WEBVTT

00:00.221 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:18.521 --> 00:19.021
‫«قتل رودخانه‌ نرو» به قتل وحشیانه‌
‫«پاول اسپارلینگ» اشاره داره.

00:19.021 --> 00:22.021
[ آنچه در پنجاه و شش روز گذشت ]
‫«قتل رودخانه‌ نرو» به قتل وحشیانه‌
‫«پاول اسپارلینگ» اشاره داره.

00:22.021 --> 00:23.821
‫«قتل رودخانه‌ نرو» به قتل وحشیانه‌
‫«پاول اسپارلینگ» اشاره داره.

00:23.879 --> 00:28.049
‫«شین مارتین»، همکلاسی اون،
‫به اتهام قتل عمد درجه یک دستگیر شد...

00:28.133 --> 00:33.621
‫اگرچه به‌ طور گسترده باور بر این بود که همکلاسیش،
‫«الیور سنت لجر» مسئول این جنایت بوده.

00:33.722 --> 00:36.057
‫دوران دبیرستانم،
‫یه بچه غرق شد.

00:36.141 --> 00:38.018
‫منم، خب، درگیر اون ماجرا بودم.

00:38.101 --> 00:39.936
‫پاول به شین حمله کرد.

00:40.020 --> 00:43.732
‫و شین مدام سر پاول رو
‫زیر آب نگه میداشت.

00:43.815 --> 00:45.901
‫- تو یه دروغگوی لعنتی ای.
‫- سی‌یرا.

00:45.984 --> 00:48.737
‫- داری در مورد چی حرف میزنی؟
‫- دنبال من نیا.

00:48.820 --> 00:50.739
‫حکم منع نزدیکی رو فراموش کردی، شایلا؟

00:50.822 --> 00:52.991
‫باید الیور سنت لجر رو
‫از خانواده‌م دور کنی.

00:53.074 --> 00:54.659
‫نمیدونم داری در مورد چی حرف میزنی.

00:54.743 --> 00:58.246
‫الیور سنت لجر داره
‫با خواهر کوچیکم زندگی میکنه.

00:58.330 --> 00:59.664
‫مگان؟

00:59.748 --> 01:01.458
‫این چه کوفتیه، شایلا؟

01:01.541 --> 01:03.043
‫کمکت میکنم که از شرش خلاص بشی.

01:03.126 --> 01:04.168
‫خودم ترتیبش رو میدم.

01:04.251 --> 01:08.521
‫- نه، نمیکنی.
‫- شایلا، ازت میخوام بهم اعتماد کنی
‫که خودم تنهایی از پسش بر میام.

01:08.590 --> 01:10.342
‫الیور، اونجایی؟

01:10.425 --> 01:13.887
‫این زن، سی‌یرا،
‫اون کسی نیست که فکر میکنی.

01:13.970 --> 01:16.848
‫اون مگان مارتینه.
‫خواهر شینه.

01:16.932 --> 01:18.600
‫اشکالی نداره، دن.

01:18.683 --> 01:20.521
‫اون میدونه.

01:25.021 --> 01:30.021
‫<i>[ پنجاه و شش روز ]
‫[ فصل اول : قسمت هفتم ]</i>

01:34.021 --> 01:35.021
‫هر دعوایی که با هم شروع کنن،
‫میتونه بحث رو به اونجا بکشونه.

01:35.021 --> 01:37.021
[ شانزده سال قبل ]
‫هر دعوایی که با هم شروع کنن،
‫میتونه بحث رو به اونجا بکشونه.

01:37.021 --> 01:37.221
[ شانزده سال قبل ]

01:37.221 --> 01:39.021
‫منظورم اینه که، این‌ بار، سر این بود
‫که مامان هیچ‌ وقت بنزین نمیزنه...
[ شانزده سال قبل ]

01:39.021 --> 01:40.821
‫منظورم اینه که، این‌ بار، سر این بود
‫که مامان هیچ‌ وقت بنزین نمیزنه...

01:40.872 --> 01:42.415
‫و اون همیشه وقتی که دیرش شده،
‫خودش باید این کار رو بکنه.

01:42.499 --> 01:45.125
‫میدونی، و یه جوری بحث رو میکشونه
‫به اینکه مدرسه‌م میخواد اپلای کنم...

01:45.210 --> 01:48.421
‫برای همه‌ این کالج‌ های خصوصی، خارج از ایالتی،
‫و دسته‌ یک برای ورزش لاکراس...

01:48.463 --> 01:51.121
‫و این باعث میشه اون آدم‌ بده به نظر بیاد،
‫چون از پس هزینه‌ هیچکدومشون بر نمیاد.

01:51.173 --> 01:56.621
‫شین، منظورم اینه که، بابات توی بد و بیراه گفتن
‫به «بریج‌ فیلد» مثل کوین گارنت میمونه.

01:56.679 --> 01:59.975
‫میدونی؟ در ضمن، چیزی به اسم
‫بورس تحصیلیِ لاکراس هم وجود داره.

02:00.058 --> 02:01.434
‫دانشگاه‌ های «آیوی لیگ»
‫بورس ورزشی ندارن.

02:01.518 --> 02:03.186
‫و هیچ‌ جای دیگه‌ ای هم
‫بورس تحصیلیِ کامل نمیده.

02:03.270 --> 02:04.729
‫بیخیال. منظورم اینه که،
‫حرف زدن درباره‌ اینکه چرا...

02:04.813 --> 02:06.398
‫رفتن به همه‌ این مدرسه‌ ها
‫منتفیه هم عصبیش میکنه.

02:06.481 --> 02:08.566
‫- همم.
‫- تو خیلی خوش‌ شانسی.

02:08.649 --> 02:10.026
‫آره، میدونم اینطور فکر میکنی.

02:10.110 --> 02:12.737
‫من حتی منظورم تواناییِ پرداخت
‫هزینه‌ های «استنفورد» نیست.

02:12.821 --> 02:16.074
‫منظورم تواناییِ خریدنِ استنفورد
‫و تغییر نامش به اسم خودته.

02:16.157 --> 02:17.742
‫دانشگاه «سنت لجر».

02:17.826 --> 02:19.828
‫خفه شو پسر، لطفاً.

02:19.911 --> 02:21.663
‫دارم درباره‌ این حرف میزنم
‫که مجبور نباشی گوش بدی...

02:21.746 --> 02:25.166
‫به داد و فریاد پدر و مادرت سر همدیگه،
‫هر پنج دقیقه یک بار.

02:25.249 --> 02:27.168
‫سر چیزی که نه تو میتونی
‫تغییرش بدی و نه اونا.

02:27.252 --> 02:28.545
‫خب، منظورم اینه، برای اینکه بخوای
‫سر یه سری مزخرفات بحث کنی...

02:28.628 --> 02:30.463
‫یه جورایی باید برات اهمیت داشته باشه.

02:30.547 --> 02:32.757
‫میدونی؟
‫چندان کار سختی نیست.

02:32.841 --> 02:36.344
‫خب، منظورم اینه، هر وقت مالِ من بخوان
‫انقدر اهمیت دادن رو کنار بذارن، عالی میشه.

02:36.427 --> 02:39.347
‫ولی نمیکنن، چون نمیتونن زندگی کنن،
‫مگه اینکه مدام پاپیچم باشن.

02:39.431 --> 02:41.600
‫خواهرم هم همینطوره. منظورم اینه،
‫«شایلا» پا شده رفته به اون «پاتاکت» لعنتی...

02:41.683 --> 02:43.018
‫و هنوز هم سعی میکنه رئیسم باشه.

02:43.100 --> 02:44.519
‫آخی.

02:44.603 --> 02:46.813
‫- چه چیزهایی که نمیدادم... تا جای تو باشم.
‫- باز شروع شد.

02:46.897 --> 02:47.898
‫فقط برای یه روز.

02:47.981 --> 02:50.275
‫فقط یکی. فقط برای امتحان،
‫فقط برای اینکه ببینم.

02:50.358 --> 02:52.819
‫حتی نه به‌ خاطر پولش.
‫فقط به‌ خاطرِ، مثلاً...

02:52.903 --> 02:54.321
‫سکوت.

02:58.950 --> 03:01.328
‫شاید به «پاول» گفته باشم
‫که به اینجا میایم.

03:01.411 --> 03:03.330
‫بیخیال.
‫اگه بهش فرصت بدی، آدم بدی نیست.

03:03.413 --> 03:05.582
‫این رو هر بار داری میگی.

03:05.665 --> 03:07.667
‫فقط اعتماد به‌ نفس نداره.

03:07.751 --> 03:10.378
‫قول میدم اگه دووم بیاری،
‫بالاخره از این اخلاق گندش دست برمیداره.

03:10.462 --> 03:12.839
‫ثابتش کن.

03:12.923 --> 03:14.966
‫- اصلاً یعنی چی؟
‫- چطورید، ابله‌ ها؟

03:18.053 --> 03:19.387
‫خوبی؟
‫چه خبر؟

03:19.471 --> 03:21.389
‫خبر اینه که کل راه رو
‫تا اینجا دویدم، لعنتی.

03:21.473 --> 03:22.557
‫شوخی میکنی.
‫از بریج‌ فیلد؟

03:22.641 --> 03:24.059
‫آره، دقیقاً، عوضی.

03:24.142 --> 03:26.353
‫وای. خب، میدونم مربی گفت
‫باید بیشتر تمرین هوازی کنی...

03:26.436 --> 03:27.729
‫ولی نه دیگه انقدر.

03:31.358 --> 03:33.443
‫شماها چقدر با اینجا حال میکنید.

03:33.526 --> 03:36.721
‫منظورم اینه که، مثلاً برای، نمیدونم،
‫پنج دقیقه توی دوران راهنمایی باحال بود.

03:36.737 --> 03:38.823
‫ولی خدای من.

03:38.907 --> 03:43.621
‫بعدشم، مگه تو واقعاً یه خونه‌ درندشت نداری،
‫با یه... باند هلیکوپتر لعنتی؟

03:43.703 --> 03:45.080
‫باند هلیکوپتری وجود نداره.

03:45.163 --> 03:47.499
‫چرا آخه کسی باید بخواد
‫به جای اونجا، اینجا پلاس باشه؟

03:47.582 --> 03:50.627
‫بابات قانون «ورود رعیت ممنوع»
‫یا یه همچین چیزی داره؟

03:50.710 --> 03:52.003
‫آها، لابد چون من یه رعیتی‌ ام، مگه نه؟

03:52.087 --> 03:54.506
‫یه رعیتِ بورسیه‌ ای؟
‫آره، اون تو بودم.

03:54.588 --> 03:56.383
‫اصلاً بابات تا حالا توی
‫اون خونه زندگی کرده؟

03:56.466 --> 03:57.884
‫مثلاً، اوم...

03:57.968 --> 03:59.886
‫حتی وقتی که بچه بودی؟

03:59.970 --> 04:02.347
‫چون بابام میگه بابای تو
‫به «ناراگانست» برنگشته...

04:02.430 --> 04:03.723
‫مثلاً از دهه‌ ۹۰ به این‌ ور.

04:03.807 --> 04:05.141
‫بابات اصلاً از کجا این رو میدونه؟

04:05.225 --> 04:08.121
‫خب، اون هم توی حوزه‌ مالیِ بین‌ الملله، رفیق.
‫آدم ها با هم حرف میزنن.

04:08.228 --> 04:09.396
‫این یه... شبکه‌ست.

04:09.479 --> 04:10.814
‫کی اهمیت میده؟ باشه؟

04:10.897 --> 04:13.483
‫خونه‌ «اُلی» سگ‌ لرزه،
‫و هیچکدوم از مبل‌ هاش راحت نیست.

04:13.566 --> 04:15.402
‫- باشه؟
‫- آره.

04:15.485 --> 04:17.069
‫این دیگه چه...

04:17.153 --> 04:19.447
‫داری شوخی میکنی؟
‫حالا دیگه پشه هم اومده؟

04:19.531 --> 04:20.490
‫بیخیال.

04:20.573 --> 04:21.616
‫مامانت توی شهره؟

04:21.699 --> 04:23.618
‫برای همینه که نمیتونیم به خونه‌‌تون بریم؟

04:23.702 --> 04:26.287
‫- فازت چیه آخه، پسر؟
‫- آه، اینجا پرِ حشره‌ست و هواش هم شرجیه...

04:26.371 --> 04:28.289
‫در ضمن، بوی شاش هم میده.

04:28.373 --> 04:29.749
‫آه، تو هم یه خونه داری، احمق.

04:29.833 --> 04:32.127
‫آره، خب، دارن میفروشنش.

04:33.294 --> 04:36.172
‫چون کل این طلاق،
‫راهیه که بابام داره مامانم رو تنبیه میکنه...

04:36.256 --> 04:39.050
‫چون سرِ خیانتش از دستش عصبانی شده،
‫پس...

04:40.427 --> 04:41.928
‫خیلی سخته.

04:42.012 --> 04:43.847
‫واقعاً متأسفم.

04:45.974 --> 04:47.017
‫ممنون.

04:49.102 --> 04:50.311
‫مامانت چطوره؟

04:50.395 --> 04:51.646
‫افتضاح.

04:51.730 --> 04:53.773
‫- چرا؟
‫- فقط افتضاحه. همین.

04:55.608 --> 04:58.486
‫کاملاً منطقیه که چرا با وجود همه‌ چی،
‫داره روزهای سختی رو میگذرونه.

04:58.570 --> 05:04.421
‫آره، کاملاً منطقیه که مامانت دوباره درباره کسی
‫که اصلاً نمیشناسه، دهنش رو به وراجی باز کنه.

05:04.451 --> 05:05.952
‫لعنت بهت.
‫اون میشناستش.

05:06.036 --> 05:07.162
‫آره، از حاشیه زمین،
‫و ضیافت‌ های ورزشی...

05:07.245 --> 05:08.413
‫ولی نه واقعاً.

05:08.496 --> 05:09.497
‫اصلاً داری درباره چی حرف میزنی؟

05:09.581 --> 05:12.250
‫فقط به نظر میاد یه چیزی
‫میدونی، شین، پس بهم بگو.

05:12.333 --> 05:14.669
‫مامان توئه که داره اراجیفی رو
‫که از یکی دیگه شنیده میگه...

05:14.753 --> 05:16.504
‫از کسی که از یه نفر دیگه شنیده،
‫انگار که واقعیتِ لعنتیه.

05:16.588 --> 05:19.321
‫- توی روزنامه دیدتش، پاول.
‫- اخبار محلی رو کی میخونه؟ هیچکس.

05:19.424 --> 05:20.425
‫وقتی...

05:20.508 --> 05:22.719
‫وقتی پلیس کسی رو دستگیر میکنه،
‫همیشه توی گزارش‌ های محلی پلیس میاد.

05:22.802 --> 05:24.345
‫نمیگم باید اینطور باشه،
‫ولی...

05:24.421 --> 05:27.421
‫فکر نمیکرد که سبد لازم داشته باشه،
‫و بعدش کلی وسیله توی دستش بود...

05:27.515 --> 05:29.434
‫پس داشت میرفت که یه سبد برداره.

05:29.517 --> 05:31.186
‫میگم که، اون حتی از اون
‫فروشگاه لعنتی بیرون نرفته بود...

05:31.269 --> 05:33.855
‫و حالا همه فکر میکنن اون یه دزد لعنتیه!

05:39.944 --> 05:41.780
‫میدونی چیه؟ متأسفم.

05:41.863 --> 05:43.782
‫- آره، منم متأسفم.
‫- آره.

05:43.865 --> 05:47.410
‫متأسفم که مامانت یه سلیطه‌ست
‫که خفه‌ خون نمیگیره.

05:50.622 --> 05:52.040
‫پسر، مشکل لعنتیت چیه؟

05:54.876 --> 05:56.169
‫هی بچه‌ ها!

05:57.462 --> 05:59.339
‫- بچه‌ ها!
‫- لعنتی...

05:59.422 --> 06:01.049
‫اوه! آخ...

06:01.132 --> 06:02.133
‫یه لحظه لعنتی وایسا!

06:02.217 --> 06:03.510
‫- یه لحظه وایسا، باشه؟ آروم باش.
‫- لعنتی! لعنتی!

06:03.593 --> 06:05.553
‫آروم باش.

06:07.305 --> 06:09.307
‫♪ تو کی هستی ♪

06:09.390 --> 06:11.059
‫♪ که انگشت سرزنش تکون میدی؟ ♪

06:11.142 --> 06:15.522
‫♪ حتماً عقلت رو از دست داده بودی ♪

06:16.606 --> 06:20.777
‫♪ تا عمق چشم هات توی آب‌ های گل‌ آلود ♪

06:20.860 --> 06:22.529
‫♪ تو عملاً بیدار کردی ♪

06:22.612 --> 06:24.489
‫- ♪ مرده‌ ها رو ♪
‫- بس کن!

06:24.572 --> 06:26.908
‫♪ قبر رو غارت کن ♪

06:26.991 --> 06:28.660
‫♪ برای فریب دادن گهواره ♪

06:28.743 --> 06:29.786
‫♪ و بعد بسوزون ♪

06:29.869 --> 06:32.288
‫♪ تمام شواهد رو ♪

06:34.499 --> 06:38.419
‫♪ منبر پوشالی و شیشه‌ ای، پس ♪

06:38.503 --> 06:42.757
‫♪ انقدر سنگ‌ پرانی نکن ♪

06:42.841 --> 06:45.051
‫♪ حتماً بودی ♪

06:46.052 --> 06:47.637
‫♪ نشئه ♪

06:47.720 --> 06:49.597
‫♪ حتماً بودی ♪

06:50.598 --> 06:51.850
‫♪ نشئه ♪

06:51.933 --> 06:54.477
‫♪ حتماً بودی ♪

06:54.561 --> 06:55.937
‫ولم کن!

07:48.656 --> 07:50.491
‫اگه بگم دفاع از خود بوده،

07:50.575 --> 07:51.826
‫- اگه فقط بهشون بگم که دفاع از خود بوده...
‫- اینطوری‌ ها نیست.

07:51.910 --> 07:52.827
‫- اینطوری‌ ها نیست!
‫- اونا قراره...

07:52.921 --> 07:55.204
‫- اونا قراره... اونا قراره بگن که دفاع از خود بوده.
‫- فقط بس کن!

07:55.288 --> 07:57.721
‫- ولی اگه ما... اگه ما فقط...
‫- اونا بهش نمیگن دفاع از خود،
‫چون تو بودی که انجامش دادی!

07:57.790 --> 07:59.334
‫تو از خودت دفاع نمیکردی!

08:00.793 --> 08:02.921
‫ببین.

08:03.004 --> 08:05.757
‫ما امروز بعد از مدرسه
‫به «نروز» نرفتیم، باشه؟

08:05.840 --> 08:08.301
‫و ما نمیدونستیم... نمیدونستیم
‫قرار بود «پاول» اونجا باشه.

08:08.384 --> 08:09.385
‫اون از من نخواست که بعد از
‫تمرین با هم وقت بگذرونیم...

08:09.469 --> 08:12.621
‫و قرار نبود چیزی هم از تو بخواد،
‫چون شما حتی با هم رفیق هم نیستید.

08:13.973 --> 08:17.227
‫به هر حال، من باید میرفتم خونه،
‫و از خواهرم مراقبت میکردم.

08:17.310 --> 08:19.812
‫پس تو من رو رسوندی،
‫و بعدش چی؟

08:23.191 --> 08:24.192
‫- بگو.
‫- من...

08:27.737 --> 08:29.405
‫رفتم خونه.

08:30.740 --> 08:35.321
‫و برای امتحان شیمی درس خوندم،
‫تا اینکه سردرد گرفتم و بعد...

08:35.411 --> 08:37.163
‫و بعدش هم رفتم بخوابم.

08:45.004 --> 08:46.589
‫پس در موردِ...
‫در موردِ اون...

08:50.218 --> 08:52.470
‫موقع تمرینات گل‌ زنی نقش زمین شدم، و...

08:52.553 --> 08:54.806
‫حتماً یکی پاش رو روی من گذاشته.

08:57.642 --> 08:58.893
‫متأسفم.

09:00.895 --> 09:02.522
‫متأسفم.

09:03.523 --> 09:06.442
‫میدونم فقط داشتی
‫سعی میکردی بهم کمک کنی.

09:06.526 --> 09:08.528
‫هوم. نجاتم بدی.

09:10.280 --> 09:11.864
‫احتمالاً همین کار رو کردی.

09:13.449 --> 09:14.867
‫ممنون.

09:42.645 --> 09:44.105
‫داری چیکار میکنی؟

09:44.188 --> 09:45.606
‫هیچی.

09:48.901 --> 09:50.737
‫کجا بودی؟

09:51.821 --> 09:52.822
‫اونا کثیفن.

09:52.905 --> 09:54.324
‫آره، حالا هر چی.

09:54.407 --> 09:55.533
‫چرا خیسی؟

09:55.616 --> 09:57.327
‫- دوش گرفتم.
‫- کِی؟

09:57.410 --> 09:58.494
‫همین الان.

09:58.578 --> 10:00.163
‫بعدش فکر کردم یه صدایی از بیرون شنیدم.

10:01.789 --> 10:03.082
‫با صورتت چیکار کردی؟

10:03.166 --> 10:04.625
‫- هیچی.
‫- به نظر میرسه که...

10:04.709 --> 10:06.502
‫نه، اینطور نیست مگان!

10:12.216 --> 10:14.385
‫توی تمرین روم خطا کردن. باشه؟

10:14.469 --> 10:17.821
‫بعد هم اومدم خونه و دوش گرفتم،
‫و حالا هم برگشتم اینجا، پیش تو...

10:17.930 --> 10:19.766
‫مثل تمام این مدتی که همینجا بودم.

10:21.851 --> 10:23.853
‫حالت خوبه؟

10:26.022 --> 10:27.774
‫آره، خوبم.

10:29.025 --> 10:30.777
‫گشنمه.

10:30.860 --> 10:33.029
‫میخوای روی اجاق اسمورز درست کنیم؟

11:56.112 --> 11:59.699
‫سلام الیور. پیش من نیست،
‫ولی شاید این آخر هفته بتونم جورِش کنم.

11:59.782 --> 12:01.659
‫باید همین الان باشه.

12:03.744 --> 12:05.246
‫متاسفم.

12:05.329 --> 12:06.789
‫واقعاً مهمه.

12:08.916 --> 12:10.501
‫امیدوارم اون هم همین فکر رو بکنه.

12:10.585 --> 12:13.129
‫باشه.

12:16.924 --> 12:18.009
‫الو؟

12:18.092 --> 12:20.178
‫کسی صدامون رو میشنوه؟

12:20.261 --> 12:22.221
‫گرتچن و کنجی،
‫اگه پشت خطید، قطع کنید.

12:24.390 --> 12:25.683
‫خب، این همه مخفی‌ کاری برای چیه...

12:25.766 --> 12:27.518
‫من یه نفر رو کشتم.

12:27.602 --> 12:28.895
‫چی؟

12:30.688 --> 12:32.023
‫کی؟

12:34.775 --> 12:36.777
‫پاول.

12:38.321 --> 12:40.198
‫پاول اسپارلینگ.

12:40.281 --> 12:41.782
‫مطمئنی که مرده؟

12:50.333 --> 12:51.667
‫آره.

12:52.752 --> 12:54.712
‫توی «نروز» بودیم.

12:54.795 --> 12:56.631
‫منظورت از «ما» کیه؟

12:58.758 --> 13:01.177
‫من، شین مارتین و پاول.

13:01.260 --> 13:02.595
‫دیگه کی؟

13:02.678 --> 13:04.472
‫فقط خودمون بودیم.

13:05.473 --> 13:08.518
‫باشه. دیگه حرف نزن.

13:08.601 --> 13:10.353
‫باید فکر کنم.

13:15.816 --> 13:18.444
‫ظاهراً هنوز از بوستون خسته نشدی، مگه نه؟

13:18.528 --> 13:20.738
‫الیور، من کارآگاه شیهان هستم.

13:20.821 --> 13:22.698
‫ستوانم تازه داره تماسش رو تموم میکنه...

13:22.782 --> 13:25.493
‫- ولی میتونیم شروع کنیم و اون هم ملحق میشه...
‫- جری، این ضبط میشه؟

13:25.576 --> 13:27.995
‫بازجویی در زمان بازداشت نیست،
‫پس...

13:28.079 --> 13:30.831
‫میخوام چند تا یادداشت بردارم،
‫ولی قبل از هر چیز...

13:32.166 --> 13:33.543
‫وکیلت، آقای سایکس، اینجاست،

13:33.626 --> 13:35.545
‫ایشون یه مقدار من رو در جریان
‫اتفاقاتی که افتاده گذاشت...

13:35.628 --> 13:37.672
‫ولی مسلماً میخوام
‫از زبون خودت بشنوم.

13:37.755 --> 13:39.924
‫میتونی برام تعریفش کنی؟

13:40.007 --> 13:43.261
‫فقط از هر جا که راحتی شروع کن.
‫اگه سوالی داشتم می‌پرسم.

13:47.515 --> 13:49.308
‫آره، بودم...

13:49.392 --> 13:52.353
‫اوم... خونه بودم...

13:52.436 --> 13:55.439
‫و تـ... تمام شب رو داشتم درس میخوندم،
‫چون امتحان میان‌ ترم داشتم...

13:55.523 --> 13:58.693
‫و، آه، واقعاً از مطالب
‫چیزی سر در نمیاوردم.

13:58.776 --> 14:01.862
‫آه، ولی من، اوم،
‫یادم رفت غذا بخورم.

14:01.946 --> 14:04.907
‫برای همین، آه، بعد از یه مدت،
‫سـ... سردرد گرفتم...

14:04.991 --> 14:10.413
‫و، اممم، ساعت رو برای زود
‫کوک کردم تا بتونم، آه...

14:10.496 --> 14:12.790
‫بیدار بشم،
‫و صبح یکم دیگه درس بخونم.

14:12.873 --> 14:18.129
‫ولی بعدش، آه، بیدار شدم،
‫آه، چون یه نفر داشت، اممم...

14:19.213 --> 14:22.425
‫داشت، آه، زنگ میزد که بیاد داخل.

14:23.467 --> 14:24.885
‫و اون کی بود؟

14:25.928 --> 14:27.763
‫اممم...

14:27.847 --> 14:29.974
‫اون، آه، شِین بود.

14:30.057 --> 14:31.225
‫شِین مارتین.

14:31.309 --> 14:33.352
‫شِین مارتین.
‫خیلی خب.

14:33.436 --> 14:35.229
‫و این چه ساعتی بود؟

14:37.607 --> 14:39.275
‫حدودای نیمه‌ شب بود.

14:40.651 --> 14:43.529
‫آخرین فرصت.
‫هیچ ایده‌ ای نداری؟

14:43.613 --> 14:45.531
‫- هیچ ایده‌ ای نداری؟
‫- نه.

14:45.621 --> 14:48.743
‫- نمیتونی به حتی یه اتفاقی که افتاده فکر کنی
‫که ممکنه بخوان درباره‌ش باهات حرف بزنن؟
‫- گفت نه.

14:48.826 --> 14:50.453
‫درسته،
‫و من باورم نمیشه...

14:50.536 --> 14:52.663
‫برای همین مدام می‌پرسم،
‫چون میخوام یه ذهنیتی داشته باشم...

14:52.747 --> 14:55.416
‫که قراره با چجور
‫دردسر بزرگی روبرو بشیم.

14:55.499 --> 14:56.876
‫بازم چند تا چراغ خیابون رو شکوندی؟

14:57.021 --> 15:00.721
‫یا یه کوفتی رو دزدیدی که رفیق هات فکر میکنن
‫چیزی نیست ولی برای آدم‌ های معمولی کلی پوله؟

15:00.796 --> 15:04.021
‫خدای من، انگار تو و دوست هات،
‫تا حالا سراغ هیچ کار احمقانه‌ ای نرفتید.

15:04.050 --> 15:05.217
‫فقط، میدونی چیه،
‫هیچکس توی مدرسه تو...

15:05.301 --> 15:07.219
‫تا حالا وارد دانشگاه «آیوی لیگ» نشده.

15:07.303 --> 15:09.305
‫- احتمالاً حتی نمیدونه چی هست.
‫- اوه... لـ...

15:09.388 --> 15:12.183
‫خب، پس «شین» الان میخواد
‫به دانشگاه «آیوی لیگ» بره؟

15:12.266 --> 15:14.935
‫وای. واقعاً، وای.
‫کِی میخواستید این رو به من بگید؟

15:15.019 --> 15:18.621
‫- لابد بعد از اینکه با پلیس حرف زدیم؟
‫- میشه لطفاً یه ذره به پسرت ایمان داشته باشی؟

15:18.689 --> 15:20.441
‫- میشه فقط... اون پسر خوبیه.
‫- چون... چون من...

15:20.524 --> 15:21.817
‫- من هیچ ایمانی به پسرم ندارم، مگه نه؟
‫- اون پسر خوبیه...

15:21.901 --> 15:23.027
‫- و اون یه... فوق‌ العاده...
‫- پس دوباره همون قصه رو...

15:23.110 --> 15:24.487
‫- راه انداختی، که من به پسرم ایمان ندارم...
‫- اون میتونه آینده بهتری...

15:24.570 --> 15:26.364
‫- اون میتونه آینده بهتری داشته باشه.
‫- اون میتونه یه...

15:32.411 --> 15:33.871
‫جف.

15:33.954 --> 15:35.956
‫هی، از دیدنت خوشحالم.

15:36.040 --> 15:38.709
‫فوق‌ العاده‌ست.
‫خودت رو ببین، مرد جوون.

15:38.793 --> 15:40.878
‫گوش کن، میخوام به پدرت بگی
‫که من سلام رسوندم.

15:47.677 --> 15:49.136
‫- بس کن، بس کن!
‫- شین!

15:49.220 --> 15:50.846
‫هی!
‫هی!

15:50.930 --> 15:53.015
‫تمومش کن!
‫هی! هی!

15:53.099 --> 15:54.350
‫دیگه تمومش کن!

15:54.433 --> 15:55.601
‫بهش صدمه نزن.
‫بهش صدمه نزن.

15:55.685 --> 15:57.395
‫- بس کن! بیخیال!
‫- آروم باش.

15:57.478 --> 15:59.146
‫بسه دیگه.
‫از اینجا برو.

15:59.230 --> 16:00.314
‫کجا داره میره؟

16:00.398 --> 16:01.941
‫- کجا داره می‌... وایسا.
‫- خواهش میکنم، برگردید داخل.

16:05.986 --> 16:07.613
‫خیلی خب،
‫بیا بریم.

17:35.034 --> 17:36.285
‫خیلی لب‌ مرزی رسیدی...

17:36.368 --> 17:37.661
‫- اوتیس.
‫- لعنتی.

17:37.745 --> 17:38.871
‫هی، الیور، بجنب.

17:38.954 --> 17:41.624
‫هفت دقیقه تا اعلامیه‌ های صبحگاهی مونده.

17:43.167 --> 17:45.920
‫اگه منم اون ماشین رو داشتم، احتمالاً دلم میخواست
‫کل روز رو توش وقت بگذرونم، ولی...

17:46.003 --> 17:48.297
‫داری یه نمره منفی
‫به‌ خاطر تاخیر میگیری...

17:48.380 --> 17:50.299
‫و یکی دیگه هم به خاطر اینکه توی
‫چشمم زل زدی و نادیده‌م میگیری...

17:50.382 --> 17:52.051
‫وای، خدای من،
‫تو، تو حالت خوبه؟

17:52.134 --> 17:54.053
‫هی، الیور، میتونی در رو باز کنی؟
‫یا خدا.

17:54.136 --> 17:56.472
‫کجاست... کجاست...
‫باید به ۹۱۱ زنگ بزنیم.

17:56.555 --> 17:58.307
‫نه. خواهش میکنم،
‫خواهش میکنم، خواهش میکنم.

17:58.390 --> 18:00.226
‫نه، لطفاً این کار رو نکن.

18:00.309 --> 18:02.228
‫خواهش میکنم.

18:02.311 --> 18:05.523
‫هنوز هم فکر میکنم حداقل باید
‫به بخش فوریت‌ های پزشکی بریم.

18:05.606 --> 18:08.901
‫الان خیلی بهترم.
‫واقعاً میگم.

18:08.984 --> 18:14.821
‫باشه، ولی با این حال، یه ساعت پیش،
‫داشتی توی ماشینت بیهوش میشدی.

18:16.742 --> 18:19.662
‫اِم، آموکسی‌ سیلین.

18:19.745 --> 18:21.080
‫بیا.

18:21.163 --> 18:23.499
‫دو تا بردار...
‫یا شاید هم چهار تا.

18:24.667 --> 18:27.586
‫- چرا اصلاً اینا رو داری؟
‫- گازگرفتگی سگ.

18:27.670 --> 18:30.548
‫- توی پارکینگ فروشگاه «استاپ اند شاپ»؟
‫- آره.

18:30.631 --> 18:33.175
‫ظاهراً مدل‌ های مختلف تکون دادن دم،
‫معانی متفاوتی داره.

18:33.259 --> 18:35.469
‫فکر میکردم سگی که دمش رو تکون میده،
‫همیشه یعنی مهربونه.

18:35.553 --> 18:37.721
‫اینطور نیست.

18:38.931 --> 18:40.808
‫آره، منم همینطور فکر میکردم.

18:40.891 --> 18:42.726
‫آره، خب، حالا دیگه
‫هر دوتامون بهتر میدونیم.

18:52.152 --> 18:53.696
‫مامانت چی؟

18:53.779 --> 18:55.990
‫- اگه بهش زنگ بزنیم چی؟
‫- نه، فکر کنم اونجا، اوم...

18:56.073 --> 18:57.408
‫فکر کنم اونجا ۱۲ ساعت جلوتره.

18:57.491 --> 18:59.159
‫خب، با این حال هنوز از ۱۱ شب نگذشته.

18:59.243 --> 19:00.786
‫فکر نمیکنم آنتن بده.

19:00.870 --> 19:03.122
‫توی یه اقامتگاه تفریحی حتماً آنتن هست.

19:03.205 --> 19:05.833
‫اوه، اون دور از ساحله.
‫توی قایقِ دوستشه.

19:05.916 --> 19:08.502
‫اوم، مدرسه هم خبر داره.
‫خودش بهشون گفته.

19:08.586 --> 19:10.796
‫میگم برات غیبت موجه رد کنن.

19:10.880 --> 19:13.716
‫میگم دیدمت و چون مریضی،
‫فرستادمت خونه.

19:13.799 --> 19:15.801
‫این حتی دروغ هم نیست.

19:17.803 --> 19:20.347
‫آموکسی‌ سیلین رو هم برات میذارم.

19:20.431 --> 19:21.974
‫امشب دو تا دیگه هم بخور.

19:22.057 --> 19:24.602
‫ببین، اوم، میدونم...

19:26.604 --> 19:28.606
‫که با «شین» و «پاول»،
‫دوست‌ های صمیمی بودی.

19:29.648 --> 19:31.984
‫میدونم الان دوران سختی رو میگذرونی.

19:32.067 --> 19:34.528
‫کاش مجبور نبودی
‫تنهایی باهاش روبرو بشی.

19:34.612 --> 19:36.530
‫زیاد به خودت سخت نگیر، باشه؟

19:36.614 --> 19:39.158
‫این رو درک کن که...

19:39.241 --> 19:41.619
‫اتفاق وحشتناکی برای تو هم افتاده.

19:44.955 --> 19:46.957
‫سعی کن یکم با خودت مدارا کنی.

19:53.297 --> 19:55.633
‫اِ، وایسا. اِ...

19:55.716 --> 19:57.343
‫اِ، لطفاً، وایسا.

20:00.930 --> 20:02.306
‫و گفتی کارت چی بود؟

20:02.389 --> 20:04.058
‫مشاور راهنما؟

20:04.141 --> 20:05.559
‫مشاور مدرسه.

20:05.643 --> 20:08.821
‫یه مشاور مدرسه قراره چه سابقه‌ ای
‫در رابطه با اینجور مسائل داشته باشه؟

20:08.896 --> 20:13.567
‫خب، من در واقع مددکار اجتماعی
‫بالینیِ مستقل و دارای مجوزم...

20:13.651 --> 20:18.721
‫ولی دارم تلاش میکنم توی «رود آیلند» هم
‫به عنوان مشاور بالینی سلامت روان مجوز بگیرم.

20:18.781 --> 20:21.033
‫و چی باعث شده فکر کنی
‫پسرم به کمک تو احتیاج داره؟

20:23.452 --> 20:25.162
‫نمیگم که حتماً باید من باشم...

20:27.164 --> 20:28.749
‫ولی...

20:30.209 --> 20:34.088
‫با توجه به حجم جزئیاتی که الیور
‫درباره‌ وضعیت ذهنی فعلیش بهم داد...

20:34.171 --> 20:40.521
‫و چیزی که باعثش شده،
‫اون به درمان پیشِ یه نفر نیاز پیدا میکنه.

20:40.594 --> 20:43.514
‫و اون دقیقاً چه مقدار جزئیاتیه؟

20:44.598 --> 20:47.101
‫از لحاظ بالینی.

20:47.184 --> 20:49.395
‫کافی.

20:49.478 --> 20:51.647
‫کافی برای چی؟

20:52.731 --> 20:54.858
‫فقط در حدی که بدونم
‫واقعاً چه اتفاقی افتاده.

20:54.942 --> 20:56.485
‫هوم.

20:56.568 --> 21:00.239
‫هر بار فکر میکنم دیگه چیزی نمونده
‫که بتونه غافلگیرم کنه...

21:01.240 --> 21:04.118
‫با حسابدار شخصیم در تماست میذارم.

21:14.086 --> 21:16.213
‫مامان؟

21:16.296 --> 21:17.923
‫بله؟

21:21.343 --> 21:22.678
‫چای میخوای؟

21:24.888 --> 21:26.557
‫نه.

21:33.439 --> 21:38.068
‫درک میکنم که شاید اولش عجیب باشه.

21:39.611 --> 21:41.572
‫اشکالی نداره.
‫تو هم این کار رو میکنی؟

21:41.655 --> 21:45.075
‫میدونی، اینکه آدم‌ ها رو
‫خارج از مدرسه ببینی؟

21:45.159 --> 21:46.744
‫هدفِ واقعی من در زندگی...

21:47.786 --> 21:49.079
‫همیشه همین بود.

21:49.163 --> 21:53.125
‫پس، من اولین بیمارتم؟

21:53.208 --> 21:55.252
‫آره. یه جورایی هستی.

21:58.297 --> 22:02.760
‫ولی مگه نباید بتونی صادق باشی؟

22:02.843 --> 22:05.971
‫حقیقت رو بگی؟
‫میدونی...

22:06.055 --> 22:07.806
‫رو راست باشی؟

22:08.807 --> 22:11.518
‫چی داری میگی،
‫یعنی با من رو راست نبودی؟

22:12.561 --> 22:14.313
‫حقیقت رو بهم نگفتی؟

22:15.814 --> 22:18.150
‫البته که گفتم.
‫آره، گفتم.

22:19.234 --> 22:20.778
‫خب، پس باشه.

22:21.862 --> 22:24.031
‫این... این قراره جواب بده.

22:24.114 --> 22:26.033
‫هی، همین حالا هم داره جواب میده.

23:20.587 --> 23:22.339
‫هی، شایلا.
‫میخوای بیای «کریپت» پیش ما؟

23:22.422 --> 23:24.758
‫نمیتونم.
‫یه شات هم به جای من بزن.

23:29.221 --> 23:31.431
‫- الو؟
‫- سلام، مگی؟

23:31.515 --> 23:34.184
‫- سلام، شای.
‫- الو؟

23:34.268 --> 23:36.353
‫مامان، شین نیست.

23:36.436 --> 23:37.980
‫خط رو اشغال نکن.

23:39.314 --> 23:41.066
‫همین دیروز باهاش حرف زد،
‫مگه نه؟

23:41.150 --> 23:43.110
‫نمیذارن امروز دوباره بهش زنگ بزنه.

23:43.193 --> 23:45.487
‫بعید میدونم اصلاً بدونه امروز چه روزیه.

23:46.530 --> 23:47.781
‫کی میای خونه؟

23:47.865 --> 23:50.868
‫بیست دقیقه دیگه.
‫همین الان دارم از سر کار راه میفتم. فقط...

23:50.951 --> 23:54.204
‫یه لطفی در حق همه‌مون بکن،
‫و کاری به کارش نداشته باش، باشه؟

23:54.955 --> 23:55.956
‫باشه.

23:59.668 --> 24:01.503
‫وسایلت رو کامل جمع کردی؟

24:01.587 --> 24:03.589
‫سه‌ شنبه راه میفتی، مگه نه؟

24:05.299 --> 24:07.801
‫احتمالاً جلسات معارفه
‫خیلی شلوغ‌ و پلوغ باشه.

24:08.802 --> 24:13.390
‫کلی آدم جدید،
‫شرایط زندگی جدید.

24:17.102 --> 24:19.229
‫چیه؟ داری...
‫الان به چی فکر میکنی؟

24:21.982 --> 24:23.775
‫به اینکه حق با تو بود.

24:23.859 --> 24:27.446
‫اینکه شاید در حال حاضر
‫آمادگیش رو نداشته باشم،

24:27.529 --> 24:30.240
‫که برم استنفورد.

24:32.409 --> 24:34.411
‫اینکه نمیتونم.

24:36.413 --> 24:40.709
‫درباره هیچکدوم از اینا
‫با پدرت حرف زدی؟

24:43.337 --> 24:44.463
‫نه.

24:44.546 --> 24:47.090
‫آه.

24:47.174 --> 24:49.760
‫خب...

24:49.843 --> 24:51.511
‫باید بهش بگی، اُلی.

24:54.097 --> 24:57.267
‫بهش زنگ بزن،
‫و بهش بگو.

24:59.228 --> 25:00.562
‫نمیتونم.

25:01.647 --> 25:03.857
‫میخوای من این کار رو بکنم؟

25:04.900 --> 25:06.777
‫لطفاً، آره.

25:06.860 --> 25:08.946
‫باشه.

25:09.029 --> 25:10.739
‫ممنون.

25:11.740 --> 25:15.221
‫الیور سنت لجر.
‫اون برادرم رو با ماشینش به خونه‌مون رسوند.

25:15.327 --> 25:18.372
‫خبر داری که آقای سنت لجر میگه
‫بعد از مدرسه برادرت رو ندیده...

25:18.455 --> 25:21.959
‫تا زمانی که شین بعد از
‫نیمه‌ شب به خونه‌ش رفت؟

25:22.042 --> 25:25.128
‫- آره، میدونم، ولی حقیقت نداره، چون...
‫- داری چه غلطی میکنی؟

25:25.212 --> 25:27.798
‫داری...؟
‫داری بساط دادگاه‌ بازی راه میندازی یا چی؟

25:27.881 --> 25:30.634
‫- قراره...؟ قراره خنده‌ دار باشه؟
‫- نه. نه.

25:30.717 --> 25:31.718
‫چون اصلاً خنده‌ دار نیست.

25:31.802 --> 25:33.679
‫میدونم.

25:33.762 --> 25:35.722
‫من واقعاً دیدمش.

25:35.806 --> 25:37.599
‫شین بعد از تمرین مستقیم به خونه نیومد.

25:37.683 --> 25:40.269
‫تا دیرتر به خونه نیومد و...

25:40.352 --> 25:42.980
‫وقتی هم که اومد، دیدمش.

25:43.063 --> 25:44.481
‫دیدمش که داشت
‫از ماشین الیور پیاده میشد...

25:44.564 --> 25:46.191
‫باورم نمیشه همین الان
‫داری این کار رو میکنی.

25:46.275 --> 25:51.721
‫باورم نمیشه نمیتونی ببینی چقدر اشتباهه
‫که همین الان داری این کار رو میکنی!

25:51.738 --> 25:53.490
‫اینطوری نیست.
‫واقعاً حقیقت داره!

25:53.573 --> 25:55.951
‫هیچ‌ وقت اونطوری نیست.
‫مگه نه؟

25:56.034 --> 25:57.661
‫مثلاً...
‫مثل وقتی که معلمت بهت لگد زد...

25:57.744 --> 26:00.497
‫مثل وقتی که اون زن توی فروشگاه
‫«استاپ اند شاپ» میخواست تو رو بدزده...

26:00.580 --> 26:03.083
‫هیچ‌ وقت بحث جلب‌ توجه تو نیست.
‫همیشه واقعیت داره.

26:03.166 --> 26:08.714
‫هیئت‌ منصفه همین الان دارن
‫تصمیم میگیرن، مگان، یادته؟

26:08.797 --> 26:12.384
‫همشون توی یه اتاق نشستن،
‫و دارن درباره این حرف میزنن که...

26:12.467 --> 26:15.887
‫میخوان برادرت رو برای همیشه
‫به زندان بفرستن یا نه.

26:18.265 --> 26:23.721
‫حالا، معذرت میخوام که همه‌مون اونقدر از این بابت
وحشت‌ زده‌ ایم که نمیتونیم به تو توجه کنیم

26:23.770 --> 26:26.940
‫متأسفم که این لعنتی‌ ترین اتفاقیه
‫که تا حالا توی دنیا افتاده...

26:27.024 --> 26:29.943
‫و تو هنوزم باید همه‌ چی رو
‫به خودت ربط بدی.

26:41.538 --> 26:45.167
‫پرونده‌ مردم ایالت رود آیلند،
‫علیه شین مارتین.

26:45.250 --> 26:48.920
‫حکم، مورد اول،
‫قتل شبه‌ عمد.

26:49.004 --> 26:52.507
‫ما هیئت‌ منصفه،
‫متهم رو گناهکار میشناسیم.

27:07.731 --> 27:10.817
‫در واقع، شش دقیقه و ۱۱ ثانیه.

27:12.152 --> 27:14.196
‫برای سن من خیلی خوبه، مگه نه؟

27:14.279 --> 27:15.822
‫یا کلاً برای هر سنی.

27:16.823 --> 27:19.159
‫دفعه‌ قبل که توی استخر بودی،
‫تایمت چند بود؟

27:20.786 --> 27:22.287
‫اِم، ۳:۱۷.

27:22.371 --> 27:23.914
‫این چه گندیه؟

27:23.997 --> 27:27.250
‫داری پسرفت میکنی.
‫اصلاً تمرین میکنی؟

27:29.711 --> 27:32.381
‫این اواخر واقعاً نمیخوابم.

27:37.177 --> 27:39.012
‫از وقتی حکم صادر شده.

27:40.430 --> 27:42.265
‫درک میکنم.

27:42.349 --> 27:44.601
‫همین خودش دلیلیه
‫که باید منضبط بمونی.

27:44.684 --> 27:47.921
‫موضوع اینه : تمرین.

27:47.979 --> 27:50.315
‫باید هر روز انجامش بدی.
‫داری ادامه‌ش میدی، مگه نه؟

27:50.399 --> 27:52.067
‫ظرفیتت رو بالا ببر.

27:52.150 --> 27:55.987
‫رکوردهات بهتر میشه.
‫مثل هر چیز دیگه‌ ایه.

27:56.071 --> 27:58.490
‫فقط به کارت ادامه بده،
‫و بهم خبر بده.

28:06.581 --> 28:09.418
‫بعضی وقت ها فقط حس میکنم
‫باید به شین زنگ بزنم.

28:09.501 --> 28:12.462
‫ولی این احمقانه‌ست،
‫چون نمیتونی زنگ بزنی، پس...

28:12.546 --> 28:14.673
‫نه، نمیتونی زنگ بزنی.

28:14.756 --> 28:17.759
‫سعی کردم برم ببینمش.

28:17.843 --> 28:20.929
‫تا اسمم رو توی لیست ملاقات‌ کننده‌ هاش
‫یا همچین چیزی بنویسن.

28:23.932 --> 28:26.101
‫کی، اوم...

28:26.184 --> 28:28.061
‫کی این کار رو کردی؟

28:28.145 --> 28:30.397
‫نمیدونم.
‫یک ماه پیش.

28:31.773 --> 28:33.400
‫گفتن که خودش گفته نه.

28:33.483 --> 28:36.778
‫اوه، خب...

28:36.862 --> 28:39.030
‫ولی خب، اینم قابل درکه، مگه نه؟

28:42.617 --> 28:45.287
‫اگه میگفت آره، چی، اوم...

28:45.370 --> 28:48.248
‫برای همین سعی کردم توی
‫یه، توی یه نامه بنویسمش.

28:51.501 --> 28:56.721
‫ناامید شدم که حس نکردی این موضوع چیزیه
‫که بتونی اول با من درباره‌ش حرف بزنی...

28:56.756 --> 29:00.969
‫حس کردم میتونم، میتونم با این...
‫با این شروع کنم.

29:04.264 --> 29:05.765
‫اوه، ولی بعدش،
‫ولی بعدش...

29:05.849 --> 29:07.851
‫حس کردم که...

29:07.934 --> 29:10.854
‫اگه بفرستمش،
‫اصلاً بازش میکنه؟

29:14.191 --> 29:20.921
‫و اگه بازش نکنه، اون‌ وقت شاید اصلاً
‫فرستادنش خودش هدف اصلی باشه...

29:20.989 --> 29:23.074
‫من... نمیدونم.

29:23.158 --> 29:25.660
‫باشه. باشه.
‫این چطوره؟

29:26.870 --> 29:28.872
‫«شین» من رو میشناسه، از مدرسه.

29:30.165 --> 29:33.084
‫چی میشه اگه درخواست بدم اسمم رو
‫توی لیست ملاقات‌ کننده‌ هاش بذارن؟

29:33.168 --> 29:38.021
‫مـ... مـ... نمیگم چرا،
‫ولی اون رو با خودم می‌برم.

29:39.508 --> 29:41.593
‫و میخونمش.

29:41.676 --> 29:42.886
‫با صدای بلند.

29:42.969 --> 29:45.555
‫و بعدش هر اتفاقی بیفته،
‫دیگه به خودش بستگی داره.

29:55.065 --> 29:57.984
‫فقط متأسفم که قبلاً نتونستم
‫خودم رو مجبور به انجام این کار کنم.

29:59.402 --> 30:05.325
‫و میدونم انجام دادن کار درست در حال حاضر،
‫از من آدم خوبی نمیسازه، ولی باز هم...

30:05.408 --> 30:07.869
‫همه چی رو درست میکنم.

30:10.163 --> 30:12.040
‫قول میدم.

30:18.171 --> 30:19.714
‫- به نظر یکم...
‫ـ آخه، چیزه...

30:19.798 --> 30:21.383
‫- غذاهای اینجا خیلی بدن.
‫- آره.

30:21.466 --> 30:23.677
‫و توی زمان‌ های عجیبی هم سرو میکنن.
‫بگذریم.

30:25.262 --> 30:27.764
‫نمیدونم چرا فکر نمیکردم
‫که واقعاً بیای.

30:27.847 --> 30:29.599
‫نمیدونم چرا انقدر طول کشید
‫تا ازت بخوام بیای.

30:29.683 --> 30:33.311
‫خب، منظورم اینه که ما توی مدرسه
‫هیچ‌ وقت اونقدرها با هم حرف نمیزدیم، پس...

30:33.395 --> 30:35.397
‫- متأسفم.
‫- نمیگم که مثلاً سرزنشت کرده باشم.

30:35.480 --> 30:36.731
‫نه، میدونم که منظورت این نیست.

30:36.815 --> 30:38.942
‫من... فقط، این موضوع تصویرِ
‫چندان خوبی از من نمیسازه.

30:41.194 --> 30:45.240
‫خب، میتونم بپرسم حالت چطوره؟

30:47.367 --> 30:50.621
‫خیلی متأسفم،
‫بابت تمام این اتفاقات.

30:50.704 --> 30:53.498
‫فقط...
‫واقعاً وحشتناکه.

30:53.582 --> 30:55.166
‫آره.

30:55.250 --> 30:57.669
‫آره، واقعاً وحشتناکه. آره.

31:00.463 --> 31:03.341
‫صادقانه بگم، و میدونم که
‫باید همون اول این رو میگفتم...

31:03.425 --> 31:07.421
‫- همون موقع که اولین بار خواستم بیام ببینمت...
‫- قراره سعی کنی یه کتاب یا همچین چیزی بنویسی؟

31:07.470 --> 31:10.599
‫اوه. نه.

31:13.018 --> 31:14.894
‫من دارم با الیور کار میکنم.

31:18.064 --> 31:19.691
‫چطور باهاش کار میکنی؟

31:19.774 --> 31:23.111
‫فقط بهش مشاوره میدم.
‫به عنوان درمانگرش.

31:24.779 --> 31:26.489
‫پس طرفِ اونی، درسته؟

31:26.573 --> 31:28.366
‫من اجازه ندادم بیاد تو،
‫برای همین تو رو فرستاده؟

31:29.451 --> 31:31.119
‫نه.

31:31.202 --> 31:35.457
‫هر چند، واضحه که
‫این اولین سؤالِ کاملاً منطقیه...

31:35.540 --> 31:38.126
‫چرا به روان‌ درمانی نیاز داره؟ هان؟

31:38.209 --> 31:39.586
‫از کاری که کرده پشیمونه؟

31:39.669 --> 31:41.129
‫در واقع، آره، هست.

31:41.212 --> 31:42.756
‫بابت کدوم قسمتش؟

31:42.839 --> 31:44.299
‫کشتنِ پاول؟

31:44.382 --> 31:46.051
‫یا نابود کردنِ من؟

31:47.135 --> 31:51.264
‫درک میکنم که حتماً
‫غیرقابل‌ باور به نظر میرسه...

31:51.348 --> 31:53.975
‫- چی حتماً؟
‫- نمیدونم.

31:54.059 --> 31:58.271
‫اینکه چطور دنیا هنوز داره میچرخه.

31:59.356 --> 32:01.358
‫انگار که اصلاً هیچ‌ وقت
‫توی این دنیا نبودی.

32:03.568 --> 32:07.906
‫منظورت اینه که انگار تمامِ وجودِ من
‫همین کاری که انجامش ندادم شده؟

32:07.989 --> 32:11.159
‫همش به‌ خاطر اینکه احمق بودم،
‫و سعی کردم به دوستم کمک کنم؟

32:12.535 --> 32:16.665
‫شما توی اون جلساتِ روان‌ درمانیِ لعنتی‌تون
‫درباره این هم حرف میزنید؟

32:16.748 --> 32:19.709
‫کاری که اون با من کرد،
‫فقط چون میخواستم بهش کمک کنم؟

32:19.793 --> 32:24.021
‫چون اگه غیر از این باشه، تو هم فقط یه نفرِ دیگه هستی
‫که بهت پول میدن تا به دروغ‌ هاش گوش بدی.

32:25.048 --> 32:27.467
‫شین...

32:27.550 --> 32:29.594
‫میدونی، فرقی نمیکنه
‫که الیور به من چی گفته.

32:29.678 --> 32:33.598
‫وظیفه من این نیست که
‫قضاوت کنم حقیقت چیه...

32:33.682 --> 32:36.768
‫و حتی اگه بود هم،
‫من کاره‌ ای نبودم.

32:37.852 --> 32:42.065
‫موضوع بیشتر اینه که دردِ اون
‫باعث شده به دردِ تو فکر کنم...

32:42.148 --> 32:46.194
‫و اینکه اصلاً نمیتونم تصور کنم
‫چه سختی‌ هایی رو داری میگذرونی.

32:46.277 --> 32:49.072
‫یا اون قدرتی که میدونم
‫باید توی خودت پیدا کنی.

32:49.155 --> 32:51.241
‫برای چی؟

32:51.324 --> 32:53.243
‫- من قدرت دارم.
‫- میدونم که داری.

32:53.326 --> 32:54.744
‫ببین، من این ویژگی رو ازت یادمه.

32:54.828 --> 32:57.247
‫همونطور که گفتی، ما زیاد با هم حرف نزدیم،
‫ولی باز هم میتونستم تشخیص بدم...

32:57.330 --> 33:00.041
‫که شخصیت و اصالت داری.

33:00.125 --> 33:03.044
‫که این چیزها برات مهم بودن.

33:06.881 --> 33:08.258
‫فقط...

33:11.094 --> 33:14.264
‫قبل از اینکه به بریج‌ فیلد بیام،
‫من مددکار اجتماعی بودم...

33:14.347 --> 33:16.307
‫توی کنتیکت بود...

33:16.391 --> 33:19.060
‫و خیلی از مراجعینم
‫توی موقعیتِ تو بودن...

33:19.144 --> 33:22.439
‫با وکلای تسخیری‌ ای که
‫حریفِ وکلای گردن‌ کلفت نمیشدن.

33:22.522 --> 33:24.816
‫- خب؟
‫- یکی از مراجعینم...

33:26.067 --> 33:31.521
‫دان، اِم، شوهرش داشت حکمِ ۱۵ سال
‫تا حبس ابد رو توی زندان مک‌ دوگال میگذروند.

33:32.532 --> 33:34.409
‫دیو با پسر عموش یه کسب‌ و کارِ
‫نصب موکت داشت...

33:34.492 --> 33:39.021
‫و پسر عموش یه کارِ جانبیِ مشکوک داشت که
‫اونجا آخرش یه نفر به خاطر پول کشته شد...

33:39.038 --> 33:43.251
‫و پسرعموهه توافق کرد،
‫و گفت که همه‌ چی تقصیر دیو بوده.

33:45.128 --> 33:47.213
‫و میدونی،
‫دیو فقط فکر میکرد...

33:47.297 --> 33:50.300
‫چون اون کار رو نکرده،
‫در نهایت حقیقت پیروز میشه.

33:52.385 --> 33:55.096
‫و نمیدونست چطور جلوی سرخوردگی...

33:55.180 --> 33:59.321
‫و خشمش رو بگیره تا اون رو وارد موقعیت‌ هایی نکنه،
‫که فقط سال‌ های بیشتری به محکومیتش اضافه کنه...

34:00.268 --> 34:01.728
‫یا اینکه چطور زندگی کنه...

34:01.811 --> 34:04.105
‫در حالی‌ که میدونست از همون اول
‫فقط به این خاطر توی زندانه...

34:04.189 --> 34:06.816
‫که کسی که بهش اعتماد داشت،
‫بهش دروغ بسته بود.

34:08.651 --> 34:10.278
‫و در مقایسه با تو...

34:11.613 --> 34:13.238
‫اون خوش‌ شانس بود.

34:14.490 --> 34:20.621
‫اون با آدم‌ هایی در نیفتاده بود که اونقدر پول دارن
‫که دنیا رو دقیقاً همونجوری بسازن که دلشون میخواد.

34:25.168 --> 34:27.754
‫خب، چه اتفاقی برای دیو افتاد؟

34:27.836 --> 34:29.546
‫هنوز توی زندانه؟

34:31.633 --> 34:33.718
‫نه.

34:33.802 --> 34:35.512
‫کی عفو مشروط گرفت؟

34:38.473 --> 34:40.517
‫نگرفت.

34:41.601 --> 34:45.438
‫من... من نمیخوام وارد جزئیات بشم،
‫اگه مشکلی نیست.

34:45.522 --> 34:47.439
‫فقط محضِ احترام.

34:47.524 --> 34:50.818
‫من هیچ‌ وقت، هیچ‌ وقت
‫اون تماس تلفنی رو فراموش نمیکنم.

34:54.531 --> 34:56.950
‫یه نکته‌ مثبتِ خیلی کوچیک وجود داشت...

34:57.033 --> 34:59.035
‫هر چقدر هم که گفتنش عجیب به نظر بیاد...

34:59.118 --> 35:02.038
‫خانواده‌ دیو اینطور فکر نمیکردن،
‫ولی میدونم خودِ دیو اینطور فکر میکرد.

35:03.164 --> 35:06.960
‫چیزیه که بهش میگن
‫"دکترین ابطالِ دعوا".

35:07.043 --> 35:09.170
‫ببین، اگه توی دادگاه محکوم بشی،
‫حتی برای قتل...

35:09.254 --> 35:12.841
‫و قبل از اینکه تمام مراحل
‫تجدید نظرت طی بشه توی زندان بمیری...

35:12.924 --> 35:14.300
‫محکومیتت خود به‌ خود باطل میشه...

35:14.384 --> 35:17.720
‫و کیفرخواستت رد میشه،
‫انگار که اصلاً اتفاق نیفتاده.

35:20.098 --> 35:22.642
‫وقتی مُرد...
‫چون اون مُرد...

35:22.725 --> 35:28.521
‫تا جایی که به قانون و دنیا مربوط میشد،
‫دیو یه آدم بی‌ گناه بود.

35:32.819 --> 35:35.697
‫هی، بالاخره جلوی دستگاه‌ های
‫فروش خودکار صفی نیست.

35:35.780 --> 35:37.365
‫میرم یه نوشابه بگیرم.

35:37.448 --> 35:38.616
‫تو هم میخوای؟

35:57.510 --> 35:59.888
‫نه، نه، نه، اونا حتماً... مامان،
‫اونا، اونا همینطوری نمیگن که...

35:59.971 --> 36:02.223
‫- «از زندان تماس میگیریم»، باشه؟
‫- آره. آره، همین رو گفتن.

36:02.307 --> 36:04.225
‫گفتن از اِی‌ سی‌ آی تماس میگیرن،
‫و متأسفیم که به اطلاعتون میرسونیم که...

36:04.309 --> 36:05.602
‫خب، این اصلاً منطقی نیست مامان، باشه؟

36:05.685 --> 36:07.186
‫خب، خب، قراره...
‫قراره دوباره بهمون زنگ بزنن؟

36:07.270 --> 36:08.938
‫اون این کار رو...
‫اون این کار رو با خودش نمیکرد.

36:09.022 --> 36:10.231
‫اون این کار رو با من نمیکرد،
‫اون هیچ‌ وقت همچین کاری نمیکرد!

36:10.315 --> 36:11.316
‫گوش کن،
‫طوری نیست.

36:11.399 --> 36:13.526
‫من بهشون زنگ میزنم،
‫و میفهمم کی بهمون زنگ زده، باشه؟

36:17.989 --> 36:20.491
‫وحشتناکه،
‫اتفاق وحشتناکیه.

36:20.575 --> 36:22.452
‫حتی فکر کردن بهش هم سخته...

36:22.535 --> 36:25.038
‫اون درموندگی‌ ای که
‫پشت همچین انتخابی هست.

36:26.789 --> 36:29.959
‫آدم رو به فکر تمام انتخاب‌ های خودش
‫توی زندگی میندازه، مگه نه؟

36:30.043 --> 36:32.462
‫تمام کارهایی که انجام دادی یا ندادی.

36:35.965 --> 36:37.884
‫هی.

36:37.967 --> 36:40.386
‫هی. هی، هی.

36:40.470 --> 36:44.015
‫ببین، میدونی تکاورهای نیروی دریایی
‫برای آروم شدن از این روش استفاده میکنن؟

36:44.098 --> 36:45.433
‫که خیلی عجیبه، مگه نه؟

36:45.516 --> 36:49.145
‫این جنگجوهای زبده، با اینکه آموزش می‌بینن
‫و تمرین میکنن، باز هم دچار وحشت میشن.

36:49.228 --> 36:52.148
‫حتی تکاورهای نیروی دریایی هم باید
‫به خودشون یادآوری کنن که نفس بکشن.

36:52.231 --> 36:54.651
‫خب؟ چهار شماره دم،
‫چهار شماره حبس...

36:54.734 --> 36:57.403
‫چهار شماره بازدم،
‫چهار شماره حبس.

36:57.487 --> 36:58.696
‫بهش میگن تنفس مربعی.

36:58.780 --> 36:59.989
‫یه مربع چهار تا ضلع داره.

37:00.073 --> 37:03.034
‫فقط روی عددها و ضلع‌ ها تمرکز کن،
‫همین و بس.

37:03.117 --> 37:04.994
‫۴ در ۴.
‫با من انجامش بده، یالا.

37:05.078 --> 37:07.038
‫بیا همین الان با هم یه مربع بسازیم.

37:11.125 --> 37:14.420
‫حبس...
‫دو، سه، چهار.

37:17.256 --> 37:19.884
‫حبس، دو، سه، چهار.

37:19.968 --> 37:23.680
‫بازدم، دو، سه، چهار.

37:29.686 --> 37:31.104
‫سلام.

37:32.313 --> 37:35.358
‫- آیا ما...
‫- چه کوفتی به برادرم گفتی؟

37:35.441 --> 37:37.694
‫- ببخشید؟
‫- یهو از ناکجاآباد پیدات میشه...

37:37.777 --> 37:39.445
‫میری توی مِخش، و معلوم نیست
‫چه اراجیفی به خوردش میدی...

37:39.529 --> 37:41.572
‫تا اینکه یهو فکر میکنه
‫هیچ راه فراری از دستِ...

37:41.656 --> 37:43.366
‫اوه... باشه.
‫خدای من.

37:45.034 --> 37:46.703
‫میشه فقط...

37:47.704 --> 37:49.706
‫من... وقتی شنیدم چه اتفاقی افتاده،
‫خیلی متأسف شدم.

37:49.789 --> 37:51.958
‫اصلاً تو اونجا چه غلطی میکردی؟ هوم؟

37:52.041 --> 37:53.668
‫تو توی مدرسه اصلاً برای «شین» وجود نداشتی،
‫و این رو خوب میدونم...

37:53.751 --> 37:54.752
‫اون حتی یک‌ بار هم اسمی ازت نبرد.

37:54.836 --> 37:57.880
‫اگه بخوایم منصف باشیم،
‫پیش مشاور رفتن...

37:57.964 --> 38:02.760
‫همیشه موضوعی نیست که دانش‌ آموز
‫توی خونه درباره‌ش حرف بزنه، درسته؟

38:02.844 --> 38:05.346
‫داری بهم میگی اون لعنتی
‫پیش تو اومده بود؟

38:05.430 --> 38:08.433
‫طبق قوانین رازداری پزشکی،
‫من اجازه ندارم چیزی بهت بگم.

38:08.516 --> 38:10.059
‫متأسفم.

38:10.143 --> 38:15.121
‫ولی چه اومده باشه چه نه،
‫با وجود جمعیتی حدود ۶۰۰ دانش‌ آموز...

38:15.148 --> 38:20.221
‫داشتنِ شناخت کلی
‫از همشون و چالش‌ های مختلفشون...

38:20.278 --> 38:23.072
‫آره، وظیفه‌ من همین بود.

38:24.365 --> 38:25.992
‫چرا رفتی زندان؟

38:26.075 --> 38:28.244
‫برای اینکه حمایتش کنم...

38:28.327 --> 38:31.414
‫نه، میخوام بدونم چه اراجیف
‫فاجعه‌ باری بهش گفتی.

38:31.497 --> 38:34.625
‫گذشته از اون، اون الیور سنت‌ لجرِ لعنتی
‫برای تراپی پیشت میاد، که این...

38:34.709 --> 38:36.961
‫راستش اصلاً نمیتونم
‫این موضوع رو هضم کنم.

38:37.045 --> 38:38.963
‫پس اون این رو بهت گفت،
‫ولی نگفت دیگه درباره چی حرف زدیم؟

38:39.047 --> 38:41.632
‫خب، داشت به زندگیش سر و سامون میداد،
‫داشت اون کلاس‌ های لعنتی رو میرفت...

38:41.716 --> 38:44.969
‫و بعد تو پیدات میشه،
‫و یک ماه بعدش اون خودش رو میکشه.

38:46.804 --> 38:50.850
‫و... و فکر میکنی حرف زدن با من
‫ربطی به این موضوع داشته؟

38:50.933 --> 38:55.021
‫آره، همینطوره، و کلی سوال دارم که
‫قراره از هر کسی که مسئول بوده بپرسم...

38:55.146 --> 38:57.273
‫که به تو مجوز دادن
‫با بقیه حرف بزنی، باشه؟

38:57.356 --> 38:59.859
‫پس فقط بدون که این چیزیه
‫که قراره اتفاق بیفته.

38:59.942 --> 39:01.527
‫خب، پس شاید بد نباشه این رو هم
‫ازشون بپرسی که آیا فکر میکنن...

39:01.611 --> 39:05.721
‫کسی که هیچ پیش‌ زمینه‌ ای از بی‌ ثباتی روانی
‫و سابقه‌ گسست عاطفی در محیط خانه نداره...

39:05.823 --> 39:08.868
‫ممکنه با یه مکالمه‌ ساده و گذرا
‫به سمت خودکشی سوق داده بشه...

39:08.951 --> 39:11.329
‫اون هم توسط یه غریبه‌ نسبتاً دلسوز؟

39:13.664 --> 39:17.251
‫اوه، این واقعاً اتفاق وحشتناکیه.

39:17.335 --> 39:20.088
‫ببین، من درک میکنم...

39:20.171 --> 39:22.423
‫که لازم باشه یه جوری توجیه‌ش کنی.

39:22.507 --> 39:25.551
‫ولی وقتی کسی که همین حالا هم
‫از نظر روحی آسیب‌ پذیره...

39:25.635 --> 39:28.471
‫توی همچین محیط
‫چالش‌ برانگیزی قرار میگیره...

39:28.554 --> 39:31.682
‫اون هم در سنی که هنوز با مهارت‌ های مقابله‌ ای
‫دست و پنجه نرم میکنه...

39:31.766 --> 39:34.769
‫و حتی با این ایده که
‫آینده‌ ای اصلاً وجود داره...

39:34.852 --> 39:37.522
‫بماند که سیستم حمایتی توی خونه هم...

39:37.605 --> 39:39.357
‫اصلاً در حد و اندازه‌ این کار نیست،
‫به معنای واقعی...

39:41.526 --> 39:43.236
‫لعنتی!

39:46.906 --> 39:51.327
‫خب...
‫فردا به محض باز شدن دادگاه...

39:51.410 --> 39:55.123
‫یه حکم حفاظتی موقتِ یک‌ طرفه
‫علیه تو ثبت میکنم.

39:55.206 --> 39:56.541
‫و فقط برای اینکه نهایی بشه...

39:56.624 --> 39:58.000
‫- لعنت بهت!
‫- باشه.

40:11.389 --> 40:13.141
‫مامان خوابید؟

40:14.142 --> 40:15.768
‫رفت توی اتاقش.

40:15.852 --> 40:18.646
‫مطمئنم نخوابیده.
‫هیچکس توی این خونه نمیخوابه.

40:18.729 --> 40:20.606
‫مشخصه.

40:29.949 --> 40:32.869
‫خب. تاک شو، فیلم قدیمی،
‫تبلیغات بازرگانی...

40:32.952 --> 40:35.246
‫- یا...
‫- به نظرت «شین» الان کجاست؟

40:36.497 --> 40:38.082
‫لعنتی.

40:38.166 --> 40:40.751
‫برای این بحث، به یه لیوان نوشیدنی،
‫یا شاید هم ده تا، نیاز دارم.

40:40.835 --> 40:44.630
‫مگان، نمیخوام درباره بهشت یا هر چیزی
‫شبیه اون حرف بزنم، باشه؟

40:44.714 --> 40:46.382
‫چون فکر نمیکنی که اون...

40:46.465 --> 40:50.970
‫اگه جایی باشه که اون الان هست،
‫امیدوارم همه چی براش معنا پیدا کنه...

40:51.053 --> 40:52.930
‫که دیگه دردی نکشه.

40:53.014 --> 40:55.016
‫باشه؟

40:55.099 --> 40:57.185
‫منم همینطور.

40:57.268 --> 41:00.313
‫در ضمن، کاش یه همچین جایی
‫برای مامان هم بود که بره.

41:03.149 --> 41:07.028
‫آره، یعنی مامان هنوز زنده‌ست،
‫ولی میفهمم چی میگی.

41:09.906 --> 41:11.908
‫اون شب دیدمش.

41:13.784 --> 41:15.286
‫منظورت چیه؟

41:17.038 --> 41:19.624
‫مامان و بابا به مسابقه‌ بینگویِ
‫کلیسای «هولی اسپریت» رفته بودن...

41:19.707 --> 41:23.336
‫و اون قرار بود بعد از تمرین
‫بیاد خونه و شام درست کنه...

41:23.419 --> 41:25.755
‫ولی نیومد...

41:25.838 --> 41:28.090
‫برای همین خودم درست کردم...

41:28.174 --> 41:30.718
‫و دیدم که یکی با ماشین رسوندش،
‫و پیاده‌ش کرد.

41:32.720 --> 41:34.889
‫با ماشینی که دیدمش.

41:36.641 --> 41:38.726
‫اینکه ماشینِ کی بود...

41:39.936 --> 41:42.980
‫خب، و... خب،
‫شین این رو میدونست؟

41:43.064 --> 41:45.107
‫- آره.
‫- کِی؟

41:46.108 --> 41:48.527
‫- همون موقع که اومد تو.
‫- خب، و اون چی گفت؟

41:48.611 --> 41:50.821
‫اون گفت که تمام مدت خونه بوده.

41:50.905 --> 41:54.909
‫و هیچ‌ وقت ازت نخواست که بعداً
‫به کسی چیزی بگی، هیچ‌ وقت؟

41:56.494 --> 41:58.829
‫فکر میکردم بخواد.

41:59.872 --> 42:03.042
‫منتظر بودم،
‫ولی هیچ‌ وقت نخواست.

42:05.461 --> 42:07.630
‫چرا نخواست که من چیزی بگم؟

42:08.923 --> 42:11.008
‫میدونی چیه؟
‫شاید اون...

42:12.009 --> 42:16.097
‫میترسیده، آره،
‫از اینکه پایِ الیور رو وسط بکشی...

42:16.180 --> 42:17.431
‫و از خانواده‌ الیور.

42:17.515 --> 42:21.352
‫از کاری که ممکنه بکنن،
‫سرِ ما، سرِ تو.

42:21.435 --> 42:22.937
‫منظورم اینه که،
‫کی میدونه؟

42:23.020 --> 42:25.189
‫با آدم‌ هایی که میتونن...

42:25.273 --> 42:27.692
‫همون چیزی باشن که هستن.

42:27.775 --> 42:31.112
‫احساس گناه میکنی؟
‫برای اینکه نگفتی؟

42:32.113 --> 42:34.031
‫نکن.

42:34.907 --> 42:35.950
‫باشه؟

42:36.033 --> 42:38.202
‫هیچ فرقی نمیکرد.

42:38.286 --> 42:40.913
‫باز هم همه‌ چی دقیقاً
‫به همین شکل اتفاق میفتاد...

42:40.997 --> 42:42.123
‫و تو نمیتونستی جلوش رو بگیری.

42:42.206 --> 42:44.500
‫پس، خواهش میکنم،
‫خواهش میکنم...

42:45.835 --> 42:47.628
‫نذار زندگیت رو از مسیرش خارج کنه.

42:49.588 --> 42:53.021
‫باشه؟
‫بیا اینجا.

43:16.021 --> 43:19.021
[ زمان حال ]

43:21.021 --> 43:25.021
‫- خانم مارتین؟
‫- یکی‌شون هستم.

43:26.459 --> 43:28.085
‫کدوم‌شونی؟

43:29.462 --> 43:30.588
‫شایلا.

43:30.671 --> 43:32.673
‫مادرت کریستیه؟
‫اون هم اینجاست؟

43:32.757 --> 43:34.383
‫در حال حاضر اینجا نیست.

43:34.467 --> 43:36.052
‫و تو اینجا با اون زندگی میکنی؟

43:36.135 --> 43:37.928
‫آره، هی به رخم بکش، باشه؟

43:39.055 --> 43:41.349
‫خب، اِ، تو خواهر شینی؟

43:41.432 --> 43:43.309
‫هی، میتونم یه سوال بپرسم؟

43:43.392 --> 43:47.721
‫آره، ما اینجاییم تا از مردم سوال‌ هایی
‫درباره مردی به اسم الیور سنت لجر بپرسیم.

43:48.814 --> 43:50.816
‫به‌ طور مشخص،
‫درباره احتمال یه قتل انتقام‌ جویانه...

43:50.900 --> 43:53.110
‫در مورد مردی به اسم الیور سنت لجر.

43:53.194 --> 43:55.029
‫ما با آنت اسپارلینگ صحبت کردیم.
‫اون آدرس اینجا رو بهمون داد.

43:55.112 --> 43:57.656
‫خواهرت هم اینجا زندگی میکنه؟

43:57.740 --> 44:01.869
‫مگان یا سی‌یرا وایز؟
‫کدوم یکی صداش میکنی؟

44:04.413 --> 44:07.958
‫ببینید، من نمیدونم مگان
‫کجا زندگی میکنه، خب؟

44:08.042 --> 44:10.086
‫حتی نمیدونم کجاست.

44:11.796 --> 44:14.021
‫یا اینکه اصلاً قراره برگرده یا نه.

44:21.021 --> 44:26.021
[ روز سی و سوم ]

44:31.521 --> 44:33.021
‫هی.

44:37.521 --> 44:40.021
‫فقط اینجا نشسته بودم،
‫و نفس کشیدنت رو تماشا میکردم.

44:42.952 --> 44:44.995
‫تو مگانی.

44:45.079 --> 44:47.665
‫تو خواهر شینی.

44:49.500 --> 44:51.043
‫آره.

44:57.174 --> 44:59.260
‫اون روزی که پاول اسپارلینگ مُرد...

45:00.469 --> 45:02.471
‫من دیدمت.

45:03.973 --> 45:06.600
‫و میدونستم که داری دروغ میگی.

45:08.686 --> 45:11.814
‫ولی من در مقایسه با تو،
‫و خانواده‌ت، کسی نبودم.

45:15.067 --> 45:17.445
‫و هیچ کاری از دستم بر نمیومد.

45:20.948 --> 45:25.035
‫و کل زندگیم همینطور از کنترل خارج میشد.

45:25.119 --> 45:29.290
‫حتی بعد از این همه سال،
‫هنوز هم داره از کنترل خارج میشه.

45:29.373 --> 45:31.625
‫و میخواستم بهت صدمه بزنم.

45:33.461 --> 45:36.005
‫واقعاً، واقعاً میخواستم بهت صدمه بزنم.

45:38.382 --> 45:40.551
‫برای همین یه نقشه‌ ای کشیدم.

45:43.095 --> 45:45.097
‫ولی بعدش کم‌ کم شناختمت.

45:46.098 --> 45:48.184
‫و دیدم که...

45:48.267 --> 45:50.436
‫چقدر تنها بودی.

45:52.313 --> 45:54.440
‫که نیازی نبود من کاری برای
‫نابود کردن زندگیت بکنم...

45:54.523 --> 45:57.151
‫چون خودت داشتی
‫این کار رو میکردی.

46:02.281 --> 46:05.326
‫واقعاً میخواستم حقیقت رو بهت بگم.

46:06.952 --> 46:09.997
‫من... من فرصت‌ های زیادی داشتم
‫که حقیقت رو بهت بگم و نگفتم.

46:18.380 --> 46:20.216
‫متأسفم.

46:23.886 --> 46:25.804
‫من متأسفم.

46:25.888 --> 46:27.598
‫اون صمیمی‌ ترین دوستم بود.

46:27.681 --> 46:29.558
‫و برادرت...

46:29.642 --> 46:31.519
‫اون حقش این نبود.

46:34.730 --> 46:36.941
‫برادرت هیچ کار اشتباهی نکرد.

46:37.024 --> 46:39.193
.کار من بود

46:41.529 --> 46:43.322
‫این رو میدونم.

46:45.908 --> 46:47.826
‫میدونستم.

46:51.705 --> 46:53.582
‫ولی ممنون که این رو گفتی.

46:53.666 --> 46:56.210
‫چون فکر کنم واقعاً نیاز داشتم...

46:56.293 --> 46:58.254
‫که این رو بهم بگی.

47:04.969 --> 47:07.263
‫و من خیلی عاشقتم.

47:09.390 --> 47:10.975
‫منم خیلی عاشقتم.

47:11.058 --> 47:12.268
‫آره؟

47:12.351 --> 47:14.021
‫آره.

47:32.021 --> 47:35.021
[ زمان حال ]

47:39.086 --> 47:42.131
‫نمیتونم بگم از اینکه طرفدار
‫«تام پتی» هستی تعجب کردم...

47:42.214 --> 47:44.508
‫ولی اگه تا یک میلیون سال دیگه
‫یه آهنگ دیگه از «تام پتی» بشنوم...

47:44.592 --> 47:46.218
‫بازم خیلی زود میشه، لعنتی.

47:46.302 --> 47:48.387
‫کِی «تام پتی» داشت اذیتت میکرد؟

47:48.470 --> 47:50.639
‫وقتی من رانندگی میکردم،
‫و تو خواب بودی...

47:50.723 --> 47:54.310
‫یا وقتی من رانندگی میکردم،
‫و تو خواب بودی؟

47:56.520 --> 48:01.525
‫خب، به نظرمون «مگان مارتین»،
‫یا همون «سی‌یرا وایز»...

48:01.609 --> 48:06.071
‫یه جایی توی این دنیاست،
‫حالا با «الیور کندی» یا بدون اون؟

48:06.155 --> 48:08.449
‫آره، ولی این رو نمیدونیم.

48:08.532 --> 48:11.744
‫گفتم «فکر میکنیم»،
‫نگفتم «میدونیم».

48:12.995 --> 48:15.497
‫ولی قبول داری که این اولین راهیه
‫که فردا باید بریم سراغش؟

48:15.581 --> 48:17.521
‫باشه، آره، این اولین راهه،
‫ولی تنها راه نیست...

48:20.021 --> 48:23.021
°°مترجم : احسان°°
○○@Ehsan_Cn○○

48:23.051 --> 48:28.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

48:28.051 --> 48:38.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

48:45.152 --> 48:48.322
‫♪ بهتره مواظب حرف زدنت باشی ♪

48:49.782 --> 48:53.077
‫♪ بهتره مواظب باشی با من چیکار میکنی ♪

48:54.078 --> 48:56.747
‫♪ جوزده نشو ♪

48:57.956 --> 49:01.710
‫♪ دختر، اگه میتونی بهتر از من پیدا کنی ♪

49:01.794 --> 49:03.587
‫♪ برو ♪

49:05.381 --> 49:07.716
‫♪ آره، برو ♪

49:09.051 --> 49:10.678
‫♪ ولی یادت باشه ♪

49:10.761 --> 49:14.139
‫♪ عشقِ خوب سخت پیدا میشه ♪

49:14.223 --> 49:17.726
‫♪ عشقِ خوب سخت پیدا میشه ♪

49:17.810 --> 49:20.229
‫♪ شانس آوردی، عزیزم ♪

49:22.022 --> 49:24.733
‫♪ شانس آوردی، عزیزم ♪

49:25.859 --> 49:28.195
‫♪ وقتی پیدات کردم ♪

49:35.828 --> 49:38.664
‫♪ دستت رو روی گونه‌م گذاشتی ♪

49:40.124 --> 49:43.085
‫♪ و بعد چشم هات رو ازم برگردوندی ♪

49:44.211 --> 49:46.630
‫♪ اگه احساسِ کامل بودن نمیکنی ♪

49:48.215 --> 49:51.635
‫♪ اگه من تا تهِ مسیر باهات نمیام ♪

49:51.719 --> 49:53.679
‫♪ پس برو ♪

49:55.222 --> 49:57.683
‫♪ آره، برو ♪

49:59.101 --> 50:00.769
‫♪ ولی یادت باشه ♪

50:00.853 --> 50:04.064
‫♪ عشقِ خوب سخت پیدا میشه ♪

50:05.065 --> 50:08.193
‫♪ عشقِ خوب سخت پیدا میشه ♪

50:08.277 --> 50:10.529
‫♪ شانس آوردی، عزیزم ♪

50:12.281 --> 50:14.908
‫♪ شانس آوردی، عزیزم ♪

50:16.021 --> 50:18.521
‫♪ وقتی پیدات کردم ♪
