WEBVTT

00:03.834 --> 00:04.849
‫خب،

00:04.874 --> 00:08.210
‫جلسه قبلی، بهتون یه تکلیف دادم
که یه کاری رو با هم انجام بدین

00:08.235 --> 00:09.536
‫کاری که پارتنرتون ازش لذت می‌بره

00:09.561 --> 00:10.771
‫آره. همینطوره

00:11.285 --> 00:12.744
‫خب؟ چطور پیش رفت؟

00:14.734 --> 00:15.768
‫خیلی خوب...

00:16.774 --> 00:17.851
‫واسه شروع

00:18.339 --> 00:19.507
‫واسه شروع؟

00:20.358 --> 00:21.511
‫برام تعریف کنین

00:21.536 --> 00:24.387
‫خب، من رفتم سراغ بازی‌های تخته‌ای
بازی "ریسک" رو انتخاب کردم

00:24.412 --> 00:26.690
‫یه بازی طولانیه، واسه همین تمومش نکردیم

00:26.715 --> 00:29.331
آم، ‫داشتم توی
شبه‌جزیره ایبریا پیش‌روی می‌کردم

00:29.356 --> 00:31.227
‫که سم مجبور شد پرچم سفید رو بالا ببره و...

00:31.252 --> 00:32.782
‫داشت کارم دیر می‌شد،

00:32.807 --> 00:35.650
‫تازه انصافاً
چهار ساعت تمام داشتیم بازی می‌کردیم

00:37.091 --> 00:39.595
‫وقتی مجبور شد بره
چه حسی بهت دست داد؟

00:40.088 --> 00:41.088
مشکلی نداشتم

00:41.113 --> 00:44.274
‫ آره، خب اون میره که جون بقیه رو نجات بده
...و منم عاشق این کارشم، واسه همین

00:44.548 --> 00:46.544
‫سامانتا، بیا درباره فعالیت تو صحبت کنیم

00:47.015 --> 00:48.946
‫آره، آم، رایان خیلی ماه بود

00:48.971 --> 00:50.665
‫خیلی وقت بود دلم می‌خواست برم باغ‌وحش،

00:50.697 --> 00:53.247
واسه همین اونم
یه تور اختصاصی پشت‌صحنه برام ردیف کرد

00:53.272 --> 00:55.061
‫واسه همین... همه‌چیزش معرکه بود

00:55.086 --> 00:56.319
فوق‌العاده‌ست

00:56.344 --> 00:59.611
‫یعنی بالاخره تونستین
دو تایی با هم خوش بگذرونین

00:59.877 --> 01:00.877
اوه، نه

01:00.902 --> 01:03.847
‫ خوش نگذروندیم. آخرش رایان مجبور شد
... بره ایستگاه آتش‌نشانی، واسه همین

01:04.246 --> 01:06.304
‫اوه، یعنی قرارِتون رو به خاطر کار پیچوندی؟

01:06.329 --> 01:08.141
‫-نه، نه، اصلاً این‌طوری نبود
‫-نه، نه

01:08.166 --> 01:10.971
‫ستوانِ شیفت سی، آم
زنش تازه زایمان کرده بود

01:10.996 --> 01:13.069
‫-واسه همین جاش وایسادم و...
‫-داشت واسش مرام می‌ذاشت،

01:13.094 --> 01:14.728
‫منم کاملاً با این کارش
موافق بودم و حمایتش کردم

01:14.753 --> 01:15.765
‫آره

01:16.127 --> 01:19.048
‫همیشه یه بهونه‌ای پیدا میشه
که حواستون به همدیگه نباشه

01:19.835 --> 01:22.791
‫روز اولی که اومدین پیش من
در آستانه طلاق بودین

01:23.438 --> 01:26.784
‫و هردوتون تا الان
تلاش فوق‌العاده‌ای کردین

01:26.809 --> 01:29.894
‫اصلاً دلم نمی‌خواد دوباره به عقب برگردین

01:30.278 --> 01:31.758
آره، ما هم اینو نمی‌خوایم-
نه اصلاً-

01:31.783 --> 01:32.783
...واسه همین

01:33.657 --> 01:35.245
‫پس لطفاً بگین، باید چه کار کنیم؟

01:35.525 --> 01:39.138
‫بیاین با وقت گذروندنِ واقعی
با هم شروع کنیم، نه فقط با بازی رومیزی

01:39.163 --> 01:41.278
‫منظورم اینه که
آگاهانه و با برنامه وقت بذارین

01:41.790 --> 01:44.844
‫و خودتون رو کاملاً از کار دور نگه دارین

01:46.095 --> 01:47.763
‫منظورم یه مسافرته

01:48.244 --> 01:49.841
آره-
...ولی الان-

01:50.241 --> 01:51.966
واقعاً موقعیتش مناسب نیست

01:52.218 --> 01:54.686
‫-کلی کار سرمون ریخته...
‫-الان فصل اوج مأموریت‌های اضطراریه...

01:54.711 --> 01:56.680
تعطیلات دانشگاه‌هاست و سرِ همه‌مون شلوغه

01:56.705 --> 01:58.425
‫-خیلی شلوغه
‫-واقعاً سرمون شلوغه

01:59.331 --> 02:01.162
‫می‌تونم یه سؤال حساس ازتون بپرسم؟

02:01.723 --> 02:02.820
‫اوهوم

02:02.845 --> 02:04.897
‫این ماه چند بار با هم رابطه داشتین؟

02:07.415 --> 02:10.205
‫-آم، خب...
‫-منظورتون همین ماه تقویمیه یا...

02:10.230 --> 02:13.868
‫آخه امروز تازه 10 ماهه، واسه همین...

02:14.632 --> 02:16.321
‫بیاین 30 روز گذشته رو حساب کنیم

02:17.626 --> 02:19.128
‫وای خدا، آم...

02:19.494 --> 02:20.496
‫دو بار؟

02:21.373 --> 02:22.960
هیچی-
آره، صفر-

02:25.641 --> 02:30.540
... :: تـرجمه از     سعیـد پردیـس :: ...

02:31.243 --> 02:33.153
‫اوکی مامان، نظرت چیه؟

02:33.178 --> 02:35.251
‫نه، آخه... ‫تراز نیست

02:35.276 --> 02:36.851
‫آم، کدوم طرفش ‫باید بره بالاتر؟

02:38.179 --> 02:39.148
جدی می‌پرسی؟

02:39.173 --> 02:40.598
چی؟-
اوه، طرفِ تو عزیزم-

02:43.881 --> 02:45.148
‫اصلاً نمی‌دونم چرا می‌پرسم

02:47.790 --> 02:49.490
الان چطوره؟-
عالی شد، حرف نداره-

02:49.515 --> 02:51.016
این همه چی رو عوض می‌کنه-
مرسی-

02:51.041 --> 02:53.003
‫ببینین، واقعاً از همه‌تون ممنونم
‫که دارین کمک می‌کنین

02:53.028 --> 02:54.947
‫آخه این مؤسسه
‫واسم یه دنیا ارزش داره

02:54.972 --> 02:56.907
‫خب این "رایدر استرانگ"
‫دقیقاً چی هست؟

02:56.932 --> 02:59.692
‫خب، ما واسه نیروهای امدادی
‫اسب‌درمانی راه انداختیم،

02:59.717 --> 03:02.109
‫همونایی که
حین انجام وظیفه ‫آسیب دیدن

03:02.382 --> 03:04.916
این معرکه‌ست-
آره، اصلاً معجزه‌ست، ‫واقعاً همینطوره

03:04.940 --> 03:05.958
‫آخی

03:05.983 --> 03:08.018
‫اون خیلی از بچه‌های خودمون رو
‫از لبه پرتگاه برگردونده

03:08.043 --> 03:10.145
‫اینم یه جور دیگه از کارای مامانه
‫که داره دنیا رو نجات میده

03:10.170 --> 03:11.837
‫نه بابا،
‫کار اصلی رو شماها می‌کنین

03:11.862 --> 03:13.396
‫من فقط یه مؤسسه غیرانتفاعی زدم،

03:13.421 --> 03:16.457
‫ولی خب به خیرین وابسته‌ایم،
‫واسه همین این جشن ‫باید بی‌نقص باشه

03:16.482 --> 03:18.829
‫همین‌طور هم میشه، ‫مثل هر سال،

03:18.854 --> 03:21.432
‫پس نه به خودت استرس بده
‫نه قضیه رو حساس کن

03:21.973 --> 03:23.839
‫اوه، یه لحظه ببخشید

03:24.827 --> 03:27.637
‫هی، ادی. چه خبر...؟ ‫‫چی؟

03:28.516 --> 03:30.025
‫چی؟ سوزی داره می‌زنه زیرش؟

03:30.050 --> 03:31.733
‫ولی از ماه‌ها قبل ‫وقتش رو رزرو کرده بودیم

03:33.377 --> 03:35.340
‫اوکی، باشه‫، خب آره، نه...

03:35.365 --> 03:37.123
‫بهش بگو انشاله زودتر خوب بشه

03:38.049 --> 03:39.052
‫چی شده؟

03:39.298 --> 03:42.359
‫اجرای موسیقیِ جشن کنسل شد‫
سوزی گلوش چرک کرده

03:42.384 --> 03:43.620
‫نمی‌تونی یکی دیگه رو پیدا کنی؟

03:43.645 --> 03:45.589
‫خب هیشکی مثل اون نمیشه
‫یعنی قشنگ واسه خودش

03:45.614 --> 03:47.552
"یه پا "دالی پارتنِ
‫بازخونیِ آهنگ‌های خواننده‌های زنه

03:47.583 --> 03:50.937
‫آره راست میگه‫، پارسال یادمه
بازخونیش از "چپل رون" ‫غوغا کرد

03:50.962 --> 03:52.329
‫آره، خیرین هم عاشقشن

03:52.354 --> 03:55.173
‫پس صبرکن، من تا قبل آخر هفته
‫از کجا یکی رو پیدا کنم

03:55.198 --> 03:56.720
که بتونه مثل ‫ماریا کری و لیدی گاگا

03:56.745 --> 03:58.713
‫و شر و تیلور سوئیفت بخونه؟

03:58.738 --> 04:01.446
‫همین‌طوری دارم می‌گما، ‫ولی...
من یه نفر رو می‌شناسم

04:01.471 --> 04:03.841
‫که کارش خیلی فراتر از
‫بازخونیِ آهنگ‌های این آدما بوده

04:03.866 --> 04:05.634
‫اون اصلاً باهاشون همخونی کرده: مامان!

04:07.240 --> 04:09.276
‫اوه، خب، اوهوم...

04:09.914 --> 04:11.292
‫خب، اینم یه فکریه

04:11.317 --> 04:14.376
‫شاید دلایل زیادی وجود داشته باشه
‫که نخوای انتخاب اولت باشه،

04:14.401 --> 04:16.987
‫ولی مامان یه چیز رو خوب بلده،
‫اونم مجلس‌گردونی و به وجد آوردن جمعیته

04:17.012 --> 04:19.480
‫مطمئنی هنوز دوران نقاهتِ
‫عمل پولیپش رو نمی‌گذرونه؟

04:19.505 --> 04:21.281
‫نه بابا، کاملاً خوب شده

04:21.306 --> 04:23.527
‫میگه تارهای صوتیش مثل
‫ خواننده‌های "کاستراتو" شده

04:24.145 --> 04:26.985
‫نمی‌دونم یعنی چی،
‫ولی با کمال میل ‫باهاش تماس می‌گیرم

04:27.010 --> 04:28.612
‫این خانوم واقعاً عجب صدایی داره

04:29.591 --> 04:31.502
‫این می‌تونه یه بازی برد-برد باشه، بلایث

04:31.527 --> 04:32.579
‫آره،

04:33.022 --> 04:34.371
یا شایدم برعکسش

04:35.186 --> 04:38.856
‫خب، پس فکر کنم سؤال اینه که
چقدر ناچار باشی؟

04:41.770 --> 04:43.447
‫911، وضعیت اضطراریتون چیه؟

04:43.472 --> 04:45.907
‫یه قضیه عجیبی
واسه ادیث توی حسابداری پیش اومده

04:45.932 --> 04:48.317
‫اوکی، می‌تونی بگی منظورت از "عجیب" چیه؟

04:48.342 --> 04:51.162
‫می‌خواستم فرم هزینه‌ها رو امضا کنه
ولی هیچ جوابی بهم نمیده

04:51.187 --> 04:52.602
‫حتی برنمی‌گرده نگاه کنه

04:52.627 --> 04:55.166
‫ادیث؟ ادیث

04:55.191 --> 04:57.534
‫-نکنه مشکلی واسه سلامتیش پیش اومده
‫-شایدم

04:57.559 --> 05:01.131
‫صاف روی صندلیش نشسته و انگار داره با
کامپیوتر کار می‌کنه، ولی اصلاً تکون نمی‌خوره

05:01.156 --> 05:02.421
‫چقدره که این شکلی شده؟

05:02.446 --> 05:04.262
‫نمی‌دونم، حداقل 5 دقیقه‌ای میشه

05:04.287 --> 05:07.704
‫ممکنه سکته یا تشنج کرده باشه
باید یه سر برین وضعیتش رو برام چک کنین

05:07.729 --> 05:10.098
‫نمی‌تونم. درِ اتاقش رو قفل کرده

05:10.123 --> 05:12.118
‫اونجا نگهبانی یا مأمور امنیت نداره؟

05:12.143 --> 05:13.943
‫نه... شرکت ما اون‌قدرها بزرگ نیست

05:13.968 --> 05:16.536
‫مشکلی نیست. چند نفر رو می‌شناسم
که می‌تونن کمک کنن

05:16.972 --> 05:18.193
‫ادیث همین طبقه بالاست

05:18.218 --> 05:19.783
‫کسی شاه‌کلید نداره؟

05:19.808 --> 05:22.046
‫دست خود ادیثـه
اون اصلاً از ساختمون بیرون نمیره

05:22.071 --> 05:23.687
‫سرپرست حسابداریمونه، الانم که فصل مالیاته

05:23.712 --> 05:24.746
‫اوکی

05:25.756 --> 05:27.291
‫خانوم، از آتش‌نشانی نشویل هستیم

05:27.316 --> 05:29.107
‫اگه صدامو می‌شنوین
می‌تونین دستتون رو بیارین بالا؟

05:31.385 --> 05:32.809
‫اوکی، بلو، در رو باز کن

05:40.729 --> 05:41.911
‫تیلور، نوبت توئه

05:41.936 --> 05:44.928
‫سلام ادیث، من تیلورم‫
‫اینم دا...

05:45.459 --> 05:46.492
‫آم...

05:49.175 --> 05:50.330
‫آم...

05:51.368 --> 05:52.446
‫چیه؟

05:53.635 --> 05:55.451
یا خدا-
هی-

05:56.311 --> 05:57.576
‫چه خبره؟

06:06.813 --> 06:08.045
‫حالش خوب میشه؟

06:10.067 --> 06:11.853
فقط، یه لحظه به ما وقت بدین، خانوم

06:12.630 --> 06:14.927
‫اوکی، چقدره که این‌طوری شده؟

06:14.952 --> 06:18.242
‫سخت میشه گفت
اما از روی جمود نعشی و کبودی‌ها

06:18.267 --> 06:20.296
‫می‌تونم بگم حدود 3 تا 5 روزه

06:20.869 --> 06:23.247
‫-5 روز؟
‫-بعد از 5 روز بوش رو حس نکرده بودن؟

06:23.272 --> 06:25.540
‫احتمالاً سیستم تهویه همه‌ش رو کشیده تو خودش

06:26.375 --> 06:27.700
‫چطور هیچ‌کی متوجه نشده؟

06:28.153 --> 06:30.030
آخه کل این فضا دیوارهای شیشه‌ای داره

06:31.945 --> 06:33.332
‫حالش خوب میشه؟

06:34.049 --> 06:35.236
‫متأسفانه نه

06:35.858 --> 06:38.315
‫اوکی، آخرین باری که
کسی باهاش حرف زده کی بوده؟

06:38.340 --> 06:40.497
‫من دیشب قبل از رفتنم بهش شب‌بخیر گفتم،

06:40.522 --> 06:43.274
‫ولی اون‌قدر سرش شلوغه
که معمولاً دست تکون نمیده

06:43.299 --> 06:45.215
‫من پنجشنبه گذشته توی آشپزخونه باهاش حرف زدم

06:45.240 --> 06:48.079
‫پس واسه اینکه روشن بشیم
یک هفته‌ست هیشکی با ادیث حرف نزده؟

06:48.339 --> 06:49.325
‫درسته؟

06:49.932 --> 06:52.067
‫شماها هم همین‌طوری از بغلش رد می‌شدین؟

06:52.601 --> 06:54.471
‫الان فصل مالیاتـه

06:56.653 --> 06:59.802
‫تیلور، نبضش رو چک کن
‫تا بتونیم رسماً مرگش رو اعلام کنیم

07:00.037 --> 07:01.405
حتماً، دکتر

07:04.947 --> 07:07.724
‫نبض نداره. خدا بیامرزتش

07:07.749 --> 07:10.615
‫اعلام زمان مرگ، ‫ساعت 11:35 صبح

07:10.885 --> 07:12.698
‫اقدامات پزشکیِ بیشتری لازم نیست

07:14.898 --> 07:15.935
‫آم...

07:16.884 --> 07:17.953
‫بچه‌ها

07:19.667 --> 07:21.253
‫آم، بچه‌ها

07:22.398 --> 07:23.453
‫بله؟

07:25.121 --> 07:27.555
‫اوکی، یه لحظه وایسا
‫من یه نگاهی بهش می‌اندازم

07:28.785 --> 07:29.785
!آه

07:29.810 --> 07:31.973
‫اوه. اوه. اوه

07:31.998 --> 07:33.341
‫اوه، نه. نه

07:35.543 --> 07:36.643
‫اوه، نه

07:36.882 --> 07:38.283
‫-رفت تو دهنم
‫-وای خدای من

07:38.313 --> 07:39.563
‫پاشید تو دهنم!

07:43.954 --> 07:45.118
‫وای خدای من. وای خدای من

07:45.143 --> 07:46.285
‫من هواتو دارم

07:47.155 --> 07:49.958
‫وای خدای من
‫ خدای من، خدای من

07:50.459 --> 07:52.461
‫خانوم، حالتون خوبه؟

07:54.410 --> 07:56.034
‫خوبم. خوبم

07:56.059 --> 07:57.473
‫فقط یه کم سرم گیج رفت‫

07:57.498 --> 07:59.646
‫-اسمتون رو نفهمیدم
‫-مارجری

07:59.671 --> 08:01.233
‫سرت رو بدجوری کوبیدی دیوار

08:01.258 --> 08:03.505
‫خب، می‌تونی بشینی
‫و این نور رو دنبال کنی؟

08:04.989 --> 08:06.130
چه حسی داری؟

08:06.405 --> 08:09.228
‫انگار همین الان دیدم همکارم
‫مثل هندونه ترکید

08:09.253 --> 08:11.822
‫خب مارجری، مردمک‌های چشمت
‫ واکنش هماهنگ نشون نمیدن

08:11.847 --> 08:14.345
‫-یعنی چی؟
‫-یعنی فکر کنم ضربه مغزی شدی

08:14.616 --> 08:17.642
‫رای، می‌خوایم ببریمش بیمارستان
‫تا تحت نظر باشه،

08:17.861 --> 08:19.162
‫تو هم باید باهامون بیای

08:19.767 --> 08:20.800
‫چرا؟

08:20.825 --> 08:23.440
‫چون همین الان یه دهن پُر
‫از مایعات بدن اون زن، رفت تو دهنت

08:23.919 --> 08:25.077
باشه حتماً

08:29.831 --> 08:31.867
‫مارجری، هنوز می‌دونی ‫کجایی؟

08:31.892 --> 08:33.443
‫پشت یه آمبولانس

08:33.468 --> 08:36.972
‫مردمک‌های چشمت هنوز کُندن
‫باید بیدار بمونی، باشه؟

08:37.806 --> 08:40.373
‫نگران نباش، فکر نکنم دیگه
‫هیچ‌وقت بتونم بخوابم

08:40.706 --> 08:42.957
‫ما همیشه می‌گیم محیط کار
‫مثل خانواده آدمه

08:42.982 --> 08:44.421
‫اه، ما هم همینو می‌گیم

08:44.446 --> 08:45.775
‫ولی همه‌ش دروغه

08:46.615 --> 08:49.084
‫هیچ‌کی مثل خانواده واقعیِ آدم ‫به فکرت نیست

08:49.109 --> 08:51.612
‫هیچی جای بغل کردن ‫بچه‌هات رو نمی‌گیره

08:52.149 --> 08:53.751
‫-آره
‫-ادیث مگه چند وقته مرده که

08:53.776 --> 08:56.445
‫خانواده کاریش اصلاً متوجه نشدن‫
خیلی وحشتناکه

08:56.470 --> 08:57.868
‫آره‫، ولی خودش کارش رو دوست داشت

08:57.893 --> 08:59.393
‫کشته‌مرده کارش بود

08:59.862 --> 09:01.499
‫سرِ کاری که عاشقش بود جون داد

09:02.420 --> 09:03.756
‫همیشه خیلی سخت کار می‌کرد

09:03.781 --> 09:05.950
‫انگار اگه یه ثانیه دست از کار بکشه
دنیا به آخر می‌رسه

09:05.975 --> 09:07.505
‫ولی خودش اصلاً رنگ استراحت رو ندید

09:07.762 --> 09:08.783
آه

09:08.808 --> 09:10.636
‫الانم که دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونه بره

09:11.239 --> 09:12.307
‫کجا بره؟

09:12.332 --> 09:15.658
‫هر سال بعد از فصل مالیات
"می‌گفت می‌خواد بره "ناکسویل

09:16.044 --> 09:17.145
‫آرزوش بود

09:18.313 --> 09:20.115
‫آرزوش این بود که بره ناکسویل؟

09:20.783 --> 09:23.853
‫می‌گفت اون‌قدر نزدیک هست
که مجبور نشه زیاد از کارش بزنه

09:24.619 --> 09:27.252
‫هم کم‌خرجه، هم قشنگه، کلی هم جای دیدنی داره

09:27.277 --> 09:29.543
‫آره، جای باحالیه، تا حالا نرفتی؟

09:30.759 --> 09:32.241
‫از بچگی به بعد دیگه نرفتم

09:32.266 --> 09:35.394
‫ادیث، اون همیشه می‌خواست که...

09:35.419 --> 09:36.727
دکتر، دکتر

09:37.165 --> 09:38.165
مارجری

09:38.345 --> 09:40.184
‫ چشمات رو برام باز کن، مارجری

09:40.209 --> 09:41.604
‫اوکی، فشارش داره می‌ا‌فته

09:41.629 --> 09:44.308
‫لکنت زبان گرفته
مردمک چشم راستش ثابت و گشاد شده

09:44.333 --> 09:47.045
‫-ضربان قلبش هم داره می‌افته
‫-مغزش داره توی جمجمه‌ش ورم می‌کنه

09:47.070 --> 09:48.992
‫ویلیج وست، من 113 هستم

09:49.017 --> 09:50.890
باید اتاق عمل رو آماده کنین-
دریافت شد-

09:50.915 --> 09:53.318
‫باید گازش رو بگیریم
وضعیت مریض همین الان بحرانی شد

09:57.544 --> 10:00.261
چطور این‌طوری شد؟-
‫-غش کرد، سرش خورد به دیوار

10:00.286 --> 10:03.633
‫اولش هوشیار بود و زمان و مکان رو تشخیص
می‌داد، اما سطح هوشیاریش رسید به 6

10:03.658 --> 10:05.939
‫بین راه بیهوش شد، ضربان قلبش هم افتاده،

10:05.964 --> 10:08.000
‫-واسه همین احتمالاً هماتوم ساب‌دوراله
‫-هماتوم ساب‌دورال

10:08.025 --> 10:09.360
‫پس ببریمش تصویربرداری، دکتر؟

10:09.385 --> 10:11.849
‫نه، وقت نداریم. اتاق عمل تروما 1
جراح مغز و اعصاب آنکال رو پیج کنین

10:11.874 --> 10:13.369
‫بهش بگین می‌خوایم
جراحی سوراخ کردن جمجمه انجام بدیم

10:13.394 --> 10:14.410
‫سم

10:14.435 --> 10:16.470
‫شیفت من این‌طوری شد. مسئولیتش با من بود

10:16.495 --> 10:19.231
‫می‌دونم. شنیدم خودت هم ممکنه
عامل بیماری‌زا وارد دهنت شده باشه

10:19.256 --> 10:21.454
‫واسه همین کارمون که تموم شد
باید خودت رو هم معاینه کنم

10:21.885 --> 10:23.887
‫هر اتفاقی براش بیفته، مسئولش منم

10:23.912 --> 10:27.260
‫خب، ما هر کاری از دستمون بربیاد می‌کنیم
ولی یکی باید به بستگان نزدیکش خبر بده

10:32.241 --> 10:33.490
‫موهای سرش تراشیده شد

10:33.515 --> 10:35.584
‫ضربان قلبش 45ئه، داره از دست میره، دکتر

10:35.991 --> 10:38.588
‫ باید همین الان
فشار داخل جمجمه رو کم کنیم، تیغ جراحی

10:43.730 --> 10:44.818
‫کلمپ

10:46.101 --> 10:47.802
‫دارم پوست سر رو کنار می‌زنم

10:52.107 --> 10:53.180
‫دریل

10:54.832 --> 10:56.335
‫دارم اولین سوراخ رو ایجاد می‌کنم

11:00.255 --> 11:01.282
‫ساکشن

11:01.307 --> 11:03.559
‫امیدوارم این کار فشار رو از روی مغزش برداره

11:04.319 --> 11:07.557
‫ضربان قلبش 44ئه
هنوز ورمش خیلی زیاده. داره از دست میره

11:07.582 --> 11:09.504
‫سوراخ‌های بیشتری می‌زنم
تا فشار بیشتری خالی بشه

11:12.237 --> 11:13.603
‫یالا، دووم بیار

11:13.628 --> 11:15.669
‫انگار مغزش هنوز داره به جمجمه‌اش فشار میاره

11:15.694 --> 11:18.503
دارم می‌بینم. فشارش خیلی بالاست-
این سوراخ‌ها کارساز نیستن-

11:18.528 --> 11:20.877
‫-جراح مغز و اعصاب کجاست؟
‫-هنوز توی اتاق تروما 3 گیر کرده،

11:20.902 --> 11:22.187
‫درگیر ترمیم آنوریسمه

11:22.212 --> 11:23.914
‫کارش که تموم بشه سریع خودشو می‌رسونه

11:23.939 --> 11:26.216
‫اون‌قدر دووم نمیاره
باید یه کارِ خیلی جدی‌تر بکنیم

11:26.241 --> 11:27.583
‫چی؟ از اینم جدی‌تر؟

11:27.888 --> 11:30.358
‫اره استخون‌بُری رو بده بهم
‫باید یه دریچه باز کنیم

11:35.250 --> 11:37.380
‫ضربان قلبش 39ئه
داره از دست میره دکتر

11:37.405 --> 11:39.607
‫خواهش می‌کنم جواب بده
‫خواهش می‌کنم جواب بده

11:41.489 --> 11:42.576
‫کلمپ

11:43.325 --> 11:44.560
‫هر چه باداباد

11:45.391 --> 11:47.603
‫این آخرین شانسمونه ‫که فشار رو کم کنیم

11:49.831 --> 11:51.933
‫یالا، دووم بیار. یالا

11:55.596 --> 11:57.605
‫خب، ‫ورمش داره می‌خوابه

11:59.588 --> 12:02.291
‫ضربان قلبش داره ‫برمی‌گرده به حالت عادی

12:02.877 --> 12:05.615
‫باورنکردنیه، ‫باورم نمیشه نجاتش دادیم

12:05.640 --> 12:07.779
‫راستش رو بخوای، منم همین‌طور

12:13.606 --> 12:14.671
‫بلایث

12:15.056 --> 12:17.607
‫دیکسی، ممنون
‫که قبول کردی همو ببینیم

12:17.632 --> 12:20.167
‫اگه همین‌طوری همو ببینیم
‫کم‌کم باید باشگاه کتاب‌خونی ‫راه بندازیم

12:20.192 --> 12:22.022
‫واو،
‫اصلاً بهت نمی‌اومد اهل کتاب باشی

12:23.743 --> 12:25.646
‫بعد از عملت ‫چه حسی داری؟

12:25.982 --> 12:27.718
‫انگار یه فرصت دوباره ‫برای زندگی پیدا کردم

12:28.533 --> 12:30.130
‫ می‌دونی، یه جورایی بهت...

12:30.813 --> 12:31.813
...مدیونم

12:32.752 --> 12:34.366
خودت که می‌دونی-
واسه چی؟-

12:35.644 --> 12:36.867
باید ‫واسش تشکر کنم

12:36.892 --> 12:40.092
‫خب، خبر خوب اینه که ‫این فرصت رو داری

12:40.117 --> 12:41.797
که ‫خیلی زود جبرانش کنی

12:41.822 --> 12:45.391
‫اوه آره، خب بلو درباره
‫این قضیه "رایدر هارد" بهم گفت

12:45.416 --> 12:46.918
‫رایدر استرانگ

12:47.155 --> 12:50.200
‫خب، مطمئنم که بلو بهت گفته
‫ستاره اصلیِ برنامه‌مان رو از دست دادیم،

12:50.225 --> 12:53.856
‫واسه همین خیلی خوشحال میشم اگه بیای
‫و آهنگ‌های خواننده‌های زنِ معروف رو بخونی

12:53.881 --> 12:55.141
‫این دیگه خوراکِ خودمه

12:55.166 --> 12:57.078
‫عالیه، پس یعنی ‫رو حضورِت حساب کنم؟

12:57.600 --> 12:58.788
‫بستگی داره

13:00.228 --> 13:01.396
‫بستگی به چی؟

13:01.421 --> 13:03.890
‫به اینکه چطور بخوای باهام رفتار کنی

13:05.096 --> 13:06.113
‫اوه

13:06.645 --> 13:08.202
‫خب، داشتم به این فکر می‌کردم

13:08.227 --> 13:10.417
‫که قشنگ مثل یه فوق‌ستاره
‫باهات رفتار بشه، مگه نه؟

13:10.445 --> 13:12.687
‫اگه شکلات ام‌اندامز آبی می‌خوای،

13:12.712 --> 13:14.625
‫یا هر چقدر که بتونی ‫نوشیدنیِ گازدار بخوری

13:14.650 --> 13:16.117
‫یعنی هر چی که خودت بخوای

13:16.514 --> 13:19.129
‫راستش من بیشتر ‫اهلِ شراب قرمزم...

13:19.154 --> 13:22.525
‫-اوه
‫-ولی راستش منظورم ‫این چیزا نبود

13:23.659 --> 13:25.521
‫خب، پس چی می‌خوای؟

13:26.796 --> 13:28.649
‫اینکه دیگه مثل یه جذامی ‫باهام رفتار نشه

13:29.331 --> 13:33.171
‫یعنی تمام اون قوانینی که سال‌ها پیش
‫واسه دور نگه داشتنِ من از خانواده‌ت گذاشتی،

13:33.667 --> 13:35.075
‫می‌خوام همه‌شون رو بی‌خیال بشی

13:35.431 --> 13:36.999
‫این قضیه اصلاً چه اهمیتی ‫برات داره؟

13:37.313 --> 13:38.757
‫چون چه بخوای چه نخوای،

13:38.782 --> 13:42.374
‫الان یه سری تداخل‌های خیلی دردسرساز
‫بین خانواده‌های ما وجود داره

13:43.455 --> 13:45.436
‫ببین، تولد بلو نزدیکه

13:45.648 --> 13:47.933
‫خیلی دلم می‌خواد براش ‫یه جشن تولد بگیرم

13:48.651 --> 13:51.494
‫واقعاً دلم می‌خواد
‫پدر و برادرش هم اونجا باشن

13:51.519 --> 13:52.595
‫یعنی، اصلاً...

13:53.823 --> 13:56.388
‫یعنی حتی خودت هم
‫اگه بخوای می‌تونی بیای

13:57.058 --> 13:58.621
‫واقعاً منم دعوت می‌کنی؟

13:59.953 --> 14:03.961
‫بلایث، شاید واقعاً شاخ دربیاری
اگه بفهمی منم یه آدمیزادم

14:04.474 --> 14:06.064
‫شرط و شروط من ایناست

14:06.575 --> 14:08.245
یه چیز رو هم می‌تونم بهت قول بدم

14:08.269 --> 14:12.335
‫منو بفرست روی اون استیج
خودم کاری می‌کنم اون خیرین پول بارونت کنن

14:13.254 --> 14:15.459
‫می‌دونم چطوری پول درمیاری، سابقه‌ش رو داری

14:16.228 --> 14:20.107
‫وای خدا، وقتی این‌طوری حرف می‌زنی
کم مونده ازت خوشم بیاد

14:20.132 --> 14:21.167
‫قبوله

14:21.856 --> 14:24.528
‫تو قبول کن توی جشنم بخونی،

14:24.553 --> 14:26.339
‫منم قبول می‌کنم که

14:27.181 --> 14:30.756
توی اون قوانین قدیمی تجدیدنظر کنیم

14:30.781 --> 14:32.499
و به عنوان اشانتیون

14:33.401 --> 14:36.239
اگه بخوای حتی می‌تونیم
جشن تولد بلو رو هم میزبانی کنیم

14:36.264 --> 14:39.399
‫یعنی شوخی نمی‌کنی، نه؟ یعنی توی اون عمارت؟

14:40.935 --> 14:44.331
‫وای خدا، هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
روزی رو ببینم که پام رو بذارم تو اونجا

14:44.356 --> 14:47.827
‫اوم، باور کن... منم همین‌طور

14:49.878 --> 14:51.354
‫-سلام
‫-عجب لباس اتاق عملی

14:51.379 --> 14:52.615
‫مجبورم کردن لباسم رو عوض کنم

14:52.640 --> 14:54.946
‫زنده می‌مونه؟
همون خانومه که مغزش ورم کرده بود؟

14:55.383 --> 14:58.194
‫اوه، خیلی اوضاع شیرتوشیر بود
ولی آره، زنده می‌مونه

14:58.219 --> 15:01.379
‫خوبه. "راکس" الان
توی لابی پیش شوهر و بچه‌هاشه

15:01.923 --> 15:04.259
‫-خوشحالم که دارن با مامانشون برمی‌گردن خونه
‫-منم همین‌طور

15:04.795 --> 15:05.847
...خب

15:06.343 --> 15:08.869
‫بگو ببینم، چطور شد که
امروز سر از بخش مراقبت درآوردی؟

15:09.197 --> 15:11.707
‫یه مأموریت بود
که یه خانومه پشتِ میزش فوت کرده بود

15:13.445 --> 15:17.148
‫نگو بنده خدا اون‌قدر معتاد کار بوده که
تا چند روز هیچ‌کی نفهمیده

15:18.406 --> 15:19.441
‫عجب

15:19.466 --> 15:20.519
‫هی، سم...

15:23.378 --> 15:24.747
‫اوضاعمون روبه‌راه میشه، نه؟

15:26.080 --> 15:27.449
‫داری درباره چی حرف می‌زنی؟

15:27.982 --> 15:29.685
‫فکر کنم حق با دکتر "لین" باشه

15:30.786 --> 15:32.885
‫خب؟ فکر کنم باید بریم دنیا رو بگردیم

15:32.910 --> 15:36.314
‫فکر کنم تا وقتی که هنوز می‌تونیم
باید وقتِ بیشتری رو با هم بگذرونیم، خب؟

15:36.339 --> 15:38.243
‫-"تا وقتی که هنوز می‌تونیم؟"
‫-آره

15:38.268 --> 15:39.904
‫این قضیه بدجوری ذهنت رو درگیر کرده، نه؟

15:39.929 --> 15:42.631
‫سم. ما به یه مسافرت نیاز داریم

15:43.799 --> 15:46.208
‫خب؟ نه یه روزی، نه یه وقت دیگه

15:48.637 --> 15:49.927
‫اوکی، کی بریم؟

15:50.256 --> 15:51.302
‫همین امشب

15:52.198 --> 15:53.717
‫-همین امشب؟
‫-همین امشب

15:53.742 --> 15:55.712
‫آره، بعد از کار، واسه آخر هفته راه می‌افتیم

15:55.737 --> 15:57.954
خب، ‫جشن مامانت چی پس؟

15:57.979 --> 16:00.021
‫از قبل بهش پیام دادم. گفت: "برین"

16:00.046 --> 16:01.441
‫رایان، هر دو این آخر هفته شیفتیم

16:01.466 --> 16:03.895
‫ما هر آخر هفته شیفتیم. همیشه خدا سر کاریم

16:06.010 --> 16:08.175
‫هیشکی فرداش رو تضمین نکرده

16:10.893 --> 16:12.460
‫-باشه
‫-جدی؟

16:13.135 --> 16:14.463
‫اصلاً کجا بریم؟

16:15.330 --> 16:18.099
‫شنیدم "ناکسویل" این وقت از سال خیلی قشنگه

16:18.922 --> 16:25.021
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

16:28.178 --> 16:31.314
‫اوکی، کلاً 48 ساعت وقت داریم
واسه همین باید حسابی تفریح کنیم، خب؟

16:31.339 --> 16:32.658
‫و اگه فردا قراره بریم صخره‌نوردی،

16:32.683 --> 16:34.566
‫این یعنی امروز تنها روزیه که می‌تونیم
جاهای دیدنی رو بگردیم

16:34.591 --> 16:36.620
‫اوکی، پس اگه از موزه هنر شروع کنیم

16:36.645 --> 16:39.863
‫و بعدش سه سوته بریم سمت "سان‌اسفیر"
ناهار رو توی "استک اند برل" می‌خوریم

16:39.888 --> 16:42.168
‫و بعدش سریع برمی‌گردیم باغ‌وحش
تا پانداهای قرمز رو ببینیم

16:42.193 --> 16:44.524
‫-آره
‫-آره. کارگاه آبجوسازی چی پس؟

16:44.549 --> 16:46.002
‫می‌خوای بری مشروب بخوری؟

16:46.346 --> 16:48.371
‫فکر کنم مردم
وقتی می‌رن مسافرت مشروب می‌خورن

16:48.396 --> 16:51.800
‫ولی این یکی به‌خصوص آبجو مالت داره
واسه همین خیلی براش هیجان دارم

16:51.825 --> 16:53.777
‫اگه به نظرت مسخره‌ست
...بی‌خیالش بشیم، ولی

16:53.802 --> 16:57.447
‫نه، نه، اصلاً کل هدفمون اینه که دوباره به هم
نزدیک بشیم و روی علایق همدیگه تمرکز کنیم

16:57.472 --> 16:59.858
‫واسه همین یه راهی پیدا می‌کنیم که جورش کنیم

16:59.883 --> 17:00.986
‫اوکی، بریم تو کارش

17:01.011 --> 17:03.521
‫اوکی، پس ناهار رو بی‌خیال می‌شیم
کل روز رو تخته‌گاز می‌ریم

17:03.546 --> 17:05.507
‫و فکر کنم بتونیم قبل از بسته شدن باغ‌وحش
اینم یه جوری جا بدیم

17:05.532 --> 17:07.500
‫آره، حسابی خسته می‌شیم، ولی شدنیه

17:07.525 --> 17:10.821
‫تا زمانی که انرژی کافی واسه
می‌دونی که، کارِ کوچولوی آخر داشته باشیم

17:11.262 --> 17:12.328
‫چی؟

17:13.264 --> 17:14.294
‫اوه

17:14.557 --> 17:16.262
‫-عشق‌بازی و شیطونی؟
‫-آره

17:17.077 --> 17:20.514
‫این واقعاً چیزیه که باید
...توی لیست کارهای واجب نوشته بشه یا

17:21.049 --> 17:23.550
خب، اگه برای چیزی برنامه‌ریزی نکنی
برای شکست برنامه‌ریزی کردی

17:24.026 --> 17:25.543
‫ فقط دیگه تشخیصش سخت شده که...

17:25.568 --> 17:27.736
‫داریم واسه یه حمله زمینی
برنامه‌ریزی می‌کنیم یا مسافرت

17:28.571 --> 17:29.684
‫داری زیرچشمی نگاه می‌کنی

17:29.709 --> 17:31.721
نگاه نمی‌کنم، ‫به خدا نگاه نمی‌کنم

17:31.746 --> 17:32.860
خب، اوکی

17:32.884 --> 17:34.920
‫اوه، داریم می‌ریم غارنوردی

17:34.945 --> 17:36.839
‫آره، دیشبم همین کارو کردیم

17:37.853 --> 17:39.130
‫نظرت چیه، ماه عسلشونه؟

17:39.414 --> 17:41.213
‫قطعاً ازدواج دومشونه

17:41.870 --> 17:44.601
‫تبریک می‌گم. تازه‌عروس‌دامادین، نه؟

17:44.626 --> 17:47.865
‫-اوه
‫-اوه، نه، هفت ساله که ازدواج کردیم

17:47.890 --> 17:51.560
‫واو، هفت سال، فکر کردیم ماه عسلتونه

17:51.585 --> 17:52.686
‫اوه

17:52.711 --> 17:54.941
‫ما سعی می‌کنیم هر ماه یه مسافرتِ کوتاه بریم

17:55.226 --> 17:56.661
‫هر ماه؟ واو

17:57.015 --> 17:58.349
چیکار کردین، لاتاری برنده شدین؟

17:59.008 --> 18:00.010
‫ای کاش

18:00.035 --> 18:01.837
‫کوین و تارا کینگ. از دِموین، آیووا

18:01.862 --> 18:03.747
‫رایان و سامانتا هارت. از نشویل، تنسی

18:03.772 --> 18:05.348
‫-سلام
‫-سلام. از آشنایی‌تون خوشبختم

18:05.373 --> 18:07.565
‫خب، آم، رازش چیه؟

18:07.876 --> 18:08.954
‫منظورت چیه؟

18:09.189 --> 18:11.722
‫آخه خیلی ریلکس و همدل به نظر می‌رسین

18:11.747 --> 18:15.191
‫شاید لوس باشه، ولی
توی مسافرت چندتا قانون داریم

18:15.216 --> 18:16.752
‫خب، خیلی دوست داریم بشنویم

18:16.777 --> 18:20.990
‫ما همیشه توی زمان حال می‌مونیم
و گوشی‌هامون رو می‌ذاریم روی حالت پرواز

18:22.043 --> 18:25.115
‫-اوه، و هیچ‌وقت درباره کار حرف نمی‌زنیم
‫-اصلاً و ابداً

18:26.427 --> 18:28.693
‫واو، این دیگه... یه جورایی خیلی سفت‌وسخته

18:28.718 --> 18:31.320
‫شما هم باید امتحانش کنین
زندگی‌تون رو عوض می‌کنه

18:31.802 --> 18:34.517
‫آخه من مریض‌هایی دارم
که باید پیگیر وضعیت‌شون باشم

18:34.542 --> 18:35.670
‫من پزشک اورژانسم...

18:35.695 --> 18:38.882
‫منم باید همیشه در دسترسِ تیمم باشم
...آتش‌نشانم، واسه همین

18:38.907 --> 18:39.754
‫اوه، صحیح

18:39.779 --> 18:43.338
‫اوه، خب، مهم اینه که بهتون خوش بگذره، مگه نه؟

18:43.363 --> 18:46.005
‫از آشنایی‌تون خوشبختم‫
‫هی، غارنوردی خوش بگذره. آره

18:47.021 --> 18:50.027
‫"سان‌اسفیر" که واسه
‫نمایشگاه جهانیِ 1982 ساخته شده،

18:50.052 --> 18:54.058
‫نگینِ درخشانِ ‫دورنمایِ شهر ناکسویله

18:54.083 --> 18:57.795
‫خیلی باحاله. شنیدم 300 فوته، ‫غول‌پیکره

18:58.326 --> 19:01.663
‫اه، لعنت، یه چیزی یادم افتاد

19:02.079 --> 19:04.727
‫اون‌قدر عجله‌ای اومدیم که یادم رفت
‫یه کاری رو توی ایستگاه انجام بدم

19:04.752 --> 19:06.821
‫آم، باید یه زنگ به بلو بزنم، ‫اشکالی نداره؟

19:06.846 --> 19:08.615
‫اوه، حتماً، آره‫آره، معلومه که نه

19:12.899 --> 19:15.685
‫وای خدا، واسه دیدن این پانداهای قرمز
‫خیلی ذوق دارم

19:18.050 --> 19:19.199
‫آم...

19:20.163 --> 19:21.331
‫پس کجان؟

19:22.103 --> 19:26.123
‫-آخه اونا خیلی گوشه‌گیرن
‫-یکی باید بهشون بگه ‫که ما وقتمون کمه

19:27.988 --> 19:29.056
‫ببخشید، یه لحظه

19:29.835 --> 19:31.282
‫سلام، دکتر هارت هستم

19:31.481 --> 19:33.650
‫سلام رای،
‫مسافرت چطور می‌گذره؟

19:33.675 --> 19:36.115
‫سلام رفیق، آم، خوبه‫، خیلی داره خوش می‌گذره

19:36.140 --> 19:40.243
‫نگران نباش، حواسمون قشنگ
‫به "اسموکی" و "بندیت" هست

19:40.268 --> 19:41.660
‫سلام، رای

19:41.685 --> 19:43.435
‫ببین، یه لطف در حقم می‌کنی؟

19:43.460 --> 19:45.791
‫می‌تونی نردبان هیدرولیکی رو
برام ‫روغن‌کاری کنی؟

19:45.816 --> 19:47.392
‫روغن‌کاریش کنم؟ الان؟

19:47.417 --> 19:48.719
‫آره، وقتِ سرویس‌شه

19:48.744 --> 19:51.245
‫قرار بود قبل از اینکه راه بیفتم
‫انجامش بدم ولی یادم رفت

19:51.270 --> 19:54.638
‫اوه، من فقط منتظر اونم،
‫شماها می‌تونین برین. آره، ‫شما بفرمایین، آره

19:54.663 --> 19:56.581
‫نه، باید فشار داخل جمجمه رو ‫اندازه می‌گرفتم

19:56.606 --> 19:59.140
‫چون ماده خاکستری داشت ‫از سوراخِ
جمجمه بیرون می‌زد، ‫واسه همین...

19:59.645 --> 20:01.532
‫عالیه، ‫برات ایمیلش می‌کنم

20:01.557 --> 20:03.014
‫کس دیگه‌ای نیست؟
‫‫فکر کنم منم

20:03.039 --> 20:04.578
آره، بیاین این پایین-
باشه-

20:05.777 --> 20:08.922
‫خب، ‫ببینم اون چهره خندونت رو

20:08.947 --> 20:10.473
‫عالیه. چقدر ناز

20:10.498 --> 20:12.656
‫متخصص مغز و اعصابشون
‫پیش یه مریض دیگه بود

20:14.235 --> 20:17.148
‫اوه، سم، سم، پاندای قرمز!
‫سم، سم

20:17.173 --> 20:19.913
آره، جمجمه رو شکافتم-
!یه پاندای قرمز اینجاست-

20:19.938 --> 20:23.236
‫وای خدا‫، چقدر نازی تو. وضعیت قرمزه!
‫سم، داری از دستش می‌دیا

20:23.261 --> 20:24.651
بعد از اینجا شام می‌خوریم

20:24.676 --> 20:26.350
‫باشه. ببخشید. من باید...

20:29.593 --> 20:33.284
‫من سوار ببره میشم‫
‫منم آقا خرگوشه رو ‫سوار میشم

20:39.828 --> 20:42.463
‫این یکی کاریه،
‫سه سوته تموم میشه، خب؟

20:43.676 --> 20:45.224
اوه، نه، نه، نه

20:46.915 --> 20:47.949
‫عزیزم

20:48.783 --> 20:51.140
‫سم، سم. سم

20:51.165 --> 20:53.958
‫ولی آخه اون لحظه مگه...
‫مگه چه چاره دیگه‌ای داشتیم؟

20:55.307 --> 20:57.044
‫آره، هنوز پشت خطم

21:00.200 --> 21:04.117
‫سلام، خیلی خوشحالم که
‫امشب همه شما رو اینجا می‌بینم

21:06.252 --> 21:09.479
‫به‌خصوص پدرم، که کارخونه مشروب‌سازی‌ش
‫نوشیدنی‌های امشب رو تأمین کرده

21:09.504 --> 21:11.625
‫واسه همین خیلی ممنونم، ددی

21:12.261 --> 21:14.625
‫جیغ و هورا بکشین
گلو تر کنین ‫و کمک مالی کنین

21:18.600 --> 21:20.495
‫خب، هر کسی که اینجاست،

21:20.520 --> 21:24.040
‫یا خودش امدادگره
یا رابطه نزدیکی ‫با نیروهای امدادی داره

21:24.480 --> 21:28.476
‫واسه همینم بود که مؤسسه
‫"رایدر استرانگ" رو تأسیس کردم،

21:28.501 --> 21:31.866
‫چون می‌دونم وقتی صدای آژیرها قطع میشه،

21:32.336 --> 21:35.372
‫چراغ‌ها خاموش میشن
‫و سکوت همه‌جا رو برمی‌داره، چه حسی داره

21:36.618 --> 21:40.038
‫و می‌خواستم از آتش‌نشان‌ها حمایت کنم،

21:40.063 --> 21:42.759
‫و همین‌طور افسران پلیس و نیروهای امدادی،

21:43.165 --> 21:47.629
‫چون اونا باری رو به دوش می‌کشن که
‫خیلی از ماها هیچ‌وقت مجبور نیستیم ببینیم

21:47.872 --> 21:49.948
و می‌خواستم کمکشون کنم تا حالشون بهتر بشه

21:49.973 --> 21:53.291
‫و هیچ درمانی برای جسم و روح بهتر از این نیست

21:53.316 --> 21:55.218
‫که سوارِ پشتِ یه اسب بشی

21:56.111 --> 21:58.421
‫و خودم اینو از نزدیک لمس کردم

21:58.974 --> 22:03.887
‫پس امیدوارم که همه‌تون امشب
‫حمایت از ما رو مدنظر داشته باشین،

22:03.912 --> 22:07.857
‫و حالا دیگه وراجی رو تموم می‌کنم
‫موافقین بریم سراغ موسیقی؟

22:08.217 --> 22:09.745
‫هنوزم روی صحنه استرس داری، نه؟

22:10.083 --> 22:11.820
‫ظاهراً با بالا رفتنِ سن هم بهتر نمیشه

22:12.170 --> 22:14.027
‫ بسیارخب، ‫اولین ستاره اصلیِ امشبِ ما

22:14.052 --> 22:16.733
‫نه‌تنها با کلی از
آهنگسازهای معروف ‫کار ضبط کرده،

22:16.758 --> 22:20.336
‫بلکه مادرِ افتخارآفرینِ
‫یه آتش‌نشانِ واقعی هم هست

22:20.361 --> 22:24.398
‫پس خانم‌ها و آقایون، لطفاً با تشویق گرمتون
‫استقبال کنین از: دیکسی بنینگز

22:26.835 --> 22:28.136
‫بترکون، مامان!

22:30.925 --> 22:32.852
‫اوه، سلام

22:35.145 --> 22:39.099
‫سلام. لبخند بزن، بلایث
‫این تصویر واسه همیشه موندگار میشه

22:39.124 --> 22:41.794
‫اوه، خب، امیدوارم
جوری نشه که ‫بعداً پشیمون بشم

22:41.819 --> 22:42.881
‫خوش بگذره

22:42.906 --> 22:43.912
آره واقعاً

22:44.620 --> 22:49.258
‫خب رفقا، نظرتون چیه ایستگاه آتش‌نشانی رو
‫به آتیش بکشیم؟ بزن بریم!

23:12.681 --> 23:16.752
‫اوکی، اوکی‫،مرکز فوریت‌های ناکسویل
همین الان نیرو اعزام کرد، ‫نه، نگاه نکن،

23:16.777 --> 23:21.004
‫دوتا آمبولانس، دوتا ماشین آتش‌نشانی
‫و یه ماشین فرماندهی. خب، حادثه چیه؟

23:21.382 --> 23:23.183
...‫معمای باحالیه، آم

23:23.899 --> 23:27.938
‫خب، دوتا ماشین بدونِ نردبان یعنی
‫آب می‌خوان، نه ارتفاع

23:27.963 --> 23:30.487
‫آمبولانس‌ها هم یعنی ‫حادثه چندتا مصدوم داره

23:30.512 --> 23:32.255
‫و حدس من اینه که...

23:32.280 --> 23:36.209
‫این یه تصادف زنجیره‌ای ‫با آتش‌سوزیِ فعاله

23:37.406 --> 23:40.145
لعنتی، آره، زدی تو خال-
برو بالا-

23:40.609 --> 23:44.682
‫ببین کی اینجاست، زوج محبوبمون
‫از نشویل. بچه‌ها، می‌تونیم بیایم پیشتون؟

23:44.707 --> 23:45.741
‫-حتماً
‫-البته

23:46.381 --> 23:47.877
‫دارین یه جور بازی می‌کنین؟

23:48.358 --> 23:50.589
‫اوه، آم، تازه این برنامه امدادگران رو ‫دانلود کردیم

23:50.614 --> 23:53.038
‫که می‌تونی از توش
تمام گزارش‌های محلیِ ‫اعزام نیرو رو بشنوی،

23:53.063 --> 23:56.533
‫واسه همین بر اساس نوع واکنش عملیاتی‌شون،
‫حادثه رو حدس می‌زنیم

23:57.139 --> 23:58.625
‫اوه، باحاله

23:59.200 --> 24:00.200
...خب

24:00.225 --> 24:03.298
‫ پروژه "مأموریت غیرممکن" چطور پیش رفت؟
‫همون برنامه فشرده روزانه‌تون؟

24:03.899 --> 24:06.157
‫-امم، ردیف بود
‫-اوه، بد نبود

24:06.182 --> 24:07.501
اوه، فقط بد نبود؟

24:07.973 --> 24:09.913
‫فقط نشد پانداهای قرمز رو ببینم

24:09.938 --> 24:12.207
‫آره، آخه می‌دونی،
‫تمام ذوقش واسه همین بود

24:12.232 --> 24:13.733
‫اوه، نه. مگه اونجا نبودن؟

24:13.758 --> 24:16.763
‫چرا بودن، ولی کلاً یه لحظه کوتاه آفتابی شدن
‫منم از دستش دادم

24:16.788 --> 24:18.397
چون یه تماس کاریِ خیلی مهم داشت

24:18.812 --> 24:22.359
‫آره، می‌دونم، می‌دونم
‫نقض قانون شماره یک: گوشی تعطیل

24:22.389 --> 24:25.021
:و قانون شماره دو بچه‌ها
حرف زدن از کار موقوف

24:25.046 --> 24:27.130
‫-آره
خودتون رو اذیت نکنین-

24:27.155 --> 24:29.098
‫ما هم مجبور شدیم اینو
‫از راه سختش یاد بگیریم

24:29.624 --> 24:30.659
‫مگه نه، عزیزم؟

24:31.497 --> 24:32.582
‫آره

24:33.294 --> 24:35.666
‫غارنوردی چطور بود؟
‫‫هوم؟

24:36.631 --> 24:39.781
‫اوه، بروشور رو می‌گه
‫اوه، آم...

24:40.869 --> 24:42.973
‫راستش امروز اصلاً موفق نشدیم
‫از اتاق بریم بیرون

24:42.998 --> 24:45.500
!اوه. اومم-
‫مگه نه، کوین؟

24:45.859 --> 24:46.912
فهمیدم

24:59.848 --> 25:01.304
‫دانی‫
‫هوم؟

25:01.757 --> 25:03.106
‫تو از این خبر داشتی؟

25:04.779 --> 25:07.623
‫اینکه "راکس" با خودش همراه آورده؟
‫‫نه، پشت سرشون رو ببین

25:08.576 --> 25:10.640
‫اوه، آره. از نظر منابع انسانی هم ‫رسمی شده

25:10.665 --> 25:12.021
‫موفق باشن

25:14.557 --> 25:16.292
‫چرا رقصیدن جلوی "کپ" برام

25:16.317 --> 25:18.727
‫معذب‌کننده‌تر از رقصیدن ‫جلوی بابای خودمه؟

25:18.752 --> 25:20.463
‫فکر کن اگه واقعاً بابات بود چی می‌شد

25:33.588 --> 25:37.492
‫اوه، ممنونم. می‌دونین، بیشتر از اونی که
‫از تشویق‌هاتون ممنون باشم،

25:37.517 --> 25:40.894
‫ولی خیلی بیشتر ترجیح می‌دم دست ببرین
‫توی اون جیب‌های عمیقتون

25:40.919 --> 25:43.722
‫و شروع کنین به پول بارون کردن
‫یالا دیگه، بچه‌ها

25:47.927 --> 25:50.180
‫خانم، این واقعاً سخاوتمندانه‌ست
‫ممنونم ازتون

25:50.205 --> 25:52.389
‫کارت‌خوان و کارت اعتباری هم ‫قبول می‌کنیم

25:53.283 --> 25:55.948
عالیه. ممنون-
از کد کیو‌آر هم می‌تونین ‫استفاده کنین

25:58.070 --> 26:00.087
‫وای خدای من‫
...خانم و آقایون

26:00.112 --> 26:01.205
‫ادامه بده

26:01.230 --> 26:03.686
‫به یه میز بزرگتر نیاز داری،
‫هنوز دو ساعت باقی مونده

26:03.711 --> 26:06.047
‫می‌دونستم همه‌چی درست میشه، عزیزم
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم

26:06.072 --> 26:08.377
اوه، منم همین‌طور-
ممنونم. اوه، مرسی-

26:08.402 --> 26:11.320
‫خب، راستش باید به "دیکسی" دست‌مریزاد گفت
‫واقعاً سنگ‌تموم گذاشت

26:11.345 --> 26:14.882
‫کاملاً موافقم، ‫لعنتی، اون یه ستاره واقعیه

26:14.907 --> 26:16.907
‫که درست پشت سرت ایستاده

26:16.932 --> 26:20.177
‫خب، کسی نمی‌خواد منو
‫به این طرفدار جدید و محبوبم معرفی کنه؟

26:20.202 --> 26:22.270
‫بله، دیکسی، ایشون پدرم "ادوارد" هستن

26:22.295 --> 26:23.989
‫خب، سلام ادی، از آشنایی‌تون خوشبختم

26:24.014 --> 26:26.383
سلام، دیکسی-
خب، چی می‌نوشیم؟-

26:26.408 --> 26:29.352
‫خب، تا حالا "رالی شماره پنجِ" منو
‫امتحان کردی؟

26:29.377 --> 26:31.146
‫یه ویسکیِ ملایم و خوش‌خوراکه

26:31.583 --> 26:34.586
اومم. اومم. اومم-
اوه-

26:35.250 --> 26:38.588
‫دیکس‫
‫واو، راستش اصلاً بد نیست

26:40.136 --> 26:41.738
‫می‌خوای یه پیکِ دیگه برام بریزی، خوش‌تیپ؟

26:41.768 --> 26:42.768
...آم

26:43.510 --> 26:46.440
‫خب، بذار یه چیزی بهت بگم...

26:47.337 --> 26:49.806
ممنونم-
‫-من هیچ‌وقت نمی‌ذارم یه خانم تنها بنوشه

26:49.831 --> 26:51.026
‫خب، به سلامتیِ همین‫
‫به سلامتی

26:51.051 --> 26:53.420
‫آروم‌تر، دیکس. دوتا پیکِ دیگه از اینا بخوری،
بیهوش میشی

26:53.445 --> 26:54.513
‫اوم

26:54.744 --> 26:55.878
‫قول میدی؟

26:56.705 --> 26:59.815
‫قیافه‌شون رو وقتی شنیدن
‫پانداهای قرمز رو ندیدم دیدی؟

27:00.197 --> 27:01.493
دلسوزانه بود-
آره-

27:03.278 --> 27:04.558
...حالا به نظرت

27:05.278 --> 27:08.049
‫ما واقعاً زیادی ‫روی کار تمرکز می‌کنیم؟

27:08.950 --> 27:12.854
‫واسه یه زوجی که با هم اومدن مسافرت،
‫زیادی سلفیِ تکی گرفتیم

27:14.262 --> 27:15.378
‫نظرت چیه

27:15.780 --> 27:19.136
از فردا ‫طبق قانون اونا پیش بریم؟

27:20.063 --> 27:21.506
‫قبوله‫، گوشی‌ها توی جیب

27:21.531 --> 27:24.956
‫آره. حرف زدن از کار هم موقوف. قول

27:25.568 --> 27:26.602
‫قول

27:28.544 --> 27:29.544
!ها

27:34.377 --> 27:35.570
‫این چیه؟

27:37.369 --> 27:38.534
‫وقتِ شیطونیه

27:39.514 --> 27:43.089
‫-تایمرِ وقتِ شیطونی. واو‫، می‌خوای؟
‫-تو می‌خوای؟

27:44.920 --> 27:46.248
‫من که قشنگ جنازه‌م

27:46.821 --> 27:48.423
‫-آره، منم همین‌طور
‫-باشه

27:49.224 --> 27:51.226
‫-فردا؟
‫-حتماً

28:01.314 --> 28:05.775
‫خب... ‫به‌خاطر این شب فوق‌العاده موفقیت‌آمیز
‫بهت تبریک می‌گم، خانم هارت

28:06.642 --> 28:08.076
‫ممنون، دانی

28:09.344 --> 28:10.527
‫یه کم مضطرب به نظر می‌رسی،

28:10.552 --> 28:12.782
‫اونم کسی ‫که همین الان یه مراسمِ
کمک مالیِ رکوردشکن ‫رو راه انداخته

28:12.807 --> 28:15.576
‫اونی که روی صندلی عقبه
‫باعث شده یه کم مضطرب بشم

28:17.264 --> 28:19.208
‫هنوزم دیر نشده که ‫به بلو زنگ بزنیم

28:19.233 --> 28:22.124
‫وقتی مهمونی رو ترک کرد، اصلاً روحشم
خبر نداشت ‫که اون این‌قدر پاتیل شده

28:22.149 --> 28:24.847
‫مست نیست‫، ‫رفته تو حالت کما

28:25.213 --> 28:27.483
‫ببین، کمترین کاری که
‫می‌تونیم بکنیم اینه که...

28:27.508 --> 28:30.111
‫بذاریم امشب رو اینجا بمونه،
‫مخصوصاً بعد از اینکه ‫جشن رو ترکوند

28:31.514 --> 28:34.617
‫اون روی صحنه استرس می‌گیره
‫همیشه همین‌طور بوده

28:35.227 --> 28:37.047
‫-اوه، خدای من
‫-اوکی، سه قدم مونده...

28:37.072 --> 28:41.711
‫بسیارخب،‫سه قدم تا تخت فاصله داریم
‫یک، دو، سه

28:41.736 --> 28:42.971
‫عالی شد

28:44.148 --> 28:48.385
‫وای خدای من. اوکی
‫اوه، بسیارخب. اوکی

28:50.118 --> 28:51.474
‫ببین، اینا...

28:52.199 --> 28:53.839
اینا ملافه‌های ‫نخیِ مصری‌ان، خب؟

28:53.864 --> 28:55.939
‫واسه همین اگه یه وقت ‫حالت به هم خورد،

28:55.964 --> 28:58.569
‫بهتره که...
‫نشونه بگیری سمتِ این سطل زباله، باشه؟

28:58.594 --> 28:59.861
‫-باشه
‫-باشه

29:02.196 --> 29:05.208
‫-اوکی. خواب‌های خوب ببینی
‫-نه، نه، نه، نرو

29:05.233 --> 29:06.569
‫-باشه
‫-نرو

29:09.965 --> 29:11.844
‫می‌دونی، همیشه فکر می‌کردم
‫همه‌ش نقش بازی کردنه

29:12.800 --> 29:13.854
‫چی؟

29:15.390 --> 29:17.299
همون ‫بانویِ بی‌نقصِ جنوبی

29:18.080 --> 29:19.090
‫اوه

29:19.114 --> 29:20.415
‫ولی واقعیت داره

29:20.440 --> 29:22.792
‫اوه، نه. من فرسنگ‌ها
‫با بی‌نقص بودن فاصله دارم

29:23.753 --> 29:27.455
‫تمام اون سال‌هایی که خرجِ بلو رو دادی،
‫حتی وقتی که نمی‌ذاشتم ببینیش

29:30.105 --> 29:32.007
‫توی جراحی‌م بهم کمک کردی

29:34.296 --> 29:35.997
‫منو به جشنت دعوت کردی

29:37.399 --> 29:41.344
‫حالا هم داری توی خونه‌ت ازم نگهداری می‌کنی
‫اونم با یه سطلِ استفراغِ اختصاصی واسه خودم

29:42.498 --> 29:43.977
...‫اوم. خب

29:45.943 --> 29:49.193
‫چه بخوایم و چه نخوایم...
‫خانواده‌های ما حالا به هم گره خوردن

29:49.218 --> 29:52.723
‫واسه همین فکر کنم باید هوایِ
‫همدیگه رو داشته باشیم، مگه نه؟

29:54.713 --> 29:58.474
‫دیکسی. دیکسی، هی‫، چرا داری گریه می‌کنی؟

29:59.294 --> 30:02.798
‫من آدمِ خیلی ‫افتضاحی بودم

30:04.627 --> 30:06.288
‫مسیرِ سختی رو پشت سر گذاشتی

30:07.099 --> 30:08.987
‫آره، ولی بازم...

30:09.996 --> 30:12.649
‫نمی‌دونم. منظورم اینه
‫تمام اون کارهایی که کردم

30:14.060 --> 30:16.296
‫مخصوصاً وقتی پای بلو وسط میاد

30:16.672 --> 30:20.306
‫تو آسیب دیده بودی، واسه همینم بود که
بلو رو از ما دور نگه داشتی

30:20.331 --> 30:22.533
‫ما دیگه از همه‌ اینا ‫گذشتیم. پس...

30:23.511 --> 30:25.347
‫آره، ولی منظورم قبل از اوناست

30:31.837 --> 30:32.927
‫دیکسی

30:34.824 --> 30:36.466
‫-دیکسی
‫-هوم؟ هوم؟

30:36.491 --> 30:38.360
‫منظورت از قبل از اون چیه؟

30:40.570 --> 30:42.359
‫منظورم تمام دروغ‌هاییه که گفتم

30:43.399 --> 30:44.707
‫چه دروغ‌هایی؟

30:46.799 --> 30:49.334
‫دیکسی، هی. دیکسی، هی‫
‫چی؟ آره؟

30:49.359 --> 30:50.559
‫چه دروغ‌هایی؟

30:51.408 --> 30:55.914
‫آم، اون شبی که
توی اون کافه ‫"دان‌دان" رو دیدم

30:59.385 --> 31:03.583
‫بهش گفتم قرص ضدبارداری می‌خورم
‫و اینکه خیالمون راحت باشه

31:14.647 --> 31:15.843
...‫داری می‌گی

31:16.562 --> 31:20.190
عمداً باردار شدی ‫تا واسه "دان" تله بذاری؟

31:20.775 --> 31:23.615
‫فکر می‌کردم
هیچ‌وقت یه بچه رو ‫ول نمی‌کنه و بره

31:26.494 --> 31:29.541
‫ولی این کارم جلوی رفتنش رو نگرفت
‫منو ول کرد و رفت

31:31.332 --> 31:33.277
‫اون همیشه تو رو انتخاب می‌کنه

31:36.965 --> 31:41.895
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

31:43.726 --> 31:44.760
‫رایان

31:46.961 --> 31:49.964
‫ببخشید، دارم سعی می‌کنم ‫سکوت رو بشکنم

31:51.001 --> 31:52.040
‫آره، می‌دونم

31:52.765 --> 31:54.905
فکر نمی‌کردم حرف نزدن ‫از کار
این‌قدر سخت باشه

31:55.403 --> 31:57.510
‫الان مثلاً چقدر گذشته، سه ساعت؟

31:57.535 --> 31:59.120
‫آم، نه کاملاً. دو ساعت.

31:59.564 --> 32:02.297
هنوز یه ساعت ‫و نیم دیگه تا صعود وقت داریم

32:03.478 --> 32:04.589
‫من، آم...

32:06.683 --> 32:08.299
‫بهت گفتم اسموکی با بند کفش چیکار کرد...

32:08.324 --> 32:10.326
‫لطفاً دیگه درباره گربه حرف نزن

32:10.351 --> 32:12.696
‫خب، اگه از کار حرف نزنم
پس ‫قراره درباره چی بگم؟

32:12.721 --> 32:15.094
‫نمی‌دونم، نمی‌دونم‫
این قضیه داره کم‌کم وحشت‌زده‌م می‌کنه

32:15.119 --> 32:16.179
‫منم همین‌طور

32:18.727 --> 32:22.023
‫درش نیار. گوشی تعطیل، مگه نه؟
‫قانونش همینه

32:23.089 --> 32:24.658
‫اگه درش بیارم، یعنی شکست خوردیم

32:25.532 --> 32:27.301
‫صداش شبیه برنامه وضعیت اضطراریه

32:29.839 --> 32:32.641
‫پس فکر کنم یه نگاه انداختن بهش
‫ما رو نمی‌کشه

32:32.666 --> 32:34.661
‫ولی اگه نگاه نکنیم
شاید ‫یکی دیگه رو به کشتن بده

32:39.080 --> 32:40.839
‫وضعیت اورژانسیِ تروما توی پارک‫

32:40.864 --> 32:42.544
‫منم زنگ می‌زنم گزارش می‌دم

32:43.783 --> 32:45.436
‫مرکز فوریت‌های ناکسویل، خولیو هستم

32:45.461 --> 32:48.374
‫سلام. من و همسرم پیام هشدارتون رو
‫دریافت کردیم. می‌خوایم کمک کنیم

32:48.399 --> 32:50.501
‫من آتش‌نشانم، اونم پزشک اورژانسه

32:50.526 --> 32:52.773
پس باید بگم کاملاً واجد شرایطین-
قضیه چیه؟-

32:53.005 --> 32:55.606
‫تماس‌گیرنده با 911 گفت
‫یه کوهنورد از مسیر سقوط کرده

32:55.631 --> 32:59.743
‫نیروهای امدادِ جنگل‌بانی با موتورهای چهارچرخ
‫تو راهن، ولی یه کم طول می‌کشه برسن

32:59.768 --> 33:01.618
‫می‌دونین مصدوم دقیقاً کجاست؟

33:01.643 --> 33:04.980
‫تماس‌گیرنده گفت از "یه نقطه دیدنی
‫بالای آبشار کریستال" سقوط کرده

33:06.850 --> 33:08.359
‫اونجا یه ربع مایل با اینجا فاصله داره

33:08.384 --> 33:09.652
‫بسیارخب، داریم می‌ریم اون سمت

33:09.677 --> 33:13.122
‫تجهیزات داریم، با طناب‫فرود میایم پیشش
می‌تونی ما رو ‫وصل کنی به تماس‌گیرنده؟

33:13.147 --> 33:15.701
‫حتماً. گوش به زنگ باشین
‫آقا، هنوز پشت خطین؟

33:15.726 --> 33:18.294
‫آره، هستم. امدادگرا نزدیکن؟
‫داره می‌میره

33:18.319 --> 33:19.472
‫اونا هنوز کلی فاصله دارن،

33:19.497 --> 33:22.040
‫ولی چند نفر رو توی منطقه شما دارم
‫الان پشت خطن

33:22.065 --> 33:25.401
‫آقا، من رایان هستم، ما داریم میایم
واسه ‫کمک، اما اول باید پیداتون کنیم

33:25.426 --> 33:28.797
آم، چی پوشیدین؟-
بالا‌پوشِ سبز با ‫شلوار قهوه‌ای

33:28.822 --> 33:31.661
‫خب، این یعنی با محیط یکی می‌شین
‫کلاه یا دستمال سر همراهت داری؟

33:31.686 --> 33:33.625
‫یه چیز روشن‌تر که بتونیم از دور ببینیمش؟

33:33.650 --> 33:36.012
‫آره، بارونیِ اون صورتیه

33:36.037 --> 33:38.511
‫اوکی، عالیه. یه جا آویزونش کن
‫که بتونیم از بالا ببینیمش

33:39.040 --> 33:40.172
‫باشه، انجام شد

33:40.665 --> 33:42.917
اوه نه‫، وای خدا. نفس نمی‌کشه

33:42.942 --> 33:45.699
‫اوکی. ازت می‌خوام احیای قلبی‌ریوی رو
‫شروع کنی. بلدی چطور انجامش بدی؟

33:45.724 --> 33:48.559
‫- آره‫- خوبه. ازت می‌خوام 30تا فشار
‫وارد کنی

33:48.584 --> 33:50.528
‫برام بشمرش‫، بعدش دوتا تنفس مصنوعی بده

33:50.553 --> 33:52.188
‫یک، دو، سه

33:52.213 --> 33:54.297
‫باید پایین همین صخره‌ی روبه‌رو باشن

33:54.322 --> 33:57.212
‫- 28، 29، 30
‫- خوبه، ‫دوتا تنفس مصنوعی

33:57.237 --> 33:59.806
‫دارم انجامش میدم‫
دارم انجامش میدم،‫هنوز نفس نمی‌کشه

33:59.831 --> 34:01.566
‫ادامه بده، ‫کمک داره می‌رسه

34:05.601 --> 34:07.960
‫همون‌جا. کاپشن صورتیه‫، درست همون‌جاست

34:07.985 --> 34:09.122
‫ارتفاعش تا پایین خیلی زیاده

34:10.799 --> 34:11.855
‫بریم؟

34:17.613 --> 34:18.714
‫ببینیم چی میشه

34:23.822 --> 34:26.413
‫طاقت بیارین، آقا، ‫داریم میایم پیشتون

34:29.314 --> 34:31.121
‫آقا، اومدیم کمک کنیم

34:32.885 --> 34:34.285
کوین؟-
اون افتاد پایین-

34:36.213 --> 34:37.882
چی شد؟-
بالا توی مسیر بودیم-

34:37.907 --> 34:39.525
‫داشتم ازش عکس می‌گرفتم که پاش سر خورد

34:39.765 --> 34:41.804
‫با تمام سرعت خودمو رسوندم این پایین

34:42.353 --> 34:43.565
‫اوه، خدایا، خواهش می‌کنم

34:43.590 --> 34:44.859
‫تو رو خدا حالت خوب باشه، تارا

34:44.884 --> 34:46.407
‫من کارو تحویل می‌گیرم، ‫اصلاً نفس کشیده؟

34:46.701 --> 34:48.701
‫نه، نه، نه. داشتم
بهش تنفس دهان‌به‌دهان می‌دادم

34:48.726 --> 34:50.135
‫ولی من... فکر نمی‌کنم

34:51.446 --> 34:52.513
‫مرکز

34:53.117 --> 34:54.931
‫مصدوم بیهوشه و واکنشی نشون نمیده

34:54.956 --> 34:57.960
‫به‌خاطر سقوط از ارتفاعِ تقریباً 50 فوتی،
‫دچار جراحت‌های متعددی شده

34:57.985 --> 35:00.413
‫الان داریم تنفس مصنوعی
و احیای قلبی‌ریوی رو ‫شروع می‌کنیم

35:01.289 --> 35:02.323
‫آره

35:04.622 --> 35:06.237
‫یالا تارا. یالا

35:08.338 --> 35:10.019
‫امروز چقدر بهمون خوش گذشته بود

35:10.695 --> 35:12.037
‫روز خیلی خوبی بود

35:12.362 --> 35:13.522
‫یالا، تارا

35:15.704 --> 35:17.342
‫سم، یالا

35:22.252 --> 35:23.405
‫آره. بفرما

35:24.124 --> 35:25.303
‫مرکز

35:27.604 --> 35:28.951
‫اورژانس چقدر فاصله داره؟

35:28.976 --> 35:30.962
‫ده دقیقه فاصله دارن. شاید زودتر هم برسن

35:31.365 --> 35:35.096
‫بهتره بگی پلیس هم بیاد
‫احتمالاً موردِ 39-13 باشه

35:36.424 --> 35:39.460
‫لطفاً تکرار کنین. صداتون قطع شد
‫فکر می‌کنین قتله؟

35:45.166 --> 35:46.935
‫سم! برو سراغ اون! من این رو گرفتم!

35:51.144 --> 35:53.443
‫تارا، بیدار شو، ‫یالا، تارا. بیدار شو

35:56.712 --> 35:58.117
‫یالا، یالا، یالا

36:08.469 --> 36:09.619
‫یالا. یالا

36:11.960 --> 36:14.694
‫خودشه. خودشه، ‫آفرین، نفس بکش

36:17.532 --> 36:19.300
‫بشین زمین! تکون نخور!

36:20.334 --> 36:23.337
‫اون این کارو کرد... کوین

36:29.222 --> 36:32.315
‫تارا، تو حالت خوبه‫
حسابی حواسشون بهت هست، باشه؟

36:34.003 --> 36:35.279
‫من وکیلم رو می‌خوام

36:39.045 --> 36:40.901
هی-
کارت عالی بود، عزیزم-

36:40.926 --> 36:43.744
‫تو هم همین‌طور
وایسا‫ از کجا فهمیدی کار اونه؟

36:43.769 --> 36:46.693
‫رژ لبش. تا قبل از اینکه ما برسیم
‫کاملاً بی‌نقص بود،

36:46.718 --> 36:50.004
‫بعدش تو ماسک رو گذاشتی روی دهنش،
‫ولی هیچ اثری ازش روی صورتِ این آقا نبود

36:50.699 --> 36:52.935
‫پس یعنی هیچ‌وقت بهش
‫تنفس دهان‌به‌دهان نداده بود

36:52.960 --> 36:55.724
‫آره‫
‫ببینمت، کارآگاه

36:56.424 --> 36:59.681
‫جنگل‌بان‌ها بهم می‌گفتن
‫که این اولین ازدواجِ کوین نیست

37:00.295 --> 37:04.345
‫و زنِ قبلیش موقع عوض کردن لاستیک مُرده،
‫اونم چون جک در رفته

37:04.370 --> 37:07.503
‫یه پولِ تپل از بیمه به جیب زده، و فکر کنم
‫می‌خواسته دوباره همین کارو بکنه

37:09.768 --> 37:10.930
‫حالا که حرفش شد،

37:10.955 --> 37:13.722
‫فکر کنم واسه کار کردن توی تعطیلات
‫یه مردودیِ تمام‌عیار می‌گیریم

37:14.865 --> 37:17.034
‫ولی خدایی خیلی باحال بود، ‫مگه نه؟

37:17.059 --> 37:19.260
‫آره. آره، واقعاً بود

37:26.770 --> 37:31.862
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

37:54.438 --> 37:55.565
‫واو...

37:56.175 --> 37:58.912
‫منظورم اینه که، این‌جا رو ببین!

38:00.291 --> 38:02.494
‫به این می‌گن زندگی تو ناز و نعمت

38:03.172 --> 38:05.040
‫فکر کنم اصلاً یادت نمیاد ‫دیشب چطوری اومدی تو

38:06.037 --> 38:07.684
‫آره، واقعاً چیزی یادم نمیاد

38:08.816 --> 38:09.845
‫قهوه؟

38:09.870 --> 38:10.927
‫ممنون

38:12.181 --> 38:15.128
‫لعنتی، انگار آدم ‫توی هتل "فور سیزنز"ـه

38:16.384 --> 38:18.587
‫هی، ممنون که گذاشتی ‫دیشب اینجا بمونم

38:18.612 --> 38:19.680
...خب

38:19.705 --> 38:21.643
‫من و بلایث نمی‌خواستیم
‫اون‌طوری به حالِ خودت رهات کنیم

38:21.668 --> 38:23.237
‫خب، واقعاً ممنونم

38:23.475 --> 38:25.779
حالا خودش کجاست؟-
بیرونه، تو اصطبل‌-

38:26.388 --> 38:27.699
‫تو اصطبل؟

38:27.953 --> 38:31.015
‫خدای من، ‫اون زمان که توی اون آپارتمانِ
لونه‌موش‌مون بودیم، ‫فکرش رو می‌کردی...

38:31.040 --> 38:33.183
‫که یه روز سر از ‫یه همچین جایی دربیاری؟

38:33.208 --> 38:35.867
‫خداوکیلی، منم بودم به‌خاطر این آشپزخونه
‫ ول می‌کردم و می‌رفتم!

38:37.272 --> 38:38.674
‫من ولت نکردم، دیکس

38:39.373 --> 38:42.578
‫تو منو ول کردی تا بری تور، ‫یادت رفته؟

38:42.603 --> 38:46.134
‫آره، شاید دفعه اول نه،
‫ولی دفعه دوم قشنگ منو ول کردی و رفتی

38:46.379 --> 38:48.682
‫بعد از اینکه تصمیم گرفتی بلو رو باردار بشی

38:49.350 --> 38:51.003
‫وایسا‫ منظورت از "تصمیم گرفتی" چیه؟

38:51.987 --> 38:55.061
‫به نظر میاد امروز صبح حافظه‌ت درباره
‫خیلی چیزها یه کم تار و مبهمه،

38:55.487 --> 38:57.317
‫ولی خب، انگار ‫چیزی که می‌گن درسته

38:57.342 --> 38:58.509
‫"مستی و راستی"

38:58.534 --> 39:01.758
‫یا در مورد تو، آم، ‫"رالی شماره پنج"

39:03.510 --> 39:04.926
‫من چی گفتم؟

39:06.335 --> 39:09.872
‫تو به بلایث گفتی که عمداً بلو رو حامله شدی

39:11.475 --> 39:12.716
‫وای خدای من. لعنت

39:13.015 --> 39:14.799
‫تمام این مدت درباره‌ت درست فکر می‌کرد

39:14.824 --> 39:17.287
‫بیست ساله که داری ‫منو بازی می‌دی

39:17.312 --> 39:20.456
‫دروغ، بازی دادن آدم‌ها، همه‌ش
به‌خاطر اینه که ‫یه تصمیمِ خودخواهانه گرفتی

39:20.481 --> 39:23.318
‫همه‌ش به‌خاطر این بود که
دوستت داشتم‫، خدای من

39:23.343 --> 39:25.780
‫یه کم خودخواهانه بود؟
‫آره، شاید

39:26.021 --> 39:27.354
‫ولی در آخر...

39:27.670 --> 39:29.030
‫خدایی، پشیمونی؟

39:29.055 --> 39:31.338
‫از اینکه "بلو" پسرت باشه ‫پشیمونی؟

39:31.363 --> 39:33.921
حتی واسه یه ثانیه-
خب، پس دیگه چه فرقی می‌کنه؟-

39:35.107 --> 39:36.303
‫من بلو رو دوست دارم

39:36.328 --> 39:38.777
‫تا جایی که به اون مربوط میشه،
‫این قضیه هیچ‌چیزی رو عوض نمی‌کنه

39:39.701 --> 39:41.282
‫اما دیگه نمی‌خوام ببینمت

39:42.771 --> 39:43.805
‫چی؟

39:44.218 --> 39:45.638
‫این حرف رو جدی نمی‌زنی

39:45.663 --> 39:48.545
‫نمی‌خوام بهم زنگ بزنی
نمی‌خوام بهم پیام بدی

39:48.911 --> 39:50.974
‫و نمی‌خوام دیگه
‫قدم بذاری توی ایستگاه آتش‌نشانیِ من

39:52.014 --> 39:54.568
‫پسرمون اونجا کار می‌کنه‫
من قراره بهش چی بگم؟

39:54.593 --> 39:55.826
‫این دیگه تصمیمش با خودته

39:56.517 --> 39:59.922
‫ولی برای یک بار هم که شده توی زندگیت،
‫پیشنهاد می‌کنم حقیقت رو بگی

40:01.209 --> 40:03.461
‫هه. واو

40:03.964 --> 40:06.866
‫آقای حق‌به‌جانب رو ببین

40:06.891 --> 40:08.880
چطور جرئت می‌کنی برام خط و نشون بکشی؟

40:08.905 --> 40:11.241
‫انگار خودت نبودی که اون شب
‫منو چسبونده بودی به دیوار؟

40:11.266 --> 40:12.246
‫کوتاه‌بیا، دیکس

40:12.271 --> 40:16.012
‫می‌دونی چیه؟ اگه این‌قدر نگران بودی
‫خودتم می‌تونستی پیشگیری کنی

40:16.037 --> 40:18.202
‫خودت که می‌دونی بچه‌ها
‫چطوری درست میشن، مگه نه؟

40:18.707 --> 40:22.577
‫یه چیزی دیدی که دلت خواست،
‫و مثل من به دستش آوردی

40:24.284 --> 40:27.104
‫یه ماشین بیرون منتظرته‫، می‌رسونتت خونه

40:28.501 --> 40:31.629
‫فکر کردی می‌تونی منو ‫بچپونی توی یه لیموزین

40:31.654 --> 40:34.490
‫و مثل یه مایه دردسر ‫دکم کنی برم؟

40:34.957 --> 40:36.925
‫خداوکیلی، سخت در اشتباهی

40:38.894 --> 40:40.095
‫خداحافظ، دیکس

40:41.213 --> 40:43.081
‫بالاخره دوباره چشمت بهم می‌افته، دان‌دان

40:50.906 --> 40:53.241
‫از قرار معلوم ‫تعطیلات حسابی خوش گذشته

40:53.942 --> 40:55.752
‫زمین تا آسمون همه‌چیز رو عوض کرد

40:55.777 --> 40:57.579
دقیقاً همون چیزی بود ‫که نیاز داشتیم، دکتر
‫آره

40:57.604 --> 40:59.520
‫صادقانه می‌تونم بگم ‫که هیچ‌وقت

40:59.545 --> 41:01.409
توی زندگیم ‫این‌قدر عاشق این مرد نبودم

41:01.434 --> 41:02.731
‫منم همین حس رو دارم

41:02.756 --> 41:04.230
‫شگفت‌انگیزه، مگه نه؟
‫

41:04.255 --> 41:06.590
که یه کم وقت گذروندنِ دو نفره
‫دور از بقیه، چقدر می‌تونه تأثیر بذاره؟

41:06.615 --> 41:08.974
‫اوه، آره. آره. ما کاملاً موافقیم‫
‫آره. آره

41:08.999 --> 41:11.076
‫قراره این کار رو ادامه بدیم
‫احتمالاً ماهی یک بار

41:11.101 --> 41:12.769
‫خب، مقصد بعدیتون کجاست؟

41:13.212 --> 41:14.505
‫آم، هنوز نمی‌دونیم

41:14.530 --> 41:16.740
‫اوه، پس می‌خواین سورپراز باشه،‫خوشم اومد‫

41:16.765 --> 41:19.602
‫اوه، نه. فقط بستگی به این داره که
‫وضعیت اورژانسیِ بعدی کجا باشه

41:20.268 --> 41:21.745
‫منظورتون از وضعیت اورژانسی چیه؟

41:21.770 --> 41:23.880
‫ما توی تیم امداد و نجاتِ ‫تنسی ثبت‌نام کردیم

41:23.905 --> 41:26.575
‫اونا همیشه دنبال افرادی می‌گردن
‫که آموزش‌های پزشکی و امدادگری دیدن

41:26.600 --> 41:28.819
‫آره، ولی این اصلاً شبیه
‫استراحت و تفریح به نظر نمیاد

41:28.844 --> 41:30.595
اوه، ما توی استراحت کردن افتضاحیم-
اوهوم-

41:30.620 --> 41:32.754
‫اینو فهمیدیم
‫واسه همین، این‌طوری خیلی بهتره

41:32.779 --> 41:34.437
‫آره، ولی زیاد مطمئن نیستم ‫که این‌طور باشه

41:34.736 --> 41:37.000
‫خب...
‫‫خودت گفتی روی علایق ‫همدیگه تمرکز کنیم

41:37.025 --> 41:40.496
‫پس چرا وقتمون رو صرف تنها اشتیاقِ بزرگی
‫نکنیم که هر دو بهش علاقه داریم؟

41:40.521 --> 41:41.723
‫کمک کردن به مردم

41:41.748 --> 41:43.730
‫پس بذارین مطمئن بشم ‫که درست متوجه شدم

41:43.755 --> 41:47.459
‫راه‌حل شما واسه کارِ زیاد
‫اینه که بیشتر کار کنین؟

41:47.996 --> 41:49.364
‫دقیقاً‫
‫دقیقاً. آره

41:50.485 --> 41:52.095
‫خب، نمی‌خوام ‫ضدحال بزنم،

41:52.120 --> 41:55.805
‫ولی نگرانم که این فقط
‫یه جور توجیه بزرگ باشه،

41:55.830 --> 41:57.168
‫که فقط باعث میشه‌ـ...
‫‫یازده بار

41:58.435 --> 41:59.603
‫ببخشید؟ چی؟

41:59.628 --> 42:02.410
‫یازده بار که ما،
‫خودت که می‌دونی...

42:02.886 --> 42:04.721
‫امم، سم. سم‫...
از آخرین باری که دیدیمت

42:04.746 --> 42:07.316
‫فقط دارم صادقانه می‌گم
‫اوکی

42:07.916 --> 42:10.653
‫اگه بشمریم، 12 بار بود
‫11 بار بود

42:11.086 --> 42:12.611
‫امروز صبح توی حموم رو هم حساب کردی؟

42:15.390 --> 42:16.425
‫دوازده

42:16.450 --> 42:19.250
‫خب پس، مثل قبل ادامه بدین

42:23.681 --> 42:27.021
‫ترجمه شده توسط :     سعیـد پردیـس

42:27.051 --> 42:32.021
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

42:32.051 --> 42:42.021
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com
