WEBVTT

00:02.301 --> 00:03.471
‫اوه

00:03.491 --> 00:06.791
حالا این یکی خیلی خوشگله-
اووف، آره-

00:07.521 --> 00:08.821
‫خدایا. ولی می‌دونی،

00:08.841 --> 00:11.841
‫یه جوریه که داریم این کار رو
‫تو دفترت و تو ساعت کاری انجام می‌دیم

00:11.861 --> 00:14.131
‫بی‌خیال بابا، الان با رئیسِ‌ کُلی

00:14.151 --> 00:16.271
‫تو خیلی شیطونی

00:17.621 --> 00:18.621
اوکی

00:19.121 --> 00:21.991
‫من... من از ردیف بالا
دومی از سمت راست خوشم میاد

00:23.161 --> 00:24.301
‫قشنگه

00:25.631 --> 00:27.011
‫ولی زیادی لاکچری نیست؟

00:29.071 --> 00:33.651
‫خب، ببین، بلو ماشین قبلیش رو
‫فدا کرد تا یه مشت بچه رو نجات بده،

00:34.271 --> 00:37.981
‫و این اولین تولدیه ‫که واقعاً
قراره بفهمه ‫کادو از طرف کیه

00:39.141 --> 00:42.371
‫ناهار حاضره. کاسرول سیب‌زمینی

00:44.231 --> 00:45.521
‫داشتین چی رو نگاه می‌کردین؟

00:46.101 --> 00:47.171
املاک-
اسب‌ها-

00:47.711 --> 00:48.811
آها

00:49.171 --> 00:50.231
‫آمارِتونو دارم

00:52.421 --> 00:54.181
چیه؟-
فکر کردین خیلی زرنگین-

00:54.201 --> 00:55.661
‫دقیقاً می‌دونم دارین چیکار می‌کنین

00:57.531 --> 00:59.571
‫داشتین برای جشن تولدم
‫برنامه می‌ریختین، مگه نه؟

01:01.431 --> 01:02.431
‫آره

01:03.251 --> 01:04.321
‫مچمون رو گرفتی

01:04.351 --> 01:05.351
اوهوم

01:05.371 --> 01:06.631
‫از کجا حدس زدی؟

01:06.661 --> 01:10.231
‫خب، مامان گفت پیشنهاد دادی که
‫میزبان باشی، که اتفاقاً خیلی هم عالیه

01:10.251 --> 01:12.101
ممنون-
اون اینو گفت؟-

01:12.441 --> 01:13.441
‫آره

01:14.791 --> 01:17.331
‫ از اینکه قراره تو اون عمارت جشن بگیریم
‫تو پوست خودمون نمی‌گنجیم

01:17.361 --> 01:18.361
...آم

01:19.051 --> 01:20.651
‫ کِی اینو بهت گفت؟

01:20.681 --> 01:23.681
‫شبِ قبل از اون
‫مراسم بزرگی بود که توش آواز خوند

01:24.931 --> 01:26.041
‫چطور؟ مشکلی پیش اومده؟

01:26.061 --> 01:27.781
‫یا دیگه نمی‌خواین میزبان باشین؟

01:27.801 --> 01:30.081
‫نه. نه، میزبانی باعث ‫افتخار ماست،

01:30.351 --> 01:32.741
ولی متاسفانه مادرت نمی‌تونه بیاد

01:33.331 --> 01:34.361
‫چی؟

01:35.441 --> 01:37.411
‫اون دیگه تو خونه‌ی ما جایی نداره

01:38.151 --> 01:39.421
‫چی شده؟

01:39.441 --> 01:41.591
‫بهش گفتم دارم قرص ضدبارداری می‌خورم

01:41.621 --> 01:43.451
‫عمداً حامله شدی؟

01:44.871 --> 01:48.501
‫بعد از اون مراسم یه‌سری چیزا
‫روشن شد که همه‌چیز رو تغییر داد

01:50.171 --> 01:51.711
‫فهمیدین چیکار کرده، نه؟

01:52.751 --> 01:54.191
‫از زبون خوِدش شنیدیم

01:54.881 --> 01:58.071
‫ببین، قسم می‌خورم اصلاً نمی‌دونستم
‫اون سرفه‌های خونی رو الکی بالا آورده

01:58.091 --> 01:59.651
‫تا شما پول عمل جراحیش رو بدین

02:00.041 --> 02:01.471
چیکار کرده؟-
الکی بوده؟-

02:01.801 --> 02:03.571
‫باورنکردنیه. من...

02:03.601 --> 02:04.851
‫پس قضیه این نبوده

02:04.881 --> 02:07.231
‫نه، ولی اینم می‌تونی
بذاری روی بقیه‌ی گندکاری‌هاش

02:07.251 --> 02:09.341
‫خب، اگه این نبوده، پس چی بوده؟

02:11.411 --> 02:12.411
پسرم

02:12.971 --> 02:15.011
‫واقعاً فکر می‌کنم بهتره
‫اینو از زبون مادرت بشنوی

02:15.891 --> 02:21.321
... :: تـرجمه از     سعیـد پردیـس :: ...

02:21.871 --> 02:24.011
‫سلام به همه‌ی شما خوشگلا

02:24.031 --> 02:25.641
‫گلو‌آپ بای النا اینجاست

02:25.661 --> 02:28.261
‫خلاصه دارم یه سورپرایز خیلی ویژه
‫تدارک می‌بینم

02:28.291 --> 02:31.261
‫تا واسه راه‌اندازی خط تولید
‫لوازم آرایشی جدیدم جشن بگیریم

02:31.291 --> 02:33.311
‫می‌دونید دیگه، بعضی وقتا
‫یه ایده‌ی آرایشی به ذهنتون می‌رسه

02:33.331 --> 02:35.511
‫که به نظر خیلی خفن و بمب میاد
‫ولی وقتی امتحانش می‌کنین،

02:35.541 --> 02:38.861
‫شبیه یه فیلترِ ضایع میشه، واسه همین
‫باید کلش رو بشورین و از اول شروع کنین

02:38.881 --> 02:39.971
‫بدتر از این نمیشه

02:39.991 --> 02:44.511
‫واسه همینم "سِکِند فیس" رو راه انداختم،
‫و این کلاً بازی رو عوض می‌کنه

02:45.101 --> 02:46.181
‫تادا!

02:46.861 --> 02:48.351
‫شناختینش؟

02:48.371 --> 02:51.281
‫خب با این، می‌تونم چیزای مختلف رو
‫امتحان کنم تا ببینم چطور میشه،

02:51.301 --> 02:53.951
‫و اگه ازش خوشم نیومد، راحت پاکش کنم

02:53.971 --> 02:57.671
‫حالا، یه مهمون خیلی ویژه
‫واسه یه همکاری مشترک دارم

02:57.691 --> 03:00.291
‫که قراره با هم بهتون نشون بدیم
‫چطوری با من یه قالب بسازین

03:00.321 --> 03:02.281
‫حدس می‌زنین کی می‌تونه باشه؟

03:02.861 --> 03:07.171
:یه راهنمایی
‫اون خیلی شیکه، یه جذاب تمام‌عیاره

03:07.621 --> 03:10.091
‫اوکی، اگه تا الان حدس نزدین،

03:10.111 --> 03:13.271
‫شاید بهتره بزنین به دل تپه‌ها،
‫و آره، این خودش یه راهنماییه

03:13.291 --> 03:15.901
‫اوکی، بچه‌ها، واسه رونمایی بزرگ آماده‌این؟

03:15.921 --> 03:17.531
اینم، ‫کریستین کاوالاری!

03:18.921 --> 03:20.111
‫سلام بچه‌ها!

03:20.131 --> 03:22.231
‫احتمالاً براتون سواله که این چطور جور شد،

03:22.251 --> 03:24.441
‫ولی من واقعاً عاشقِ النا هستم

03:24.471 --> 03:26.741
‫و فکر کنم شما هم
واقعاً ‫از این کار خوشتون بیاد

03:26.761 --> 03:28.451
‫و واسه حال دادن به فالووراش،

03:28.471 --> 03:32.411
‫کریستین کاوالاری قراره قالب صورتش رو
‫به بالاترین قیمت پیشنهادی بفروشه

03:32.441 --> 03:35.561
‫می‌دونم خیلی عجیبه...
ولی نشون بدین ‫چقدر دلتون می‌خوادش

03:35.581 --> 03:36.951
‫منم اجازه دارم پیشنهاد بدم؟

03:36.971 --> 03:38.391
آره دختر-
اوکی-

03:39.541 --> 03:41.461
‫اوکی، قبل از اینکه ماسک رو بذاریم،

03:41.481 --> 03:44.791
‫باید کل آرایشمون رو پاک کنیم
‫و موهامون رو بدیم عقب

03:44.821 --> 03:49.521
‫بعدش، پودر آلژینات رو با یه کم آب
‫مخلوط می‌کنین و می‌مالین رو صورتتون

03:50.051 --> 03:53.221
‫و چند ثانیه‌ی دیگه همین کار رو
‫با گچ انجام می‌دیم

03:55.671 --> 03:57.001
‫پودر آلژینات

03:57.031 --> 03:59.881
گچ. عالیه. اوه-
اوه-

03:59.911 --> 04:01.761
‫آره، نترسین از اینکه کثیف‌کاری بشه

04:03.011 --> 04:05.701
‫دقیقاً مثل شیرینی‌پزیه، فقط آخرش
‫چیزی واسه خوردن نداریم

04:05.721 --> 04:08.031
‫و یادآوری کنم، مخلوط آلژینات

04:08.051 --> 04:09.701
‫باید قبل از گچ روی صورت بره

04:10.631 --> 04:12.441
‫آره، من تقلب نمی‌کنم

04:12.471 --> 04:15.001
‫اینم از من، بدونِ هیچ آرایشی

04:15.021 --> 04:17.501
‫خب بچه‌ها
اگه قراره امروز یه چیز از من یاد بگیرین

04:17.521 --> 04:20.751
‫اینه که نذارین
این خمیر ‫به موهاتون بخوره، باشه؟

04:20.781 --> 04:22.531
‫باید خیلی خیلی مراقب باشید

04:22.561 --> 04:23.911
‫شدیداً دردناکه

04:32.211 --> 04:34.891
‫ جدی بچه‌ها، فقط 300 دلار؟

04:34.921 --> 04:39.331
‫دارم با مالیدن این ماده‌ی لزج به کل صورتم،
‫بر ترس از فضای بسته‌م غلبه می‌کنم

04:42.571 --> 04:45.121
‫اوکی خیلی‌خب. ممنون

04:45.141 --> 04:49.301
‫حالا نوبت بخش سختشه
باید ‫5 دقیقه ساکت شیم

04:49.581 --> 04:50.591
‫ایول

04:58.551 --> 05:07.021
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

05:12.921 --> 05:13.981
اوکی

05:14.011 --> 05:17.681
‫ بعد از حدود 5 دقیقه،
‫قالب‌تون باید راحت جدا بشه

05:17.711 --> 05:20.511
‫باید خیلی آروم جداش کنین تا ترک نخوره

05:20.751 --> 05:23.611
‫و بفرمایید، اینم از یه قالب صورت قشنگ

05:26.351 --> 05:29.481
‫خب کریستین، مسخره‌بازی رو بذار کنار
فالوورامون دارن نگران میشن

05:30.531 --> 05:31.761
‫نمی‌تونی جداش کنی؟

05:32.541 --> 05:33.991
‫چی؟ بذار من امتحان کنم

05:35.101 --> 05:37.621
‫وایسا، خمیر آلژینات رو قبل از گچ زدی دیگه، نه؟

05:37.641 --> 05:39.061
‫همون باعث میشه نچسبه

05:39.081 --> 05:40.531
‫هزار بار اینو گفتم

05:42.501 --> 05:44.541
‏911، مورد اورژانسی‌تون چیه؟

05:44.561 --> 05:47.701
النـا: "ماسک من از صورتِ
"کریستین کاوالاری جدا نمیشه

05:48.601 --> 05:50.231
‫گفتی کریستین کاوالاری؟

05:50.621 --> 05:52.881
‫آتش‌نشانی نشویل. اومدیم کمک کنیم

05:53.641 --> 05:54.711
‫سلام‫
‫سلام

05:54.731 --> 05:57.231
...خیلی‌خب، دقیقاً همین‌جاست. من-
تو همون گلو‌آپ بای النا هستی-

05:57.251 --> 05:59.511
بله، خودمم-
‫خانومم همیشه ویدیوت رو نگاه می‌کنه

05:59.541 --> 06:00.471
‫طرفدارِ دوآتیشه توئه‫

06:00.491 --> 06:02.171
‫چقدر خوب
‫بعد این قضیه بعید می‌دونم دیگه باشه

06:02.681 --> 06:04.021
‫کریستین، کمک رسید

06:04.691 --> 06:05.861
‫خدای من

06:07.641 --> 06:10.191
خب، چه اتفاقی افتاده؟-
داشتیم یه ویدیو مشترک می‌گرفتیم-

06:10.221 --> 06:12.821
‫داشتیم واسه فالوورامون قالب صورت
درست می‌کردیم که یهو ماسکش گیر کرد

06:12.851 --> 06:15.031
‫وایسا، این واقعاً کریستین کاوالاریه؟

06:15.061 --> 06:17.581
آره، با هم دوستیم. حداقل تا قبل این بودیم-
که اینطور-

06:17.601 --> 06:19.481
‫خیلی‌خب تِی، به لایف‌پک بهش وصل کن

06:19.511 --> 06:21.061
‫کریستین، صدامو می‌شنوی؟

06:24.281 --> 06:25.421
‫درد داری؟

06:25.781 --> 06:27.101
‫درست هوا بهت نمی‌رسه

06:27.121 --> 06:29.041
‫خب، مجرای تنفسی‌ش باز نیست

06:29.061 --> 06:30.521
‫یه مقدار گچ رفته تو بینی‌ش

06:30.551 --> 06:32.341
‫تا وقتی خشک نشده بود مشکلی نداشت

06:32.811 --> 06:35.471
‫خیلی‌خب، تپش قلب داره، اکسیژنش اومده روی 60

06:35.491 --> 06:36.801
‫داره سخت نفس می‌کشه

06:36.831 --> 06:37.931
‫خیلی‌خب، این اصلاً خوب نیست

06:37.951 --> 06:40.431
‫قبل از حرکت دادنت، باید چند تا
سوراخ واسه نفس کشیدن دربیاریم

06:40.461 --> 06:41.681
‫خیلی‌خب رای، دریل رو بده به من

06:41.711 --> 06:43.001
‫جلوتر از توام، دکتر

06:44.081 --> 06:45.111
اوکی

06:45.611 --> 06:47.141
‫فقط تکون نخور، کریستین

06:50.901 --> 06:52.411
‫خیلی‌خب، سوراخ اول بینی باز شد

06:53.141 --> 06:54.541
‫میرم سراغ بعدی

06:55.921 --> 06:57.191
‫کریستین، تکون نخور

06:58.551 --> 07:00.081
!اووه

07:02.811 --> 07:04.481
‫خیلی‌خب بلو، خمش کن رو به جلو

07:07.981 --> 07:11.381
‫می‌دونم ترسناکه، ولی سعی کن هول نکنی
و خون رو قورت ندی، باشه؟

07:11.721 --> 07:12.861
‫فقط بذار بریزه بیرون

07:12.891 --> 07:15.761
‫ضربان قلبش 150ـه و داره بالا میره
داره نفس‌نفس می‌زنه

07:15.781 --> 07:16.871
‫هِی، دکتر

07:17.471 --> 07:18.941
‫اگه بیشتر از این خون قورت بده...

07:18.971 --> 07:21.151
‫ ممکنه بالا بیاره و با استفراغ خودش خفه بشه

07:21.181 --> 07:22.921
‫باید همین الان ماسک رو از رو صورتش برداریم

07:24.381 --> 07:25.711
‫النا، من راکسی‌ام

07:25.731 --> 07:28.301
‫ می‌خوام دستاش رو بگیری و تا جایی
که می‌تونی بی‌حرکت نگهش داری

07:28.321 --> 07:29.361
‫باشه

07:30.091 --> 07:32.321
‫کریستین، من همین‌جام. واقعاً متاسفم

07:32.341 --> 07:34.321
‫خیلی‌خب، ژل سیلیکونی رو بمال دورِ ماسک

07:34.341 --> 07:35.891
‫باید کمک کنه چسبندگیش ول کنه

07:36.471 --> 07:37.891
‫همین الان به هوا نیاز داره، دکتر

07:41.581 --> 07:44.101
‫ کم‌کم و خیلی آروم شروع می‌کنم به کندنش

07:45.231 --> 07:47.251
‫تمام تلاشم رو می‌کنم، ولی اذیت می‌شی

07:57.621 --> 07:58.941
‫راکسی، از پسش برمیای

08:00.331 --> 08:01.931
‫باریکلا. داره جواب میده

08:06.101 --> 08:07.131
...‫خب

08:09.081 --> 08:11.151
‫باید عجله کنی، دکتر. اکسیژنش داره می‌افته

08:11.171 --> 08:12.381
‫چیزی نمونده

08:15.341 --> 08:16.501
اینم از این

08:17.221 --> 08:18.601
‫ دیگه باید راحت جدا بشه

08:21.911 --> 08:23.711
وایسا، درد داشت؟-
آره-

08:24.481 --> 08:25.971
‫داره جدا میشه. چرا باید...

08:26.651 --> 08:27.711
بخاطر ابروهاست

08:27.731 --> 08:29.171
‫مو همیشه بیشتر از همه‌چیز درد داره

08:29.191 --> 08:32.261
‫راکسی، ضربان قلبش داره می‌ره بالا
و اکسیژنش مدام افت می‌کنه

08:32.281 --> 08:33.891
‫حتماً خون راه تنفسی‌ش رو بند آورده

08:33.911 --> 08:36.791
ببخشید، ولی مجبورم ابروهات رو قیچی کنم-
باشه-

08:40.331 --> 08:42.121
از این طرف بیشتر بهم نور بده-
باشه-

08:43.831 --> 08:44.831
‫خیلی‌خب

08:46.291 --> 08:47.501
‫خیلی‌خب‫
‫حله

08:48.841 --> 08:50.591
‫می‌خوام سعی کنم بکشمش بیرون، ‫حاضری؟

08:54.901 --> 08:56.061
اوه ‫خدای من

08:57.261 --> 08:58.221
‫ممنون

09:01.631 --> 09:03.401
‫می‌تونم نفس بکشم. خدای من

09:03.421 --> 09:05.501
‫اصلاً فکر نمی‌کردم جدا بشه

09:05.531 --> 09:08.081
‫می‌تونم بینی‌ت رو بخیه بزنم
جوری که جاش هم نمونه

09:08.741 --> 09:11.491
‫ولی مژه‌ها و ابروهات
یه خرده زمان می‌بره تا دربیان

09:12.061 --> 09:13.491
‫می‌خوایم برای انتقال آماده‌ت کنیم

09:13.511 --> 09:16.681
‫خدایا. یکی بهم بگه که
هنوز داریم ضبط می‌کنیم

09:17.131 --> 09:18.791
‫به نظر میاد هنوز داری ضبط می‌کنی

09:18.821 --> 09:20.221
‫چه خوب، چه بد

09:20.561 --> 09:21.901
‫قطعاً خوبه

09:21.931 --> 09:24.311
‫این پربازدیدترین همکاری مشترک تاریخ میشه!

09:24.341 --> 09:25.501
اوه ‫خدای من

09:27.831 --> 09:30.141
‫خیلی ممنون که نجاتش دادین

09:30.171 --> 09:32.591
خب، من فقط وظیفه‌م رو انجام دادم-
نه، راکسی-

09:33.131 --> 09:34.741
‫تو فوق‌العاده بودی

09:36.531 --> 09:39.081
‫کاش یه راهی بود که می‌تونستم
محبت همه‌تون رو جبران کنم

09:41.501 --> 09:45.021
‫می‌تونی، یه سلفی واسه خانومم بگیری؟

09:46.411 --> 09:47.981
‫راستش، یه ایده‌ی بهتر دارم

09:54.391 --> 09:55.741
‫الینور، اوضاع چطوره؟

09:55.761 --> 09:56.861
‫خوبه، رایان

09:56.891 --> 09:58.231
‫اوه، اونجا چی داری؟

09:58.251 --> 10:01.751
‫یه پک لوازم آرایش
با امضای گلو‌آپ بای النا دارم

10:01.771 --> 10:03.131
‫این چیزا هنوز حتی وارد بازار هم نشده

10:03.151 --> 10:04.961
‫چی؟ حسودیم شد

10:04.991 --> 10:06.391
‫چطوری گیرش آوردی؟

10:06.411 --> 10:08.891
‫اعزام شدیم واسه یه مأموریت تو استودیوش،

10:08.921 --> 10:11.501
‫و بهش گفتم سم طرفدار دوآتیشه‌شه
اونم برامون جورش کرد

10:11.881 --> 10:14.311
‫واسه همین اومدم سورپرایزش کنم

10:14.341 --> 10:16.021
از ذوق‫ غش می‌کنه
نقشه‌م همینه-

10:16.051 --> 10:18.031
‫خب پس، بدش به من
تا وقتی بیاد جای امنی نگهش ‌دارم

10:18.061 --> 10:20.441
‫به من گفت شیفتش امروز
از ساعت 7:00 صبح شروع میشه

10:20.471 --> 10:21.891
جدی؟-
آره-

10:22.121 --> 10:23.711
‫عجیبه، چون من اصلاً ندیدمش

10:24.701 --> 10:26.341
‫می‌تونی برنامه رو چک کنی؟

10:26.371 --> 10:27.371
‫آره

10:29.201 --> 10:30.201
او اوم

10:30.391 --> 10:31.811
‫امروز تا ظهر شیفت نداره

10:34.611 --> 10:37.381
‫می‌دونی چیه، مغزم رد داده

10:37.401 --> 10:38.761
‫آره، بهم گفت ظهر

10:38.781 --> 10:40.761
‫ داشتم به سه‌شنبه‌ی پیش فکر می‌کردم
...واسه همین

10:40.791 --> 10:42.801
‫اوه، خب، شرمنده
این همه راه رو کوبیدی اومدی اینجا

10:42.821 --> 10:45.011
‫مشکلی نیست. از دیدنت خوشحال شدم

10:45.031 --> 10:47.101
‫خب، حداقل می‌خوای بهش بگم سر زدی؟

10:47.121 --> 10:50.131
‫نه، اینطوری سورپرایزش خراب میشه‫
‫حله

10:50.171 --> 10:52.131
‫خب، خداحافظ‫
بای

10:59.011 --> 11:01.531
‫سلام، شما با سَم تماس گرفتین
...الان نمی‌تونم جواب بدم

11:03.211 --> 11:06.201
‫لوکیشنش رو خاموش کرده. چه مرگش شده؟

11:16.641 --> 11:19.751
‫پسر، النا بدجور تو نخته، راکس

11:19.771 --> 11:21.631
‫مسخره‌س. اصلاً هم اینطور نبود

11:21.651 --> 11:24.861
‫من که موافق نیستم
حتی موقع بغل کردن پشتت رو برات مالید

11:26.081 --> 11:27.141
‫فقط یه دست به پشتم زد

11:27.161 --> 11:28.601
‫در هر صورت، طولش داد،

11:28.621 --> 11:30.671
‫و جوری نگات می‌کرد انگار می‌خواد قورتت بده

11:32.091 --> 11:33.841
‫چشماش داد می‌زد که خمارشه، مگه نه بی؟

11:34.791 --> 11:36.741
‫مردمک چشماش که کاملاً گشاد شده بود

11:37.131 --> 11:40.451
‫راستی یادم اومد، واسه روی کاسرول
پنیر کولبی می‌خواین یا پپر جک؟

11:40.471 --> 11:41.981
‫فکر کنم تو هم ازش خوشت میاد، راکس

11:42.001 --> 11:44.181
‫می‌دونی چیه، تو این فکرم
سرت رو چک کنم ببینم ضربه نخورده؟

11:44.211 --> 11:46.321
‫همین الانشم دیدم که پیجش رو فالو داری

11:46.351 --> 11:47.911
‫خب تو و رایان هم فالوش دارین. که چی؟

11:47.931 --> 11:49.581
‫خب آره، ولی اون فقط تو رو فالوبک کرده

11:49.601 --> 11:51.811
‫آره، محض احترام
واسه اینکه دوستش رو نجات دادم

11:51.841 --> 11:54.691
‫به نظرم باید
بهش دایرکت بدی و باهاش قرار بذاری

11:55.801 --> 11:57.251
‫الان اصلاً دنبال رابطه نیستم

11:57.281 --> 11:59.661
‫منم نبودم، ولی ببین
الان چقدر بهمون خوش می‌گذره

11:59.681 --> 12:00.681
آخی

12:01.991 --> 12:03.921
‫آخرین باری که یه کم خوش گذروندی کِی بود؟

12:04.201 --> 12:06.381
‫من همیشه کلی خوش می‌گذرونم

12:06.411 --> 12:07.411
!اوه

12:07.911 --> 12:08.911
!اوه

12:08.941 --> 12:11.501
‫فقط حوصله‌ی بندوبساط رابطه رو ندارم

12:11.521 --> 12:12.841
‫اوکی، خب بذار اینو ازت بپرسم

12:12.861 --> 12:14.101
‫به نظرت دخترِ باحالیه؟

12:14.121 --> 12:15.731
‫آره‫
‫به نظرت هاتـه؟

12:16.461 --> 12:18.451
‫معلومه دیگه‫
‫خب، چرا شانست رو امتحان نمی‌کنی؟

12:18.741 --> 12:20.771
‫چون نزدیک 8 میلیون فالوور داره

12:20.801 --> 12:22.321
‫اصلاً دایرکتِ منو نمی‌بینه

12:22.341 --> 12:23.491
‫آره راست میگی

12:26.391 --> 12:27.591
اوه، ‫واو‫

12:28.291 --> 12:29.291
‫چیه؟

12:30.981 --> 12:32.511
‫همین الان النا بهم دایرکت داد

12:34.691 --> 12:36.371
لپات گل انداخته-
نه بابا، اینطور نیست-

12:36.391 --> 12:37.541
‫چرا بابا، یه کم هستی

12:39.021 --> 12:41.111
اوه، ‫واو
‫چی گفته؟

12:42.661 --> 12:43.841
‫گفته که...

12:46.111 --> 12:47.131
بای

12:47.161 --> 12:49.471
‫نه. بیا اینجا ببینم. نه. برگرد

12:49.491 --> 12:51.261
‫راکس. راکس، چی گفته؟

12:52.171 --> 12:54.051
‫پنیر کولبی بود یا پپر جک؟

12:58.871 --> 13:00.071
‫جفتش رو می‌ریزم

13:05.131 --> 13:06.551
‫اسموکی. بندیت

13:08.261 --> 13:10.951
‫بدوین بچه‌ها. وقت غذاست

13:11.871 --> 13:14.021
‫هی، هی، نه، اون مال داداشته

13:14.301 --> 13:15.851
‫بیا دیگه. اسموکی

13:16.911 --> 13:19.671
‫می‌دونم، می‌دونم، می‌دونم
خیلی هیجان‌انگیزه

13:20.441 --> 13:21.541
‫وقت شامه

13:21.571 --> 13:23.041
‫ساعتِ محبوبته

13:24.421 --> 13:25.531
‫آماده‌ای؟

13:26.071 --> 13:27.551
‫آره، این همش مال توئه

13:27.581 --> 13:29.961
‫هی، من اومدم خونه

13:36.051 --> 13:37.431
‫خدای من

13:38.121 --> 13:39.191
‫این چیه؟

13:39.211 --> 13:42.621
‫یه پک لوازم آرایش از گلو‌آپ بای الناـست

13:42.651 --> 13:45.891
‫و اون... قراره اواخر امسال وارد بازارش کنه

13:46.471 --> 13:49.111
‫"برای سَم، همیشه از درون و بیرون زیبا بمون"

13:49.721 --> 13:52.701
‫رایان، اینو امضا کرده؟
اصلاً چطوری اینو گیر آوردی؟

13:52.721 --> 13:56.391
‫امروز صبح یه مأموریت تو استودیوش داشتیم
منم بهش گفتم که خیلی طرفدارشی

13:56.421 --> 13:58.961
‫وای خدای من، واقعاً اصلاً نمی‌دونم چی بگم

14:01.761 --> 14:03.991
‫می‌دونی، فکر کردم
با این بیام سر کارت و سورپرایزت کنم

14:04.901 --> 14:06.361
‫واقعاً؟
هوم؟

14:06.991 --> 14:08.701
‫آره، ولی فکر کردم سرت خیلی شلوغه

14:08.961 --> 14:10.571
‫وسط شیفتت باشی و این حرفا

14:11.491 --> 14:15.381
‫آره، صبحِ خیلی دیوونه‌واری بود

14:15.401 --> 14:16.881
‫آره، واقعاً؟
اوهوم

14:18.331 --> 14:19.971
‫فکر کنم بهتره برم یه دوش بگیرم

14:20.201 --> 14:22.281
‫نمی‌خوای یکم بشینی قبل خواب یه چیزی بزنیم؟

14:23.731 --> 14:27.401
‫فقط می‌خوام خستگیِ امروز رو از تنم بشورم
و بخزم توی تخت. غش کردم از خستگی

14:27.971 --> 14:29.651
‫آره، درک می‌کنم‫
‫آره

15:03.321 --> 15:04.481
خدای من

15:06.041 --> 15:11.061
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

15:14.281 --> 15:15.761
‫هی، دقیقاً به موقع اومدی

15:16.681 --> 15:18.391
تازه می‌خواستم شام رو بذارم

15:19.381 --> 15:22.221
‫حواست باشه روی پلاستیکش
چند تا سوراخ کنی تا بخارش بزنه بیرون

15:24.401 --> 15:26.991
‫پسر قشنگم، همیشه هوای مامانش رو داره

15:27.251 --> 15:29.411
‫کاش مامانم همیشه هوای منو داشت

15:30.921 --> 15:32.601
‫مثلاً این حرفت چه معنیِ کوفتی‌ میده؟

15:32.631 --> 15:33.881
‫کِی می‌خواستی بهم بگی؟

15:35.441 --> 15:37.161
‫بعد از اون مراسم چه اتفاقی افتاد؟

15:37.191 --> 15:38.191
اوه

15:38.431 --> 15:40.111
‫بابات منو لو داد، مگه نه؟

15:40.141 --> 15:42.161
‫نه، گفت این رازِ خودته و خودت باید بگیش

15:42.181 --> 15:43.601
‫پس لو بده مامان، چیکار کردی؟

15:46.241 --> 15:48.831
‫چیزی نیست که بخوای ‫خودتو درگیرش کنی

15:49.381 --> 15:52.691
‫خب اتفاقاً به من مربوط میشه، چون اونا گفتن
‫دیگه حق نداری پات رو بذاری تو خونه‌شون

15:52.721 --> 15:54.791
‫نه واسه جشن تولدم، نه هیچ‌وقتِ دیگه

15:55.721 --> 15:56.851
‫اونا، ها؟

15:57.231 --> 15:59.001
‫پس بلایث هم توی این قضیه دست داشته؟

15:59.031 --> 16:00.961
‫جفتشون تو ایستگاه آتش‌نشانی بودن، آره

16:02.501 --> 16:03.621
معلومه که بوده

16:04.131 --> 16:06.511
همیشه اونجاست ‫تا مثل
عروسک خیمه‌شب‌بازی تو دستاش باشه

16:06.541 --> 16:07.971
‫این قضیه ربطی به اون نداره

16:08.001 --> 16:10.511
‫قضیه اینه که تو زدی
‫رابطه‌ی منو با بابام به آتیش کشیدی،

16:10.531 --> 16:12.871
‫اونم درست وقتی که تازه
‫داشتیم با هم رابطه‌ی خوبی می‌ساختیم

16:15.661 --> 16:17.961
‫مامان، ما توافق کردیم دیگه دروغ در کار نباشه

16:18.621 --> 16:20.501
‫باشه. حقیقت رو می‌خوای؟

16:22.501 --> 16:24.101
‫من عمداً تو رو حامله شدم‫

16:24.501 --> 16:26.211
بیا. حالا راضی شدی؟

16:26.841 --> 16:27.841
‫چی؟

16:28.381 --> 16:31.641
از من به عنوان تله استفاده کردی؟-
من یه خانواده می‌خواستم-

16:32.471 --> 16:34.131
‫خدای من، مگه این جنایته؟

16:34.771 --> 16:36.521
‫چطور می‌تونی این‌قدر مریض باشی؟

16:38.831 --> 16:40.681
‫حالا این‌طوری به من زل نزن

16:41.161 --> 16:43.521
‫این‌جوری نبوده که
کاندوم‌ها رو سوراخ کرده باشم

16:44.051 --> 16:45.511
‫اصلاً نیازی به این کار نبود

16:45.531 --> 16:47.801
خودش دلش نمی‌خواست کاندوم بذاره-
!بی‌خیال دیگه-

16:48.071 --> 16:49.541
‫خیلی متأسفم، بلو

16:49.571 --> 16:51.561
‫این حرفا واسه گوش‌های
‫پاستوریزه‌ت زیادی سنگین بود؟

16:51.941 --> 16:54.431
‫خدایا، تازه اون‌وقت این‌قدر رو داری
‫که به من می‌گی مریض؟

16:54.901 --> 16:57.131
‫اون موقعی که با ماشین
افتادم دنبال ‫اون قلدرهایی که...

16:57.161 --> 16:59.151
‫تو کلاس 4 شلوارت رو
می‌کشیدن پایین، مریض بودم؟

16:59.341 --> 17:01.261
‫یا وقتی که هر روز بهت انسولین می‌زدم،

17:01.291 --> 17:03.231
‫با اینکه می‌دونی از خون و سوزن متنفرم؟

17:04.211 --> 17:05.551
‫و تو هیچ‌وقت گلایه نکردی

17:07.881 --> 17:10.471
‫نه، می‌دونی به نظر من چی مریض‌گونه‌س؟

17:11.701 --> 17:13.511
‫اینکه دارن با گرفتن امتحانِ وفاداری،

17:13.881 --> 17:15.741
‫تو رو بازی می‌دن و دورت می‌زنن

17:16.351 --> 17:18.551
‫می‌خوان ببینن بدون من
به اون مهمونی می‌ری یا نه

17:19.531 --> 17:22.491
‫می‌خوان بفهمن ‫واقعاً طرفِ کی هستی

17:24.441 --> 17:26.161
‫این‌جوری بهش فکر نکرده بودم

17:27.011 --> 17:29.071
‫معلومه دیگه عزیزم،
‫چون تو مثل اونا هفت‌خط نیستی

17:30.751 --> 17:32.881
‫پس فکر کنم الان سوال اصلی اینه، بلو،

17:33.661 --> 17:35.831
‫می‌خوای کدوم طرفِ خط واستی؟

17:37.001 --> 17:39.711
‫طرفِ دان و اون زنِ افعی‌ش؟

17:40.951 --> 17:44.051
‫یا زنی که بزرگ‌ترین گناهش
‫آوردنِ تو به این دنیا بوده؟

17:52.781 --> 17:57.881
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

17:58.171 --> 18:01.601
‫خب این یه بلوف نیست کلاوس. منظورم
‫اینه که رگ و ریشه‌ی این اسب از قهرمان‌هاست

18:02.951 --> 18:06.861
‫فردا یه شیخ از دبی داره با پرواز ‫میاد اینجا
...تا اون کره اسب رو ببینه، واسه همین

18:06.881 --> 18:07.981
‫سلام مامان

18:10.081 --> 18:12.761
‫ببین، اگه از قیمت خوشت نمیاد،
‫مجبور نیستی بخریش

18:13.781 --> 18:15.201
‫هی کلاوس، می‌شه بعداً بهت زنگ بزنم؟

18:18.401 --> 18:19.721
‫سلام‫
‫سلام

18:19.741 --> 18:20.981
‫همه‌چیز ردیفه؟

18:21.551 --> 18:22.551
...آم

18:23.201 --> 18:26.181
یه مشورت می‌خوام-
خب، در چه موردی؟-

18:27.781 --> 18:30.961
وقتی کسی که از همه بیشتر دوسِش داری
یهو با یه خبر شوکه‌ت می‌کنه، چیکار می‌کنی؟

18:31.711 --> 18:33.501
اوه، ‫عزیزم. سَم؟

18:34.621 --> 18:35.701
‫آره. من...

18:37.601 --> 18:39.641
‫فکر می‌کردم رابطه‌مون محکمه و...

18:40.751 --> 18:43.531
نگو تمام این مدت بهم دروغ می‌گفته-
اوکی-

18:44.601 --> 18:47.781
‫واسه همین خواستم
وسط شیفتش سورپرایزش کنم

18:47.811 --> 18:49.791
‫رفتم سر کارش ببینمش، ولی

18:50.561 --> 18:51.561
اونجا نبود

18:52.941 --> 18:54.711
‫اصلاً امروز شیفت نداشت، واسه همین...

18:55.151 --> 18:58.041
‫خب، شاید یه دلیل موجه داشته باشه

18:58.061 --> 18:59.091
‫آره، مثلاً چی؟

18:59.401 --> 19:00.401
...آم

19:00.431 --> 19:01.901
‫یادش رفته بهت بگه

19:02.281 --> 19:04.641
‫یا اصلاً می‌دونی چیه؟
اون بهت گفته و تو یادت رفته

19:04.661 --> 19:07.331
‫آخه رایان، کی می‌تونه از این
برنامه‌های کاریِ فشرده‌تون سر دربیاره؟

19:07.361 --> 19:09.541
‫می‌دونی، منم می‌خواستم
فرض رو بر بی‌گناهیش بذارم

19:09.561 --> 19:10.561
...ولی

19:10.951 --> 19:12.851
‫ لوکیشنِ گوشیش رو چک کردم، مامان

19:13.621 --> 19:14.681
‫خب؟

19:15.221 --> 19:16.321
‫خاموشش کرده بود

19:17.151 --> 19:18.251
‫که اینطور

19:18.471 --> 19:20.001
‫بعدش هم وقتی اومد خونه،

19:20.021 --> 19:22.451
‫وقتی توی حموم بود
...یکی داشت مدام بهش پیام می‌داد و

19:24.461 --> 19:26.001
‫ببین، اصلاً دوست ندارم اینو بگم، ولی...

19:26.031 --> 19:27.781
چکش کردی؟-
خواستم بکنم-

19:28.641 --> 19:30.681
رمز گوشیش رو عوض کرده-
چی؟-

19:32.181 --> 19:34.311
‫خب از وقتی نامزد کردیم
هیچ‌وقت این کارو نکرده بود

19:35.321 --> 19:36.771
‫واسه همین نمی‌دونم چه خبره

19:36.791 --> 19:38.981
‫فقط می‌دونم یه چیزی رو ازم پنهون می‌کنه

19:40.151 --> 19:41.791
‫از خودش نپرسیدی؟

19:41.821 --> 19:43.711
‫نه، چون می‌دونم به محض اینکه بپرسم،

19:44.161 --> 19:45.841
همه‌چیز ممکنه عوض بشه

19:46.541 --> 19:49.511
‫از حرفات این‌طور به نظر میاد
که ممکنه خیلی دردناک باشه

19:50.581 --> 19:52.661
‫اما نه به اندازه‌ی بلاتکلیفی

19:55.001 --> 19:56.611
‫منظورم اینه که من و بابات

19:57.171 --> 20:00.381
توی مسیرمون... اشتباهات زیادی داشتیم، ولی

20:01.691 --> 20:03.331
‫ اوضاع هر چقدر هم که خراب می‌شد،

20:04.471 --> 20:06.821
‫تنها کاری که همیشه
شجاعتش رو داشتیم این بود که

20:06.851 --> 20:08.341
‫با واقعیت روبرو بشیم

20:09.491 --> 20:11.141
‫نمی‌دونم منم اون‌قدر شجاع هستم یا نه

20:11.361 --> 20:13.581
‫تو هر روز می‌زنی به دلِ آتیش‌سوزی‌های مهیب

20:13.611 --> 20:14.611
‫آره

20:16.191 --> 20:17.371
‫بهم اعتماد کن

20:19.261 --> 20:20.731
‫این یکی به مراتب ترسناک‌تره

20:27.371 --> 20:29.671
‫شریل، واقعاً مجبوریم
همین الان این کارو بکنیم؟

20:30.161 --> 20:32.471
‫آره، شامِ مهمیه

20:32.501 --> 20:36.161
فقط داداشمه‌ها-
و دوست‌دخترِ 25 ساله‌ش-

20:36.181 --> 20:39.511
‫بعید می‌دونم اون متوجه لامپی بشه
که از سال 2007 سوخته

20:39.541 --> 20:43.101
‫خب، داداشت حاضر شد به خاطرش
یه زندگیِ 30 ساله رو به باد بده

20:43.121 --> 20:45.561
‫پس حتماً یه چیزی واسه عرضه کردن داشته

20:45.581 --> 20:48.091
‫باور کن اون چیز، دقتش به جزئیات نیست

20:49.141 --> 20:51.491
‫شوخیِ قشنگی نبود، لری

20:51.811 --> 20:53.751
‫اوکی. شریل، میشه چراغ‌ها رو خاموش کنی؟

20:59.021 --> 21:02.401
‫آدم وحشت می‌کنه وقتی فکر می‌کنه کلِ زندگیت
می‌تونه توی یه چشم‌به‌هم‌زدن عوض بشه

21:03.441 --> 21:06.611
‫اوه، اگه یه دختر جوون چشمت رو گرفت چی؟

21:08.061 --> 21:09.551
‫عزیزم، عمراً همچین اتفاقی بیفته

21:09.581 --> 21:11.881
‫پرستارها همش عاشق دکترا میشن

21:11.911 --> 21:13.391
‫من مثل داداشم نیستم

21:14.801 --> 21:17.421
‫الان بیشتر از روزی که آشنا شدیم دوسِت دارم

21:17.831 --> 21:20.831
‫آره جون خودت
اون موقع‌ها ملکه‌ی زیبایی بودم

21:21.281 --> 21:23.111
‫و امروز حتی از اون موقع هم زیباتری

21:23.381 --> 21:26.031
‫پس خیالت راحت باشه، باشه؟

21:26.051 --> 21:27.241
‫باشه

21:27.891 --> 21:29.201
‫منم دوسِت دارم

21:35.101 --> 21:37.051
‫اوکی، بریم واسه روشنایی

21:41.781 --> 21:43.071
‫کجای کارم اشتباه بود؟

21:43.481 --> 21:44.521
‫ای بابا

21:45.021 --> 21:47.671
‫می‌دونی، انگار سیم‌کشی‌ش شُل شده

21:47.691 --> 21:48.721
‫لری، نکن!

21:48.741 --> 21:49.801
‫آخ!

21:50.491 --> 21:51.951
‫دیگه رسماً معلوم شد...
اوه

21:52.201 --> 21:53.881
این قراضه جاش تو موزه‌س

21:54.191 --> 21:55.371
‫بلدی درستش کنی؟

21:55.401 --> 21:57.321
‫نه، ولی شرط می‌بندم یوتیوب بلده

21:58.261 --> 22:00.351
‫لعنتی. می‌تونی گوشیم رو پرت کنی برام؟

22:02.651 --> 22:04.431
‫نگران نباش، خودم سرچش می‌کنم

22:04.461 --> 22:06.331
‫نه نه نه، دستت درد نکنه. خودم برمی‌دارم

22:07.501 --> 22:08.551
‫چیه؟

22:10.191 --> 22:11.991
‫دلیل خاصی داره که نمی‌خوای بازش کنم؟

22:12.021 --> 22:13.661
‫فقط... فقط بدش به من، شریل

22:13.681 --> 22:16.411
‫لری، داشتی سایت‌های خاک‌برسری نگاه می‌کردی؟

22:16.431 --> 22:19.331
‫نه، نه، بیا. بی‌خیال شریل. خواهش می‌کنم

22:19.351 --> 22:20.431
‫لری

22:20.811 --> 22:22.361
‫شریل، بدش به من

22:24.611 --> 22:26.711
‫یه آلبوم داری به اسم "تایمِ سکسی"؟

22:26.741 --> 22:28.071
‫نه، نه، اون...

22:28.601 --> 22:29.601
!اوه

22:29.621 --> 22:30.621
‫هی

22:31.421 --> 22:32.691
‫لری، این چیه؟

22:32.711 --> 22:34.161
‫شریل، خواهش می‌کنم

22:34.191 --> 22:36.951
‫این یه زنِ لخته، همون زنِ لخت

22:36.981 --> 22:39.281
...نه عزیزم-
!اونم تو اتاق خوابِ ما-

22:39.301 --> 22:41.321
‫تو... تو داشتی بهم خیانت می‌کردی؟

22:41.341 --> 22:42.541
‫شریل، می‌تونم توضیح بدم

22:42.571 --> 22:43.731
توی ‫کثافت

22:49.351 --> 22:50.951
‏911، مشکلتون چیه؟

22:50.981 --> 22:52.741
"شوهرم سقوط کرده"

22:54.001 --> 22:55.001
‫خانم‫

22:55.021 --> 22:57.211
‫بیاین تو. اون اونجاست

22:58.781 --> 23:01.071
‫راکس، وضعیت رو بررسی کن
بچه‌ها، کمکش کنین

23:01.831 --> 23:03.611
‫خانم، دقیقاً اینجا چه اتفاقی افتاد؟

23:05.171 --> 23:08.651
‫داشت لامپ رو عوض می‌کرد که تقدیر زدش زمین

23:10.741 --> 23:11.851
‫متوجهم

23:13.281 --> 23:15.761
‫مرکز، سریعاً برام نیروی پلیس بفرستین

23:15.781 --> 23:17.711
‫تیلور، حواست باشه
شیشه خورده تو بدنش نرفته باشه

23:17.731 --> 23:19.731
‫ نمی‌خوام تا وقتی پلیس برسه جایی بره

23:20.051 --> 23:22.271
‫هی خانم. میشه با من بیاین؟
می‌خوام معاینه‌تون کنم

23:22.291 --> 23:24.441
‫هی آقا. صدامون رو می‌شنوین؟ آقا؟

23:24.461 --> 23:25.521
‫اوضاع چطوره، راکس؟

23:25.541 --> 23:27.001
‫نبض داره، اما واکنشی نشون نمیده

23:27.031 --> 23:28.771
‫دمر افتاده روی یه گیوتین

23:29.131 --> 23:31.871
‫هرچی بیشتر روی این شیشه بمونه
بیشتر فرو میره تو بدنش

23:31.901 --> 23:34.901
‫باید سریع از اینجا ببریمش بیرون
واسه تزریق خون

23:35.201 --> 23:37.681
‫چطوری بدون اینکه اوضاع رو بدتر کنیم
از روی شیشه بلندش کنیم؟

23:37.701 --> 23:39.781
ممکنه تو بدنش خرد بشه-
بلندش نمی‌کنیم-

23:41.101 --> 23:42.231
‫با خودمون می‌بریمش

23:43.021 --> 23:44.121
‫تو رو خدا نشکن

23:49.891 --> 23:50.891
آخ

23:51.071 --> 23:52.071
‫چیه؟

23:52.951 --> 23:54.011
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

23:54.031 --> 23:56.221
‫آرامش خودتو حفظ کن!
باید کاملاً بی‌حرکت بمونی، باشه؟

23:56.241 --> 23:57.511
‫یه حادثه پیش اومده

23:58.911 --> 24:01.011
‫اوکی. همون‌جا بمون. تکون نخور

24:01.041 --> 24:02.251
‫بلو، نذار بیفته

24:04.671 --> 24:08.431
‫آخریش هم تموم شد. همین‌طوری بمونید
آقا، شما همین‌طوری بمونید

24:09.411 --> 24:10.791
‫الانه که از اینجا ببریمت بیرون

24:12.131 --> 24:13.481
‫چیزی نمونده!

24:14.721 --> 24:17.991
‫سه، دو، یک. رئیس، آزاد شد

24:18.431 --> 24:20.991
‫یالا. خیلی بااحتیاط باهاش رفتار کنین
خیلی بااحتیاط

24:21.021 --> 24:23.201
‫آره. یک، دو، سه، بلند کنین

24:23.541 --> 24:25.081
‫رای، حواست به چارچوب باشه

24:26.251 --> 24:27.911
‫تا جایی که می‌تونین آروم. عجله‌ای نیست

24:28.211 --> 24:29.301
‫خیلی آروم

24:29.861 --> 24:32.571
‫خب، بریم. بیارینش بالا. کاملاً یکنواخت

24:33.411 --> 24:34.501
‫خوبه

24:35.031 --> 24:36.781
‫تیلور، باید بهش مایعات تزریق کنیم

24:36.811 --> 24:37.811
‫حله

24:39.371 --> 24:40.731
‫سرم وصل شد‫
‫خوبه

24:45.501 --> 24:47.631
‫شریل. شریل کجاست؟

24:48.171 --> 24:49.401
‫خانم‫
‫شریل کجاست؟

24:49.421 --> 24:50.491
خانم

24:50.511 --> 24:51.581
‫شریل

24:52.851 --> 24:55.231
...اون زنی که توی گوشیه

24:56.031 --> 24:57.151
‫اون سلیطه لخت؟

24:57.691 --> 24:59.011
‫خودِ... خودِ تویی

24:59.451 --> 25:00.461
‫چی؟

25:00.921 --> 25:02.341
آره-
نه، نیستم-

25:03.141 --> 25:04.121
‫چرا، خودتی

25:04.571 --> 25:06.931
‫اون عکس‌های پولاروید، یادت نمیاد؟

25:06.951 --> 25:09.341
‫وقتی تازه اومده بودیم
توی این خونه ازت گرفتمشون

25:09.361 --> 25:10.361
‫چی؟

25:10.781 --> 25:13.651
‫تو شیروونی پیداشون کردم‫
‫خدای من...

25:14.201 --> 25:15.201
...این

25:15.441 --> 25:18.161
‫خیلی وقت گذشته. خودمو نشناختم

25:21.351 --> 25:22.941
‫چیه؟ لری!

25:22.971 --> 25:25.491
‫فشارش 71 روی 43، باید سریع حرکت کنیم!

25:25.511 --> 25:28.911
‫بهت گفتم که، من فقط عاشق تو بودم

25:28.931 --> 25:30.091
‫خانم، ببخشید...

25:31.401 --> 25:33.841
کاش می‌ذاشتم توضیح بدی-
مواظب پله باشین-

25:34.201 --> 25:36.941
‫خیلی متأسفم. چه اتفاقی داره می‌افته؟

25:36.971 --> 25:39.151
‫با هر نفسی که میکشه
اون شیشه بیشتر فرو میره

25:40.111 --> 25:43.171
!نبضش رو از دست دادم-
چی؟ نه، نه، لری-

25:43.911 --> 25:46.291
‫ضربان قلب نداره‫
‫ماساژ قلبی رو شروع می‌کنم

25:48.861 --> 25:49.991
‫لری

25:51.461 --> 25:52.591
‫لری؟

25:53.611 --> 25:56.071
‫خدای من. من چیکار کردم؟

26:04.721 --> 26:06.471
‫پنج تا تو سوراخ اون گوشه

26:12.951 --> 26:15.001
‫بهم هشدار ندادی که این‌قدر حرفه‌ای هستی

26:15.421 --> 26:19.091
‫نه نیستم. فقط بچگی‌هام وقت زیادی رو
‫توی بارها و کافه‌های محلی گذروندم

26:20.301 --> 26:21.671
‫سه تا تو سوراخ بغلی

26:24.721 --> 26:26.931
آره جون خودت. حرفه‌ای

26:28.271 --> 26:30.411
‫شاید بتونم چندتا حرکت یادت بدم

26:30.441 --> 26:31.811
‫شک ندارم می‌تونی

26:32.961 --> 26:34.101
‫ با برنده بازی می‌کنم

26:36.701 --> 26:39.101
‫خب، دیگه معلومه برنده کیه

26:49.791 --> 26:51.221
‫دو تا تو سوراخ گوشه‌ی اونوری

26:54.251 --> 26:55.361
‫اه

26:55.381 --> 26:58.291
این دیگه چه افتضاحی بود؟-
بهت گفتم که حرفه‌ای نیستم-

27:02.331 --> 27:04.551
بازی رو عمداً باختی-
چی؟ نه بابا-

27:05.581 --> 27:07.861
‫ به دوست‌دخترت که دروغ نمیگی، می‌گی بلو؟

27:08.831 --> 27:10.621
‫اوکی، شاید دروغ گفتم

27:11.811 --> 27:13.211
‫داری از کپ دوری می‌کنی؟

27:13.231 --> 27:15.291
‫متوجه شدم امروز
حتی دو کلمه هم باهاش حرف نزدی

27:15.321 --> 27:16.711
‫آره، تقریباً میشه این‌طوری گفت

27:16.941 --> 27:18.901
‫درگیر یه سری ماجرای خانوادگی بودم،

27:18.921 --> 27:20.521
‫بین مامان، بابا و بلایث

27:21.091 --> 27:22.171
‫قضیه چیه؟

27:22.361 --> 27:25.031
‫مامان می‌گفت اونا این اواخر
دارن یه جورایی بازی درمیارن

27:25.051 --> 27:26.621
‫واسه همین سعی می‌کنم فاصله‌م رو حفظ کنم

27:27.001 --> 27:28.151
‫بازی درمیارن؟

27:28.671 --> 27:29.711
‫چطوری؟

27:29.921 --> 27:31.971
‫با پیشنهاد دادن واسه گرفتنِ مهمونیِ تولدم

27:31.991 --> 27:33.711
‫این کجاش بازی درآوردنه؟

27:34.221 --> 27:35.441
‫‫این یه جور اتمام‌حجته

27:35.461 --> 27:38.731
‫مامان اونجا دعوت نیست
‫مامان گفت در واقع یه امتحانِ وفاداریه

27:38.761 --> 27:41.941
‫اگه برم، یعنی اونا رو به مامان ترجیح دادم

27:41.971 --> 27:43.351
‫متأسفم عزیزم

27:43.381 --> 27:47.221
‫ولی به نظر نمیاد رئیس و بلایث باشن
که دارن بازی درمیارن

27:47.241 --> 27:48.591
‫داری چی میگی؟

27:49.431 --> 27:51.891
‫خب، مامانت بوده که بهت اتمام‌حجت کرده

27:52.801 --> 27:56.171
به نظر ‫یه کم بازیِ روانی میاد
این‌طور فکر نمی‌کنی؟

27:56.781 --> 27:59.171
‫ترجیح میدم پشت سرِ مامانم بد نگی

27:59.191 --> 28:02.791
‫واو، آروم باش. فقط دارم
سعی می‌کنم یه دیدِ بهتری بهت بدم

28:02.821 --> 28:04.301
‫کل دنیا به اندازه‌ی کافی قضاوتش کردن

28:04.321 --> 28:06.381
‫دیگه نیازی نداشتم
دوست‌دخترِ خودمم قضاوتش کنه

28:06.411 --> 28:07.491
‫بلو...

28:11.041 --> 28:12.251
‫کپ، نوبت توئه

28:13.221 --> 28:14.771
‏911، مورد اورژانسی‌تون چیه؟

28:14.801 --> 28:17.651
تازه بیدار شدم "
"و دیدم خونه همسایه آتیش گرفته

28:24.381 --> 28:27.261
‫یالا، یالا. حرکت، حرکت‫
‫بریم، بریم

28:28.751 --> 28:31.741
‫مرکز، چند نفر داخل این خونه سکونت دارن؟

28:31.771 --> 28:33.751
‫طبق گفته‌ی شخصی که با 911 تماس گرفته،

28:33.771 --> 28:36.611
‫فقط یک نفر اونجا زندگی میکنه
سوزان هیل، یه زنِ بیوه

28:37.271 --> 28:39.291
‫یه ساکن داخل خونه داریم

28:39.321 --> 28:41.881
‫رایان، تیلور، بلو، یه تیم ‫تشکیل بدین
شیلنگ‌های اطفای حریق رو بردارین

28:41.901 --> 28:43.311
‫بریم تو و پیداش کنیم

28:43.331 --> 28:46.001
‫بقیه‌تون هم شروع کنین به آب پاشیدن روی آتیش

28:48.411 --> 28:50.491
‫آتش‌نشانیِ نشویل! کسی اینجاست؟

28:51.081 --> 28:53.551
‫اتاق خواب‌ها رو چک کنین، ‫احتمالاً خواب بوده

28:53.571 --> 28:55.321
‫خانم، صدامون رو می‌شنوین؟

28:55.961 --> 28:57.471
‫تیلور، اوضاع چطوره؟

28:57.731 --> 28:58.751
‫کسی نیست!

29:02.261 --> 29:03.261
‫فشار خوبه!

29:05.011 --> 29:06.391
‫بچه‌ها، وضعیت چطوره؟

29:06.411 --> 29:08.141
‫دارم اتاق خواب طبقه بالا رو چک می‌کنم

29:12.191 --> 29:13.811
‫اینجا! این توئه!

29:13.831 --> 29:15.941
‫خانم، صدامو می‌شنوی؟ خانم؟

29:16.321 --> 29:18.691
‫پیداش کردم کپ، اما بیهوشه

29:18.721 --> 29:21.891
‫مفهومه. سریع بیاین بیرون،
‫کل اینجا داره می‌سوزه

29:26.431 --> 29:28.791
‫بفرما‫
‫خیلی‌خب، آروم بذارینش زمین!

29:28.811 --> 29:30.441
‫هی راکسی، اسمش سوزانـه‫
‫اوکی

29:32.871 --> 29:35.291
‫هی سوزان. من راکسی هستم
‫اومدیم کمکت کنیم

29:38.191 --> 29:40.461
‫صدامو می‌شنوی؟
‫‫چه اتفاقی افتاده؟

29:40.481 --> 29:42.261
‫خونه‌تون آتیش گرفته بود،
‫اما الان دیگه جاتون امنه

29:42.291 --> 29:43.621
‫دستگاه لایف‌پک رو بده به من

29:43.641 --> 29:46.421
‫صبرکنین، صبرکنین! بچه‌م هنوز اون توئه

29:46.441 --> 29:47.441
خانم

29:47.841 --> 29:49.571
کس دیگه‌ای هم ‫توی خونه هست؟

29:49.591 --> 29:52.441
‫پسرم... بچه‌م. بچه‌م اون توئه‫

29:52.461 --> 29:53.831
‫یه بچه توی خونه‌س؟

29:54.061 --> 29:57.591
‫پسرم، جرد. هنوز ‫طبقه بالاست. اون توئه

29:57.621 --> 29:59.121
‫کجای اون تو؟ ما تمام اتاق‌ها رو گشتیم

29:59.151 --> 30:00.521
‫فرقی نمی‌کنه. هنوز ‫یه نفر اون توئه

30:00.541 --> 30:02.301
‫بالا رو از سمت این پنجره چک کنین
باید عجله کنیم‫

30:02.321 --> 30:03.351
‫چشم رئیس!

30:03.731 --> 30:04.761
‫جرد!

30:07.281 --> 30:09.181
‫جرد، کجایی؟

30:09.201 --> 30:11.211
‫یالا پسر! اگه صدامون رو می‌شنوی داد بزن!

30:11.911 --> 30:13.041
‫جرد!

30:14.041 --> 30:17.551
‫باید همین در باشه. تنها دری بود
‫که چکش نکردیم، اما نگاه کن

30:17.571 --> 30:19.301
‫قفل آویز؟ این دیگه چه صیغه‌ایه؟

30:25.671 --> 30:27.051
‫شوخی‌تون گرفته؟

30:30.301 --> 30:32.611
‫جرد، اون تویی؟
‫‫بله

30:32.641 --> 30:33.721
‫داریم میایم رفیق

30:39.481 --> 30:40.881
‫رفیق، این تویی؟

30:41.761 --> 30:42.761
‫جرد!

30:43.611 --> 30:44.871
‫اینجام

30:47.281 --> 30:48.571
‫خدای من

30:48.871 --> 30:51.341
‫هی بچه‌ها، اوضاع داره
‫از کنترل خارج میشه. بچه رو پیدا کردین؟

30:51.361 --> 30:53.661
‫آره، فکر کنم‫
‫فکر می‌کنی؟

30:53.691 --> 30:56.601
‫سریع از اون خراب‌شده بیارینش بیرون‫
هر لحظه ممکنه اتاق منفجر بشه

30:56.621 --> 30:58.881
‫بلو، باید بریم، یالا باید بریم

31:02.101 --> 31:03.201
‫گرفتمت

31:05.251 --> 31:06.671
‫یالا بچه‌ها. بیاین

31:08.571 --> 31:09.731
‫خب، بریم

31:17.061 --> 31:19.461
‫همه خوبن؟
‫‫آره رئیس

31:19.481 --> 31:21.271
‫پس بریم این شعله‌ها رو بخوابونیم

31:23.621 --> 31:26.371
‫فکر کردم دنبال یه بچه می‌گردیم
‫این کیه؟

31:29.151 --> 31:30.201
‫این جرده

31:31.861 --> 31:32.861
پسرشه

31:35.081 --> 31:36.681
‫عزیزم، حالت خوبه؟

31:36.701 --> 31:40.201
‫فکر کنم دود استنشاق کرده،
‫اما این در مقابل سوءتغذیه‌اش چیزی نیست

31:40.231 --> 31:43.011
‫مثل پر سبک بود‫
‫هی جرد، من راکسی هستم

31:43.031 --> 31:45.401
‫می‌خوام معاینه‌ت کنم
و بهت ‫مایعات تزریق کنم، باشه؟

31:46.131 --> 31:48.171
‫روی درش قفل آویز زده بودن، رئیس

31:48.521 --> 31:50.681
‫پنجره هم نرده داشت، ‫اتاقش مثل قفس بود

31:51.511 --> 31:52.681
‫خدای بزرگ

31:55.531 --> 31:56.531
،جرد

31:57.821 --> 31:59.271
‫ چند وقته ‫توی اون اتاق بودی؟

32:01.981 --> 32:04.601
‫از وقتی بابام مُرد. 11 سالم بود

32:05.581 --> 32:08.001
‫از 11 سالگی توی اون اتاق زندانی بودی؟

32:08.021 --> 32:09.541
‫بهم دارو می‌داد تا منگ بمونم

32:10.651 --> 32:12.931
‫فقط می‌خواستم پیش خودم نگهت دارم

32:13.381 --> 32:15.731
‫مگه دوست داشتنت جُرمه؟

32:15.761 --> 32:19.101
‫با این طرز نشون دادنت، آره
‫دیگه دستت رو شد، مامان

32:20.441 --> 32:21.441
رئیس

32:22.061 --> 32:24.571
‫ یه چنگال توی پریز برقِ طبقه بالا گیر کرده

32:25.291 --> 32:26.711
‫علت آتش‌سوزی همون بوده

32:27.011 --> 32:29.181
‫جرد، باید ازت بپرسم...

32:30.261 --> 32:33.321
‫تو اون آتیش رو راه انداختی؟
‫‫راه دیگه‌ای واسه فرار بلد نبودم

32:34.271 --> 32:35.641
‫باید می‌اومدم بیرون

32:35.661 --> 32:37.041
‫تو این کارو کردی؟

32:39.151 --> 32:40.691
‫ای بچه‌ی خائن!

32:41.711 --> 32:43.931
‫پسرِ خیلی خیلی بد!

32:46.591 --> 32:51.651
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

33:03.131 --> 33:06.001
‫بلو، حالِت خوبه؟
‫‫آره، خوبم

33:09.791 --> 33:12.091
‫تیلور، می‌تونی کپسول‌ها رو عوض کنی؟

33:12.471 --> 33:14.091
‫رایان، تو هم تجهیزات رو بررسی کن‫
‫حله

33:14.121 --> 33:15.781
‫بلو، کمکم می‌کنی این شیلنگ‌ها رو بشوریم؟

33:15.801 --> 33:17.601
‫نیازی نیست این کارو بکنی رئیس
خودم از پسش برمیام

33:17.621 --> 33:19.851
‫واسه یه رئیس خوبه که همیشه روفرم بمونه

33:21.771 --> 33:22.771
هی

33:23.661 --> 33:24.841
‫ روبراهی پسرم؟

33:25.261 --> 33:27.671
‫نمی‌تونم از فکر اون بنده‌خدایِ
توی مأموریت بیام بیرون

33:28.351 --> 33:30.241
‫توسط مادرِ خودش زندانی شده بود

33:30.271 --> 33:33.441
‫اون یه مردِ بالغه، اما اجازه داد مادرش بهش
‫ سلطه داشته باشه و زندگی‌ش رو نابود کنه

33:33.951 --> 33:35.891
‫خب چرا زودتر واسه فرار تلاش نکرد؟

33:36.451 --> 33:39.371
‫خب، پدر و مادر یه نیروی بنیادینه
احساس می‌کرده نمی‌تونه

33:40.511 --> 33:42.241
‫ منو به فکر فرو برد. یعنی...

33:42.821 --> 33:44.411
‫منم داشتم همین کارو می‌کردم؟

33:45.571 --> 33:48.431
‫خب... شاید روی درهای من قفل آویز نباشه،

33:48.461 --> 33:51.441
‫اما کلِ عمرم اجازه دادم
مامانم تک‌تکِ تصمیمات رو برام بگیره

33:51.711 --> 33:53.881
‫حتی بدون اینکه خودم بفهمم
کی داره این کارو می‌کنه

33:54.211 --> 33:57.571
‫مادرت آدم پیچیده‌ایه
اما یه چیز رو می‌تونم بهت قول بدم

33:57.801 --> 33:59.361
‫اون خیلی دوسِت داره

33:59.651 --> 34:00.691
‫می‌دونم داره

34:01.131 --> 34:03.271
‫اما بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم
یه کم بیش از حد دوستم داره

34:03.291 --> 34:05.631
‫میشه بهش حق نداد؟ تو تنها داراییِ اونی

34:08.021 --> 34:10.111
‫اون همیشه به بهترین نحوی که
بلد بوده ازم مراقبت کرده

34:11.101 --> 34:12.161
‫اما حقیقت اینه که...

34:12.651 --> 34:14.071
هیچ‌وقت جلوش واینستادم

34:14.361 --> 34:16.701
‫چی؟ هیچ‌وقت؟
‫‫حتی یک بار هم توی زندگیم

34:18.571 --> 34:19.951
‫اما اوضاع قراره عوض بشه

34:21.591 --> 34:23.511
‫دوست دارم مهمونیِ تولدم رو
توی خونه‌ی شما بگیرم

34:23.541 --> 34:25.091
‫اگه پیشنهادتون هنوز سر جاشه

34:25.111 --> 34:26.841
‫خب معلومه که سر جاشه

34:26.871 --> 34:30.231
‫خوبه. می‌خوام بهش بگم
چه خوشش بیاد و چه نیاد، من میام

34:30.251 --> 34:33.671
‫خب بلو، دلم نمی‌خواد
برای اومدن تحت فشار قرار بگیری

34:33.691 --> 34:35.651
‫اگه قراره با مامانت مشکلی درست کنه

34:35.671 --> 34:37.321
‫ما در هر صورت باهات مشکلی نداریم

34:37.341 --> 34:39.971
‫می‌دونم. واسه همینم هست که
می‌خوام با شماها جشن بگیرم

34:40.641 --> 34:43.271
‫فقط امیدوارم مامان
اینو یه جور خیانت بزرگ ندونه

34:44.441 --> 34:45.811
‫خب، پس موفق باشی

34:46.871 --> 34:51.951
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

34:53.401 --> 34:54.611
‫من اومدم!

34:55.281 --> 34:57.241
‫سلام مامان! ضبط چطور بود؟

34:58.731 --> 35:00.861
‫زک برایان یه پارچه آقاست

35:01.491 --> 35:04.141
‫ازم خواست توی آلبوم جدیدش
باهاش همخوانی کنم

35:04.161 --> 35:07.101
‫چی؟ تبریک میگم!
‫‫ممنون

35:07.121 --> 35:08.971
‫پس صدات واقعاً مثل روز اولش شده

35:09.001 --> 35:10.421
‫حتی بهتر از روز اولش

35:11.001 --> 35:13.031
‫خب، حالا اینا همه چیه؟

35:13.711 --> 35:17.111
‫استیکِ همبرگر داریم
با سس قارچ و پوره سیب‌زمینی

35:17.131 --> 35:19.711
‫خب، چرا داری
شام موردعلاقه‌ام رو درست می‌کنی

35:19.721 --> 35:21.791
‫در حالی که هفته‌ی دیگه تولد خودته؟

35:22.211 --> 35:24.131
‫می‌خواستم بهت نشون بدم چقدر برام مهمی

35:24.601 --> 35:26.631
‫خب، خودم می‌دونم چقدر برات مهمم

35:27.411 --> 35:30.661
‫راستی صحبت تولد شد
داشتم فکر می‌کردم واسه تولدت

35:30.691 --> 35:32.461
‫بتونیم بریم غذاخوریِ مولی

35:32.481 --> 35:35.461
‫و بعدش هم بریم کنسرت، چون پست
مالون کل آخر هفته رو توی رایمن اجرا داره

35:35.481 --> 35:36.651
‫فوق‌العاده‌س

35:36.971 --> 35:38.861
‫دوست داری بری؟
‫‫با کمال میل

35:39.261 --> 35:41.051
‫خب، پس برنامه‌مون ردیفه

35:41.071 --> 35:42.111
‫خب، عالیه

35:42.411 --> 35:45.451
‫اما راهی داره که اون بلیت‌ها رو
واسه شبِ قبل از تولدم بگیری؟

35:46.601 --> 35:48.321
‫چرا باید همچین کاری بکنم؟

35:49.701 --> 35:52.911
‫چون داشتم فکر می‌کردم
واسه تولدم دوست دارم برم پیش بابا

35:54.711 --> 35:55.781
‫واقعاً؟

35:55.801 --> 35:56.801
اوهوم

35:58.461 --> 36:00.011
‫خب، به نظرم خیلی هم خوبه

36:00.801 --> 36:03.111
‫تو این‌طور فکر می‌کنی؟
‫‫خب چرا نباید به نظرم خوب باشه؟

36:03.131 --> 36:06.671
‫که می‌خوای تولدت رو با آدم‌هایی جشن بگیری
که تازه دیدیشون، اونم به جای مادرِ خودت

36:06.691 --> 36:10.021
‫تنها کسی که
از اولین سالگرد تولدت واقعاً کنارت بوده

36:12.141 --> 36:14.411
‫مامان، بچه‌های طلاق همیشه‌ی خدا تولدها

36:14.441 --> 36:16.581
‫و تعطیلات رو با هر دوتا والدشون جشن می‌گیرن

36:16.611 --> 36:19.011
‫این خیانت نیست‫
‫معلومه که هست!

36:19.571 --> 36:22.511
‫تو پاشی بری اون مهمونی، در حالی که
همه می‌دونن نباید قدمم رو بذارم اونجا

36:22.531 --> 36:24.611
‫مثل این می‌مونه که
داری کمکشون می‌کنی منو بذارن کنار

36:25.791 --> 36:28.541
‫فکر کردن به اون قیافه‌ی افاده‌ایِ بلایث...

36:28.991 --> 36:31.681
‫نه، حق نداری بری. من اجازه نمیدم

36:31.711 --> 36:32.971
‫چرا، میرم

36:33.281 --> 36:34.411
‫الان چی بهم گفتی؟

36:34.431 --> 36:37.971
‫من دیگه بچه نیستم مامان. حالم به هم می‌خوره
از اینکه همش واسه زندگیم تصمیم بگیری

36:38.381 --> 36:39.951
‫باید کم‌کم یاد بگیری دست از سرم برداری

36:39.981 --> 36:42.431
‫می‌دونی چیه؟ حق با توئه

36:43.231 --> 36:44.861
‫باید بیشتر دست از سرت بردارم،

36:44.881 --> 36:48.181
‫و واسه شروع هم
!توی نمک‌نشناس رو پرت می‌کنم کفِ خیابون

36:49.011 --> 36:50.211
‫خب پس یالا برو!

36:51.561 --> 36:52.641
‫چی داری میگی مامان؟

36:52.671 --> 36:55.291
‫دارم می‌گم خرت‌وپرت‌هات رو جمع کن و
‫گورت رو از خونه‌ی من گم کن

36:55.321 --> 36:57.751
‫همین الان؟ کجا برم؟
‫‫برام مهم نیست کجا میری،

36:57.781 --> 36:59.491
‫فقط جلوی چشمم نباش!

37:00.441 --> 37:01.441
‫برو!

37:26.131 --> 37:28.741
‫سلام‫
‫سلام، چرا هنوز بیداری؟

37:28.761 --> 37:30.071
‫هی، بیا اینجا وروجک

37:30.091 --> 37:31.181
‫ می‌خواستم ببینمت

37:32.471 --> 37:34.781
‫لطف داری. ولی لازم نبود ‫بیدار بمونی

37:35.141 --> 37:37.101
‫آره، فکر نمی‌کردم ‫این‌قدر طول بکشه

37:37.791 --> 37:39.751
‫منظورم اینه که شیفتت
‫بیشتر از یه ساعت پیش تموم شد

37:41.191 --> 37:42.191
‫خب؟

37:44.771 --> 37:45.911
...‫خب

37:46.991 --> 37:47.991
کجا بودی؟

37:49.721 --> 37:51.351
‫رفتم با ماشین یه دوری بزنم

37:51.791 --> 37:54.171
‫نصف‌شب، اونم زیر بارون؟

37:54.941 --> 37:55.941
آره

37:55.961 --> 37:57.561
‫ چیه، باور نمی‌کنی؟

37:57.581 --> 38:00.751
‫خب، وقتی مکان‌یابت خاموشه،
‫یه جورایی نمیشه مطمئن شد

38:03.461 --> 38:05.381
‫داری جاسوسی‌م رو می‌کنی؟
‫‫نه

38:08.801 --> 38:11.341
‫چرا، آره،
و این کار ‫حالم رو به هم می‌زنه

38:12.511 --> 38:14.281
‫دقیقاً داری منو به چی متهم می‌کنی؟

38:14.311 --> 38:16.661
‫به هیچی، سم‫
‫واقعاً؟ ولی حسش اصلاً شبیه هیچی نیست

38:19.071 --> 38:20.501
‫امروز یه مأموریت داشتیم...

38:22.401 --> 38:25.611
‫که یه خانومه فکر می‌کرد
‫شوهرش داره بهش خیانت می‌کنه، آم...

38:26.821 --> 38:28.321
‫کنترلش رو از دست داد و کشتش

38:33.951 --> 38:37.531
‫هُلش داد از روی نردبان بیفته و
‫پرت شد توی یه پنجره‌ی شیشه‌ای، واسه همین...

38:39.531 --> 38:40.611
‫وحشتناکه‫

38:41.251 --> 38:42.491
‫آره، واقعاً ‫وحشتناک بود‫

38:43.991 --> 38:45.251
‫مخصوصاً اینکه

38:46.261 --> 38:47.741
‫اصلاً بهش خیانت نمی‌کرد

38:49.381 --> 38:52.431
‫دوسِش داشت و اون زن ‫فرصت نداد که

38:53.451 --> 38:54.811
خودش رو توجیه کنه

38:55.271 --> 38:59.011
‫و این دقیقاً همون چیزیه که الان
‫می‌خوام به تو بدم سم

38:59.721 --> 39:01.271
‫که چی رو توضیح بدم، رایان؟

39:01.931 --> 39:03.671
‫اون روز رفتم بیمارستان...

39:04.151 --> 39:05.581
‫همون موقعی که گفتی سر شیفتی،

39:05.611 --> 39:07.291
‫و النور بهم گفت که اونجا نبودی

39:09.821 --> 39:12.361
‫خب نمی‌دونم کجا بودی
نمی‌دونم داشتی چیکار می‌کردی

39:13.061 --> 39:14.161
‫و نمی‌دونم با کی بودی،

39:14.191 --> 39:16.351
‫اما می‌دونم که داری یه چیزی رو
‫ازم پنهون می‌کنی، سم

39:19.341 --> 39:20.341
‫آره

39:21.851 --> 39:23.061
‫آره، یه چیزی هست

39:26.251 --> 39:27.381
‫خیلی بده

39:29.921 --> 39:32.441
‫می‌ترسم منو نبخشی‫
‫هی، هی

39:37.641 --> 39:38.681
‫دوسِت دارم

39:39.981 --> 39:42.561
‫باشه؟ و این واقعیت داره،
‫مهم نیست بعدش چه اتفاقی بیفته

39:49.191 --> 39:50.981
‫اون موقعی که از هم جدا شده بودیم...

39:53.381 --> 39:54.921
‫بچه‌م سقط شد

39:55.781 --> 39:56.781
‫چی؟

39:57.201 --> 40:01.281
‫درست قبل از اینکه جدا بشیم فهمیدم باردارم
‫و دلم نمی‌خواست یه بچه

40:01.751 --> 40:04.081
‫دلیلی بشه که
...مجبورمون کنه ‫کنار هم بمونیم، و بعدش

40:05.471 --> 40:07.481
‫ یه ماه بعد، از دستش دادم

40:09.331 --> 40:11.301
...‫و بعدش تشخیص دادن که

40:12.261 --> 40:13.561
‫رحم دوشاخ دارم

40:13.581 --> 40:14.971
‫خب... اون دیگه چیه؟

40:15.601 --> 40:17.891
‫یه... یه رحمِ قلب‌شکله

40:19.181 --> 40:21.851
‫این یعنی احتمال سقط جنین...

40:22.561 --> 40:24.271
‫همیشه قراره خیلی بالا باشه

40:25.181 --> 40:26.351
‫خیلی متأسفم

40:28.071 --> 40:29.441
‫چرا بهم نگفتی؟

40:30.321 --> 40:31.451
‫چون می‌دونم

40:31.861 --> 40:33.931
بچه‌دار شدن ‫چقدر برات مهمه

40:34.661 --> 40:35.791
و فقط نمی‌دونستم که

40:37.201 --> 40:38.471
‫چطور باهاش کنار میای

40:38.501 --> 40:39.581
‫سم، منو ببخش

40:40.871 --> 40:43.851
‫عصبانی نیستی؟
‫‫نه، نه، معلومه که عصبانی نیستم

40:43.871 --> 40:46.831
‫فقط واسه این ناراحتم که
مجبور ‫شدی تنهایی اینو پشت سر بذاری

40:47.521 --> 40:48.981
‫دوسِت دارم. دوسِت دارم

40:49.711 --> 40:51.231
‫آره‫
‫متأسفم

40:51.261 --> 40:52.551
‫آره، مشکلی نداریم

40:53.471 --> 40:55.191
‫ما با هم خوبیم‫
‫دوسِت دارم

40:55.221 --> 40:56.421
‫منم دوسِت دارم

40:59.311 --> 41:02.521
‫صبرکن، خب این چه ربطی
‫به سر کار نبودنت داره؟

41:02.941 --> 41:03.941
...خب من

41:05.101 --> 41:07.121
‫مطب دکتر زنانم بودم‫

41:07.771 --> 41:09.171
مکان‌یابم رو خاموش کردم

41:09.191 --> 41:12.191
‫نمی‌خواستم بفهمی، و راستش رو بخوای،
‫فقط یادم رفت دوباره روشنش کنم

41:13.061 --> 41:14.281
‫مشکلی پیش اومده؟

41:16.501 --> 41:20.841
‫بعد از سفرمون به ناکسویل، یهو
‫احساس خستگیِ خیلی شدیدی کردم و ...

41:22.071 --> 41:23.971
‫ از کره بادوم‌زمینی هم
‫واقعاً حالم به هم می‌خورد

41:23.991 --> 41:26.631
‫تو که عاشق کره بادوم‌زمینی بودی‫
‫آره عاشقشم، واقعاً هستم

41:28.291 --> 41:29.581
‫به جز مواقعی که باردارم

41:31.331 --> 41:32.531
‫که الان هستم

41:35.051 --> 41:36.141
‫باردارم

42:04.511 --> 42:05.561
‫بلو

42:07.211 --> 42:09.631
‫اینجا چی کار می‌کنی؟
‫سر تا پات خیسه

42:10.221 --> 42:11.581
‫مامان بیرونم کرد

42:12.671 --> 42:14.511
‫نه! می‌خوای درباره‌ش حرف بزنی؟

42:14.531 --> 42:15.641
‫‫نه واقعاً

42:15.661 --> 42:17.681
‫عیبی نداره امشب اینجا بمونم؟
نه

42:17.701 --> 42:19.371
‫بیا عزیزم، بیا بریم داخل

42:23.641 --> 42:27.021
‫ترجمه شده توسط :     سعیـد پردیـس

42:27.051 --> 42:32.021
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

42:32.051 --> 42:42.021
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com
