565
‫چرا عجیب باشه؟

12:21.762 --> 12:24.807
‫نمی‌دونم، شاید کار درستی نباشه

12:25.977 --> 12:26.977
...یا شاید

12:27.423 --> 12:29.871
‫ وقتی بفهمن که من گند زدم،

12:29.895 --> 12:31.412
‫پرتم کنن بیرون

12:31.803 --> 12:35.765
‫خب، اگه یکی از اون امدادگرهایی که
واسه شوهرت دیر رسیدن

12:36.316 --> 12:39.485
‫می‌اومد پیشت تا... بهت بگه بابت غمت متأسفه،

12:40.531 --> 12:41.742
‫تو چیکار می‌کردی؟

12:43.835 --> 12:46.126
‫احتمالاً محکم‌ترین بغل دنیا رو بهش می‌دادم

12:46.151 --> 12:48.367
‫خب... پس دیگه حرفی نمی‌مونه

12:50.338 --> 12:55.338
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

13:03.012 --> 13:05.266
‫دیکسی، مرسی که اومدی دیدنم

13:05.291 --> 13:08.057
‫کمترین کاری بود که می‌تونستم واسه
دختری بکنم که پسرم باهاش همخونه شده

13:08.610 --> 13:10.673
‫خب، بحث همخونه شدن نیست

13:11.035 --> 13:14.290
‫من و هم‌اتاقیم داریم یه سرپناه واسش
جور می‌کنیم چون خودت انداختیش بیرون

13:14.315 --> 13:16.101
‫خدای من، واسه من موش‌مردگی درنیار

13:16.126 --> 13:17.886
‫بلو فکر می‌کنه دیگه واسه خودش مردی شده،

13:17.911 --> 13:20.015
‫ولی هنوز دوست‌دخترش رو
می‌فرسته تا وسایلش رو جمع کنه

13:23.068 --> 13:24.361
‫میشه از اول شروع کنیم؟

13:24.867 --> 13:25.990
‫چرا نمی‌شینی؟

13:26.615 --> 13:29.639
آه، ‫لباس‌ها و لوازم موهاش توی اینه

13:29.663 --> 13:32.598
‫به‌زودی می‌فهمی که اون بیشتر از یه دختر
شایسته تگزاسی به موهاش می‌رسه

13:32.926 --> 13:34.636
‫آره، می‌دونم

13:36.860 --> 13:37.860
ببین

13:38.703 --> 13:41.026
‫ انسولین و کارتریج‌هاش توی اینه

13:41.050 --> 13:43.486
‫فقط حواست باشه
زیاد میوه نخوره، مخصوصاً گلابی

13:43.510 --> 13:46.239
تو حق نداری این کارو بکنی-
حق ندارم چیکار کنم؟-

13:46.263 --> 13:47.639
‫که نون رو به نرخ روز بخوری

13:48.788 --> 13:51.286
‫الان برامون مادر بشی
بعد حتی جواب زنگ‌هاش رو هم ندی

13:51.310 --> 13:54.289
‫بلو خودش خیلی واضح اینو روشن کرد
که نمی‌خواد ازم چیزی بشنوه

13:54.313 --> 13:56.450
‫اونم وقتی که اون مایه‌دارها رو
به مادر خودش ترجیح داد

13:57.608 --> 13:58.816
‫قلبم رو شکست

14:01.551 --> 14:03.213
‫لازم نیست بازی برد و ‌باخت باشه

14:03.238 --> 14:06.290
‫عزیزم، همه‌چی تو این دنیا یه بازی برد و ‌باخته

14:07.197 --> 14:08.994
‫وقتی پای خانواده وسط باشه
نباید این‌طور باشه

14:10.709 --> 14:12.935
‫خب حالا واسه تولد پسرم چی براش خریدن؟

14:13.540 --> 14:15.412
‫مطمئنم بلایث سنگ‌تموم گذاشته

14:15.801 --> 14:16.861
‫یه موستانگ کلاسیک

14:16.886 --> 14:20.078
‫می‌دونستم، می‌دونستم
که سعی می‌کنن عشقش رو بخرن

14:20.881 --> 14:23.059
‫من چطوری باید با اون رقابت کنم؟

14:23.638 --> 14:25.998
‫نکته‌ش همینه. اصلاً نباید رقابت کنی

14:26.023 --> 14:28.703
‫بلو هرچقدر هم
که با اون ماشین ذوق کرده باشه

14:28.728 --> 14:31.928
‫حاضر بود همه‌شو بده، فقط واسه اینکه
مادرش روز تولدش بهش زنگ بزنه

14:32.692 --> 14:33.770
‫واقعاً؟

14:34.080 --> 14:35.080
آره

14:35.105 --> 14:38.054
‫داغون شده بود. می‌گفت هیچ‌وقت
حتی یه تولدش رو هم از دست نداده بودی

14:40.181 --> 14:41.357
‫آره، درسته

14:43.946 --> 14:47.282
‫ببین، من شیفت دارم، واسه همین
باید بدوم برم، مرسی بابت وسایلش

14:50.199 --> 14:51.200
‫وایسا

14:53.058 --> 14:54.706
‫واقعاً انقدر ناراحت بود؟

14:55.426 --> 14:58.137
‫تو تنها کسی نیستی که دلش شکسته، دیکسی

15:08.633 --> 15:10.727
‫فکر می‌کردم
عکس‌مون تا الان باید روی دیوار می‌بود

15:10.752 --> 15:11.753
‫می‌دونم

15:14.046 --> 15:16.632
ولی مبارزه هنوز تموم نشده-
آره-

15:18.175 --> 15:19.593
‫جن، دکتر اومد

15:20.180 --> 15:22.690
‫سلام مایک. جن، امروز حالت چطوره؟

15:22.715 --> 15:26.592
‫مضطرب، وحشت‌زده و پر از امید

15:27.395 --> 15:30.510
‫خب، بیا روی همون سومی تمرکز کنیم، باشه؟

15:30.534 --> 15:32.095
‫امروز اصلاً جای نگرانی نداری

15:32.119 --> 15:34.750
‫استروژن و پروژسترون رو طبق دستور مصرف کردی؟

15:34.775 --> 15:36.047
‫بله‫
‫عالیه

15:36.072 --> 15:39.144
‫خب، من میرم کار یخ‌زدایی جنین رو
شروع کنم، به‌زودی برمی‌گردم پیشتون

15:39.169 --> 15:40.710
ممنون، دکتر گرازا-
خواهش می‌کنم-

15:41.112 --> 15:42.488
‫این حرف حالتو بهتر نکرد؟

15:43.338 --> 15:44.381
‫یه کم

15:48.131 --> 15:50.100
‫اگه این یکی هم نگیره چی؟

15:51.685 --> 15:55.034
‫این آخرین جنین‌مونه، آخرین شانسمون‫

15:55.058 --> 15:56.310
‫هی، هی، هی

15:56.335 --> 15:59.396
‫هر اتفاقی بیفته
با هم از پسش برمیایم، باشه؟

16:00.230 --> 16:01.708
‫به آینده فکر نکن، جن

16:01.732 --> 16:05.194
‫همون‌طور که دکتر گفت
امروز اصلاً جای نگرانی نداریم

16:12.474 --> 16:13.897
‏911، مورد اورژانسی‌تون چیه؟

16:13.922 --> 16:15.680
!همین الان یه ماشین زد به دکتر گرازا

16:15.704 --> 16:18.266
‫کمک تو راهه، خانم
می‌تونی آدرس محل حادثه رو بهم بگی؟

16:18.290 --> 16:20.059
‫داخل مرکز باروری رولینگ هیلز

16:20.083 --> 16:21.572
‫ببخشید، گفتید داخلش؟

16:21.597 --> 16:24.034
‫وقتی ماشین کوبید به دیوار
دکتر گرازا داخل آزمایشگاه بود

16:24.059 --> 16:26.465
‫بین ماشین و مخزن خنک‌کننده گیر کرده

16:27.466 --> 16:29.444
‫ همه جاشون امنه؟ آمار بقیه رو دارین؟
‫‫بله

16:29.468 --> 16:30.904
راننده چی؟-
کشیدیمش بیرون-

16:30.928 --> 16:31.988
‫به نظر حالش خوبه

16:32.012 --> 16:33.281
‫تیلور، برو چکاپش بکن‫
باشه

16:33.305 --> 16:34.468
‫بقیه همراهم بیاین

16:34.493 --> 16:36.993
‫هی خانم
می‌تونی دقیقاً بهم بگی چه اتفاقی افتاد؟

16:37.017 --> 16:38.620
‫خیلی عجیب غریب بود

16:38.644 --> 16:42.165
‫هرچی محکم‌تر ترمز رو فشار می‌دادم
ماشین بیشتر گاز می‌خورد

16:43.520 --> 16:46.849
‫هی خانم. همه‌چیز درست میشه
الان میاریمت بیرون

16:47.400 --> 16:49.706
‫رئیس، یه مشکلی داریم

16:50.197 --> 16:52.258
‫نیتروژن مایع توی هوا پخش شده!

16:52.282 --> 16:54.928
‫گاز سمیه. همین الان
همه غیرنظامی‌ها رو بفرستین بیرون

16:54.952 --> 16:56.638
‫راکس، بهش اکسیژن وصل کن

16:56.662 --> 16:58.765
‫و همگی همین الان ماسک بزنین

16:58.789 --> 17:01.749
‫خیلی‌خب، باید اینجا رو تخلیه کنیم
بیرون که رفتیم معاینه‌تون می‌کنیم، باشه؟

17:04.736 --> 17:05.854
‫بقیه با من بیاید

17:05.879 --> 17:07.941
‫کمکتون می‌کنیم خانم. بگید کجاتون درد می‌کنه؟

17:07.965 --> 17:09.157
‫خیلی سردمه

17:09.182 --> 17:11.217
...‫فکر کنم دستم یخ زده و

17:12.219 --> 17:13.339
به مخزن چسبیده

17:15.305 --> 17:16.741
‫بلو، برو پشت فرمون،

17:16.765 --> 17:19.077
‫ببین می‌تونی روشنش کنی
و دنده‌عقب بگیری تا از روش بلند شه

17:19.102 --> 17:20.166
‫رفتم رئیس

17:21.603 --> 17:24.613
‫می‌خوام بهت 10 میل مرفین بزنم‫
‫باشه، اوکی

17:24.638 --> 17:27.449
‫راین هم اینجاست تا به دستگاه لایف‌پک
وصلش کنه و بهت اکسیژن بده

17:29.027 --> 17:31.177
اوه، ‫نه
‫این چه صداییه؟

17:32.490 --> 17:34.876
‫صدای ظرف ازت مایعه، داره نیتروژنش کم میشه

17:34.901 --> 17:36.796
باید نجاتشون بدیدن-
کی رو نجات بدیم؟-

17:37.253 --> 17:40.184
‫تمام تخمک‌ها و جنین‌های مراجعین
توی اون ظرف ازت مایع پشت سرمه

17:40.776 --> 17:42.506
‫این آلارم یعنی دما داره بالا میره

17:42.791 --> 17:45.244
‫آره، به نظر می‌رسه بر اثر تصادف آسیب دیده

17:46.513 --> 17:48.689
‫اگه دما خیلی بالا بره چی میشه؟

17:49.139 --> 17:51.635
‫تمام اون خانواده‌هایی که
اون بیرون از کنارشون رد شدین

17:51.660 --> 17:53.922
‫تمام اون آدم‌ها شانسِ
پدر و مادر شدنشون رو از دست میدن

17:53.947 --> 17:55.788
‫باید همین الان اون تخمک‌ها رو نجات بدید

17:56.477 --> 17:57.902
‫هی، چطوری این کارو بکنیم؟

17:58.331 --> 18:01.701
‫باید ظرف ازت مایع رو در سریع‌ترین
زمان ممکن به نزدیک‌ترین کلینیک برسونیم

18:01.726 --> 18:04.450
باشه، ولی بدون اینکه اول تو رو
بیرون ببریم، نمی‌تونیم بهش برسیم

18:05.220 --> 18:08.792
مرکز، سریع یه آمبولانس کمکی دیگه
برای انتقال پزشکی لازم داریم

18:08.817 --> 18:10.461
‫مفهومه 113، دارن میان سمتتون

18:12.433 --> 18:13.965
‫چقدر طول می‌کشه ماشین رو جابه‌جا کنیم؟

18:13.966 --> 18:15.469
‫باید از جاش خلاصش کنیم

18:15.494 --> 18:17.634
به این زودی‌ها نمیشه-
موتور از کار افتاده-

18:17.659 --> 18:20.299
‫حتی نمی‌تونیم بزنیمش دنده خلاص
شاید بتونیم با وینچ بکشیمش بیرون

18:23.999 --> 18:26.585
‫خودت می‌دونی باید چیکار کنی. دستم یخ زده

18:27.416 --> 18:28.644
‫منظورت قطع کردنشه؟

18:28.669 --> 18:31.261
‫بافت‌ها همین الانشم
سیاه شدن و مردن. نمیشه نجاتش داد

18:31.286 --> 18:33.414
‫اما هنوز شانس واسه نجات ظرف ازت مایع هست

18:34.051 --> 18:37.512
‫اگه دستمو ببُرین
می‌تونین تمام جنین‌ها رو نجات بدین

18:39.386 --> 18:40.617
‫راکس، حق با اونه

18:42.142 --> 18:44.482
‫بعضی وقت‌ها، بدترین راه تنها راه چاره‌ست

18:47.811 --> 18:51.068
‫خیلی‌خب. رایان، بالای آرنج رو شریان‌بند ببند

18:51.516 --> 18:53.560
‫و یکی برام یه اره‌دستی بیاره!

18:53.994 --> 18:55.175
‫الان میارم

18:56.740 --> 18:58.048
‫بفرمایید دکتر

18:59.034 --> 19:00.233
‫ممنون، تِی

19:06.696 --> 19:08.018
‫مطمئنی که می‌خوای این کارو بکنی؟

19:08.436 --> 19:09.937
‫آره. مطمئنم

19:09.961 --> 19:12.214
‫این تنها راه نجات تخمک‌هاست

19:12.239 --> 19:13.913
‫شما زن خیلی شجاعی هستین

19:14.683 --> 19:15.847
‫دستم رو بگیر

19:24.685 --> 19:26.712
‫محکم نگهش دار. تکون نخور

19:40.591 --> 19:42.312
‫تموم شد. کارتون عالی بود دکتر

19:42.337 --> 19:43.922
‫تیلور، راکس، بیاید بذاریمش روی برانکارد

19:43.947 --> 19:46.683
‫واسه انتقال آماده‌ش کنین
رایان، بلو، بیاید ظرف ازت مایع رو برداریم

19:46.707 --> 19:48.267
‫یالا، زودباشین!

19:48.291 --> 19:50.061
‫ به نظر میاد خیلی آسیب دیده

19:50.350 --> 19:51.771
‫ دمای نشانگر چقدره؟

19:53.380 --> 19:55.165
‫منفی 165

19:55.190 --> 19:57.401
‫حرفم رو پس می‌گیرم، منفی 163

19:57.764 --> 19:59.404
‫منفی 161 و داره میره بالا

19:59.428 --> 20:01.656
‫خیلی دیر شده
اگه دما از منفی 135 بالاتر بره

20:01.680 --> 20:04.080
‫تمام تخمک‌ها
و جنین‌های داخلش از بین میرن

20:04.105 --> 20:06.743
‫نزدیک‌ترین کلینیک آی‌وی‌اف
ده مایل با اینجا فاصله داره

20:06.768 --> 20:09.530
‫خیلی‌خب بچه‌ها، یه ایده‌ای دارم
به حرکت ادامه بدین، باهاشون تماس بگیرین

20:09.555 --> 20:12.149
‫بگید یه ظرف ازت مایع دیگه بیارن دم در
تو فضای باز جابه‌جاشون می‌کنیم

20:12.174 --> 20:14.854
‫اما رئیس، ما وسیله‌ای نداریم
که بتونیم این بیرون خنک نگهش داریم

20:15.742 --> 20:17.182
تو نه، ولی ما شاید

20:23.905 --> 20:27.514
‫هنوز منفی 142ـه
داره جواب میده. ایده‌ت نابغه بود رئیس

20:27.539 --> 20:30.218
‫ببینیم چی میشه. دی‌اکسید کربن سرده
ولی نه دیگه انقدر سرد

20:32.841 --> 20:34.301
‫منفی 138

20:34.877 --> 20:37.090
‫منفی 137. رئیس، همین الان باید بریم

20:37.716 --> 20:39.902
‫اگه برسه به 135، دیگه همه‌چیز تمومه

20:39.926 --> 20:42.471
راننده، باید گازش رو بگیری-
محکم بشینید-

20:42.748 --> 20:47.748
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

20:51.429 --> 20:52.774
«کلینیک باروری پنـه‌لوپـه»

21:01.766 --> 21:03.309
‫تندتر! عجله کنین!

21:06.917 --> 21:08.520
‫دمای داخل ظرف ازت مایع چقدره؟

21:08.545 --> 21:10.157
‫منفی 137

21:13.048 --> 21:14.286
‫حالا مواظب باشید

21:17.630 --> 21:19.017
‫سریع، سریع‌تر

21:22.219 --> 21:23.485
‫هنوز شانس زنده‌موندن دارن؟

21:23.527 --> 21:26.055
‫آره، درست به موقع رسوندینش

21:26.080 --> 21:27.683
‫فکر کنم هنوز سالم و قابل استفاده باشن

21:27.708 --> 21:29.288
‫دست‌مریزاد بچه‌ها، عالی بودین

21:29.733 --> 21:30.733
تبریک میگم

21:31.036 --> 21:33.726
‫ شما امروز امید رو
تو دل خیلی از خانواده‌ها زنده نگه داشتین

21:34.033 --> 21:35.291
‫کار ما همینه دیگه

21:43.794 --> 21:45.779
‫بازم مرسی که امروز باهام اومدی

21:45.804 --> 21:48.720
‫آره خب، تو هم بودی همین کارو برام می‌کردی‫
‫معلومه

21:48.745 --> 21:51.808
‫البته احتمالاً ازت نمی‌خواستم
سرزده بری تو مراسم ختم یه غریبه

21:51.832 --> 21:53.083
‫آره، راست میگی

21:53.885 --> 21:55.219
برو از جلوی چشمام

21:55.244 --> 21:57.162
‫جات اینجا نیست، حروم‌زاده

21:57.187 --> 22:00.027
اون زنم بود-
زن سابقت بود-

22:00.052 --> 22:05.479
‫من فقط می‌خوام ادای احترام کنم و
‫اینجا باشم تا از دخترم حمایت کنم

22:05.504 --> 22:08.291
‫دخترت نمی‌خواد ریختت رو ببینه
چون تو مادرش رو کشتی

22:08.316 --> 22:11.077
‫من هیچ‌وقت بهش صدمه نمی‌زدم! عاشقش بودم!

22:11.101 --> 22:13.329
‫برام مهم نیست پلیس چی میگه برایان، فهمیدی؟

22:13.353 --> 22:14.413
‫تو یه قاتلی

22:14.437 --> 22:17.566
‫حالا از ملک من گمشو بیرون و
‫دیگه هیچ‌وقت پات رو اینجا نذار!

22:18.013 --> 22:19.986
‫گمشو بیرون، قاتل!

22:21.444 --> 22:24.447
این همون تماس‌گیرنده‌ی 911ست؟-
خودشه. خودِ برایان ویلیامزه-

22:29.076 --> 22:31.066
‫ببخشید که مجبور شدین شاهد این صحنه باشین

22:31.418 --> 22:32.896
‫واسه مراسم ورا اومدین؟

22:33.221 --> 22:34.389
‫آره

22:35.542 --> 22:37.586
‫من آبرِی هستم، خواهرش

22:38.557 --> 22:39.822
‫یعنی خواهرش بودم

22:40.555 --> 22:43.242
‫من کَمی هستم. ایشونم خواهرشوهرم، بلایث

22:43.267 --> 22:45.335
‫بابت غمتون خیلی تسلیت میگیم

22:45.834 --> 22:46.839
‫ممنون

22:47.675 --> 22:48.675
بفرمایید تو

22:52.517 --> 22:54.311
‫خب، شما "وی" رو از کجا می‌شناختین؟

22:55.621 --> 22:56.953
‫نمی‌شناختیم

22:58.035 --> 22:59.170
‫ در واقع نه...

22:59.195 --> 23:00.195
...آم

23:01.112 --> 23:03.948
‫من اون اپراتوری هستم
که تماس 911 رو جواب داد

23:07.113 --> 23:08.113
!اوه

23:09.883 --> 23:12.552
‫آره، پلیس‌ها بهم گفتن
که اون آدرس رو اشتباه داده

23:13.341 --> 23:16.039
‫همین‌طوره، ولی باید چکش می‌کردم

23:16.750 --> 23:18.905
‫واقعاً متأسفم که نتونستیم نجاتش بدیم

23:20.748 --> 23:24.274
‫می‌دونم این حرف‌ها
شاید اصلاً ذره‌ای از غمتون کم نکنه

23:24.299 --> 23:27.719
‫اما می‌خواستم بدونین که دیگه
هیچ‌وقت اجازه نمیدم چنین اتفاقی بیفته

23:29.063 --> 23:30.554
‫ممنون که اینو گفتی

23:31.995 --> 23:33.835
‫خیلی جربزه می‌خواست که امروز اومدی اینجا

23:36.394 --> 23:38.400
‫اما حق با توئه، این حرف‌ها تسلی‌بخش نیست

23:38.425 --> 23:39.986
‫و اگه واقعاً می‌خوای کمک کنی،

23:40.011 --> 23:43.294
‫به اون پلیس‌ها بگو تکونی به خودشون
بدن و برایان رو به سزای اعمالش برسونن

23:43.318 --> 23:46.318
‫مطمئنم دارن پرونده‌شو بررسی می‌کنن
هنوز قضیه تازه‌ست

23:46.343 --> 23:47.981
‫نه، در واقع این کارو نمی‌کنن

23:48.006 --> 23:50.050
‫بهم گفتن اسمش از لیست مظنونین خط خورده

23:50.075 --> 23:51.368
‫به این زودی؟ چطور؟

23:51.701 --> 23:54.639
‫ظاهراً پرینت ریزمکالماتش نشون میده
زمان وقوع قتل توی جاده بوده

23:54.663 --> 23:57.483
‫و انگار آدرس اشتباه دادن
به 911 جرم محسوب نمیشه

23:57.508 --> 23:59.560
‫مگه اینکه بتونی ثابت کنی عمدی در کار بوده

23:59.584 --> 24:01.314
‫اما من می‌دونم کار خودش بوده

24:01.962 --> 24:03.088
‫حق با خاله بریه

24:05.173 --> 24:07.430
‫پدرم بعد از طلاق دیگه اون آدم سابق نشد

24:07.759 --> 24:11.096
‫تو باید اولیویا باشی. عزیزم
بابت از دست دادن مادرت خیلی متأسفیم

24:11.606 --> 24:12.693
‫ممنون

24:13.014 --> 24:15.391
‫همه می‌دونستن که اون هنوز عاشق مامان بود

24:15.416 --> 24:16.517
‫همین‌طوره

24:17.435 --> 24:19.664
‫هر کاری از دستش برمی‌اومد می‌کرد
تا اون دوروبر بمونه

24:19.688 --> 24:23.024
‫کارهای فنی خونه رو انجام می‌داد
مخصوصاً کارهای تکنولوژی رو

24:23.599 --> 24:25.461
‫پدرم توی کارهای فنی و تکنولوژی
واقعاً استاد بود

24:25.485 --> 24:27.880
‫"وی" بیش از ده میلیون دلار ثروت داشت،

24:27.904 --> 24:30.466
‫ولی استخدامش کرد
تا دوربین‌های امنیتی رو کار بذاره

24:30.490 --> 24:33.433
‫که از قضا درست یک ساعت
قبل از وقوع قتل قطع شدن

24:34.202 --> 24:35.638
‫چه غافلگیری بزرگی!

24:35.662 --> 24:36.806
‫شوخی می‌کنی

24:36.830 --> 24:38.683
‫نه، تازه شروع کرده بود با بقیه قرار بگذره،

24:38.707 --> 24:41.915
‫و اولیویا فکر می‌کنه شاید
پدرش رفته اونجا تا باهاش روبرو بشه

24:42.485 --> 24:43.837
‫اوضاع خوب پیش نرفته

24:44.222 --> 24:47.121
‫حالا من هر دوتا والدینم رو از دست دادم

24:52.735 --> 24:54.907
‫می‌خوام بدونی واقعاً
ازت ممنونم که این کارو می‌کنی

24:54.931 --> 24:57.326
‫نمی‌دونم داری در مورد چی حرف می‌زنی
چون من هیچ کاری نکردم

24:57.351 --> 24:59.160
‫من قطعاً از نشان اف‌بی‌آی خودم استفاده نکردم

24:59.185 --> 25:01.247
‫تا به پرونده‌های تحقیقات قتل دسترسی پیدا کنم

25:01.272 --> 25:02.790
‫خب، پس دستت درد نکنه

25:02.815 --> 25:05.403
‫خواهش می‌کنم. توی گروه روان‌درمانی
کلمه‌ای از این موضوع حرف نزن

25:05.428 --> 25:06.646
اوه، فهمیدم

25:07.152 --> 25:10.462
‫پس راسته که پلیس‌ها همین الانشم
برایان رو از لیست مظنونین خط زدن؟

25:10.487 --> 25:13.974
‫خب، اونا مو رو از ماست کشیدن، کَم
ازش عکس گرفتن، بازجوییش کردن

25:13.999 --> 25:16.344
‫قسم می‌خوره که فقط کامپیوتر
جدید ورا رو راه انداخته و رفته

25:16.369 --> 25:18.238
‫آره، درست قبل از اینکه
با ضربات چاقو کشته بشه

25:18.263 --> 25:20.465
‫زمان‌بندیش مشکوکه، ولی ببین،

25:20.490 --> 25:22.351
‫تست دروغ‌سنجی داد
و با موفقیت کامل پاس شد

25:22.375 --> 25:24.770
‫خب هیچ چیزی
برای ربط دادنش به جرم وجود نداره

25:24.794 --> 25:27.181
‫به جز این واقعیت که آدرس رو به من اشتباه داد

25:27.206 --> 25:30.810
‫این ممکنه که تو وضعیت هول و تکون
آدم یه شماره رو قاطی کنه

25:30.835 --> 25:32.563
‫می‌خوام یه چیزهایی رو بهت نشون بدم

25:32.895 --> 25:35.054
‫خیلی‌خب، ببینم چی داری

25:35.625 --> 25:39.326
‫این ویدئوی دوربین لباس مأموریه که
به خونه‌ی ورا اعزام شده بود

25:42.520 --> 25:45.190
‫بـر... بـر... بـر...

25:46.149 --> 25:49.295
‫اینا آخرین کلماتش بودن، ولی نتونست کامل بگه

25:49.320 --> 25:51.129
‫به نظرت سعی داشته چه اسمی رو بگه؟

25:51.860 --> 25:52.965
"برایان"

25:52.989 --> 25:55.126
‫فکر کنم داشته اسم قاتلش رو صدا می‌زده

25:55.151 --> 25:58.409
‫ببین، این تکان‌دهنده و مایه‌ی دلسوزیه
ولی مدرک حساب نمیشه

25:59.287 --> 26:01.098
‫هیچ اثری از دی‌ان‌ای اون روی آلت قتل نیست

26:01.122 --> 26:02.641
‫هیچ زخم تدافعی‌ هم نداره

26:02.665 --> 26:04.301
‫و یه غیبت موجه محکم داره

26:04.326 --> 26:07.938
‫طبق گفته‌ی اپراتور سیم‌کارتش
موقع تماس 911 با تو

26:07.962 --> 26:09.774
‫گوشیش دقیقاً همین‌جا
تو جاده هاوارد ردیابی شده

26:09.798 --> 26:11.559
‫این یعنی حدوداً
هفت مایل دورتر از خونه‌ی ورا

26:11.584 --> 26:13.610
‫توی اون لحظه، فقط یه برداشت فوری و سطحیه

26:13.635 --> 26:15.279
‫همه‌ی ماجرا این نیست

26:15.303 --> 26:17.156
‫همینه، مگه اینکه بتونه تله‌پورت کنه

26:17.180 --> 26:18.932
‫خب، شاید واقعاً می‌تونه

26:19.648 --> 26:21.702
‫یکی از قابلیت‌های سیستم سایبرسایت اینه که

26:21.726 --> 26:26.207
‫می‌تونه موقعیت گوشی فرد رو
در طول تماس به صورت لحظه‌ای ردیابی کنه

26:26.231 --> 26:27.273
اوکی

26:28.191 --> 26:30.174
‫حالا نگاه کن موقع تماس با من کجا بوده

26:30.199 --> 26:31.999
‫911، فوریت شما چیه؟

26:32.028 --> 26:34.290
‫زن سابقم تو دردسر افتاده. باید کمک کنین

26:34.656 --> 26:38.529
‫آدرسش... گارفیلد 91... 913ـه

26:38.785 --> 26:41.430
‫دیدی؟ دقیقاً همون‌جاییه که
خودش گفته، تو جاده هاوارد

26:41.454 --> 26:43.642
خونه‌ی ورا این پایین‌‌تره-
می‌دونم. صبرکن تا ببینی-

26:43.667 --> 26:44.697
‫برایان

26:45.388 --> 26:46.406
برایان ویلیامز

26:46.431 --> 26:48.838
‫سلام برایان، من کَمی هستم. چی...
‫‫اونو می‌بینی؟

26:48.863 --> 26:51.467
‫سه شاخه میشه، و یکی از نقطه‌ها...

26:51.492 --> 26:53.080
درست کنار خونه‌ی وراست-
آره-

26:54.122 --> 26:55.616
‫شاید فقط یه اختلال سیستماتیک باشه،

26:55.641 --> 26:57.987
‫ولی اولیویا گفت که باباش
توی کارهای فنی و تکنولوژی استاده

26:58.012 --> 26:59.810
‫اون فقط توی کارهای فنی استاد نیست

26:59.835 --> 27:02.033
‫این یارو پیمانکار خصوصیِ آژانس امنیت ملی‌ـه

27:02.058 --> 27:04.170
‫پس احتمالاً می‌تونه موقعیت مکانیش رو جعل کنه

27:04.195 --> 27:06.310
‫احتمالش هست، آره
می‌تونی بذاری بقیه‌ش پخش بشه؟

27:06.980 --> 27:10.264
‫واسه همین تو رو هم وارد تماس کردم
تا بتونی باهاش حرف بزنی

27:10.289 --> 27:11.791
‫تا بتونی بهش کمک کنی

27:12.443 --> 27:14.505
‫داری میگی اونم همین الان پشت خطه؟

27:14.529 --> 27:15.798
‫ورا، اونجایی؟

27:16.792 --> 27:17.716
‫ورا؟

27:17.740 --> 27:20.169
‫صبرکن، استپ کن، استپ کن
برگرد عقب. اینو شنیدی؟

27:20.194 --> 27:22.011
‫ورا؟ صداش طوریه انگار داره گریه می‌کنه

27:22.036 --> 27:24.265
‫نه، نه، فقط صدای ورا نیست
یه بار دیگه برگردونش عقب

27:24.289 --> 27:26.105
‫داری میگی اونم همین الان پشت خطه؟

27:26.130 --> 27:27.395
‫ورا، اونجایی؟

27:28.668 --> 27:30.312
‫درست همین‌جا. شنیدی؟
‫‫ورا؟

27:30.336 --> 27:31.951
‫دقیقاً دوتا صدای متفاوت اینجاست

27:31.976 --> 27:33.857
‫یکی داره یه صدایی درمیاره
اون یکی میره روی صداش

27:33.882 --> 27:36.718
‫بذار ببینم می‌تونم لاین‌های صدا رو
بر اساس زیر و بمی و فرکانس تفکیک کنم

27:38.386 --> 27:40.406
‫آره، حق با توئه، دوتا فرکانس وجود داره

27:40.430 --> 27:41.560
‫این اولی‌ـه

27:42.974 --> 27:45.643
‫خب، این شبیه صدای وراست. اینم دومی‌ـه

27:46.728 --> 27:48.122
‫وی، ولش کن

27:48.621 --> 27:50.001
‫یه زن دیگه هم اونجاست

27:50.398 --> 27:51.513
‫«وی، ولش کن»

27:51.538 --> 27:52.538
شاید

27:52.563 --> 27:54.184
"‫ اون اصلاً نمی‌گفته "برایان

27:54.209 --> 27:55.546
"‫داشته می‌گفته "بری

27:55.872 --> 27:58.757
‫پس... خب خواهر ورا، آبرِی‌ـه

27:58.781 --> 28:01.093
‫خواهرزاده‌ش بهش میگه خاله بری. خدای من

28:01.117 --> 28:02.836
‫قضیه ربطی به عشق نداره بحث پول در میونه‫

28:02.861 --> 28:03.981
‫کجا داری میری؟

28:04.006 --> 28:05.324
‫باید به اولیویا هشدار بدم

28:06.041 --> 28:07.481
9-1-1

28:12.170 --> 28:13.332
‫سلام اولیویا

28:14.130 --> 28:16.650
‫خواستم یه سری بهت بزنم، ببینم حالت چطوره

28:16.674 --> 28:18.694
‫زیاد خوب نیستم، خاله بری

28:18.718 --> 28:21.478
‫از بعد از شام
همش احساس سرگیجه‌ی شدید دارم

28:21.741 --> 28:23.118
‫دلم هم بدجوری درد می‌کنه

28:23.425 --> 28:26.035
‫طوری که انگار دست و پاهات دارن بی‌حس میشن؟

28:26.601 --> 28:28.813
‫انگار که ممکنه دیگه نتونی کنترلشون کنی؟

28:30.519 --> 28:31.543
‫آره،

28:32.263 --> 28:33.417
از کجا می‌دونستی؟

28:33.441 --> 28:36.486
‫اون قرص‌های زاناکسی رو که دکترها
واسه تسکین غمت بهت داده بودن یادته؟

28:38.110 --> 28:40.957
‫همه‌شون رو پودر کردم و ریختم تو لازانیات

28:41.340 --> 28:42.426
‫چیکار کردی؟

28:42.450 --> 28:45.649
‫آره. فکر کردم این‌طوری تحمل مرحله‌ی
بعدی برات یه کم راحت‌تر میشه

28:47.739 --> 28:48.907
‫نه!

28:51.834 --> 28:54.813
‫ در مورد از دست دادن کنترل دست و پاهات
بهت هشدار داده بودم

28:54.837 --> 28:57.006
‫به‌زودی دیگه اصلاً نمی‌تونی تکون بخوری

28:58.239 --> 29:01.261
‫می‌دونی، تنها چیزی که می‌خواستم

29:01.286 --> 29:03.272
یه وام کوچیک از مادرت بود

29:03.601 --> 29:04.995
‫ولی اون قبول نکرد

29:05.020 --> 29:08.087
‫همیشه فکر می‌کرد از من سرتره

29:08.394 --> 29:11.491
‫خواهش می‌کنم، خاله بری‫
‫هیس. تکون نخور

29:11.895 --> 29:14.082
‫عیبی نداره، عیبی نداره. همه درکت می‌کنن

29:14.107 --> 29:16.776
‫مرگ مادرت واقعاً برات غیرقابل‌تحمل بود،

29:17.902 --> 29:21.559
‫مخصوصاً اینکه به دست پدرت اتفاق افتاده

29:22.615 --> 29:24.752
‫واسه همین
تصمیم گرفتی به زندگی خودت پایان بدی

29:25.244 --> 29:26.822
‫نه، نه، نه، نه، نه

29:28.349 --> 29:30.529
‫فقط به خاطر خاله‌جون آروم بگیر

29:33.240 --> 29:34.240
‫نه

29:35.837 --> 29:37.333
‫چیزی نیست. هیس

29:38.099 --> 29:41.513
‫خب، من فردا صبح
از خواب بیدار میشم و میام پیدات می‌کنم

29:42.218 --> 29:44.657
‫و ثروت مادرت مال من میشه

29:48.391 --> 29:49.910
‫یعنی کی می‌تونه باشه؟

29:53.961 --> 29:55.220
‫جایی نرو

29:55.654 --> 29:57.415
‫کمک...

30:06.909 --> 30:08.192
‫شوخیش هم قشنگ نیست

30:08.217 --> 30:10.006
‫پلیس نشویل، لطفاً در رو باز کنین

30:11.414 --> 30:13.124
‫نه، گم شید برید

30:14.818 --> 30:17.754
‫پلیس نشویل. کسی خونه هست؟

30:21.340 --> 30:25.195
‫مرکز پیام. واحد 267 پلیس، امکان انجام
بررسی وضعیت اولیویا ویلیامز وجود نداره

30:25.219 --> 30:27.472
‫چرا نه؟
‫‫کسی در رو باز نکرد

30:28.389 --> 30:31.392
‫ماشینی توی حیاط هست؟
چراغی توی خونه روشنه؟

30:32.362 --> 30:33.370
‫آره

30:33.394 --> 30:36.040
‫خیلی‌خب، پس لطفا ناامید نشو
اولیویا ممکنه تو خطر باشه

30:36.064 --> 30:38.248
‫درک می‌کنم، ولی من که نمی‌تونم
همین‌طوری در رو بشکنم برم تو

30:38.273 --> 30:39.342
‫کمک!

30:40.651 --> 30:42.607
حرفمو پس می‌گیرم. دارم میرم تو-
چی شد؟-

30:42.632 --> 30:45.653
‫اولیویا رو توی اتاق خوابِ
طبقه‌ی بالا دیدم. مجروح شده

30:45.678 --> 30:47.679
‫آبرِی، همین الان این در رو باز کن!

30:48.576 --> 30:50.421
‫در رو باز کن، وگرنه می‌شکنمش

30:55.583 --> 30:58.336
‫تیراندازی شده! تیراندازی شده!
هر نیرویی که می‌تونین بفرستین

31:07.178 --> 31:10.282
‫همگی پشت ماشین‌ها بمونین، یه مهاجم مسلح
و فعال داخل ساختمون حضور داره

31:10.306 --> 31:13.368
‫واحد 113، پناه بگیرین
تکرار می‌کنم، 113 پناه بگیرین

31:13.392 --> 31:16.226
‫همه خودتونو مخفی نگه دارین
شنیدیم یه گروگان زخمی اون توئه؟

31:16.792 --> 31:17.792
آره

31:18.229 --> 31:20.973
‫طبقه‌ی بالا دیدمش. همون اتاقِ اونجا

31:23.194 --> 31:25.047
‫کسی تونسته با تیرانداز ارتباط برقرار کنه؟

31:25.071 --> 31:26.658
نتونستیم یه مذاکره‌کننده پیدا کنیم

31:26.683 --> 31:28.645
‫واسه همین مرکز پیام
داره الان باهاش تماس می‌گیره

31:35.412 --> 31:37.802
‫کی پشت خطه؟
‫‫آبرِی، من کَمی رالی هستم،

31:37.827 --> 31:39.638
‫از مرکز پیام 911

31:39.663 --> 31:41.467
‫خونه‌ت محاصره شده

31:41.492 --> 31:42.885
‫دارم می‌بینم. ممنون

31:44.227 --> 31:45.836
‫ولی هنوز یه راه چاره واسه این قضیه هست

31:46.150 --> 31:47.252
‫جدی؟ چیه؟

31:47.277 --> 31:50.297
‫همین الان تسلیم شو و بذار
به اولیویا کمک‌های اولیه برسونیم

31:50.322 --> 31:51.531
‫می‌دونیم که مجروح شده

31:51.556 --> 31:52.950
‫حال اولیویا خوبه، فهمیدی؟

31:52.974 --> 31:55.494
‫ولی اگه چیزی که می‌خوام رو
بهم ندی، زیاد این‌طوری نمی‌مونه

31:55.518 --> 31:59.081
‫گوش کن، من تمام تلاشم رو می‌کنم،
‫ولی نیروهای ضربت همین الانشم تو راهن

31:59.105 --> 32:01.291
‫هرکسی پاش رو بذاره تو این خونه
!تیر می‌خوره

32:01.315 --> 32:03.832
‫حرفمو می‌فهمی؟ باید با یه مذاکره‌کننده‌ی
گروگان‌گیری حرف بزنم

32:03.857 --> 32:05.671
‫ما هم داریم تلاش می‌کنیم
یکی رو پشت خط بیاریم

32:05.695 --> 32:08.841
‫ولی فعلاً من اینجام و برای مداخله
در شرایط بحرانی آموزش دیدم

32:08.865 --> 32:11.246
‫آره، ولی تو هیچ کاره‌ای، فهمیدی؟

32:11.656 --> 32:14.343
‫پس دیگه به من زنگ نزن تا وقتی
کسی رو پیدا کنی که کاره‌ای باشه

32:14.368 --> 32:15.798
‫صبرکن، آبرِی، صبرکن

32:16.925 --> 32:18.538
‫لورنا، تیم ضربت چقدر دیگه می‌رسه؟

32:18.804 --> 32:20.037
‫حدود یه ساعت دیگه

32:20.062 --> 32:21.693
‫اولیویا شاید یک ساعت وقت نداشته باشه

32:21.718 --> 32:24.439
‫متأسفم، تازه برای یه سرقت مسلحانه
تو فرانکلین اعزام شدن

32:24.463 --> 32:26.942
‫بدبختی‌ها پشت سر هم میان، نه؟
‫‫آره، معمولاً همین‌طوره

32:26.966 --> 32:28.477
‫کاپیتان هارت، تو صحنه حضور دارین؟

32:28.502 --> 32:30.404
‫واحد 113 اینجاست
چیکار می‌تونم براتون بکنم؟

32:30.428 --> 32:34.074
‫داریم سعی می‌کنیم یه مذاکره‌کننده جور کنیم،
‫ولی اون دخترِ داخل خونه الان به کمک نیاز داره

32:34.098 --> 32:36.602
‫بدون اینکه تیر بخوریم
سخت میشه بهش نزدیک شد

32:36.627 --> 32:38.938
‫اون تیرانداز دیدِ مستقیم به ما داره

32:38.963 --> 32:40.413
‫تیم ضربت چقدر دورتره؟

32:40.438 --> 32:43.806
‫خب، خبر بد اینه که
تا یه ساعت دیگه هم نمی‌رسن

32:44.274 --> 32:46.878
‫خب، خبر خوب چیه؟
‫‫اون این موضوع رو نمی‌دونه

32:46.903 --> 32:49.739
‫داشتم فکر می‌کردم شما بچه‌ها بتونین
یه بازی با نور براش راه بندازین

32:50.781 --> 32:52.476
‫خوشم اومد. پایه‌ایم

32:52.501 --> 32:54.854
‫رایان، راکس
جلیقه ضدگلوله و کلاه‌کاسکت‌ها رو بردارید

32:54.879 --> 32:56.871
‫آماده‌ی حرکت بشید‫
‫حله، کاپیتان

32:56.896 --> 32:58.748
‫دست نگه دارین، کاپیتان
آتش‌نشانی بدون حضور پلیس

32:58.773 --> 33:01.020
‫نمی‌تونه وارد یه صحنه‌ی جرمِ فعال بشه‫
‫خب، نگرانش نباش

33:01.500 --> 33:03.628
‫تو هم داری با ما میای. یالا

33:06.214 --> 33:08.192
‫استنلی، برام مذاکره‌کننده پیدا کردی؟

33:08.217 --> 33:11.313
‫دارم سعی می‌کنم...
ولی دوتاشون با تیم ضربت رفتن سر همون سرقت

33:11.338 --> 33:12.932
‫اون یکی هم آنفولانزا گرفته افتاده خونه

33:12.957 --> 33:15.317
‫لعنتی. واسه اینکه این نقشه جواب بده
به مذاکره‌کننده نیاز داریم

33:15.342 --> 33:16.603
‫لطفاً به گشتن ادامه بده

33:17.183 --> 33:19.687
‫شاید کسی رو بشناسم که در دسترس باشه

33:26.331 --> 33:28.375
‫اون مذاکره‌کننده رو برام جور کردی؟

33:28.400 --> 33:31.442
‫آره، پشت خطه
منتظر بمون. الان وصلش می‌کنم

33:33.741 --> 33:36.384
‫اون دیگه چه کوفتیه؟ حروم‌زاده‌ها!

33:36.911 --> 33:38.049
‫چی چیه؟

33:38.074 --> 33:40.765
‫شما بیرون تک‌تیرانداز مستقر کردین
بهتره بهم دروغ نگفته باشی

33:40.790 --> 33:43.209
‫بهت هشدار داده بودم که
اونا خیلی سریع می‌رسن، آبرِی

33:45.879 --> 33:47.291
‫نشانه‌گیریتون عالیه، آتش‌نشان‌ها

33:47.316 --> 33:48.897
‫توی بازی لیزرتگ حرف ندارم

33:48.922 --> 33:51.610
‫بهشون بگو بکشن عقب
!قبل از اینکه همه‌چیز رو تموم کنم

33:51.634 --> 33:55.080
‫پلیس، بکشید عقب! گفتم بکشید عقب!

33:55.105 --> 33:56.221
‫ترسناک بود

33:57.139 --> 33:59.284
‫خیلی‌خب، پرده‌ها رو کشید. یالا حرکت کنیم

33:59.308 --> 34:00.861
‫تیلور، نردبان رو بده بالا سمت پنجره

34:00.886 --> 34:01.887
‫حله، کاپیتان

34:02.504 --> 34:04.816
‫بلو، با اون تفنگ حرارتی آمارش رو داشته باش

34:04.841 --> 34:06.589
‫امیدوارم کَمی بتونه حواسش رو پرت کنه

34:07.276 --> 34:09.174
‫تمام‌مدت حواسم بهش هست، کاپیتان

34:09.735 --> 34:12.714
‫خیلی‌خب آبرِی، فعلاً نیروهای
ضربت رو راضی کردم بکشن عقب

34:12.738 --> 34:15.592
‫مذاکره‌کننده‌ی من کجاست؟ وقت تلف نکن

34:15.616 --> 34:16.815
‫آبرِی هافمن

34:18.089 --> 34:19.150
‫بله؟

34:19.175 --> 34:21.427
‫من مأمور نیک ترنر هستم، از اف‌بی‌آی

34:22.346 --> 34:25.844
‫من اینجام... تا این قضیه رو
مسالمت‌آمیز حل‌وفصل کنیم، باشه؟

34:27.214 --> 34:28.729
‫چیکار می‌تونی برام بکنی؟

34:28.754 --> 34:32.120
‫خب، روال کار این‌طوری نیست
تو باید بهم بگی چی می‌خوای

34:32.927 --> 34:34.872
‫بهتره یه چیزی واسه یادداشت
دم دستت داشته باشی

34:35.536 --> 34:36.664
‫آماده باشید

34:36.689 --> 34:39.448
‫همون پایین طبقه همکف مونده
می‌تونین حرکت کنین

34:39.832 --> 34:41.392
‫یالا، بریم، بریم

34:47.857 --> 34:49.285
‫امیدوارم قفل نباشه

35:01.787 --> 35:02.848
‫اینجا امنه

35:02.872 --> 35:06.117
‫هی میریم تو، وضعیت دختر رو
پایدار می‌کنیم و میاریمش بیرون

35:12.757 --> 35:14.192
‫مرکز پیام، من رفتم تو

35:14.216 --> 35:17.101
‫تا وقتی اورژانس کارهای درمانی رو
انجام میده، بالای پله‌ها می‌مونم

35:22.145 --> 35:23.730
‫عزیزم، صدامو می‌شنوی؟

35:25.019 --> 35:26.562
‫دارم پانسمان فشاری رو می‌بندم

35:27.188 --> 35:28.702
‫همین الان به خون نیاز داره

35:29.948 --> 35:31.877
‫رایان، بیا بذاریمش روی تخت

35:31.901 --> 35:33.069
‫کاپیتان

35:35.294 --> 35:36.822
‫سه، دو، یک

35:39.838 --> 35:41.848
‫تا من آنژیوکت می‌زنم
تو وصلش کن به دستگاه لایف‌پک

35:41.873 --> 35:44.973
‫اوکی، متوجهم
یه هواپیما می‌خوای. خواسته‌ی بزرگیه

35:44.997 --> 35:46.725
‫قبل از اینکه اینو به مقامات بالا ارجاع بدم،

35:46.749 --> 35:48.727
‫به یه سری جزئیات بیشتر از طرف تو نیاز دارم

35:48.751 --> 35:50.145
‫مثلاً اینکه کجا می‌خوای بری؟

35:50.169 --> 35:51.636
‫نیازی نیست این چیزها رو بدونی

35:51.661 --> 35:54.640
‫راستش چرا، اگه می‌خوای سوخت کافی واسه
رسیدن به مقصدت داشته باشی باید بدونم

35:54.665 --> 35:57.864
‫تازه بگذریم از اینکه باید
یه برنامه‌ی پروازی هم تنظیم کنیم

35:58.969 --> 36:02.115
‫ضربان قلب 171ـه. فشار خون 52 روی 30ـه

36:09.980 --> 36:11.774
‫یالا. یالا، زود باش

36:13.526 --> 36:15.179
‫هی، چیزی نیست‫
‫چه خبر شده؟

36:15.204 --> 36:17.964
‫هیس. اولیویا، حالت خوب میشه
ولی باید بی‌سرو‌صدا باشیم

36:17.988 --> 36:19.867
‫اون یه شیشه کامل قرص داد به خوردم

36:20.420 --> 36:21.792
‫فکر کنم دارم بالا می‌ارم

36:21.817 --> 36:23.046
‫نه، نه، نه، نه، نه

36:26.455 --> 36:28.905
‫ببریدش بیرون. همین الان باید از اینجا ببریمش‫
‫حروم‌زاده‌ها!

36:29.244 --> 36:30.416
‫یه صدایی شنید

36:30.892 --> 36:32.281
‫کاپیتان، داره میاد بالا

36:33.504 --> 36:34.588
‫اسلحه‌ت رو بنداز!

36:36.549 --> 36:38.008
‫آشغال‌ها!

36:38.718 --> 36:40.098
‫نه، این کارو نکن

36:42.179 --> 36:43.501
‫حتی فکرشم نکن

36:46.272 --> 36:49.006
‫همون‌جا بمون. همون‌جا بمون!

36:52.356 --> 36:54.458
‫حالت خوبه؟
‫‫آره، فقط نفسم بند اومد

36:54.483 --> 36:56.086
‫خدا رو شکر جلیقه تنم بود

36:58.419 --> 37:00.619
‫دستم رو شکستی‫
‫آره، قاعدتاً باید می‌شکست

37:01.157 --> 37:03.200
‫به تمام واحدها
اینجا پاکسازی شد. وضعیت سفیده

37:05.859 --> 37:07.000
‫کارِت عالی بود

37:28.350 --> 37:30.203
‫اولیویا. اون دخترمه

37:31.928 --> 37:34.097
‫حالش خوب میشه؟
آره، ‫‫حالش خوب میشه

37:37.024 --> 37:39.187
‫آقا، می‌تونی
همراهش با آمبولانس بری بیمارستان

37:39.744 --> 37:41.013
‫اون دیگه بستگی به خودش داره

37:41.038 --> 37:43.047
‫بابا، واقعاً معذرت می‌خوام

37:43.449 --> 37:44.802
‫حرفات رو باور نکردم

37:44.827 --> 37:46.342
تنها چیزی که مهمه اینه که تو در امانی

37:47.796 --> 37:49.006
‫مردِ باهوشیه

37:51.277 --> 37:52.416
‫خسته نباشی

38:01.172 --> 38:03.651
‫این خبر خیلی خوبیه، ‫ممنون اطلاع دادی، سم

38:03.676 --> 38:06.154
‫آخر هفته تو مهمونی می‌بینمت. فعلاً خداحافظ

38:06.490 --> 38:08.149
‫آخیش! چه روزی بود، ها؟

38:08.174 --> 38:09.409
‫مگه بقیه‌ی روزها غیر اینه؟

38:09.994 --> 38:12.331
‫شماها دارین میرین؟
‫‫منتظر تو بودیم، دختر

38:12.356 --> 38:13.958
‫ببخشید، متوجه نشده بودم

38:13.983 --> 38:15.151
‫مشکلی نیست

38:16.430 --> 38:18.866
‫هی کَمی، تا حالا
به سرت زده بری سراغ بداهه‌پردازی تئاتر؟

38:18.891 --> 38:21.244
‫راستش حتی یه بار هم بهش فکر نکردم. چطور؟

38:21.269 --> 38:23.547
‫خب، اون فیلمی که
برای تک‌تیرانداز فرضی درآوردی

38:23.572 --> 38:26.134
‫وقتی گفتی: «بکشید عقب، بکشید عقب!»

38:26.158 --> 38:28.136
‫گروه تئاتر ما همیشه دنبال استعدادهای جدیده،

38:28.160 --> 38:29.763
‫می‌تونم برات یه وقت تست بازیگری بگیرم

38:29.787 --> 38:32.706
‫من در واقع همین الانشم
عضو یه گروه هستم و همون برام کافیه

38:33.882 --> 38:35.601
‫مأمور ترنر. فکر کردم رفتین

38:35.626 --> 38:38.984
‫رفته بودم. راستش...
یه سری کارها بود که باید پیگیری می‌کردم

38:39.009 --> 38:40.009
اوه

38:40.258 --> 38:41.833
‫خانم رالی، یه دقیقه وقت دارین؟

38:42.180 --> 38:43.208
‫بله، حتماً

38:43.233 --> 38:44.767
‫بچه‌ها فردا می‌بینمتون

38:45.344 --> 38:47.105
‫شب بخیر، کَمی‫
‫شب بخیر

38:47.385 --> 38:50.047
‫باز هم همدیگه رو می‌بینیم، مأمور ترنر‫
‫به امید دیدار، استنلی

38:50.353 --> 38:52.451
‫خب، از اولیویا چه خبر؟

38:52.476 --> 38:54.552
‫آره، الان با پدرش توی بیمارستانه

38:54.577 --> 38:56.193
‫پیش‌بینی میشه کاملاً بهبود پیدا کنه

38:56.218 --> 38:57.231
‫چه خوب‫
‫آره

38:57.256 --> 38:59.099
‫امیدوارم این قضیه
مایه تسلی خاطرت در مورد ورا بشه

38:59.124 --> 39:01.292
‫حالا می‌تونه با خیال راحت سر بر بالین
بذاره، چون می‌دونه دخترش جاش امنه

39:01.798 --> 39:02.993
‫درسته

39:03.404 --> 39:05.991
ممنون که توی این قضیه بهم کمک کردی-
خواهش می‌کنم-

39:06.016 --> 39:09.122
‫می‌دونی، تا نصفه‌های راهِ دفترم رفته بودم
که یهو به این فکر کردم که چقدر عجیبه

39:09.147 --> 39:13.134
‫که من و تو تا اینجای کار، یه هک سراسریِ
شهری و یه پرونده قتل رو با کمک هم حل کردیم

39:13.512 --> 39:15.214
‫آره، واقعاً عجیبه

39:15.239 --> 39:18.825
‫نه، بخش عجیبش اینه که تنها
زمان‌هایی که واقعاً با هم وقت گذروندیم

39:18.850 --> 39:21.857
‫یا در قالب یه زوج مبارز با جرم و جنایت بوده...

39:22.741 --> 39:24.701
‫آره‫
‫یا توی گروه‌درمانیِ سوگواری

39:26.182 --> 39:27.642
‫درسته‫
‫آره

39:29.193 --> 39:30.301
واسه همین

39:30.699 --> 39:32.867
‫ داشتم فکر می‌کردم، چطور بگم...

39:32.892 --> 39:35.370
‫شاید امشب بتونیم
بریم یه نوشیدنی چیزی بخوریم

39:35.394 --> 39:36.874
‫واسه تنوع هم که شده یه جشنی بگیریم

39:36.899 --> 39:39.726
‫می‌دونی، یه چیزی مثل...
مثل جشنِ "خسته نباشید" و این حرفا

39:41.525 --> 39:45.154
‫مأمور ترنر، دارین ازم دعوت می‌کنین
که با هم بریم قرار؟

39:45.696 --> 39:47.340
‫شاید. بستگی داره

39:47.364 --> 39:48.407
‫به چی؟

39:49.241 --> 39:50.743
‫به اینکه جواب مثبت بدی یا نه

39:52.635 --> 39:53.852
‫پس فکر کنم جواب بله باشه

39:57.698 --> 39:58.782
‫خب، بسیار عالی

40:00.294 --> 40:02.413
‫بازم ممنون که خریدها رو انجام دادی، بـی

40:02.438 --> 40:05.333
‫این کمترین کاری بود که می‌تونستم در قبال
محبت تو و جِیلن بکنم که گذاشتین اینجا بمونم

40:05.854 --> 40:09.380
‫محض اطلاع، هردومون
دوست داریم که اینجا پیشمون باشی

40:09.405 --> 40:11.711
‫جِیلن هم همین‌طور. صفا داره که جمعمون جمعه

40:14.967 --> 40:16.055
‫واقعاً هم جمعمون جمعه

40:17.394 --> 40:18.479
‫مامان؟

40:19.021 --> 40:20.699
‫هم‌اتاقیت راهنماییم کرد بیام تو

40:21.405 --> 40:22.634
‫امیدوارم اشکالی نداشته باشه

40:23.037 --> 40:24.656
‫من و تو بعداً در این مورد حرف می‌زنیم

40:25.319 --> 40:28.155
‫می‌دونین چیه، من دیگه رفع زحمت کنم
برم جورابام رو تا کنم

40:28.541 --> 40:29.542
‫ممنون

40:32.099 --> 40:33.308
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

40:33.882 --> 40:35.660
‫نمی‌خواستم تولدت رو از دست بدم

40:37.594 --> 40:39.233
‫تولدم هفته‌ی پیش بود

40:40.683 --> 40:41.772
‫می‌دونم

40:42.227 --> 40:44.516
‫ولی امیدوار بودم واسه جشن گرفتن
خیلی دیر نشده باشه

40:44.541 --> 40:46.767
‫و اینکه شاید آماده باشی برگردی خونه

40:47.956 --> 40:49.316
‫من برنمی‌گردم خونه

40:49.655 --> 40:51.805
‫هیچ‌وقت؟
‫‫قطعاً امروز نه

40:52.494 --> 40:54.406
‫من دیگه نمی‌تونم این‌طوری زندگی کنم، مامان

40:54.431 --> 40:55.825
‫نمی‌خوام این‌طوری زندگی کنم

40:55.849 --> 40:57.132
‫مگه چطوریه؟

40:57.632 --> 40:59.277
‫زیر سایه‌ی تهدید عشقِ مشروط،

40:59.302 --> 41:02.665
‫جایی که همیشه باید نگران باشم که اگه کاری
که می‌خوای رو نکنم، منو از زندگیت خط می‌زنی

41:02.690 --> 41:04.042
‫این واقعاً آدمو عذاب میده

41:05.484 --> 41:06.583
‫درسته

41:07.124 --> 41:08.594
‫من مقصر بودم، قبول دارم

41:09.587 --> 41:11.630
‫فقط اینو بدون که
این قضیه خودمم عذاب می‌داد

41:12.412 --> 41:13.773
‫پس دیگه تکرارش نکن

41:14.242 --> 41:15.901
‫واسه همین اومدم اینجا

41:16.704 --> 41:18.330
‫تا بهت بگم که دیگه تمومش می‌کنم

41:19.331 --> 41:22.710
‫این چند روز گذشته که
باهات حرف نمی‌زدم داشت منو می‌کشت

41:24.810 --> 41:25.853
‫منم همین‌طور

41:28.353 --> 41:31.689
‫بلو، من تو رو بیشتر از هر چیزی
تو این دنیا دوست دارم، پسرم

41:33.262 --> 41:37.224
‫و می‌خوام توی زندگیم باشی
حتی اگه زیر سقف خونه‌ی من زندگی نکنی

41:38.259 --> 41:39.385
‫منم همینو می‌خوام

41:40.602 --> 41:42.111
‫می‌تونیم از این قضیه بگذریم؟

41:43.235 --> 41:44.429
‫معلومه که می‌تونیم

41:45.758 --> 41:48.028
‫خدای من. ممنونم

41:49.411 --> 41:51.580
‫خب، چی باعث شد
بالاخره تصمیم بگیری بیای اینجا؟

41:52.403 --> 41:54.507
‫خب، خدا می‌دونه که
چقدر می‌تونم یه‌دنده باشم

41:54.857 --> 41:55.857
...ولی

41:56.083 --> 41:57.859
‫ولی حرف حساب هم خوب می‌فهمم

41:58.617 --> 42:02.144
‫مخصوصاً وقتی یکی اون‌قدر جرئت داشته باشه
که رک و پوست‌کنده همه‌چیز رو بکوبونه تو صورتم

42:03.065 --> 42:04.208
‫تیلور؟

42:04.233 --> 42:05.401
‫چی بهت گفت؟

42:06.120 --> 42:07.400
‫این دیگه یه راز بین ما دوتاست

42:08.737 --> 42:10.647
‫فقط همین‌قدر بگم
که یه آدم همه‌چی‌تموم گیرت اومده

42:13.552 --> 42:14.928
‫خیلی‌خب، بیاید جلو بچه‌ها

42:15.393 --> 42:16.637
‫بیا یه آرزو بکن

42:16.662 --> 42:19.390
‫نیازی نیست. تمام چیزی که می‌خوام
همین الان همین‌جا پیشمه

42:19.415 --> 42:20.416
‫ای جان

42:23.211 --> 42:27.021
‫ترجمه شده توسط :     سعیـد پردیـس

42:27.051 --> 42:32.021
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

42:32.051 --> 42:42.021
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com
